📢 📢 10عامل مهم موفقیت استارت آپ ها
۱- ایده
به نظر میرسد ایدهی بنیانگذار، بزرگترین عامل مسئول در موفقیت یک کسبوکار باشد، اما تنها یک عنصر کوچک برای چگونگی پیشرفت است. گوگل را در نظر بگیرید، که ایده اصلی آن به عنوان موتور جستوجو پیشتر توسط رقبای متعددی اجرا شد. ولی به دلیل آنکه اجرا و زمانبندی پایهگذاران گوگل عالی بود، عدم ابتکار آن مانعی برای رسیدن به موفقیت نبود.
۲- رهبر
رهبری در استارتاپ مهم است. رهبران تصمیمگیری میکنند، برنامهریزی میکنند و افراد را برای رسیدن به هدف گروهی به سختکوشی تشویق میکنند. رهبران بیکفایت نه تنها به طور غیر مؤثر تصمیمگیری میکنند، بلکه بقای گروه را نیز به خطر میاندازند. از سوی دیگر، یک رهبر ماهر و مجرب حتی قادر است یک ایدهی ضعیف را به موفقیت تبدیل کند.
۳- گروه
کارآفرینان نقش مهمی دارند ولی به تنهایی نمیتوانند کارهای بزرگ را انجام دهند. مشاغل موفق افراد زیادی را استخدام میکنند، و این افراد بقای کسبوکار، ایجاد انگیزه و اجرای اهداف بزرگ را تضمین میکنند. اگر افراد مناسبی را برای کار استخدام کنید، با مشکلات کمتری روبهرو میشوید. و بر عکس به کارگیری افراد نامناسب، بهترین تصمیمات شما را نابود میکند.
۴- سرمایه
سرمایه اولیه مهم است. اگر نتوانستید سرمایهگذاری پیدا کنید نگران نباشید، سرمایهگذاری شخصی و خانوادگی را در نظر بگیرید. حواستان به موجودیتان باشد؛ یک حرکت اشتباه میتواند موقعیت مالی شما را به خطر بیاندازد.
۵- برنامهریزی
برنامهریزی باید فراتر از از ایدهی اصلی و دربرگیرنده اهداف، تصمیمات و نحوه عملکرد شما باشد. هر آنچه در برنامهریزی شغلی شما یادداشت میشود جزئی از طرح است. درجهی به تحقق رساندن برنامهریزیها بر شانس رسیدن به موفقیت بسیار اثر گذار است.
۶- اجرا
گفته میشود یک طرح به اندازهای که قابل اجرا باشد ارزشمند است. اگر طرح بزرگی داشته باشید اما در اجرا ضعیف باشید، تمام سازوکارتان به خطر میافتد. از سوی دیگر اگر برنامهریزی کافی داشته باشید و آن را به درستی انجام دهید، تکیهگاه محکمی خواهید داشت و به فهم آن که چه کارهایی قابل اجرا و غیر قابل اجرا هستند دست مییابید.
۷- زمانبندی
زمانبندی از لحاظ رقابتی مهم است و با وجود شلوغی و بینظمی بازار کار، موجب برتری مشاغل زیادی میشود. برای مثال وقتی یوتیوب به عرصه آمد سایتهای مشابه بسیاری وجود داشتند، ولی چون یوتیوب در زمان حساسی -پس از روی کار آمدن اینترنت پرسرعت- راه اندازی شد، به موفقیت زودهنگامی رسید.
۸- مدیریت بحران
با وجود طرح خوب و سختکوشی بسیار، همواره مشکلاتی وجود دارد. چگونگی رویارویی با بحران مهمتر از پیشگیری از آن است. یک بحران کوچک میتواند یک کسبوکار را با شکست مواجه کند، بنابراین به نحوه رویارویی با آن بیاندیشید.
۹- بازاریابی
نحوه عرضه و بازاریابی کسبوکارتان مهم است. یک محصول با کیفیت پایین ولی با بستهبندی جذاب و منحصربفرد در رقابت با محصول مرغوبی که عرضه سادهای دارد برنده میشود. این مورد اگرچه ممکن است غیرضروری به نظر برسد ولی بر تصمیم خرید مشتریان بسیار اثرگذار است.
۱۰- پیشرفت
در نهایت روشی که به سوی پیشرفت برمیگزینید، نقش مهمی را در دستیابی به هدف بازی میکند. توسعهی سریع شما را ضعیف میکند و توسعهی بسیار آرام شما را به جایی نمیرساند. بنابراین تعادلی برقرار کنید و پیشرفتتان را زیر نظر داشته باشید.
اگر به هر کدام از این موارد نگاهی بیاندازید و بتوانید بگویید که کسبوکارتان از آنها پیروی میکند، شما از قبل به سمت موفقیت گام برداشتهاید. اگر بدانید در کدام مورد ضعف دارید، میتوانید زمان و منابع بیشتری برای آن صرف کنید تا بر کمبود غلبه کنید.
ارزیابی بعضی موارد مانند زمانبندی و اجرا، تقریبا غیر ممکن است. ولی تا آن جا که میتوانید اصلاحات را انجام دهید و شانس رسیدن به موفقیت را به حداکثر برسانید.
منبع: http://ponisha.ir/
۱- ایده
به نظر میرسد ایدهی بنیانگذار، بزرگترین عامل مسئول در موفقیت یک کسبوکار باشد، اما تنها یک عنصر کوچک برای چگونگی پیشرفت است. گوگل را در نظر بگیرید، که ایده اصلی آن به عنوان موتور جستوجو پیشتر توسط رقبای متعددی اجرا شد. ولی به دلیل آنکه اجرا و زمانبندی پایهگذاران گوگل عالی بود، عدم ابتکار آن مانعی برای رسیدن به موفقیت نبود.
۲- رهبر
رهبری در استارتاپ مهم است. رهبران تصمیمگیری میکنند، برنامهریزی میکنند و افراد را برای رسیدن به هدف گروهی به سختکوشی تشویق میکنند. رهبران بیکفایت نه تنها به طور غیر مؤثر تصمیمگیری میکنند، بلکه بقای گروه را نیز به خطر میاندازند. از سوی دیگر، یک رهبر ماهر و مجرب حتی قادر است یک ایدهی ضعیف را به موفقیت تبدیل کند.
۳- گروه
کارآفرینان نقش مهمی دارند ولی به تنهایی نمیتوانند کارهای بزرگ را انجام دهند. مشاغل موفق افراد زیادی را استخدام میکنند، و این افراد بقای کسبوکار، ایجاد انگیزه و اجرای اهداف بزرگ را تضمین میکنند. اگر افراد مناسبی را برای کار استخدام کنید، با مشکلات کمتری روبهرو میشوید. و بر عکس به کارگیری افراد نامناسب، بهترین تصمیمات شما را نابود میکند.
۴- سرمایه
سرمایه اولیه مهم است. اگر نتوانستید سرمایهگذاری پیدا کنید نگران نباشید، سرمایهگذاری شخصی و خانوادگی را در نظر بگیرید. حواستان به موجودیتان باشد؛ یک حرکت اشتباه میتواند موقعیت مالی شما را به خطر بیاندازد.
۵- برنامهریزی
برنامهریزی باید فراتر از از ایدهی اصلی و دربرگیرنده اهداف، تصمیمات و نحوه عملکرد شما باشد. هر آنچه در برنامهریزی شغلی شما یادداشت میشود جزئی از طرح است. درجهی به تحقق رساندن برنامهریزیها بر شانس رسیدن به موفقیت بسیار اثر گذار است.
۶- اجرا
گفته میشود یک طرح به اندازهای که قابل اجرا باشد ارزشمند است. اگر طرح بزرگی داشته باشید اما در اجرا ضعیف باشید، تمام سازوکارتان به خطر میافتد. از سوی دیگر اگر برنامهریزی کافی داشته باشید و آن را به درستی انجام دهید، تکیهگاه محکمی خواهید داشت و به فهم آن که چه کارهایی قابل اجرا و غیر قابل اجرا هستند دست مییابید.
۷- زمانبندی
زمانبندی از لحاظ رقابتی مهم است و با وجود شلوغی و بینظمی بازار کار، موجب برتری مشاغل زیادی میشود. برای مثال وقتی یوتیوب به عرصه آمد سایتهای مشابه بسیاری وجود داشتند، ولی چون یوتیوب در زمان حساسی -پس از روی کار آمدن اینترنت پرسرعت- راه اندازی شد، به موفقیت زودهنگامی رسید.
۸- مدیریت بحران
با وجود طرح خوب و سختکوشی بسیار، همواره مشکلاتی وجود دارد. چگونگی رویارویی با بحران مهمتر از پیشگیری از آن است. یک بحران کوچک میتواند یک کسبوکار را با شکست مواجه کند، بنابراین به نحوه رویارویی با آن بیاندیشید.
۹- بازاریابی
نحوه عرضه و بازاریابی کسبوکارتان مهم است. یک محصول با کیفیت پایین ولی با بستهبندی جذاب و منحصربفرد در رقابت با محصول مرغوبی که عرضه سادهای دارد برنده میشود. این مورد اگرچه ممکن است غیرضروری به نظر برسد ولی بر تصمیم خرید مشتریان بسیار اثرگذار است.
۱۰- پیشرفت
در نهایت روشی که به سوی پیشرفت برمیگزینید، نقش مهمی را در دستیابی به هدف بازی میکند. توسعهی سریع شما را ضعیف میکند و توسعهی بسیار آرام شما را به جایی نمیرساند. بنابراین تعادلی برقرار کنید و پیشرفتتان را زیر نظر داشته باشید.
اگر به هر کدام از این موارد نگاهی بیاندازید و بتوانید بگویید که کسبوکارتان از آنها پیروی میکند، شما از قبل به سمت موفقیت گام برداشتهاید. اگر بدانید در کدام مورد ضعف دارید، میتوانید زمان و منابع بیشتری برای آن صرف کنید تا بر کمبود غلبه کنید.
ارزیابی بعضی موارد مانند زمانبندی و اجرا، تقریبا غیر ممکن است. ولی تا آن جا که میتوانید اصلاحات را انجام دهید و شانس رسیدن به موفقیت را به حداکثر برسانید.
منبع: http://ponisha.ir/
ponisha.ir
استخدام فریلنسر و دورکار | سایت فریلنسری ایرانی
پونیشا، بزرگترین مرجع استخدام فریلنسر در ایران است. با ورود به سایت فریلنسری پونیشا میتوانید انجام پروژه خود را به فریلنسرهای پونیشا بسپارید.
شرکتهاى فناورى در عرض ١٠ سال اخیر جاى شرکتهاى فعال در زمینه نفت و گاز را گرفته و به باارزش ترین شرکتها تبدیل شده اند.
1- فکر کردن به موفقیت
2- نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید.
3- بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید.
4- هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید.
5- سخت کار کردن
6- مرتبا به دنبال راهکارهای جدید از طریق برقراری ارتباطات باشید.
7- اشتیاق به یادگیری
8- ثابت قدم بودن و ایمان راسخ داشتن به کار
9- به کار خود نظم دهید.
📢📢توضیحات بیشتر در سایت TIC
http://ticacc.ir/Home/ContentDetails.aspx?id=40085
2- نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید.
3- بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید.
4- هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید.
5- سخت کار کردن
6- مرتبا به دنبال راهکارهای جدید از طریق برقراری ارتباطات باشید.
7- اشتیاق به یادگیری
8- ثابت قدم بودن و ایمان راسخ داشتن به کار
9- به کار خود نظم دهید.
📢📢توضیحات بیشتر در سایت TIC
http://ticacc.ir/Home/ContentDetails.aspx?id=40085
🔍 راز سقوط یک امپراطور (نوکیا) و درس های استراتژیک
خیلی از ما در گذشته یک گوشی نوکیا داشته ایم و به همین خاطر آنچه در چندین سال گذشته بر سر نوکیا آمد برایمان جالب است. در سال ۱۹۹۹ از هر سه گوشی موبایل دست مردم دنیا، یکی نوکیا بود. یعنی سهم بازار ۳۳ درصدی که بیشتر از مجموع سه رقیب اصلی نوکیا در آن زمان بود آنهم با حاشیه سود ۲۴ درصدی!
اما اگر از کسانی که از نزدیک تحولات دنیای تکنولوژی را دنبال می کنند بپرسید که چه بر سر نوکیای دوست داشتنی ما آمد؟ چه شد که این کمپانی باشکوه فنلاندی اینگونه به حاشیه رفت؟ احتمالا خواهید شنید که نوکیا آنطور که باید به نوآوری نپرداخت و بعضی ها ممکن است پاسخ دهند که نوکیا را «آیفونِ اپل» آتش زد.
اما مشکل نوکیا ربطی به معرفی آیفون به بازار ندارد و نشانه های مشکلات نوکیا سال ها قبل از شکل گرفتن ایده آیفون مشهود بود. حاشیه سود نوکیا در ۱۹۹۹ تقریبا ۲۴ درصد بود در حالی که در سال ۲۰۰۲ یعنی پنج سال قبل از معرفی آیفون به بازار، این حاشیه سود یک سوم کاهش می یابد و به ۱۶ درصد می رسد. یا مثلا افت قیمت سهام نوکیا در سال ۲۰۰۵ شروع شد.
بعضی دیگر پاسخ می دهند که نوکیا را مشکلات درون سازمانی مانند کم توجهی به «نوآوری» آتش زد. اما نوکیا واقعا در نوآوری بی نظیر است و تقریبا تمام ایده هایی که امروزه الفبای بازار تلفن های همراه است، کار نوکیا است. اگر نگاهی به آمار و ارقام بودجه و تعداد و کیفیت کارکنان بخش تحقیق و توسعه داشته باشیم آنگاه ممکن است در نظر اولیه تردید کنیم.
کلید فهم دلایل شکست نوکیا فهم پویایی های بازارهای رقابتی در طول زمان است. ذات بازارهای رقابتی اینست که در ابتدا تعداد اندکی بازیگر جدی در صحنه ظهور میکنند. اما در طول زمان تازه واردان به این بازارها هجوم می آورند تا آن ها هم سهمی از این سفره چرب برای خود بردارند و این باعث ظهور نیروهای شدید رقابتی می شود و در طول زمان حاشیه سود کم، تعداد نقش آفرینان زیاد و سهم بازار شرکت های پیشرو کم می شود. این طبیعت بازارهای رقابتی است که با گذشت زمان محصولات شبیه هم می شوند و یک «طرح غالب» شکل می گیرد.
مثلا در ابتدای سال های ۱۹۲۰ تقریبا تنها خودروی قابل قبول موجود در باز «فورد مدل تی» است. ده سال به جلو می رویم و در سال های ۱۹۳۰ چند ده نوع خودرو در بازار موجود است و سهم بازار فورد به شدت کم شده است. یا انتخاب هایی که در ۱۹۵۰ برای یک دستگاه تلویزیون دارید یا پاناسونیک بود و یا زنیت. اما در سال های ۱۹۷۰ تعداد شرکتهای موجود آنقدر زیاد است که هیچ کدام از آن ها سهم بازاری بیش از ۱۵ درصد ندارند.
می بینیم که این اتفاقی است که به دفعات در تاریخ افتاده: سهم بازار و حاشیه سود خوب برای پیشگامان در سال های ابتدایی، سپس رقابت شدید و سپس افت سهم بازار و حاشیه سود پیشگامان.
🖊⭕️تجویز راهبردی:
این روند برای بسیاری از صنایع اتفاق خواهد افتاد. مانند صنعت بانکداری در ایران. در چنین شرایطی شما می توانید از خود دو سوال متفاوت بپرسید:
»» چگونه می توانم سهم بازارم را حفظ/بیشتر کنم، حاشیه سودم را ارتقاء دهم و محصولاتی بهتر از رقبا ارایه کنم؟
»» اصلا باید در این موقعیت بمانم؟ چگونه می توانم مدل کسب وکارم را تغییر دهم؟ اصلا چگونه می توانم کسب وکارم را تغییر دهم؟
در مثال نوکیا این دو سوال یعنی:
در حالت اول از خودم بپرسم: چگونه سهم 33% را حفظ کنم و حتی الامکان با نوآوری در محصول و بازاریابی و فروش و ... به 40% برسم؟
اما در حالت دوم از خودم می پرسم: آیا همچنان من باید در عرصه تولید موبایل بمانم؟ آیا می توانم وارد عرصه سرگرمی و بازی موبایلی شوم؟ آیا می توانم روی شبکه های اجتماعی سرمایه گذاری کنم؟ آیا می توانم به موبایل بنکینگ (بانکداری مبتنی بر موبایل) وارد شوم؟
گاهی اوقات پذیرفتن واقعیت های بازار و پرسیدن سوالات درست اما سخت، می تواند شما را به اوج یا قهقرا ببرد. می دانم پذیرش واقعیت ها و پرسیدن سوالات تلخ سخت است، اما ثمره ای شیرین خواهد داشت. واقعیت ها را بپذیرید و سوالات تلخ و سخت از خود بپرسید.
تجویز راهبردی از شبکه استراتژیست
بر روی نوشته ای ازتازه های کارآفرینی (@ent_research)
@Dr_Lashkarbolouki
خیلی از ما در گذشته یک گوشی نوکیا داشته ایم و به همین خاطر آنچه در چندین سال گذشته بر سر نوکیا آمد برایمان جالب است. در سال ۱۹۹۹ از هر سه گوشی موبایل دست مردم دنیا، یکی نوکیا بود. یعنی سهم بازار ۳۳ درصدی که بیشتر از مجموع سه رقیب اصلی نوکیا در آن زمان بود آنهم با حاشیه سود ۲۴ درصدی!
اما اگر از کسانی که از نزدیک تحولات دنیای تکنولوژی را دنبال می کنند بپرسید که چه بر سر نوکیای دوست داشتنی ما آمد؟ چه شد که این کمپانی باشکوه فنلاندی اینگونه به حاشیه رفت؟ احتمالا خواهید شنید که نوکیا آنطور که باید به نوآوری نپرداخت و بعضی ها ممکن است پاسخ دهند که نوکیا را «آیفونِ اپل» آتش زد.
اما مشکل نوکیا ربطی به معرفی آیفون به بازار ندارد و نشانه های مشکلات نوکیا سال ها قبل از شکل گرفتن ایده آیفون مشهود بود. حاشیه سود نوکیا در ۱۹۹۹ تقریبا ۲۴ درصد بود در حالی که در سال ۲۰۰۲ یعنی پنج سال قبل از معرفی آیفون به بازار، این حاشیه سود یک سوم کاهش می یابد و به ۱۶ درصد می رسد. یا مثلا افت قیمت سهام نوکیا در سال ۲۰۰۵ شروع شد.
بعضی دیگر پاسخ می دهند که نوکیا را مشکلات درون سازمانی مانند کم توجهی به «نوآوری» آتش زد. اما نوکیا واقعا در نوآوری بی نظیر است و تقریبا تمام ایده هایی که امروزه الفبای بازار تلفن های همراه است، کار نوکیا است. اگر نگاهی به آمار و ارقام بودجه و تعداد و کیفیت کارکنان بخش تحقیق و توسعه داشته باشیم آنگاه ممکن است در نظر اولیه تردید کنیم.
کلید فهم دلایل شکست نوکیا فهم پویایی های بازارهای رقابتی در طول زمان است. ذات بازارهای رقابتی اینست که در ابتدا تعداد اندکی بازیگر جدی در صحنه ظهور میکنند. اما در طول زمان تازه واردان به این بازارها هجوم می آورند تا آن ها هم سهمی از این سفره چرب برای خود بردارند و این باعث ظهور نیروهای شدید رقابتی می شود و در طول زمان حاشیه سود کم، تعداد نقش آفرینان زیاد و سهم بازار شرکت های پیشرو کم می شود. این طبیعت بازارهای رقابتی است که با گذشت زمان محصولات شبیه هم می شوند و یک «طرح غالب» شکل می گیرد.
مثلا در ابتدای سال های ۱۹۲۰ تقریبا تنها خودروی قابل قبول موجود در باز «فورد مدل تی» است. ده سال به جلو می رویم و در سال های ۱۹۳۰ چند ده نوع خودرو در بازار موجود است و سهم بازار فورد به شدت کم شده است. یا انتخاب هایی که در ۱۹۵۰ برای یک دستگاه تلویزیون دارید یا پاناسونیک بود و یا زنیت. اما در سال های ۱۹۷۰ تعداد شرکتهای موجود آنقدر زیاد است که هیچ کدام از آن ها سهم بازاری بیش از ۱۵ درصد ندارند.
می بینیم که این اتفاقی است که به دفعات در تاریخ افتاده: سهم بازار و حاشیه سود خوب برای پیشگامان در سال های ابتدایی، سپس رقابت شدید و سپس افت سهم بازار و حاشیه سود پیشگامان.
🖊⭕️تجویز راهبردی:
این روند برای بسیاری از صنایع اتفاق خواهد افتاد. مانند صنعت بانکداری در ایران. در چنین شرایطی شما می توانید از خود دو سوال متفاوت بپرسید:
»» چگونه می توانم سهم بازارم را حفظ/بیشتر کنم، حاشیه سودم را ارتقاء دهم و محصولاتی بهتر از رقبا ارایه کنم؟
»» اصلا باید در این موقعیت بمانم؟ چگونه می توانم مدل کسب وکارم را تغییر دهم؟ اصلا چگونه می توانم کسب وکارم را تغییر دهم؟
در مثال نوکیا این دو سوال یعنی:
در حالت اول از خودم بپرسم: چگونه سهم 33% را حفظ کنم و حتی الامکان با نوآوری در محصول و بازاریابی و فروش و ... به 40% برسم؟
اما در حالت دوم از خودم می پرسم: آیا همچنان من باید در عرصه تولید موبایل بمانم؟ آیا می توانم وارد عرصه سرگرمی و بازی موبایلی شوم؟ آیا می توانم روی شبکه های اجتماعی سرمایه گذاری کنم؟ آیا می توانم به موبایل بنکینگ (بانکداری مبتنی بر موبایل) وارد شوم؟
گاهی اوقات پذیرفتن واقعیت های بازار و پرسیدن سوالات درست اما سخت، می تواند شما را به اوج یا قهقرا ببرد. می دانم پذیرش واقعیت ها و پرسیدن سوالات تلخ سخت است، اما ثمره ای شیرین خواهد داشت. واقعیت ها را بپذیرید و سوالات تلخ و سخت از خود بپرسید.
تجویز راهبردی از شبکه استراتژیست
بر روی نوشته ای ازتازه های کارآفرینی (@ent_research)
@Dr_Lashkarbolouki
مدل توضیح یا نمایش ساده از یک واقعیت یا فرآیند پیچیده است و کسب و کار کلیه فعالیت های یک بنگاه به منظور تولید و فروش کالاها و خدمات می باشد. در مسير رشد و توسعه بنگاهها، در بسياري مواقع، مديريت بنگاه عمدتاً درگير رفع مشكلات كسب و كار خود و تصميم گيري در مورد فعاليت هاي اجرايي بنگاه مي باشد، در حالي كه در كنار اقدامات اجرايي، توجه به برنامه ريزي مسير رشد و موفقيت بنگاه و بكارگيري نهايت تجربه و هوشمندي در طرح ريزي الگوي كسب وكار بسيار حياتي و ضروري است.
موفقيت در يك كسب و كار در اثر عوامل مختلفي بدست مي آيد كه يكي از مهمترين و محوري ترين آنها طراحي و اجراي يك مدل بهينه كسب و كار در ابتداي كار شركت است. این مدل كه بيانگر الگوي تجاري كردن نوآوري ها و ايده هاي تجاري نوآورانه است، در واقع مشخص كننده محدوده سودآوري حاصل از نوآوري خواهد بود.
لذا مدل كسب و كار، فرآيند ارتباط دادن فضاي نوآوري و تكنولوژي با فضاي اقتصادي و كسب و كار است كه مطابق شكل زير، مي توان كاركرد اين مدل را نشان داد:
👇👇
موفقيت در يك كسب و كار در اثر عوامل مختلفي بدست مي آيد كه يكي از مهمترين و محوري ترين آنها طراحي و اجراي يك مدل بهينه كسب و كار در ابتداي كار شركت است. این مدل كه بيانگر الگوي تجاري كردن نوآوري ها و ايده هاي تجاري نوآورانه است، در واقع مشخص كننده محدوده سودآوري حاصل از نوآوري خواهد بود.
لذا مدل كسب و كار، فرآيند ارتباط دادن فضاي نوآوري و تكنولوژي با فضاي اقتصادي و كسب و كار است كه مطابق شكل زير، مي توان كاركرد اين مدل را نشان داد:
👇👇
📣📣در واقع مدلهایِ کسب و کارِ شرکتها یکی از عوامل اصلی در میزان موفقیت عملکرد آنها است. این مدلها که در واقع چارچوبی برای کسب درآمد هستند، به سه پرسش کلیدی در مورد شرکتها پاسخ میدهند: کدام فعالیت ها، چگونه و چه وقت باید انجام شوند؟
پاسخ صحیح به این پرسش ها منجر به عملکرد مناسب شرکتها و ارائه مزایای مطلوب به مشتریان شده و در نهایت سود💰 را برای شرکت به ارمغان می آورد.
👈اما مدل کسب وکار برای ما چه کاربردی دارد؟
1⃣در صورتی که شما در مرحله شروع کسب و کارتان هستید و یا حتی مقداری فروش نیز داشتهاید. خلق یک مدل کسب و کار در این مرحله به شما کمک می کند تا تصویری کلی از کسب و کار خود داشته باشید و بتوانید مسیر استراتژیک خود را برای رشد بیشتر در آینده، ترسیم کنید.
2⃣همچنین ممکن است که شما جزء افرادی باشید که کسب و کاری چندین ساله دارید و احساس می کنید که امور، روندی ثابت و غیر قابل تغییر به خود گرفته اند. خلق مدل کسب و کار در این مرحله به شما کمک می کند که از کارهای یکنواخت روزانه به سمت کشف روشهای جدیدتر فروش و یا ایجاد محصولات جدیدتر برای افزایش درآمد خود پیش بروید.
پاسخ صحیح به این پرسش ها منجر به عملکرد مناسب شرکتها و ارائه مزایای مطلوب به مشتریان شده و در نهایت سود💰 را برای شرکت به ارمغان می آورد.
👈اما مدل کسب وکار برای ما چه کاربردی دارد؟
1⃣در صورتی که شما در مرحله شروع کسب و کارتان هستید و یا حتی مقداری فروش نیز داشتهاید. خلق یک مدل کسب و کار در این مرحله به شما کمک می کند تا تصویری کلی از کسب و کار خود داشته باشید و بتوانید مسیر استراتژیک خود را برای رشد بیشتر در آینده، ترسیم کنید.
2⃣همچنین ممکن است که شما جزء افرادی باشید که کسب و کاری چندین ساله دارید و احساس می کنید که امور، روندی ثابت و غیر قابل تغییر به خود گرفته اند. خلق مدل کسب و کار در این مرحله به شما کمک می کند که از کارهای یکنواخت روزانه به سمت کشف روشهای جدیدتر فروش و یا ایجاد محصولات جدیدتر برای افزایش درآمد خود پیش بروید.