#صدروزقدردانی
روز هشتم.
بابت دیدن نشونهها، و بابت ایدهها و فکرایی که به ذهنم میرسه شکرگزارم.
(نکه ایدههای خفنی باشن فقط دوستشون دارم)
روز هشتم.
بابت دیدن نشونهها، و بابت ایدهها و فکرایی که به ذهنم میرسه شکرگزارم.
(نکه ایدههای خفنی باشن فقط دوستشون دارم)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای وقتهایی که نیاز داریم بشنویم.✨
#صدروزقدردانی
روز نهم.
امروز که داشت واسم از فسلفه و عرفان میگفت احساس کردم یادگرفتن چیزای جدید گاهی شبیه مرهم میمونن.
برای اینکه میتونیم چیزای جدید یادبگیریم(ساز زدن، زبان جدید، علوم مختلف و ..) شکرگزارم.
روز نهم.
امروز که داشت واسم از فسلفه و عرفان میگفت احساس کردم یادگرفتن چیزای جدید گاهی شبیه مرهم میمونن.
برای اینکه میتونیم چیزای جدید یادبگیریم(ساز زدن، زبان جدید، علوم مختلف و ..) شکرگزارم.
Forwarded from #سین_ب 🐋 (Bakhtari)
https://news.1rj.ru/str/warheroyes/3339
بعد اگر دخترید ببینید چقد گوگولی با مسائل برخورد میکنید😄
بعد اگر دخترید ببینید چقد گوگولی با مسائل برخورد میکنید😄
Telegram
آگوا
اولین باره بارون میباره و من عینکی ام. *-*
(از جهت قطرات روی شیشه)
(از جهت قطرات روی شیشه)
#صدروزقدردانی
روز دهم.
داشتم به اتفاقات امروزم فکر میکردم که برای شکرگزاری روز دهم چی بنویسم یاد ملیک(دختر جهانگرد) افتادم زمانی که هائیتی بود و اونجا غذای کافی برای خوردن نداشت اینکه بدونیم غذا داشتن یه نعمته، یه خونه که توش زندگی میکنیم، جای امنی برای خوابیدن، آب و برق، یه چیزایی که شاید اگه تو زمان یا جغرافیای دیگه ی بودیم نداشتیمشون.
بابت نعمتهای که کمتر به چشم میان ولی داشتنشون زندگی رو آروم تر کرده، شکرگزارم.
روز دهم.
داشتم به اتفاقات امروزم فکر میکردم که برای شکرگزاری روز دهم چی بنویسم یاد ملیک(دختر جهانگرد) افتادم زمانی که هائیتی بود و اونجا غذای کافی برای خوردن نداشت اینکه بدونیم غذا داشتن یه نعمته، یه خونه که توش زندگی میکنیم، جای امنی برای خوابیدن، آب و برق، یه چیزایی که شاید اگه تو زمان یا جغرافیای دیگه ی بودیم نداشتیمشون.
بابت نعمتهای که کمتر به چشم میان ولی داشتنشون زندگی رو آروم تر کرده، شکرگزارم.
#صدروزقدردانی
روز یازدهم.
برای اینکه میتونم تو دلم از خدا برای خوب و آروم و امن شدن زندگی قول بگیرم و برای اینکه شب هست برای آرامش و خوابیدن و سکوت، شکرگزارم. :'
روز یازدهم.
برای اینکه میتونم تو دلم از خدا برای خوب و آروم و امن شدن زندگی قول بگیرم و برای اینکه شب هست برای آرامش و خوابیدن و سکوت، شکرگزارم. :'
Forwarded from کُریدور
تو افسانههای ژاپن، یه مریضی هست به اسم هاناهاکی. وقتی که ما درگیر یه عشق یک طرفه میشیم این مسئله شروع میشه. افسانه اینطوریه که آدمی که به مریضی هاناهاکی دچار میشه، توی ریههاش " گل " شروع به روییدن میکنه و این آدم هرچقدر بیشتر عاشق میشه، رشد گلها بیشتر میشه و خون و گل بالا میاره. درمان این مریضی ۳ تا مدل داره. یکی اینکه معشوق بفهمه و متوجه بشه که اونم حس داره و این توجه باعث میشه که هاناهاکی از بین بره.
اتقاق دوم اینه که اون آدم هیچ وقت بهت توجه نمیکنه و اونقدر این گلها رشد میکنن که توی خون و گل غرق میشی و میمیری.
اما یه روش سومی هم هست. جراحی. اما توان جراحی خیلی سنگین میتونه باشه. با جراحی کردن و برداشتن گلها تمامی خاطرات و عشقت رو فراموش میکنی. اما احتمال اینکه دیگه هیچ وقت نتونی مزهی عشق رو بچشی بسیار زیاده.
اتقاق دوم اینه که اون آدم هیچ وقت بهت توجه نمیکنه و اونقدر این گلها رشد میکنن که توی خون و گل غرق میشی و میمیری.
اما یه روش سومی هم هست. جراحی. اما توان جراحی خیلی سنگین میتونه باشه. با جراحی کردن و برداشتن گلها تمامی خاطرات و عشقت رو فراموش میکنی. اما احتمال اینکه دیگه هیچ وقت نتونی مزهی عشق رو بچشی بسیار زیاده.
#صدروزقدردانی
روز دوازدهم.
به خاطر توصیهها، اتفاقها و تجربههایی که آگاه ترم میکنن، و شاید باعث میشن کار درست تر رو انجام بدم شکرگزارم.
روز دوازدهم.
به خاطر توصیهها، اتفاقها و تجربههایی که آگاه ترم میکنن، و شاید باعث میشن کار درست تر رو انجام بدم شکرگزارم.
Forwarded from I sing myself
درون هر آدمی جزئیات و حقایقی هست که هیچ آدم دیگه ای هرگز نخواهد فهمید. افسوس میخورم که نمیتونم جزئیات و حقایق بعضی آدم ها رو بدونم، و احساس آسودگی میکنم که هیچکس نمیتونه جزئیات من رو بفهمه.
Forwarded from پرنده یِ کوچکی که منم (Lilac)
How long can you wait for the one you deserve?
#صدروزقدردانی
روز سیزدهم.
خدای عزیزم الان دو روزه که دعاهام رو نخوندم، از برنامه هایی که باید عقبم و مدتی ست که گنگم، اما حضورت رو کنارم بیشتر از قبل حس میکنم و لحظه شماری میکنم که باهات صحبت کنم یا واست بنویسم.
بابت اینکه بهم فرصت میدی،
من رو با منِ حالا میسنجی و به تصمیمها و تغییرهام اهمیت میدی و تو زندگیم نشونه هاشون رو میذاری عمیقا شکرگزارم.✨
روز سیزدهم.
خدای عزیزم الان دو روزه که دعاهام رو نخوندم، از برنامه هایی که باید عقبم و مدتی ست که گنگم، اما حضورت رو کنارم بیشتر از قبل حس میکنم و لحظه شماری میکنم که باهات صحبت کنم یا واست بنویسم.
بابت اینکه بهم فرصت میدی،
من رو با منِ حالا میسنجی و به تصمیمها و تغییرهام اهمیت میدی و تو زندگیم نشونه هاشون رو میذاری عمیقا شکرگزارم.✨