این کاربر آدمی که به همه چی حتی به کوچیک ترین جزئیات ممکن توجه میکنه پس اگر فکر میکنید متوجه چیزی نشده اشتباه میکنید، فقط ترجیح میده تو آرامش دوری کنه.
این کاربر یه نوعی از تنهایی رو تجربه میکنه که هیچ آدمی رو برای حرف زدن نداره، مثلا کسی نیست بهش بگه: گشنمه، دیروز اینو خریدم، تو مسیر فلان چیزو دیدم ، اینطوری شد و ... روزها و ماهها میگذره و میبینه هیچ اتفاق و روزمره ای برا کسی تعریف نکرده.
این کاربر آدمیه که علایقش هیچ وقت تغییر نمیکنه؛ همیشه به یه کافه میره، یه سفارش ثابت میده، یه آهنگ محبوب داره، یه نفر عزیزترینه براش و هر چیزی رو که دوست داره، همیشه دوستش خواهد داشت.
کمتر از ۳۰ روز مونده تا تخت و آرامش و روح و روان خوب رو بذارید کنار و برید با انسان های جدید یا همون تکراری ها دیدار کنید و هفت ساعت باهاشون وقت بگذرونید و اندازه هفتاد سال تو اون چند ساعت پیر بشید و بی خوابی و بدن درد و خستگی شب تا صبح بگادتون.
این کاربر از رابطه ای رنج میبره که نمیدونه با طرف دوستِ دشمنِ یا پارتنره فقط ادامه میده.
این کاربر واقعا نسبت به چیزایی که میگید حساسه، شاید متوجه نشید ولی خیلی راحت به خاطر یه جمله میتونه کل شب رو بیدار بمونه و سر هیچی اورثینک کنه.
این کاربر باید از اشتباهاتش تو گذشته تجربه کسب کنه اما نه تنها کسب نمیکنه بلکه با قدرت بیشتری دوباره انجامشون میده.
وا دیوونه ای؟؟ معلومه که ذره ای برام اهمیت نداره و بهش فکر نمیکنم (قراره تا صبح گریه و اورثینک کنم.)
اگه این کاربر دیگه باهات بحثی نکرد و هرچی گفتی موافق بود ، تبریک میگم تو از دستش دادی.
اگه از این کاربر بپرسی ممکنه بگه همه چی روبه راهه، ولی حتی خودشم نمیدونه چشه و منتظر چی هست.
اینکه بشینی هی فکر کنی هی فکر کنی با خودت بگی نه بابا اینطور نیست و از ته دلت میدونی دقیقاً همونه که فکر میکنی و واقعاً همون از آب درمیاد سطح ناراحتی جدیدی رو برات آنلاک میکنه.
فکر نکنم بتونم خوابم رو تنظیم کنم، احتمال بال درآوردن دلفینا از تنظیم شدن خواب من بیشتره.