آگوا – Telegram
آگوا
283 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
از اونجایی که میل به نوشتن دارم این روزها
اگه دلتون میخواد چیزی براتون نوشته بشه، ایمیل یا چیزی دیگه که نمیدونم! و موضوعی که دلتون میخواد در موردش بخونید(یا توضیحاتی که لازم میدونید) رو بهم بدید لطفا، که واستون بنویسم.
«شیرجه‌های نرفته گاهی کوفتگی‌های عجیبی به جا میگذارند»
فرورفتن در شب.
Forwarded from جعبه‌ی بالای کمد (reyhan)
تغییرات کمّی ناگهان به تغییرات کیفی بدل می‌شوند. از کل وادی مارکسیسم که زمانی برایم جذابیت داشت، حال فقط به این قضیه باور دارم: آب سردتر و سردتر و سردتر و ناگهان به یخ تبدیل می‌شود. روز تاریک‌تر و تاریک‌تر و تاریک‌تر و ناگهان شب می‌شود. انسان پیر و پیرتر می‌شود و ناگهان می‌میرد. تفاوت در کمیت به تفاوت در کیفیت بدل می‌شود.

اپرای شناور - جان بارت - سهیل سُمّی
متاسفانه استاد بیوشیمیم تو زندگی قبلیش گیاه گوشت‌خوار بوده.
#صدروزقدردانی
روز پنجم.

تاندون دستم کمی کشیده شده(واقعا کمی)و درد اذیت کننده‌ای رو در پی داره، برای اینکه اغلب روز های عمر رو بدون درد کشیدن میگذرونم(میگذرونیم) شکرگزارم.
Forwarded from آبانـــــــــ 🍃 (Nazanin.hatefi)
بچه ها؟ بخوام برا یه نفر پول جمع کنم همکاری می کنید باهام؟ برای بازسازی دسشویی حموم یه خونواده س که تحت پوشش کمیته امدادن و کمیته ازشون یه تومن پول خواسته تا بقیه ی کارا رو خودش بکنه. من دخترشونو میشناسم و میدونم حقوف کمش کفاف این خرجو نمیده. اون به شدت دنبال این پوله که تا فردا جور کنه تا کمیته این فرصتو به مددجوی دیگه اختصاص نده. میشه کمک کنید یه تومنو جمع کنیم باهم؟ بسم ا...

+من چون وسواسم تصور خرابی دسشویی و حموم برام خیلی وحشتناکه. این شماره کارت خودمه. قراره تا فردا عصر به ناظر کار اطلاع بدن وگرنه دیگه نمیتونه قرارداد ببنده و بودجه ش جای دیگه صرف میشه. امیدوارم باهم بتونیم کمکشون کنیم:

5047-0610-1536-6194
نازنین هاتفی
من
اثر باستانی‌ام
پیکری از گذشته‌های دور
آبم، خاکم، آتشم، نورم، نور
انگار کن در موزه‌ای به تماشایم آمده‌ای
انگار کن اسطوره‌ام
در نور ببین مرا
در سایه در تاریکی در آفتاب
صبور ببین مرا
امضای خدا بر من است
برخلاف مجسمه‌ها
قلبم می‌تپد برای تو
وقتی نیستی
دلم تنگ می‌شود برای تو
سبز آبی کبود من!
تا به دست تو بیفتم
سینه به سینه چرخیده‌ام
دست به دست شانه به شانه
همچو یک نشانه
تکرار نمی شوم دیگر
همین یکبار
دیگر نخواهی دید مثل من
دیگر نخواهد بود
بیا کنارم بنشین
با من حرف بزن
با من عشق بورز
با من عکس بگیر
عشق من
باور کن
من اصلم
اثر باستانی‌ام
جور دیگری نگاهم کن

عباس معروفی
در این روز بارونی و خوش‌بو؛ یه کم عکس قشنگ ببینیم.