و این کاربر تمایل داشت به رفتن، به دوری از آدما و هیاهویشان، به آرامش تنهایی و ناپدید شدن.
"ممکنه پات رو اینقدر تکون ندی؟"
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
شرمنده، این کاربر باید پاشو تکون بده وگرنه شروع میکنه به جیغ زدن و کشتن یک سری ها.
این کاربر دوست داشت بخشی از لیریک آهنگ مورد علاقت باشه، بخشی از کتاب مورد علاقت باشه، منظرهی مورد علاقت باشه.. میخواست که مورد علاقت باشه.
اگه این کاربر از کسی خوشش بیاد نمیره بهش بگه، وقتی کنارشه کار های عجیب و غریب و احمقانه انجام میده.
این کاربر میگه دیگه براش مهم نیست، اما هر شب تا سپیدهدم تو پیچ و خم افکارش گم میشه.