کمتر از ۳۰ روز مونده تا تخت و آرامش و روح و روان خوب رو بذارید کنار و برید با انسان های جدید یا همون تکراری ها دیدار کنید و هفت ساعت باهاشون وقت بگذرونید و اندازه هفتاد سال تو اون چند ساعت پیر بشید و بی خوابی و بدن درد و خستگی شب تا صبح بگادتون.
این کاربر از رابطه ای رنج میبره که نمیدونه با طرف دوستِ دشمنِ یا پارتنره فقط ادامه میده.
این کاربر واقعا نسبت به چیزایی که میگید حساسه، شاید متوجه نشید ولی خیلی راحت به خاطر یه جمله میتونه کل شب رو بیدار بمونه و سر هیچی اورثینک کنه.
این کاربر باید از اشتباهاتش تو گذشته تجربه کسب کنه اما نه تنها کسب نمیکنه بلکه با قدرت بیشتری دوباره انجامشون میده.
وا دیوونه ای؟؟ معلومه که ذره ای برام اهمیت نداره و بهش فکر نمیکنم (قراره تا صبح گریه و اورثینک کنم.)
اگه این کاربر دیگه باهات بحثی نکرد و هرچی گفتی موافق بود ، تبریک میگم تو از دستش دادی.
اگه از این کاربر بپرسی ممکنه بگه همه چی روبه راهه، ولی حتی خودشم نمیدونه چشه و منتظر چی هست.
اینکه بشینی هی فکر کنی هی فکر کنی با خودت بگی نه بابا اینطور نیست و از ته دلت میدونی دقیقاً همونه که فکر میکنی و واقعاً همون از آب درمیاد سطح ناراحتی جدیدی رو برات آنلاک میکنه.
فکر نکنم بتونم خوابم رو تنظیم کنم، احتمال بال درآوردن دلفینا از تنظیم شدن خواب من بیشتره.
فکر کردی میتونی به من آسیب بزنی؟ اشتباه فکر کردی، این کاربر یه اورثینکره خودش به خودش آسیب میزنه.
این کاربر دلش یه شب بارونی همراه با فیلم/ سریال / انیمه مورد علاقش و چاشنی چیپس و ماست میخواد.
این کاربر خوابیدن رو دوست داره، چون تو خواب نیازی به فکر کردن نداره و میتونه واقعیت رو ایگنور کنه.