Forwarded from اتچ بات
▫️▫️▫️
#کالایی_سازی_حق
✍ #امیر_حسین_نوربخش
💢 خرید و فروش حق، امروز به کسب و کاری عادی و پول ساز تبدیل شده است.
اندکی انرژی موفقیت هم توسط پیامبران سرمایهداری به آن تزریق شده و کدها و شعارهایی با این مفهوم طراحی شدهاند که "تو باید به هر قیمتی (ولو له کردن دیگران) حقت را بگیری" آنها حق را مانند یک امتیاز تعریف کردهاند که می توان آن را به راحتی معامله کرد و قیمت گذاری نمود.در صورتی که حق امری وضعی و حاصل مبارزه همه علیه وضعیت است.
مطالبه حق به جای یک کنش، تبدیل به نوعی هویت طلبی شده که میخواهد اوضاع را طبیعی جلوه دهد و این یعنی بزک کردن وضعیت غیر طبیعی و حمایت تمام قد مکتب نئولیبرال حقوق طبیعی از آن که به طور تمام قد بر دانشگاهها و ادارات و عدلیه ما سایه افکنده و آدرس غلط میدهد.
لذا هر کس که حقش ضایع شده طبیعتا خودش مقصر است؛ چون با نیروی جادویی درونش از حقش دفاع نکرده؟! این یعنی پایه ریزی یک نظام حقوقی توسط حقوق دانان طرفدار طبقهی برنده که هدفشان فقط کسب زود و درآمد از دعاوی و منازعات مردم است؛ چون بسیار محافظه کار و مصلحت اندیش بوده و تنها در پی کسب سود و منفعت شخصی میباشند و خیر و منفعت عمومی برایشان پشیزی ارزش ندارد.
آنان حق را امری خصوصی، فردی و اتمیزه میدانند که هیچ ماهیت اجتماعیای از خویش ندارد.
#کالایی_سازی_حق
🌐 امیرحسین نوربخش
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
#کالایی_سازی_حق
✍ #امیر_حسین_نوربخش
💢 خرید و فروش حق، امروز به کسب و کاری عادی و پول ساز تبدیل شده است.
اندکی انرژی موفقیت هم توسط پیامبران سرمایهداری به آن تزریق شده و کدها و شعارهایی با این مفهوم طراحی شدهاند که "تو باید به هر قیمتی (ولو له کردن دیگران) حقت را بگیری" آنها حق را مانند یک امتیاز تعریف کردهاند که می توان آن را به راحتی معامله کرد و قیمت گذاری نمود.در صورتی که حق امری وضعی و حاصل مبارزه همه علیه وضعیت است.
مطالبه حق به جای یک کنش، تبدیل به نوعی هویت طلبی شده که میخواهد اوضاع را طبیعی جلوه دهد و این یعنی بزک کردن وضعیت غیر طبیعی و حمایت تمام قد مکتب نئولیبرال حقوق طبیعی از آن که به طور تمام قد بر دانشگاهها و ادارات و عدلیه ما سایه افکنده و آدرس غلط میدهد.
لذا هر کس که حقش ضایع شده طبیعتا خودش مقصر است؛ چون با نیروی جادویی درونش از حقش دفاع نکرده؟! این یعنی پایه ریزی یک نظام حقوقی توسط حقوق دانان طرفدار طبقهی برنده که هدفشان فقط کسب زود و درآمد از دعاوی و منازعات مردم است؛ چون بسیار محافظه کار و مصلحت اندیش بوده و تنها در پی کسب سود و منفعت شخصی میباشند و خیر و منفعت عمومی برایشان پشیزی ارزش ندارد.
آنان حق را امری خصوصی، فردی و اتمیزه میدانند که هیچ ماهیت اجتماعیای از خویش ندارد.
#کالایی_سازی_حق
🌐 امیرحسین نوربخش
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Telegram
attach 📎
Forwarded from سیاست ملّی
🟥 میتوانیم بگوییم خدا ماشینی میلگر است که مدام خراب میشود، "خراب میکند" و خرابشدناش همان کار کردناش میباشد.
فلاتی که دستگاه و ماشینهای مکانیکی و غایتمند روی آن میلغزند و حالا دقیقتر میگوییم که ما با تکانهای نه در دل هستی بلکه با جهان به مثابه رانشِ تکانه ها مواجهیم.
🔺 ماشین میلگر، بدن بدون اندام است، کار میکند، در مینوردد، قلمرو ها و خطوط در صیرورتِ نابِ آن رقم میخورند و این؛ همان هستیِ مولکولار-خداوندگار است.
حالا که به زعم #اسپینوزا (سریعا به خدا رسیدهایم) کیفیتی ناب را میبینیم که تابحال در تابش ناباش آن را نمیدیدیم. با یک مثال انگار آنقدر به آن نزدیک بودیم که از پیش چشممان محو بود.
🔻 انبوه خلق تجلی خدا از برای خداست. میل انبوهه منضبط میشود، کنترل میشود، سرکوب خودش را اولویت میکند، اما همیشه چیزی بیرون میماند، مازاد و بیشیای که با افراط گره خورده، این نیروی نامولد انهدامگر است، خراب میشود و میکند، و دیگر نه ملتی میماند و نه دولتی، نه واسطهگری و میانجیگری حقوقی و وکالتی.
🛑 انقلابِ کاملی وجود ندارد، شورش زندگیست و زندگی سیلان شورمند صیرورت، و انقلاب دیگر ترمزی نیست که مسافران داخل قطار آن را بکشند*، بلکه حالا انقلاب، خارج شدن قطار از ریل و سقوط آن در دره است و این خرابشدن و خرابشدن های بعدی [سقوط و انفجار و آتش و ارتعاش مولکولی خداوند] قطعا بدون تلفات نخواهد بود. طبیعت خراب نمیکند، طبیعت خراب میشوند، و این یعنی ترکیبشدن، مرکببودنِ حیات و صیرورت.
تحشیه: اگر خدا، همه چیز است، پس خدا در دردناک ترین و شادمان ترین صحنه ها [برای فاعل شناسا] حضور ندارد، بلکه خدا خودِ این رخداد ها و این طبیعتِ شورشی و مولکولی است، و خدا دیگر نه در کلام که در 'چیز' تجلی مییابد. خدا دیگر نه طرف خیر است نه یا شر، خدا هر "چیز" است، خدا در تقابل با هیچ چیز نیست، چون خدا همه چیز است.
_____
* #کارل_مارکس نوشت: انقلاب ها لوکوموتیوهای تاریخ جهانیاند. و بعدتر #والتر_بنیامین نوشت شاید انقلاب ترمز اضطراریایست که مسافرین با آن قطار را متوقف کرده و نگه میدارند.
#ادمین
@Pf_left 🚩جنبش رایزومی
فلاتی که دستگاه و ماشینهای مکانیکی و غایتمند روی آن میلغزند و حالا دقیقتر میگوییم که ما با تکانهای نه در دل هستی بلکه با جهان به مثابه رانشِ تکانه ها مواجهیم.
🔺 ماشین میلگر، بدن بدون اندام است، کار میکند، در مینوردد، قلمرو ها و خطوط در صیرورتِ نابِ آن رقم میخورند و این؛ همان هستیِ مولکولار-خداوندگار است.
حالا که به زعم #اسپینوزا (سریعا به خدا رسیدهایم) کیفیتی ناب را میبینیم که تابحال در تابش ناباش آن را نمیدیدیم. با یک مثال انگار آنقدر به آن نزدیک بودیم که از پیش چشممان محو بود.
🔻 انبوه خلق تجلی خدا از برای خداست. میل انبوهه منضبط میشود، کنترل میشود، سرکوب خودش را اولویت میکند، اما همیشه چیزی بیرون میماند، مازاد و بیشیای که با افراط گره خورده، این نیروی نامولد انهدامگر است، خراب میشود و میکند، و دیگر نه ملتی میماند و نه دولتی، نه واسطهگری و میانجیگری حقوقی و وکالتی.
🛑 انقلابِ کاملی وجود ندارد، شورش زندگیست و زندگی سیلان شورمند صیرورت، و انقلاب دیگر ترمزی نیست که مسافران داخل قطار آن را بکشند*، بلکه حالا انقلاب، خارج شدن قطار از ریل و سقوط آن در دره است و این خرابشدن و خرابشدن های بعدی [سقوط و انفجار و آتش و ارتعاش مولکولی خداوند] قطعا بدون تلفات نخواهد بود. طبیعت خراب نمیکند، طبیعت خراب میشوند، و این یعنی ترکیبشدن، مرکببودنِ حیات و صیرورت.
تحشیه: اگر خدا، همه چیز است، پس خدا در دردناک ترین و شادمان ترین صحنه ها [برای فاعل شناسا] حضور ندارد، بلکه خدا خودِ این رخداد ها و این طبیعتِ شورشی و مولکولی است، و خدا دیگر نه در کلام که در 'چیز' تجلی مییابد. خدا دیگر نه طرف خیر است نه یا شر، خدا هر "چیز" است، خدا در تقابل با هیچ چیز نیست، چون خدا همه چیز است.
_____
* #کارل_مارکس نوشت: انقلاب ها لوکوموتیوهای تاریخ جهانیاند. و بعدتر #والتر_بنیامین نوشت شاید انقلاب ترمز اضطراریایست که مسافرین با آن قطار را متوقف کرده و نگه میدارند.
#ادمین
@Pf_left 🚩جنبش رایزومی
Forwarded from مهدی رضاییان
۱. ساد کجا و مازخ کجا! این دو نه دو قطب متضاد، بلکه دو قلمرو-اند، دو تبار جدا، و دو ریشهی جدا، و دو شگفتی جدا.
۲. هستی در اسپینوزا در ایجابیترین حد ممکن قرار میگیرد. در هگل اما هستی به اوج منفیت میرسد. در هستی اسپینوزا چیزی نیست که آن را نفی کند، از این رو زندگی در اسپینوزا در مثبتترین وجه ممکن تولید می شود. در هستی هگل اما نفی و کار نفی زندگی را تولید می کند.
۳. اسپینوزا یک پیشاساد و هگل یک پیشامازخ است. همانطور که سادیست هرگز با مازخیست «دوست» نیست (زیرا در سادیسم اثری از تمایل به مازخیسم و میل به دوست شدن با مازخیست نیست)، و همانطور که نه سادیست از مازخیست لذتی چندان می برد و نه مازخیست از سادیست (سادیست می خواهد ارباب خشونت و دریدن باشد، خشونتی عیان و واقعی که بر فردی واقع شود که حقیقتا درد بکشد و نه اینکه همچون مازخیست به راحتی خویش را در اختیار بنهد... مازخیست می خواهد بردهی خشنونت باشد و از فردی خشونت ببیند که نابهنگام به خشم آمده باشد نه آنکه خشونت طبیعتش باشد)، به همین سیاق اسپینوزا نیز با هگل «دوست» نیست و دوست نیز نخواهد شد. دو قطبی اسپینوزا/هگل همچون دوقطبی آری گویی/نهگویی وجود ندارد. آری اسپینوزا در سرحدات خویش است و نه هگل در سرحدات خویش. هیچکدام دوست دیگری (یعنی متضاد دیگری) نیستند. اسپینوزا تباری دیگر دارد، و هگل تباری دیگر.
۴. اسپینوزا اربابِ هگل نیست، همانطور که ابرانسان نیچه ارباب انسان نیست: دوقطبی ارباب/بردگی فقط در تبار بردگی و در شناسنامهی بردگان وجود دارد. دوقطبی ها در تبار هگل هستند. از این رو در مواجههی هگل با اسپینوزا با خلأ، با امر درکناپذیر، امر کلیِ تکین، یا همان کلِ ناموجود مواجهیم.
۵. اسپینوزا چشم است و هگل نیز چشم. اولی چشم ذهن است که قدرت را در بالاترین وضوح خویش میبیند: چشم ساد که ولع کوبیدن و لِه کردن و پرتاب کردنِ بدن خویش به بیرون را دارد. دومی چشم مغز است، یا همان رودهی مغز، مغز رودهای: چشم شهوتناک مازخ که بیش از همه قصد دارد بدن های خشن را ببلعد و لِه شود: از این رو اسپینوزا مَردِ برهان است، مَردِ شدیدترین و نابترین جزمگرایی، و هگل مَردِ نابرهان و نابترین روشنفکری.
۶. آزادی اسپینوزایی با آزادی هگلی دو امر متضاد یا حتی مشابه نیستند. از آنجایی که تبار و قلمرو آنها هیچ مرز درکشدنی ای با یکدیگر ندارد، آزادی ای که در زمین اسپینوزا می روید هیچ نسبتی با آزادی ای ندارد که در زمین هگل می روید. خاک زمین اسپینوزا همان خاک زمین هگل نیست: این دو خاک نه در عناصر موجود در خاک، بلکه در ماهیت خود عُنصر، و نه در ابعاد و سطوح خاک، بلکه در ماهیت خود بُعد و سطح متفاوتند: هردو را آزادی می نامیم، اما نام چه اهمیتی دارد.
۲. هستی در اسپینوزا در ایجابیترین حد ممکن قرار میگیرد. در هگل اما هستی به اوج منفیت میرسد. در هستی اسپینوزا چیزی نیست که آن را نفی کند، از این رو زندگی در اسپینوزا در مثبتترین وجه ممکن تولید می شود. در هستی هگل اما نفی و کار نفی زندگی را تولید می کند.
۳. اسپینوزا یک پیشاساد و هگل یک پیشامازخ است. همانطور که سادیست هرگز با مازخیست «دوست» نیست (زیرا در سادیسم اثری از تمایل به مازخیسم و میل به دوست شدن با مازخیست نیست)، و همانطور که نه سادیست از مازخیست لذتی چندان می برد و نه مازخیست از سادیست (سادیست می خواهد ارباب خشونت و دریدن باشد، خشونتی عیان و واقعی که بر فردی واقع شود که حقیقتا درد بکشد و نه اینکه همچون مازخیست به راحتی خویش را در اختیار بنهد... مازخیست می خواهد بردهی خشنونت باشد و از فردی خشونت ببیند که نابهنگام به خشم آمده باشد نه آنکه خشونت طبیعتش باشد)، به همین سیاق اسپینوزا نیز با هگل «دوست» نیست و دوست نیز نخواهد شد. دو قطبی اسپینوزا/هگل همچون دوقطبی آری گویی/نهگویی وجود ندارد. آری اسپینوزا در سرحدات خویش است و نه هگل در سرحدات خویش. هیچکدام دوست دیگری (یعنی متضاد دیگری) نیستند. اسپینوزا تباری دیگر دارد، و هگل تباری دیگر.
۴. اسپینوزا اربابِ هگل نیست، همانطور که ابرانسان نیچه ارباب انسان نیست: دوقطبی ارباب/بردگی فقط در تبار بردگی و در شناسنامهی بردگان وجود دارد. دوقطبی ها در تبار هگل هستند. از این رو در مواجههی هگل با اسپینوزا با خلأ، با امر درکناپذیر، امر کلیِ تکین، یا همان کلِ ناموجود مواجهیم.
۵. اسپینوزا چشم است و هگل نیز چشم. اولی چشم ذهن است که قدرت را در بالاترین وضوح خویش میبیند: چشم ساد که ولع کوبیدن و لِه کردن و پرتاب کردنِ بدن خویش به بیرون را دارد. دومی چشم مغز است، یا همان رودهی مغز، مغز رودهای: چشم شهوتناک مازخ که بیش از همه قصد دارد بدن های خشن را ببلعد و لِه شود: از این رو اسپینوزا مَردِ برهان است، مَردِ شدیدترین و نابترین جزمگرایی، و هگل مَردِ نابرهان و نابترین روشنفکری.
۶. آزادی اسپینوزایی با آزادی هگلی دو امر متضاد یا حتی مشابه نیستند. از آنجایی که تبار و قلمرو آنها هیچ مرز درکشدنی ای با یکدیگر ندارد، آزادی ای که در زمین اسپینوزا می روید هیچ نسبتی با آزادی ای ندارد که در زمین هگل می روید. خاک زمین اسپینوزا همان خاک زمین هگل نیست: این دو خاک نه در عناصر موجود در خاک، بلکه در ماهیت خود عُنصر، و نه در ابعاد و سطوح خاک، بلکه در ماهیت خود بُعد و سطح متفاوتند: هردو را آزادی می نامیم، اما نام چه اهمیتی دارد.
Forwarded from گفتمان نسل سوم انقلاب
رئیس جمهور یا نوکر مردم ؟
چرا دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب در واقع ویژه خواران کشور به وی می تازند.!!!
🔹 قیافه اش به رئیس جمهور نمی خورد #سعید_محمد را می گویم همان که جزو ۸۰ نفر جهانی داری درجه A در مدیریت بین المللی پروژه هست .او که الان #فرمانده_جوان_انقلابی مستقر در ساختمان جهادی سپاه پاسداران و سکان بازوی سازندگی و اقتصادی دولت و نظام جمهوری اسلامی را در سخت ترین شرایط اقتصادی به عهده دارد . قرارگاه تحت فرمانش نفر به نفر و شرکت به شرکت و به اسم در لیست تحریم و تهدیدهای بین المللی قرار دارد . او که در همین شرایط تحریم و به قول بعضی ها محاصره اقتصادی و ارتباطی ؛#هولدینگ بین المللی و برون مرزی راه انداخته است تا در جواب خودباختگانی که معتقدند ایرانی ها فقط آش بزپاش بلدند،دانش مهندسی و مدیریت ایرانی را صادر نماید و برای اولین بار دیپلماسی فنی و مهندسی و اقتصادی را پایه گذاری نماید.
🔹 سعید محمد را می گویم که بعد از زمزمه های حضورش در ۱۴۰۰ و شروع پروژه نظامی هراسی ؛یکباره لباس سبز پاسداری با درجه سرداری که نشانی برای سردادن در راه دین هست را بر قامت کشید تا با تلفیق تخصص علمی و تعهدپاسداری ،صادقانه بگوید آری من پاسدارم .
🔹سعید محمد را می گویم که در اوج تحریم و راکد بودن پروژه های دولت و طلبکاری چند میلیارد دلاری از دولت ،هیچ پروژه ای را تعطیل نکرده و بلکه به طور میانگین هرهفته یک پروژه ملی افتتاح می کند ،هرچند در برخی از این پروژه ها اسمی از قرارگاه نمیاد و البته برایش ساختن ایران مهم تر از نام بردن هست . سعید محمد را می گویم که رقبای سیاسی چپ و راست و تحلیل گران سازمان یافته مامور،چیزی برای تخریبش ندارند ،لذا نادانسته می گویند ایشون یک پیمانکار بزرگ است مگر کشور پیمانکار می خواهد ؟ می گویند ایشون یک مجری خوب هست ،مگر کشور به مجری نیاز دارد ؟ والنهایه می گویند اصلا قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد؟ البته کسی و کسانی که یک روز نه کارگری کردند و کارگر و کارکردن را درک نکرده اند ،طبیعی است که به همین راحتی به جریان بزرگ و تاثیر گذار پیمانکاران کشور توهین کنند و قشر شریف و زحمت کش کارگر را تحقیر نمایند. ما قشر زحمت کش جامعه را جهادگر می خوانیم و پیمانکاری را سازندگی می دانیم اتوکشیده ها، یقه سفیدها ، گردن کلفت های سیاسی و آقازاده های لاکچری از ریاست جمهوری بیشتر به دنبال همان ریاست بر جمهور هستند نه خادم جمهور.
🔹 ابزار اتوکشیده ها تریبون گردانی ،گفتار درمانی و گفتمان بازی هست . مگر نه این هست که رئیس جمهور باید کشور را بسازد؟ مگر نه این هست که ساختن مجری می خواهد ؟ مگر نه این هست که سازنده مجری باید الفبای ساختن(دانش لازم ) و سازندگی (شما بگید کارگری و پیمانکاری) را درک کرده باشد و بداند؟ آری قرارگاه خاتم الانبیاء را ما پیمانکار نمی دانیم بلکه ساختمان جهادسازندگی است و فرماندهانش جهادگران بزرگ اند .
🔹می گویند دانش سیاسی لازمه ریاست جمهوری است این هم درست است البته به شرطی که سیاست عین دیانت باشد نه سیاست ابزار قدرت باشد . سیاست موقعی عین دیانت هست که وقتی می خواهی رئیس جمهور بشوی معتقد باشی که باید نوکر جمهور بشوید . نوکری مردم با گفتار درمانی و سیر و سفر محقق نمی شود باید الفبای ساختن را بدانی چرا که اگر ندانی همین می شود که هست و در سازندگی هم فقط برج تولید می کنیم و فقر ،چون قیافه ها به #رئیس_جمهور می خورد نه نوکری مردم ،چون از سیاست فقط قدرت و گفتارش را تخصص داشتند و ... اگر تخصص می داشتند سازندگی فقر تولید نمی کرد .
🔹 مگر به شهید رجایی نمی گفتند این قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد و ... آری خادم ها و جهادی ها قیافه هاشان به گردن کلفتی و ریاست بر مردم نمی خورد بلکه قیافه شان به نوکری مردم می خورد .
نسل سوم انقلاب دیگر دنبال رو منفعت طلبان ویژه خوار دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب که در پی منافع خویشند نه ملت نخواهد رفت .
سعید محمد دنبال ساخت کشور ورفاه مردم و تعامل با جهان با نیروهای جوان مردمی است ،نه رانت بازان سیاست زده .
نسل سوم انقلاب همپای سعید محمد ،
تا تحولی در تغییر راس قدرت جمهوریت و زدودن منفعت طلبان ۴۲ ساله به نفع شفافیت بوجود اورد.
🔴فصل بیداری ملت(دکتر سعید محمد)
همراه ما باشید
نسل سوم
چرا دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب در واقع ویژه خواران کشور به وی می تازند.!!!
🔹 قیافه اش به رئیس جمهور نمی خورد #سعید_محمد را می گویم همان که جزو ۸۰ نفر جهانی داری درجه A در مدیریت بین المللی پروژه هست .او که الان #فرمانده_جوان_انقلابی مستقر در ساختمان جهادی سپاه پاسداران و سکان بازوی سازندگی و اقتصادی دولت و نظام جمهوری اسلامی را در سخت ترین شرایط اقتصادی به عهده دارد . قرارگاه تحت فرمانش نفر به نفر و شرکت به شرکت و به اسم در لیست تحریم و تهدیدهای بین المللی قرار دارد . او که در همین شرایط تحریم و به قول بعضی ها محاصره اقتصادی و ارتباطی ؛#هولدینگ بین المللی و برون مرزی راه انداخته است تا در جواب خودباختگانی که معتقدند ایرانی ها فقط آش بزپاش بلدند،دانش مهندسی و مدیریت ایرانی را صادر نماید و برای اولین بار دیپلماسی فنی و مهندسی و اقتصادی را پایه گذاری نماید.
🔹 سعید محمد را می گویم که بعد از زمزمه های حضورش در ۱۴۰۰ و شروع پروژه نظامی هراسی ؛یکباره لباس سبز پاسداری با درجه سرداری که نشانی برای سردادن در راه دین هست را بر قامت کشید تا با تلفیق تخصص علمی و تعهدپاسداری ،صادقانه بگوید آری من پاسدارم .
🔹سعید محمد را می گویم که در اوج تحریم و راکد بودن پروژه های دولت و طلبکاری چند میلیارد دلاری از دولت ،هیچ پروژه ای را تعطیل نکرده و بلکه به طور میانگین هرهفته یک پروژه ملی افتتاح می کند ،هرچند در برخی از این پروژه ها اسمی از قرارگاه نمیاد و البته برایش ساختن ایران مهم تر از نام بردن هست . سعید محمد را می گویم که رقبای سیاسی چپ و راست و تحلیل گران سازمان یافته مامور،چیزی برای تخریبش ندارند ،لذا نادانسته می گویند ایشون یک پیمانکار بزرگ است مگر کشور پیمانکار می خواهد ؟ می گویند ایشون یک مجری خوب هست ،مگر کشور به مجری نیاز دارد ؟ والنهایه می گویند اصلا قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد؟ البته کسی و کسانی که یک روز نه کارگری کردند و کارگر و کارکردن را درک نکرده اند ،طبیعی است که به همین راحتی به جریان بزرگ و تاثیر گذار پیمانکاران کشور توهین کنند و قشر شریف و زحمت کش کارگر را تحقیر نمایند. ما قشر زحمت کش جامعه را جهادگر می خوانیم و پیمانکاری را سازندگی می دانیم اتوکشیده ها، یقه سفیدها ، گردن کلفت های سیاسی و آقازاده های لاکچری از ریاست جمهوری بیشتر به دنبال همان ریاست بر جمهور هستند نه خادم جمهور.
🔹 ابزار اتوکشیده ها تریبون گردانی ،گفتار درمانی و گفتمان بازی هست . مگر نه این هست که رئیس جمهور باید کشور را بسازد؟ مگر نه این هست که ساختن مجری می خواهد ؟ مگر نه این هست که سازنده مجری باید الفبای ساختن(دانش لازم ) و سازندگی (شما بگید کارگری و پیمانکاری) را درک کرده باشد و بداند؟ آری قرارگاه خاتم الانبیاء را ما پیمانکار نمی دانیم بلکه ساختمان جهادسازندگی است و فرماندهانش جهادگران بزرگ اند .
🔹می گویند دانش سیاسی لازمه ریاست جمهوری است این هم درست است البته به شرطی که سیاست عین دیانت باشد نه سیاست ابزار قدرت باشد . سیاست موقعی عین دیانت هست که وقتی می خواهی رئیس جمهور بشوی معتقد باشی که باید نوکر جمهور بشوید . نوکری مردم با گفتار درمانی و سیر و سفر محقق نمی شود باید الفبای ساختن را بدانی چرا که اگر ندانی همین می شود که هست و در سازندگی هم فقط برج تولید می کنیم و فقر ،چون قیافه ها به #رئیس_جمهور می خورد نه نوکری مردم ،چون از سیاست فقط قدرت و گفتارش را تخصص داشتند و ... اگر تخصص می داشتند سازندگی فقر تولید نمی کرد .
🔹 مگر به شهید رجایی نمی گفتند این قیافه اش به رئیس جمهوری نمی خورد و ... آری خادم ها و جهادی ها قیافه هاشان به گردن کلفتی و ریاست بر مردم نمی خورد بلکه قیافه شان به نوکری مردم می خورد .
نسل سوم انقلاب دیگر دنبال رو منفعت طلبان ویژه خوار دو گروه اصول گرا و اصلاح طلب که در پی منافع خویشند نه ملت نخواهد رفت .
سعید محمد دنبال ساخت کشور ورفاه مردم و تعامل با جهان با نیروهای جوان مردمی است ،نه رانت بازان سیاست زده .
نسل سوم انقلاب همپای سعید محمد ،
تا تحولی در تغییر راس قدرت جمهوریت و زدودن منفعت طلبان ۴۲ ساله به نفع شفافیت بوجود اورد.
🔴فصل بیداری ملت(دکتر سعید محمد)
همراه ما باشید
نسل سوم
Forwarded from گفتمان نسل سوم انقلاب
تحول در تغییر مدیران۴۲ ساله راس حکومت ،پایان پست فروشی و رانت بازی و اقا زادگی
شروع شفافیت ، صداقت،
همراهی با مردم ،سپردن امور به مردم
ساخت کشور با کمک مردم
تعامل عزتمندانه با جامعه جهانی.
#دکتر سعید محمد
نسل سوم
شروع شفافیت ، صداقت،
همراهی با مردم ،سپردن امور به مردم
ساخت کشور با کمک مردم
تعامل عزتمندانه با جامعه جهانی.
#دکتر سعید محمد
نسل سوم
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
💎با تایید شورای نگهبان کانون های وکلا در زمره مجوزهای کسب و کار قرار گرفتند
🔻طرح اصلاح مواد یک و هفت قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی در شورای نگهبان تایید شد و کانون وکلا در زمره مجوزهای #کسب_و_کار قرار گرفت
🔺مجلس شورای اسلامی بعد از رفع ایرادات شورای نگهبان در تاریخ ٢۶ بهمن طرح مذکور را برای بررسی شورای نگهبان ارسال کرد که شورای نگهبان اقدام به تایید آن نمود
♦️بعد از ابلاغ قانون موصوف از سوی رئیس مجلس، عدم بارگذاری از سوی کانون وکلا در سامانه مجوزهای کسب و کار جرم بوده و رئیس کانون وکلا قابل تعقیب کیفری خواهد بود
جهت اطلاع از آخرین اخبار« حوزه وکالت » با ما باشید
@freevekalat_blog
🔻طرح اصلاح مواد یک و هفت قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی در شورای نگهبان تایید شد و کانون وکلا در زمره مجوزهای #کسب_و_کار قرار گرفت
🔺مجلس شورای اسلامی بعد از رفع ایرادات شورای نگهبان در تاریخ ٢۶ بهمن طرح مذکور را برای بررسی شورای نگهبان ارسال کرد که شورای نگهبان اقدام به تایید آن نمود
♦️بعد از ابلاغ قانون موصوف از سوی رئیس مجلس، عدم بارگذاری از سوی کانون وکلا در سامانه مجوزهای کسب و کار جرم بوده و رئیس کانون وکلا قابل تعقیب کیفری خواهد بود
جهت اطلاع از آخرین اخبار« حوزه وکالت » با ما باشید
@freevekalat_blog
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
خط پایانی بر انحصار ۶۵ ساله وکالت/ با تأیید شورای نگهبان وکالت کسب و کار شناخته شد | خبرگزاری فارس
https://www.farsnews.ir/news/13991206000772/%D8%AE%D8%B7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%DB%B6%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88
https://www.farsnews.ir/news/13991206000772/%D8%AE%D8%B7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%DB%B6%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A3%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - پایان انحصار ۶۵ ساله وکالت/ با تأیید شورای نگهبان وکالت کسب و کار شناخته شد
شورای نگهبان در نامهای به هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، طرح «اصلاح مواد 1 و 7 قانون سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی و اصلاحات بعدی آن» را مغایر موازین شرع و قانون اساسی ندانست و آن را تأیید کرد.
Forwarded from نسیم آنلاین
💢 انحصار #وکالت به پایان رسید
🔹 #شورای_نگهبان طرح اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل ۴۴ را تایید کرد.
🔹 با تایید این طرح، وکالت در زمره کسبوکارها به حساب میآید و انحصار ۶۵ ساله کانونهای وکلا خاتمه مییابد.
@NasimOnline
🔹 #شورای_نگهبان طرح اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل ۴۴ را تایید کرد.
🔹 با تایید این طرح، وکالت در زمره کسبوکارها به حساب میآید و انحصار ۶۵ ساله کانونهای وکلا خاتمه مییابد.
@NasimOnline
Forwarded from جمهورى سوم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺در این مصاحبه کوتاه که همزمان با تشکیل حزب واحد رستاخیز با رویکرد ضدغربی ، سنتگرا و متکی بر بسیج اجتماعی شاه-ملتی است، شاه عقاید خود درباره حق انتقاد از حاکمان، دموکراسی، مراجع تقلید و چپ اسلامی بیان میکند. او میگوید نظام ما نه بر پایه کمونیسم و نه لیبرالیسم است، بلکه بر پایه یک فلسفه معنوی از قدرت است که عدالت اجتماعی را درون حزب واحد شاه تأمین میکند. او میگوید حزب رستاخیز در برخی جاها تا ۵ نامزد برای انتخاب مردم معرفی کرده و این دموکراتیکترین انتخابات ممکن در ایران است!
📍با توجه به پست قبلی درباره نقش کسانی مثل حداد عادل در انتقال سنتگرایی سلطنتی و تمدنگرایی ایرانی-اسلامی دفتر فرح پهلوی به بعد از انقلاب، عقاید او را با عقاید اصولگرایان مقایسه کنید
📍با توجه به پست قبلی درباره نقش کسانی مثل حداد عادل در انتقال سنتگرایی سلطنتی و تمدنگرایی ایرانی-اسلامی دفتر فرح پهلوی به بعد از انقلاب، عقاید او را با عقاید اصولگرایان مقایسه کنید
Forwarded from سیاست ایرانشهری
ثمرهی فرمان هشت مادهای [رهبری] برای مبارزه با مفاسد اقتصادی [چه بوده است؟]
سعید زیباکلام
فعال سیاسی اصولگرا و استاد فلسفه دانشگاه تهران
فرمان هشت مادهای به سران سه قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، صادره در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰، را بررسی میکنیم.
در مناسبتهای پرشماری در دانشگاههای مختلف، سیر تحولات این ستاد بسیار بالادستی را ترسیم کردهام. در اینجا تنها بدین مقدار باید بسنده کرده بگویم پس از قریب به بیست سال، اولا، هیچ گزارش عمومیِ رسمی از این ستاد وجود ندارد. هیچ نهاد بالادستی ــ مجلس خبرگان رهبری و یا مجمع مصلحت ــ نه هیچگاه رسماً و علنا مطالبه گزارشی از اقدامات و دستاوردهای این ستاد کرده است و نه هیچگاه این ستاد خود رأسا اقدام به ارسال گزارشی به این نهادها کرده است.
فاجعهبارتر اینکه، هیچگاه شنیده و گزارش نشده که بیت رهبری، یعنی نهاد صادرکننده فرمان، مطالبه گزارشی کرده باشد. در طول نزدیک به بیست سال که از صدور آن فرمان میگذرد، تنها یکبار آقای محمود هاشمی شاهرودی، به عنوان رئیس وقت ستاد، در سال ۱۳۸۴ گزارشی ظاهرا محرمانه به شخص رهبری میدهند، گزارشی که هیچگاه برای ممیّزی فعالان عرصه سیاست رسانهای نشد.
حیرتانگیز اینکه، هیچگاه شنیده یا گزارش نشده که نهاد یا دفتری در بیت این گزارش را بررسی و ارزیابی کرده و سوالات یا انتقاداتی را متوجه عملکرد این ستاد کرده باشد.
آیا وقت آن نرسیده که پس از گذشت نزدیک به بیست سال، سوال کنیم ستادی که قرار بود بهطور سازمانیافته و قدرتمندانه با فساد در تمام نهادهای حکومتی مبارزه کند فرجامش چه بود؟ و چرا برخی از نزدیکترین افراد به برخی از رؤسای همان ستاد بهطور سازمانیافته و با مصونیتی بینظیر و بیسابقه عمیقاً نقش فعالی در غارت و چپاول بیتالمال داشته و دارند؟
آیا دیده نمیشود که این قبیل صدور فرامین و احکام، در خوشبینانهترین حالت، نقش تخدیری برای طبقات محروم و مستضعف جامعه دارد و به تشجیع و جسارت هر چه بیشتر غارتگران اموال عمومی منجر میشود؟
آیا وقت آن نرسیده از خود سوال کنیم چرا از زمان تشکیل این ستاد، غارتگران بیتالمال این چنین به شدت احساس مصونیتی فراگیر میکنند و هم بواقع مصونیت یافتهاند؟ آیا وقت آن نرسیده که از این قبیل اقدامات بدونِ عقبه گفتمانی عبرت بگیریم و به بیثمری و سترونی آن پی ببریم؟
در بسیاری از کشورهای دنیا، هم زمینه نابرابری و فساد کموبیش وجود دارد و هم خود نابرابری و فساد. اما در میان مقامات و مسئولان آن کشورها: در مواقعی که فسادی از جانب مقام مسئولی رؤیت میشود بلااستثنا آن مقام به سرعت استعفا میدهد تا هم نهاد مربوط از آن فساد مبرّا شود و هم برای اینکه کمی تخفیف در تعقیب قضایی آن مقام رخ دهد. برملا شدن فساد هم نوعاً یا توسط برخی از واحدهای همان نهاد آشکار و اعلان میشود و یا توسط خبرنگاری هشیار و شجاع و پیگیر در رسانهای مستقل. از آن به بعد، نهادهای نظارتی و رسانهها و هم سمنها میکنند تا زمینه وقوع جرم را با طراحی و تصویب قوانینی متقن و دقیق منتفی کنند.
حال مقایسه کنید با وضع ما با صدها کامیون ادعا و انتساب نظام به انبیا و اولیا: اساساً قاعده بر این است که اولا، نظام مقدس است. در نتیجه و ثانیاً، مقامات نظام هم رویهمرفته مقدساند. ثالثاً، سیاستها و تصمیمات اجرایی هم کمابیش مقدساند. رابعاً، بنیاناً اگر هم تصادفاً مقامی دچار هوای نفس شده لغزشی کرده باشد نامش و مقامش و فسادش نباید رسانهای شود. پنجم، بنیاناً ماجرای فساد نه به نهادهای نظارتی ربطی دارد و نه به رسانهها و نه به مردم.
با این مقدمات مبنایی، آیا روشن نیست در حکمرانی ما آن مقام فاسد و فسادش چگونه در اکثر مواقع لاپوشانی میشود و چنانچه ماجرا بیش از حد افشاشده باشد، با تطویل و تعویق بررسی یا دادرسی ماجرا را به فراموشی میسپارند؟
آیا واقعا لازم است دهها تن از مقامات مفسد را در همین ۶، ۷ سال گذشته نام ببرم که چه برخوردی با آنها شده؟
آیا حقیقتاً روشن نیست که چرا فساد سازمانیافته و شبکهای بدین کثرت در میان مقامات حکومتی ما رخ میدهد؟
توصیه میکنم رسانهها قدری خود را از جنگ بر سر قدرت رها کنند و بهقدر نوک سوزنی هم وطندوستی به خرج داده، برای مردم کار کنند و گزارش کنند چنانچه یکصدم این قبیل مفاسد از سوی مقامی در یکی از کشورهایی که ما علیالدّوام لعن و نفرینشان میکنیم، رخ دهد چگونه آن مقام به خاک سیاه نشانده میشود.
برای اصلاح هر چه بنیانیتر نظام و برای دوام الباقی دین و ایمان ولینعمتان این آبوخاک حیاتی است بصیرتمندانه دریابیم و شجاعانه بپذیریم و صادقانه اعلام کنیم که زمینههای فساد و افساد نه نهادینه و ساختاری که به قوت تمام در نظام تمهید و تحکیم شده است.
متن کامل، در: دکتر سعید زیباکلام
#فرمانروایی
#فساد
@PersianPolitics
سعید زیباکلام
فعال سیاسی اصولگرا و استاد فلسفه دانشگاه تهران
فرمان هشت مادهای به سران سه قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، صادره در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰، را بررسی میکنیم.
در مناسبتهای پرشماری در دانشگاههای مختلف، سیر تحولات این ستاد بسیار بالادستی را ترسیم کردهام. در اینجا تنها بدین مقدار باید بسنده کرده بگویم پس از قریب به بیست سال، اولا، هیچ گزارش عمومیِ رسمی از این ستاد وجود ندارد. هیچ نهاد بالادستی ــ مجلس خبرگان رهبری و یا مجمع مصلحت ــ نه هیچگاه رسماً و علنا مطالبه گزارشی از اقدامات و دستاوردهای این ستاد کرده است و نه هیچگاه این ستاد خود رأسا اقدام به ارسال گزارشی به این نهادها کرده است.
فاجعهبارتر اینکه، هیچگاه شنیده و گزارش نشده که بیت رهبری، یعنی نهاد صادرکننده فرمان، مطالبه گزارشی کرده باشد. در طول نزدیک به بیست سال که از صدور آن فرمان میگذرد، تنها یکبار آقای محمود هاشمی شاهرودی، به عنوان رئیس وقت ستاد، در سال ۱۳۸۴ گزارشی ظاهرا محرمانه به شخص رهبری میدهند، گزارشی که هیچگاه برای ممیّزی فعالان عرصه سیاست رسانهای نشد.
حیرتانگیز اینکه، هیچگاه شنیده یا گزارش نشده که نهاد یا دفتری در بیت این گزارش را بررسی و ارزیابی کرده و سوالات یا انتقاداتی را متوجه عملکرد این ستاد کرده باشد.
آیا وقت آن نرسیده که پس از گذشت نزدیک به بیست سال، سوال کنیم ستادی که قرار بود بهطور سازمانیافته و قدرتمندانه با فساد در تمام نهادهای حکومتی مبارزه کند فرجامش چه بود؟ و چرا برخی از نزدیکترین افراد به برخی از رؤسای همان ستاد بهطور سازمانیافته و با مصونیتی بینظیر و بیسابقه عمیقاً نقش فعالی در غارت و چپاول بیتالمال داشته و دارند؟
آیا دیده نمیشود که این قبیل صدور فرامین و احکام، در خوشبینانهترین حالت، نقش تخدیری برای طبقات محروم و مستضعف جامعه دارد و به تشجیع و جسارت هر چه بیشتر غارتگران اموال عمومی منجر میشود؟
آیا وقت آن نرسیده از خود سوال کنیم چرا از زمان تشکیل این ستاد، غارتگران بیتالمال این چنین به شدت احساس مصونیتی فراگیر میکنند و هم بواقع مصونیت یافتهاند؟ آیا وقت آن نرسیده که از این قبیل اقدامات بدونِ عقبه گفتمانی عبرت بگیریم و به بیثمری و سترونی آن پی ببریم؟
در بسیاری از کشورهای دنیا، هم زمینه نابرابری و فساد کموبیش وجود دارد و هم خود نابرابری و فساد. اما در میان مقامات و مسئولان آن کشورها: در مواقعی که فسادی از جانب مقام مسئولی رؤیت میشود بلااستثنا آن مقام به سرعت استعفا میدهد تا هم نهاد مربوط از آن فساد مبرّا شود و هم برای اینکه کمی تخفیف در تعقیب قضایی آن مقام رخ دهد. برملا شدن فساد هم نوعاً یا توسط برخی از واحدهای همان نهاد آشکار و اعلان میشود و یا توسط خبرنگاری هشیار و شجاع و پیگیر در رسانهای مستقل. از آن به بعد، نهادهای نظارتی و رسانهها و هم سمنها میکنند تا زمینه وقوع جرم را با طراحی و تصویب قوانینی متقن و دقیق منتفی کنند.
حال مقایسه کنید با وضع ما با صدها کامیون ادعا و انتساب نظام به انبیا و اولیا: اساساً قاعده بر این است که اولا، نظام مقدس است. در نتیجه و ثانیاً، مقامات نظام هم رویهمرفته مقدساند. ثالثاً، سیاستها و تصمیمات اجرایی هم کمابیش مقدساند. رابعاً، بنیاناً اگر هم تصادفاً مقامی دچار هوای نفس شده لغزشی کرده باشد نامش و مقامش و فسادش نباید رسانهای شود. پنجم، بنیاناً ماجرای فساد نه به نهادهای نظارتی ربطی دارد و نه به رسانهها و نه به مردم.
با این مقدمات مبنایی، آیا روشن نیست در حکمرانی ما آن مقام فاسد و فسادش چگونه در اکثر مواقع لاپوشانی میشود و چنانچه ماجرا بیش از حد افشاشده باشد، با تطویل و تعویق بررسی یا دادرسی ماجرا را به فراموشی میسپارند؟
آیا واقعا لازم است دهها تن از مقامات مفسد را در همین ۶، ۷ سال گذشته نام ببرم که چه برخوردی با آنها شده؟
آیا حقیقتاً روشن نیست که چرا فساد سازمانیافته و شبکهای بدین کثرت در میان مقامات حکومتی ما رخ میدهد؟
توصیه میکنم رسانهها قدری خود را از جنگ بر سر قدرت رها کنند و بهقدر نوک سوزنی هم وطندوستی به خرج داده، برای مردم کار کنند و گزارش کنند چنانچه یکصدم این قبیل مفاسد از سوی مقامی در یکی از کشورهایی که ما علیالدّوام لعن و نفرینشان میکنیم، رخ دهد چگونه آن مقام به خاک سیاه نشانده میشود.
برای اصلاح هر چه بنیانیتر نظام و برای دوام الباقی دین و ایمان ولینعمتان این آبوخاک حیاتی است بصیرتمندانه دریابیم و شجاعانه بپذیریم و صادقانه اعلام کنیم که زمینههای فساد و افساد نه نهادینه و ساختاری که به قوت تمام در نظام تمهید و تحکیم شده است.
متن کامل، در: دکتر سعید زیباکلام
#فرمانروایی
#فساد
@PersianPolitics
Telegram
دکتر سعید زیباکلام
⭕️📝ثمره فرمان هشت مادهای برای مبارزه با مفاسد اقتصادی(١)
✍سعید زیباکلام
🔻فرمان هشت مادهای به سران سه قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی را، صادره در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰، بررسی میکنیم.
🔹این فرمان فرجام کدام گفتمان است؟ آن گفتمان چه مختصات و چه ورودیِ اطلاعاتی…
✍سعید زیباکلام
🔻فرمان هشت مادهای به سران سه قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی را، صادره در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰، بررسی میکنیم.
🔹این فرمان فرجام کدام گفتمان است؟ آن گفتمان چه مختصات و چه ورودیِ اطلاعاتی…
Forwarded from جمهورى سوم
🔺حداد عادل و استحاله انقلاب توسط جریان سنتگرایی دفتر فرح پهلوی
📍در این کتاب که به تازگی به همت دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر سیدجواد میری روانه بازار شد، مقالهای از من منتشر شده با عنوان «امر قدسی به مثابه آنتی تز امر سیاسی؛ بازتولید اسلامیسم محافظه کار در پروژه عبدالكريمى» که پیش از این در همایش نقد کتاب پرسش از امکان امر دینی در عصر حاضر ارائه شده بود. در این مقاله توضیح میدهم که پادزهر انقلاب اسلامی در دهه پنجاه شمسی در دفتر فرح پهلوی پیشاپیش تولید شده بود و این همان تفکر شرقگرایانه، سنتگرایانه، ضداومانیستی و تجددستیزی است که میکوشد تمدن بزرگ ایرانی شاه را با فره ایزدی و فلسفه امر قدسی بیامیزد. معالاسف این جریان انحرافی پس از پیروزی انقلاب به سرعت در نظام در حال تشکیل نفوذ کرد و مهمترین مناصب فکری و فرهنگی را بویژه در شورای عالی انقلاب فرهنگی از آن خود کرد. حداد عادل نمادی از این پروژه مهار انقلاب است که از رژیم پهلوی به جمهوری اسلامی منتقل شد و معالاسف با نفوذ روزافزونی که در اتحاد با جریان نوولایتی (که مورد نقد عبدالکریمی است) داشته، در استحاله گفتمان انقلاب به گفتمان سلطنت اسلامی موفق بوده است.
📍در این کتاب که به تازگی به همت دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر سیدجواد میری روانه بازار شد، مقالهای از من منتشر شده با عنوان «امر قدسی به مثابه آنتی تز امر سیاسی؛ بازتولید اسلامیسم محافظه کار در پروژه عبدالكريمى» که پیش از این در همایش نقد کتاب پرسش از امکان امر دینی در عصر حاضر ارائه شده بود. در این مقاله توضیح میدهم که پادزهر انقلاب اسلامی در دهه پنجاه شمسی در دفتر فرح پهلوی پیشاپیش تولید شده بود و این همان تفکر شرقگرایانه، سنتگرایانه، ضداومانیستی و تجددستیزی است که میکوشد تمدن بزرگ ایرانی شاه را با فره ایزدی و فلسفه امر قدسی بیامیزد. معالاسف این جریان انحرافی پس از پیروزی انقلاب به سرعت در نظام در حال تشکیل نفوذ کرد و مهمترین مناصب فکری و فرهنگی را بویژه در شورای عالی انقلاب فرهنگی از آن خود کرد. حداد عادل نمادی از این پروژه مهار انقلاب است که از رژیم پهلوی به جمهوری اسلامی منتقل شد و معالاسف با نفوذ روزافزونی که در اتحاد با جریان نوولایتی (که مورد نقد عبدالکریمی است) داشته، در استحاله گفتمان انقلاب به گفتمان سلطنت اسلامی موفق بوده است.
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
وکالت کسبوکار است / انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست
نماینده مجلس با بیان اینکه ایجاد انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست، گفت: وکالت هم یکی از آنها میباشد. وکالت کسب وکار است و نباید در آن انحصار باشد.
محمد حسن آصفری، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره لزوم مقابله با اعمال ظرفیت عددی در اخذ پروانه وکالت گفت: مبارزه با تعارض منافع کمک فراوانی به اعتمادسازی نزد مردم، جلوگیری از رانت و سوءاستفادههای موجود میکند. قانون تعارض منافع اگر در کشورمان تصویب شود جلوی خیلی از اقدامات، سوءاستفادهها و رانتخواریها گرفته میشود.
وی ادامه داد: ایجاد انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست، وکالت هم یکی از آنها میباشد. وکالت کسب وکار است و نباید در آن انحصار باشد. کانون وکلا صلاحیت علمی را باید مبنای اخذ پروانه وکالت قرار دهد.
mehrnews.com/xTQ3K
نماینده مجلس با بیان اینکه ایجاد انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست، گفت: وکالت هم یکی از آنها میباشد. وکالت کسب وکار است و نباید در آن انحصار باشد.
محمد حسن آصفری، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره لزوم مقابله با اعمال ظرفیت عددی در اخذ پروانه وکالت گفت: مبارزه با تعارض منافع کمک فراوانی به اعتمادسازی نزد مردم، جلوگیری از رانت و سوءاستفادههای موجود میکند. قانون تعارض منافع اگر در کشورمان تصویب شود جلوی خیلی از اقدامات، سوءاستفادهها و رانتخواریها گرفته میشود.
وی ادامه داد: ایجاد انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست، وکالت هم یکی از آنها میباشد. وکالت کسب وکار است و نباید در آن انحصار باشد. کانون وکلا صلاحیت علمی را باید مبنای اخذ پروانه وکالت قرار دهد.
mehrnews.com/xTQ3K
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
در گفتگو با مهر مطرح شد؛ وکالت کسبوکار است / انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست
نماینده مجلس با بیان اینکه ایجاد انحصار در هیچ کسب وکاری پذیرفته نیست، گفت: وکالت هم یکی از آنها میباشد. وکالت کسب وکار است و نباید در آن انحصار باشد.
Forwarded from خبرگزاری فارس
انحصار وکالت به پایان رسید
🔹شورای نگهبان طرح اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل ۴۴ را تایید کرد. با تایید این طرح، وکالت در زمره کسبوکارها به حساب آمده و انحصار ۶۵ساله کانونهای وکلا خاتمه مییابد.
🔸متولیان بخش وکالت سالها با ظرفیتگذاری در آزمون و خودداری از صدور مجوز برای وکلای جدید به بهانه اشباع بازار، انحصار ایجاد کرده بودند.
🔸براساس قانون، صادرکنندگان مجوز کسب و کار اجازه ندارند به دلیل اشباع بودن بازار، از پذیرش تقاضا یا صدور مجوز امتناع کنند اما بخش وکالت با این ادعا که وکالت کسبوکار محسوب نمیشود از التزام به قانون شانه خالی میکرد.
@Farsna - Link
🔹شورای نگهبان طرح اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل ۴۴ را تایید کرد. با تایید این طرح، وکالت در زمره کسبوکارها به حساب آمده و انحصار ۶۵ساله کانونهای وکلا خاتمه مییابد.
🔸متولیان بخش وکالت سالها با ظرفیتگذاری در آزمون و خودداری از صدور مجوز برای وکلای جدید به بهانه اشباع بازار، انحصار ایجاد کرده بودند.
🔸براساس قانون، صادرکنندگان مجوز کسب و کار اجازه ندارند به دلیل اشباع بودن بازار، از پذیرش تقاضا یا صدور مجوز امتناع کنند اما بخش وکالت با این ادعا که وکالت کسبوکار محسوب نمیشود از التزام به قانون شانه خالی میکرد.
@Farsna - Link
Forwarded from آقای رییس جمهور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مصاحبه با یک شبکه ضد ایرانی نه تنها در مقابل استفاده از واژه جعلی برای خلیج فارس سکوت کرد، میگه «رفتن حزب الله به سوریه اشتباه بود و نتایج خوبی نداشت؛من خودم منتقد سیاست خارجی ایران هستم.»
▫️
#آقای_رییس_جمهور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEHP6F81QkzWrBVtCw
▫️
#آقای_رییس_جمهور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEHP6F81QkzWrBVtCw
Forwarded from اتچ بات
▫️▫️▫️
💠 #سیدمجیدحسینی
💢 حالا معنی مرد عوض شده است...
مرد شده است كسی كه خوب خرج میكند، خوب میخرد و خوب میفروشد!
🔹️ مرد شده است انسان بازاری، كسی كه خوب بلد است معامله كند، محكم و قوی پای روی دوش ديگران بگذارد و مستحكم موفق شود...
🔸️ حالا معنی مرد عوض شده است...
مرد يعنی كسی كه موفق شده است چهار تا را هشت تا كند و هشت تا را فورا دوازده تا كند... و خوب حساب كتاب موفقيت بر اساس جا گذاشتن ديگران را بلد است؛ خوب می دود، خوب رقابت میكند و خوب همه رفقا را جا میگذارد تا موفق شود!
🔹️ حالا مرد يعنی آدم موفقی كه هيچ چيز جز موفقيت را نمیفهمد؛ همه جذبش میشوند چون موفق است؛ دوستش دارند چون رفقا را فروخته و برده و طرفدارش هستند چون میتواند با پول و موفقيتی كه بدست آورده برای خودش حامی و طرفدار بخرد!
💢 من اما چنين مردی را كه اينطور جون دل موفق است و ادای حال بدها را در نمیآورد دوست ندارم!
🔹️ مرد يعنی كسی كه دوستی میفهمد، نه آن كه نمیفهمد دوست بیغرض چه شكليست!
خودش مقابل دوستانش جا میماند، مقابل رفيق دايما میبازد و مقابل مردم هميشه بازنده و فروتن است!
💢 در زبانهای هند و اروپايی، دوستی و آزادی از يک ريشه است و در اصل دوستی بیغرض يعنی آزادی و مرد يعنی انسان آزاد، انسان دوست و انسان شريفی كه دوستی بلد است.
🔹️ زنده باد دوستی بیغرض، زنده باد مرد شريف، آزاد و زنده باد مردانگی با حس و نرمی و دوستی...
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
💠 #سیدمجیدحسینی
💢 حالا معنی مرد عوض شده است...
مرد شده است كسی كه خوب خرج میكند، خوب میخرد و خوب میفروشد!
🔹️ مرد شده است انسان بازاری، كسی كه خوب بلد است معامله كند، محكم و قوی پای روی دوش ديگران بگذارد و مستحكم موفق شود...
🔸️ حالا معنی مرد عوض شده است...
مرد يعنی كسی كه موفق شده است چهار تا را هشت تا كند و هشت تا را فورا دوازده تا كند... و خوب حساب كتاب موفقيت بر اساس جا گذاشتن ديگران را بلد است؛ خوب می دود، خوب رقابت میكند و خوب همه رفقا را جا میگذارد تا موفق شود!
🔹️ حالا مرد يعنی آدم موفقی كه هيچ چيز جز موفقيت را نمیفهمد؛ همه جذبش میشوند چون موفق است؛ دوستش دارند چون رفقا را فروخته و برده و طرفدارش هستند چون میتواند با پول و موفقيتی كه بدست آورده برای خودش حامی و طرفدار بخرد!
💢 من اما چنين مردی را كه اينطور جون دل موفق است و ادای حال بدها را در نمیآورد دوست ندارم!
🔹️ مرد يعنی كسی كه دوستی میفهمد، نه آن كه نمیفهمد دوست بیغرض چه شكليست!
خودش مقابل دوستانش جا میماند، مقابل رفيق دايما میبازد و مقابل مردم هميشه بازنده و فروتن است!
💢 در زبانهای هند و اروپايی، دوستی و آزادی از يک ريشه است و در اصل دوستی بیغرض يعنی آزادی و مرد يعنی انسان آزاد، انسان دوست و انسان شريفی كه دوستی بلد است.
🔹️ زنده باد دوستی بیغرض، زنده باد مرد شريف، آزاد و زنده باد مردانگی با حس و نرمی و دوستی...
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Telegram
attach 📎
Forwarded from ایران فردا
🔴 انتخابات و الزامات ساختارگرایی
🔻سعید مدنی
@iranfardamag
🔹اگرچه پس از اعتراضات 88 گفت و گو درباره اصلاح طلبان به عنوان یک جریان واحد چندان مطابق واقع نیست و شکاف های جدی در میان اصلاح طلبان آنها را بیش از گذشته متفرق کرده اما گروهی از آنها که تمام تلاش شان را برای تداوم مشی و استراتژی اواسط دهه 1370 به کار گرفته اند، بدون توجه به تفاوت های دورانی به دنبال مناسک گرایی انتخاباتی هستند تا نشان دهند در بر همان پاشنه میچرخد. این گروه اصلاح طلبان اهل درس آموزی نیستند. آنها کارنامه 25 ساله خودشان را در میدان سیاست بازبینی نمی کنند، آنها حتی اهل هزینه – فایده نیستند تا ارزیابی کنند که در این فرایند ربع قرنی چه داده اند و چه کسب کرده اند. آیا در مقایسه با گذشته سرمایه اجتماعی بیشتری دارند؟ آیا انسجام بیشتری پیدا کرده اند؟ آیا بدنه اجتماعی قدرتمند تری دارند؟ آیا حتی می توانند نشان دهند که مقبولیت بیشتری در نظام حکمرانی دارند؟ استراتژی ایی که همه اعتبار و مرجعیت گذشته را از آنها گرفته، به چه کار می اید؟ این سیاست تدبیر منزل هم نیست.
🔹این گروه از اصلاح طلبان در گرداب تحلیل های ژورنالیستی سیاست را تا حد کشیدن تصویر مار تقلیل می دهند تا ثابت کنند آنچه آنها نشان می دهند "مار" است و آن که می نویسد"مار" یکسره خطا می گوید. اصلاح طلبان از مواضع شان در انتخابات ریاست جمهوری سال های 1392 و 1396 دفاع می کنند اما حاضر نیستند مسئولیت شان را در برابر وضعیت فلاکت بار کنونی بپذیرند. آنها فراموشکار اند و فراموش کرده اند که در آخرین انتخابات مجلس با نقض استراتژی پیشین ناچار شدند مناسک گرایی انتخاباتی را کنار گذارند و به تمایل عمومی جامعه تن دهند.
🔹اصلاح طلبان مدتی است پذیرفته اند که مشکلات جامعه ایران و نظام حکمرانی ساختاری است، آنها مدتی است پذیرفته اند نظام انتخاباتی ناعادلانه و غیر منصفانه بوده و آزاد نیست، آنها ناچارا پذیرفته اند که نمایندگان شایسته جامعه، امکان تایید صلاحیت از سوی شوراینگهبان را ندارند، آنها پذیرفته اند که اگر محمد مصدق هم رییسجمهور شود با این مجلس یازدهم، با نهادهایی که در سیاستخارجی و داخلی مداخله میکنند، با حضور تندروترین افراد در سمتهای مهم امنیتی، با این صداوسیمایی که صدای مردم نیست، نمیتواند قدمی در جهت منافع ملی بردارد، اما حاضر نیستند الزامات این جمع بندی را بپذیرند.
🔹اصلاح طلبان مدعی اند از اهداف اصلاحات تلاش برای دمکراتیک کردن انتخابات است. سئوال این است که چگونه؟ با رفرمیسم؟آنها وعده می دهند که اگر به نامزد ما رای دهید به عنوان رییس جمهور یا نماینده مجلس به درون قدرت می رود و نظام انتخابات را دمکراتیک تر می کند. اجازه دهید چند سئوال در برابر این ادعا قرار دهیم:
1️⃣وقتی نماینده شما می تواند تایید صلاحیت شود و وارد مجلس یا قوه مجریه شود چه کسی تضمین می کند که بعد از آن انگیزه ای برای گشایش بیشتر برای ورود منتقدین خود داشته باشد؟ آیا در سنت 25 ساله اصلاحات مشابه چنین رفتاری را سراغ دارید؟
2️⃣شما در حال حاضر آمادگی دارید اگر نامزدتان- و فقط نامزد شما - را برای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت کنند وارد ساز و کار انتخاباتی شوید و چشم بر رد صلاحیت بسیاری دیگر که ممکن است صلاحیتی بیشتر از نامزد شما داشته باشند، ببندید. ایا همین تاکتیک غیر اخلاقی موجب نمی شود تا در صداقت در ادعای هدف اصلاح ساختار و نظام انتخاباتی از سوی شما تردید شود؟
3️⃣فرض کنیم که نامزد اصلاح طلبان در راس قوه مجریه قرار گیرد. فرض کنیم ریاست قوه مجریه بخواهد به وعده های انتخاباتی خود وفادار باشد و برای اصلاح نظام انتخابات اقدام کند. فرض کنیم که وزیر کشور رییس جمهور اصلاح طلب را خود او انتخاب کرده باشد و مطابق نظرات رییس جمهور لایحه ای را پس از تصویب در هیئت دولت به مجلس بفرستد. فرض کنیم این لایحه در مجلس فعلی یا مجلس دوازدهم تصویب شود. آیا رییس جمهور شما می تواند اصل 94 قانون اساسی را نادیده گیرد و از تایید مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان صرفنظر کند؟ بعید است پاسخ مثبت باشد. اما فرض کنیم به هزار و یک دلیل شورای نگهبان تصمیم بر تایید لایحه داشته باشد. آیا اگر حکم حکومتی یا پیغامی برای آنها ارسال شود که مصوبه را رد کنند یا به آن پاسخ ندهند ، رییس جمهور شما می تواند آب رفته به جوی را برگرداند؟ این یعنی مانع ساختاری انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه. این یعنی به بن بست رسیدن رفرمیسم.این یعنی انسداد سیاسی برای اصلاح طلبی دهه 1370.
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/2Medp9Q
#انتخابات
#سعید_مدنی
#ساختارگرایی
https://news.1rj.ru/str/iranfardamag
🔻سعید مدنی
@iranfardamag
🔹اگرچه پس از اعتراضات 88 گفت و گو درباره اصلاح طلبان به عنوان یک جریان واحد چندان مطابق واقع نیست و شکاف های جدی در میان اصلاح طلبان آنها را بیش از گذشته متفرق کرده اما گروهی از آنها که تمام تلاش شان را برای تداوم مشی و استراتژی اواسط دهه 1370 به کار گرفته اند، بدون توجه به تفاوت های دورانی به دنبال مناسک گرایی انتخاباتی هستند تا نشان دهند در بر همان پاشنه میچرخد. این گروه اصلاح طلبان اهل درس آموزی نیستند. آنها کارنامه 25 ساله خودشان را در میدان سیاست بازبینی نمی کنند، آنها حتی اهل هزینه – فایده نیستند تا ارزیابی کنند که در این فرایند ربع قرنی چه داده اند و چه کسب کرده اند. آیا در مقایسه با گذشته سرمایه اجتماعی بیشتری دارند؟ آیا انسجام بیشتری پیدا کرده اند؟ آیا بدنه اجتماعی قدرتمند تری دارند؟ آیا حتی می توانند نشان دهند که مقبولیت بیشتری در نظام حکمرانی دارند؟ استراتژی ایی که همه اعتبار و مرجعیت گذشته را از آنها گرفته، به چه کار می اید؟ این سیاست تدبیر منزل هم نیست.
🔹این گروه از اصلاح طلبان در گرداب تحلیل های ژورنالیستی سیاست را تا حد کشیدن تصویر مار تقلیل می دهند تا ثابت کنند آنچه آنها نشان می دهند "مار" است و آن که می نویسد"مار" یکسره خطا می گوید. اصلاح طلبان از مواضع شان در انتخابات ریاست جمهوری سال های 1392 و 1396 دفاع می کنند اما حاضر نیستند مسئولیت شان را در برابر وضعیت فلاکت بار کنونی بپذیرند. آنها فراموشکار اند و فراموش کرده اند که در آخرین انتخابات مجلس با نقض استراتژی پیشین ناچار شدند مناسک گرایی انتخاباتی را کنار گذارند و به تمایل عمومی جامعه تن دهند.
🔹اصلاح طلبان مدتی است پذیرفته اند که مشکلات جامعه ایران و نظام حکمرانی ساختاری است، آنها مدتی است پذیرفته اند نظام انتخاباتی ناعادلانه و غیر منصفانه بوده و آزاد نیست، آنها ناچارا پذیرفته اند که نمایندگان شایسته جامعه، امکان تایید صلاحیت از سوی شوراینگهبان را ندارند، آنها پذیرفته اند که اگر محمد مصدق هم رییسجمهور شود با این مجلس یازدهم، با نهادهایی که در سیاستخارجی و داخلی مداخله میکنند، با حضور تندروترین افراد در سمتهای مهم امنیتی، با این صداوسیمایی که صدای مردم نیست، نمیتواند قدمی در جهت منافع ملی بردارد، اما حاضر نیستند الزامات این جمع بندی را بپذیرند.
🔹اصلاح طلبان مدعی اند از اهداف اصلاحات تلاش برای دمکراتیک کردن انتخابات است. سئوال این است که چگونه؟ با رفرمیسم؟آنها وعده می دهند که اگر به نامزد ما رای دهید به عنوان رییس جمهور یا نماینده مجلس به درون قدرت می رود و نظام انتخابات را دمکراتیک تر می کند. اجازه دهید چند سئوال در برابر این ادعا قرار دهیم:
1️⃣وقتی نماینده شما می تواند تایید صلاحیت شود و وارد مجلس یا قوه مجریه شود چه کسی تضمین می کند که بعد از آن انگیزه ای برای گشایش بیشتر برای ورود منتقدین خود داشته باشد؟ آیا در سنت 25 ساله اصلاحات مشابه چنین رفتاری را سراغ دارید؟
2️⃣شما در حال حاضر آمادگی دارید اگر نامزدتان- و فقط نامزد شما - را برای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت کنند وارد ساز و کار انتخاباتی شوید و چشم بر رد صلاحیت بسیاری دیگر که ممکن است صلاحیتی بیشتر از نامزد شما داشته باشند، ببندید. ایا همین تاکتیک غیر اخلاقی موجب نمی شود تا در صداقت در ادعای هدف اصلاح ساختار و نظام انتخاباتی از سوی شما تردید شود؟
3️⃣فرض کنیم که نامزد اصلاح طلبان در راس قوه مجریه قرار گیرد. فرض کنیم ریاست قوه مجریه بخواهد به وعده های انتخاباتی خود وفادار باشد و برای اصلاح نظام انتخابات اقدام کند. فرض کنیم که وزیر کشور رییس جمهور اصلاح طلب را خود او انتخاب کرده باشد و مطابق نظرات رییس جمهور لایحه ای را پس از تصویب در هیئت دولت به مجلس بفرستد. فرض کنیم این لایحه در مجلس فعلی یا مجلس دوازدهم تصویب شود. آیا رییس جمهور شما می تواند اصل 94 قانون اساسی را نادیده گیرد و از تایید مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان صرفنظر کند؟ بعید است پاسخ مثبت باشد. اما فرض کنیم به هزار و یک دلیل شورای نگهبان تصمیم بر تایید لایحه داشته باشد. آیا اگر حکم حکومتی یا پیغامی برای آنها ارسال شود که مصوبه را رد کنند یا به آن پاسخ ندهند ، رییس جمهور شما می تواند آب رفته به جوی را برگرداند؟ این یعنی مانع ساختاری انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه. این یعنی به بن بست رسیدن رفرمیسم.این یعنی انسداد سیاسی برای اصلاح طلبی دهه 1370.
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/2Medp9Q
#انتخابات
#سعید_مدنی
#ساختارگرایی
https://news.1rj.ru/str/iranfardamag
Telegraph
🔴 انتخابات و الزامات ساختارگرایی
🔻سعید مدنی @iranfardamag 🔹اگرچه پس از اعتراضات 88 گفت و گو درباره اصلاح طلبان به عنوان یک جریان واحد چندان مطابق واقع نیست و شکاف های جدی در میان اصلاح طلبان آنها را بیش از گذشته متفرق کرده اما گروهی از آنها که تمام تلاش شان را برای تداوم مشی و استراتژی…
Forwarded from رسانه "همیشه در میان"
قسمت -١١- | نطق دیروز آقا
قسمت یازدهم پادکست روزها در راه، مرور بخشهایی از روزنوشتهای شاهرخ مسکوب از ٢ و ١١ و ١۵ اسفند ماه ۵٧ است. روزنوشتهایی که از اشاره به جلال آلاحمد و کتاب غربزدگیاش شروع میشود و با بررسی کار فکری، اجتماعی و اخلاقی علی شریعتی پایان مییابد. در این میان نیز مسکوب متاثر از نطق امام در مدرسه فیضیه است و آن حرفها را نشانه دیکتاتوری نعلین میداند. ستایش مسکوب از مردم و فرهنگ ایران نیز خواندنی است.
یازدهمین قسمت پادکست روزها در راه میتوانید از اپلیکیشنهای پادگیر بشنوید
اسپاتیفای
https://cutt.ly/ylWpcQM
اپلپادکست
https://cutt.ly/alWpQpU
گوگلپادکست
https://cutt.ly/OlWpTut
کستباکس
https://cutt.ly/4lWpS3C
شهرزاد
https://cutt.ly/5lWp2oT
قسمت یازدهم پادکست روزها در راه، مرور بخشهایی از روزنوشتهای شاهرخ مسکوب از ٢ و ١١ و ١۵ اسفند ماه ۵٧ است. روزنوشتهایی که از اشاره به جلال آلاحمد و کتاب غربزدگیاش شروع میشود و با بررسی کار فکری، اجتماعی و اخلاقی علی شریعتی پایان مییابد. در این میان نیز مسکوب متاثر از نطق امام در مدرسه فیضیه است و آن حرفها را نشانه دیکتاتوری نعلین میداند. ستایش مسکوب از مردم و فرهنگ ایران نیز خواندنی است.
یازدهمین قسمت پادکست روزها در راه میتوانید از اپلیکیشنهای پادگیر بشنوید
اسپاتیفای
https://cutt.ly/ylWpcQM
اپلپادکست
https://cutt.ly/alWpQpU
گوگلپادکست
https://cutt.ly/OlWpTut
کستباکس
https://cutt.ly/4lWpS3C
شهرزاد
https://cutt.ly/5lWp2oT
Spotify
روزها در راه - قسمت یازدهم - نطق دیروز آقا
Listen to this episode from روزها در راه on Spotify. قسمت یازدهم پادکست روزها در راه، مرور بخشهایی از روزنوشتهای شاهرخ مسکوب از ٢ و ١١ و ١۵ اسفند ماه ۵٧ است. روزنوشتهایی که از اشاره به جلال آلاحمد و کتاب غربزدگیاش شروع میشود و با بررسی کار فکری، اجتماعی…
Forwarded from قسط
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵🔴⚪️ "اصول قبیله"
🔻نقدی بر قبیلهگرایی، سفله پروری و وحدت بازی در کنش سیاسی انتخاباتی اصولگرایان
🔸با عناوینی چون:
قبیله جمهور کجاست؟
هیس! دشمنهای فرضی پیروز میشوند.
جمهوریت انتخاباتی، محتاج تجدیدنظر.
این وحدت باید عبادت شود!
امر به معروف مثل اسنپ!
پایان راه اصلاح طلبان
🔹با آثاری از:
وحید جلیلی، مجتبی نامخواه، روحالله رشیدی، سینا کلهر، مصطفی زالی، سعید جلیلی، حمید رسایی، دکتر علی شریعتی، محمدرضا اصنافی، میلاد گودرزی، علیرضا خدابخشی و میلاد دخانچی
#بزودی
#اصول_قبیله
@edalatkhahi
🔻نقدی بر قبیلهگرایی، سفله پروری و وحدت بازی در کنش سیاسی انتخاباتی اصولگرایان
🔸با عناوینی چون:
قبیله جمهور کجاست؟
هیس! دشمنهای فرضی پیروز میشوند.
جمهوریت انتخاباتی، محتاج تجدیدنظر.
این وحدت باید عبادت شود!
امر به معروف مثل اسنپ!
پایان راه اصلاح طلبان
🔹با آثاری از:
وحید جلیلی، مجتبی نامخواه، روحالله رشیدی، سینا کلهر، مصطفی زالی، سعید جلیلی، حمید رسایی، دکتر علی شریعتی، محمدرضا اصنافی، میلاد گودرزی، علیرضا خدابخشی و میلاد دخانچی
#بزودی
#اصول_قبیله
@edalatkhahi
Forwarded from جمهورى سوم
تاراج سود حاصله از اینترنت مشاع به دست دولت و اپراتورها
درباره اقتصادسیاسی اینترنت
🔴با توییت دو روز پیش آذری جهرمی معلوم شد تبصرهای درباره تعرفه اینترنت در بودجه سال ۱۴۰۰ در مجلس تصویب شده که به موجب آن مالیات اپراتورها از ۲۸ درصد به ۳۸ درصد افزایش یافته و مقرر شده سه هزار میلیارد تومان از این درآمد به صداوسیما (ساترا) برای تولید و نظارت بر فضای مجازی داده شود.
🔴حدود صدسالی هست که در ایران الیگارشی اقتصادی (در اشکال مختلف مالی، تجاری، فئودالی و صنعتی) برای حفظ، تضمین و بسط منافع خود از مفهوم «توسعه اقتصادی» و دولت برای اعمال حاکمیت و نفوذ کنترل توتالیتر خود در جامعه، تضمین غلبه الیگارشی سیاسی و نظامی و مذهبی بر الیگارشی اقتصادی و احیانا جایگزین کردن الیگارشی اقتصادی قدیم با مهره های جوانتر، از مفهوم «منافع عمومی و منافع ملی» استفاده میکند که دیالکتیک فاسد و قهقرایی درون قدرت مرکزی را میسازد و مثل دو لبه یک قیچی واحد، جامعه ایران را روزبه روز کلنگیتر و ویرانتر کرده است و هر روز نیز بیشتر ما را از «توسعه» و «منافع عمومی» دور میکند.
🔴دعوای کنونی بین تکنوکراتهای جوان حزباللهی داخل مجلس که مدافع صداوسیما هستند و تکنوکراتهای دولت اعتدال که مدافع منافع اپراتورها نیز لحظه دیگری از همین ابتذال و انحطاط مفاهیم، فرسایش آینده ایران و تاراج منافع عمومی در دعوای همیشگی بر سر لحاف ملاست. برای فهم بهتر موضوع لازم است توجه یابیم که کل دعوا بر سر درآمد حاصله از ترافیک اینترنت است که توسط ما ملت پرداخت میشود و اساساً جزو مالکیتهای مشاع محسوب میشود. مالکیت مشاع یعنی اینکه «ارتباطات» مثل کلیت زیست جهان اجتماعی قلمرویی است که نه در مالکیت دولت است و نه اشخاص حقیقی و حقوقی، بلکه حوزهای عام و آزاد برای استفاده برابر همگان است. بزرگراهی را تصور کنید که توسط بخش خصوصی یا دولت ساخته شده و عوارض مختصری برای تأمین هزینههای زیرساخت و تعمیر و نگهداری جاده از کاربران گرفته میشود. تفاوت موضوع درباره اینترنت این است که اپراتور برای نفس حضور و ساعت تردد ما در جاده نیز دارد عوارض میگیرد، و این دقیقا مثل این میماند که دولت بر تنفس یا حرف زدن ما هم مالیات بگیرد!
🔴نکته مهمتر اینکه کل ترافیک مصرفی اینترنت بخاطر تولیدکنندگان محتواست و هرآنچه عوایدی از این محل بدست آید، علی القاعده باید بصورت مضاربهای منصفانه میان تولیدکننده محتوا و تامینکننده زیرساخت (مثل رابطه میان کشاورز و زمیندار) تقسیم شود، اما جالب اینکه در اقتصاد سیاسی دولت اسلامی، نه تنها اپراتور خصوصی از ترافیک مشاع کسب سود میکند و کل آنرا هم به جیب می زند، ۳۸ درصد آنرا هم باید مستقیم و غیرمستقیم به صداوسیمایی بدهد که شغلش فیلتر کردن همین تولیدکنندههای بیجیره مواجب محتوا و تکرار دوباره محتوای پوچ تلویزیونی و رسمی است که اساساً محتوای فضای مجازی در انزجار از همانها در ایران رونق گرفته است. مستقل از عمق ضدیت این سیستم راهزنی تودرتو با توسعه و منافع عمومی، حضرات تکنوکراتهای جوان حزباللهی حتی عقل معاش و عقل بقا هم ندارند که بفهمند با سرکوب تولیدکننده محتوای فضای مجازی و افزایش تعرفه اینترنت و فشار بیشتر بر اپراتور و فربه کردن رسانه ورشکسته صداوسیما و تریبونهای ارتجاعی متصل به آن در شبکههای اجتماعی داخلی، در یک سیکل معیوب کل این گاو شیرده بادآورده و سودی که به آن چشم طمع دارند، است که فرسوده و به تدریج نابود میشود.
♦️امیداوم با تحولات مثبتی که در سویه غیردولتی-غیرکاپیتالیستی و دموکراتیک-آنارشیستی تکنولوژی ارتباطی در جهان در حال رخ دادن است، روزگاری برسد که اینترنت مشاع آزاد و عادلانه و ارزان در اختیار همگان قرار گیرد و به مدد تکنولوژیهای رمزارزی، تولیدکننده محتوا نیز به حق خود از سود حاصله از ترافیک مصرفی برسد و کسب و کار پرسود دادههای کلان نیز با مشاع شدن داده های عمومی به کلی برچیده شود.
🔻مطالب مرتبط:
پایان نهادهای عمومی در ایران
نمودار مالکیت توسکا
اسم این وضع نه خصوصی است نه دولتی، درماندگی است
الگوی اقتصادی مشترک پراید، روبیکا، دانشگاه آزاد و بورس
درباره موجهای پیاپی خصوصیسازی- ملیسازی مالکیت در ایران
درباره اقتصادسیاسی اینترنت
🔴با توییت دو روز پیش آذری جهرمی معلوم شد تبصرهای درباره تعرفه اینترنت در بودجه سال ۱۴۰۰ در مجلس تصویب شده که به موجب آن مالیات اپراتورها از ۲۸ درصد به ۳۸ درصد افزایش یافته و مقرر شده سه هزار میلیارد تومان از این درآمد به صداوسیما (ساترا) برای تولید و نظارت بر فضای مجازی داده شود.
🔴حدود صدسالی هست که در ایران الیگارشی اقتصادی (در اشکال مختلف مالی، تجاری، فئودالی و صنعتی) برای حفظ، تضمین و بسط منافع خود از مفهوم «توسعه اقتصادی» و دولت برای اعمال حاکمیت و نفوذ کنترل توتالیتر خود در جامعه، تضمین غلبه الیگارشی سیاسی و نظامی و مذهبی بر الیگارشی اقتصادی و احیانا جایگزین کردن الیگارشی اقتصادی قدیم با مهره های جوانتر، از مفهوم «منافع عمومی و منافع ملی» استفاده میکند که دیالکتیک فاسد و قهقرایی درون قدرت مرکزی را میسازد و مثل دو لبه یک قیچی واحد، جامعه ایران را روزبه روز کلنگیتر و ویرانتر کرده است و هر روز نیز بیشتر ما را از «توسعه» و «منافع عمومی» دور میکند.
🔴دعوای کنونی بین تکنوکراتهای جوان حزباللهی داخل مجلس که مدافع صداوسیما هستند و تکنوکراتهای دولت اعتدال که مدافع منافع اپراتورها نیز لحظه دیگری از همین ابتذال و انحطاط مفاهیم، فرسایش آینده ایران و تاراج منافع عمومی در دعوای همیشگی بر سر لحاف ملاست. برای فهم بهتر موضوع لازم است توجه یابیم که کل دعوا بر سر درآمد حاصله از ترافیک اینترنت است که توسط ما ملت پرداخت میشود و اساساً جزو مالکیتهای مشاع محسوب میشود. مالکیت مشاع یعنی اینکه «ارتباطات» مثل کلیت زیست جهان اجتماعی قلمرویی است که نه در مالکیت دولت است و نه اشخاص حقیقی و حقوقی، بلکه حوزهای عام و آزاد برای استفاده برابر همگان است. بزرگراهی را تصور کنید که توسط بخش خصوصی یا دولت ساخته شده و عوارض مختصری برای تأمین هزینههای زیرساخت و تعمیر و نگهداری جاده از کاربران گرفته میشود. تفاوت موضوع درباره اینترنت این است که اپراتور برای نفس حضور و ساعت تردد ما در جاده نیز دارد عوارض میگیرد، و این دقیقا مثل این میماند که دولت بر تنفس یا حرف زدن ما هم مالیات بگیرد!
🔴نکته مهمتر اینکه کل ترافیک مصرفی اینترنت بخاطر تولیدکنندگان محتواست و هرآنچه عوایدی از این محل بدست آید، علی القاعده باید بصورت مضاربهای منصفانه میان تولیدکننده محتوا و تامینکننده زیرساخت (مثل رابطه میان کشاورز و زمیندار) تقسیم شود، اما جالب اینکه در اقتصاد سیاسی دولت اسلامی، نه تنها اپراتور خصوصی از ترافیک مشاع کسب سود میکند و کل آنرا هم به جیب می زند، ۳۸ درصد آنرا هم باید مستقیم و غیرمستقیم به صداوسیمایی بدهد که شغلش فیلتر کردن همین تولیدکنندههای بیجیره مواجب محتوا و تکرار دوباره محتوای پوچ تلویزیونی و رسمی است که اساساً محتوای فضای مجازی در انزجار از همانها در ایران رونق گرفته است. مستقل از عمق ضدیت این سیستم راهزنی تودرتو با توسعه و منافع عمومی، حضرات تکنوکراتهای جوان حزباللهی حتی عقل معاش و عقل بقا هم ندارند که بفهمند با سرکوب تولیدکننده محتوای فضای مجازی و افزایش تعرفه اینترنت و فشار بیشتر بر اپراتور و فربه کردن رسانه ورشکسته صداوسیما و تریبونهای ارتجاعی متصل به آن در شبکههای اجتماعی داخلی، در یک سیکل معیوب کل این گاو شیرده بادآورده و سودی که به آن چشم طمع دارند، است که فرسوده و به تدریج نابود میشود.
♦️امیداوم با تحولات مثبتی که در سویه غیردولتی-غیرکاپیتالیستی و دموکراتیک-آنارشیستی تکنولوژی ارتباطی در جهان در حال رخ دادن است، روزگاری برسد که اینترنت مشاع آزاد و عادلانه و ارزان در اختیار همگان قرار گیرد و به مدد تکنولوژیهای رمزارزی، تولیدکننده محتوا نیز به حق خود از سود حاصله از ترافیک مصرفی برسد و کسب و کار پرسود دادههای کلان نیز با مشاع شدن داده های عمومی به کلی برچیده شود.
🔻مطالب مرتبط:
پایان نهادهای عمومی در ایران
نمودار مالکیت توسکا
اسم این وضع نه خصوصی است نه دولتی، درماندگی است
الگوی اقتصادی مشترک پراید، روبیکا، دانشگاه آزاد و بورس
درباره موجهای پیاپی خصوصیسازی- ملیسازی مالکیت در ایران
Twitter
MJ Azari Jahromi
امیدوارم امروز نمایندگان محترم مجلس با مصوبه کمیسیون تلفیق، مبنی بر افزایش سه هزار میلیارد تومانی مالیات اپراتورها و اختصاص آن به برخی دستگاهها از جمله صداوسیما برای امورات نظارتی، مخالفت کنند. تصویب این بند در تبصره ۶ بودجه باعث افزایش چشمگیر قیمت بستههای…