"ممکنه پات رو اینقدر تکون ندی؟"
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
این کاربر دوست داشت بخشی از لیریک آهنگ مورد علاقت باشه، بخشی از کتاب مورد علاقت باشه، منظرهی مورد علاقت باشه.. میخواست که مورد علاقت باشه.
اگه این کاربر از کسی خوشش بیاد نمیره بهش بگه، وقتی کنارشه کار های عجیب و غریب و احمقانه انجام میده.
این کاربر میگه دیگه براش مهم نیست، اما هر شب تا سپیدهدم تو پیچ و خم افکارش گم میشه.
و ناگهان این کاربر تبدیل به آدمی شد که خیلی طول میکشه تا جواب بده، دوست داره تنها باشه، ممکنه غیبش بزنه، به هیچ چیز اهمیت نده، و اگه رابطه هاش کم رنگ بشه هم براش مهم نیست.
همه چیز تو شب قشنگ تره؛ صحبت کردن، بیرون رفتن، حمام کردن، نوشیدن چایی، خوندن کتاب، گوش کردن به موزیک، دریافت پیام از شخص مورد نظر.