خواب دیدم که آتش فشانهای دنیا فعال شده بودن و من یه جایی بودم که فعالیتهاشون رو میدیدم و آتش فشانهای ایران خطرناک تر از بقیهی دنیا بود، داشت میریخت!!
بعد خواب دیدم آینده شده بود و یه سری از آدما تصمیم گرفتن از کرهی زمین برن، من پیش یه سری فضانورد بودم یه جای خفنطور شبیه سفینه، قرار بود صبح خیلی زود بریم بعد مشخص شد که این کارشون به آدما صدمه میزنه انگار،
خلاصه اونا رفتن یه سیاره دیگه و من نرفتم! :'
دوباره چند سال بعد شده بود،
کرهی زمین تغییر کرده بود
موجودات آبزی تغییر شکل داده بودن جهش ژنتیکی شاید.
من یکی از افراد همون زمان که خواستیم بریم سیاره دیگه و نرفتیم رو دیدم تو یه کشتی بزرگ زندگی میکرد و یه موجود آبزی داشت که حرف میزد یه ماهی بزرگ بود که سه تا سر داشت.
بعد رفتم یه جای دیگه
برنامهی تلویزیونی داشت ضبط میشد
و مجری حضور فیزیکی نداشت یه جای دیگه بود ولی به صورت دیجیتالی حضور داشت اونجا این عجیب بود!
همه جا خیلی پر از ربات و ماشین بود لباس همهی آدما طوسی بود.🛸
بعد خواب دیدم آینده شده بود و یه سری از آدما تصمیم گرفتن از کرهی زمین برن، من پیش یه سری فضانورد بودم یه جای خفنطور شبیه سفینه، قرار بود صبح خیلی زود بریم بعد مشخص شد که این کارشون به آدما صدمه میزنه انگار،
خلاصه اونا رفتن یه سیاره دیگه و من نرفتم! :'
دوباره چند سال بعد شده بود،
کرهی زمین تغییر کرده بود
موجودات آبزی تغییر شکل داده بودن جهش ژنتیکی شاید.
من یکی از افراد همون زمان که خواستیم بریم سیاره دیگه و نرفتیم رو دیدم تو یه کشتی بزرگ زندگی میکرد و یه موجود آبزی داشت که حرف میزد یه ماهی بزرگ بود که سه تا سر داشت.
بعد رفتم یه جای دیگه
برنامهی تلویزیونی داشت ضبط میشد
و مجری حضور فیزیکی نداشت یه جای دیگه بود ولی به صورت دیجیتالی حضور داشت اونجا این عجیب بود!
همه جا خیلی پر از ربات و ماشین بود لباس همهی آدما طوسی بود.🛸
خواب دیدم یکی باهام تماس گرفت(یه نوع ارتباط صوتی برقرار کرد) و گفت الان سال ۲۰۲۰ هستش و تو انسان نیستی(همین چیزی) و اون دنیایی که توشی وجود خارجی نداره،
ولی من مراقبتم.
ولی من مراقبتم.
دیشب خواب دیدم آبراهام لینکلن، ابوعلی سینا، گاندی، داووینچی، شکسپیر، نلسون ماندلا، ونگوگ، مولانا، امام علی و حضرت محمد (و چند نفر دیگه که یادم نمیاد) رو گرد خودم جمع کردم و داشتم میگفتم که قدرت ذهنیشون رو به من بدن و من در زمینهی کمک به آدمها ازش استفاده کنم، خداروشکر فکر کنم آخرشم تصویب شد.
:)
:)
Forwarded from Gabbro
بیخوابی رو تبدیل کن به یه کار مفید، ناراحتی رو تبدیل کن به یه کار مفید. آره، من چوب جادو دارم از دل هر چیزی یه چیز مفید خارج میکنم.
[اعلام وضعیت]
امروز موقع ورزش به جای موسیقی به ویسای فاطمه در مورد یه سوال بزرگم گوش دادم و لذت بردم که انقدر با حوصله واسم توضیح داده.
بخشی از برنامهم رو نوشتم و حس بدی که به خودم داشتم کم شده.
فکر میکنم بهتره این چند روز باقی مونده رو به تموم کردن کارای مهم امسال بپردازم و سبک برم به سال بعد.
لویی اول (لپ تاپم) درست شد و به خونه برگشت و من به دنیای فیلم و سریال.
(یه لیست فیلم در مورد زنهای موفق پیوست میکنم)
در حال حاضر رژیم غذاییم رو از خانواده جدا کردم و مجبورم هر روز آشپزی کنم و از آشپزی خیلی خوشم میاد، این عکسی که مشاهده میکنید مربوط به پنج شنبهست که وعدهی آزاد دارم، باقی هفته سیب رو بو میکنم.
خواهرم هر روز که از سر کار میاد در مورد تعداد فوتیهای بیمارستان صحبت میکنه و روش دفن و .. لذا من احساس میکنم کلا استرسم رو از دست دادم.
امروز موقع ورزش به جای موسیقی به ویسای فاطمه در مورد یه سوال بزرگم گوش دادم و لذت بردم که انقدر با حوصله واسم توضیح داده.
بخشی از برنامهم رو نوشتم و حس بدی که به خودم داشتم کم شده.
فکر میکنم بهتره این چند روز باقی مونده رو به تموم کردن کارای مهم امسال بپردازم و سبک برم به سال بعد.
لویی اول (لپ تاپم) درست شد و به خونه برگشت و من به دنیای فیلم و سریال.
(یه لیست فیلم در مورد زنهای موفق پیوست میکنم)
در حال حاضر رژیم غذاییم رو از خانواده جدا کردم و مجبورم هر روز آشپزی کنم و از آشپزی خیلی خوشم میاد، این عکسی که مشاهده میکنید مربوط به پنج شنبهست که وعدهی آزاد دارم، باقی هفته سیب رو بو میکنم.
خواهرم هر روز که از سر کار میاد در مورد تعداد فوتیهای بیمارستان صحبت میکنه و روش دفن و .. لذا من احساس میکنم کلا استرسم رو از دست دادم.
#صدروزقدردانی
روز نود و یکم.
بعد از خاله پسرداییم کرونا گرفت.(و من خیلی غمگین شدم چونکه دخترش دوست بچگیهامه)
و مرجان فرساد هم بیمار شده بود و سینهش رو جراحی کرد.
تا اینجای ماجرا سیاهه
نور وقتی میاد که خاله تنهایی مراقب خودش بود و با وجود بیماریهای دیگه تا حالا بهتر شده.
پسردایی هم بهتره.
و مرجان فرساد هم رفت تو استودیو و کنار نوازندهها دوباره خوند.
این بهتر شدنا این ادامه دادنا خیلی برای من انگیزهبخشه.
آدمهایی هستن که نمیخوان مظلوم و.. باشن، قدم برمیدارن و نقشی برای جلب ترحم بازی نمیکنن حتی اگه غمگینن، اینکار سخت و ارزشمنده.
اینکه میبینم آدمها قوی میمونن تو شرایط سخت بهم امید میده و روزای پر غم یادشون میفتم.(البته که آدمی فراموشکاره)
از آدم های قوی و جنگنده و صبور قدردانی میکنم.
و به خاطر وجودشون و اینکه دل آدم رو آروم و روشن میکنن، شکرگزارم.
روز نود و یکم.
بعد از خاله پسرداییم کرونا گرفت.(و من خیلی غمگین شدم چونکه دخترش دوست بچگیهامه)
و مرجان فرساد هم بیمار شده بود و سینهش رو جراحی کرد.
تا اینجای ماجرا سیاهه
نور وقتی میاد که خاله تنهایی مراقب خودش بود و با وجود بیماریهای دیگه تا حالا بهتر شده.
پسردایی هم بهتره.
و مرجان فرساد هم رفت تو استودیو و کنار نوازندهها دوباره خوند.
این بهتر شدنا این ادامه دادنا خیلی برای من انگیزهبخشه.
آدمهایی هستن که نمیخوان مظلوم و.. باشن، قدم برمیدارن و نقشی برای جلب ترحم بازی نمیکنن حتی اگه غمگینن، اینکار سخت و ارزشمنده.
اینکه میبینم آدمها قوی میمونن تو شرایط سخت بهم امید میده و روزای پر غم یادشون میفتم.(البته که آدمی فراموشکاره)
از آدم های قوی و جنگنده و صبور قدردانی میکنم.
و به خاطر وجودشون و اینکه دل آدم رو آروم و روشن میکنن، شکرگزارم.
آگوا
[اعلام وضعیت] امروز موقع ورزش به جای موسیقی به ویسای فاطمه در مورد یه سوال بزرگم گوش دادم و لذت بردم که انقدر با حوصله واسم توضیح داده. بخشی از برنامهم رو نوشتم و حس بدی که به خودم داشتم کم شده. فکر میکنم بهتره این چند روز باقی مونده رو به تموم کردن کارای…
(فیلمای خوب و قشنگ و یه جورایی در مورد زنان.* 🧛🏻♀👩🏻🚀👩🏿💼)
Coco Before Chanel
Evita
My Week with Marilyn
Amélie
Elegy
The Messenger: The Story of Joan of Arc
Where the Heart Is
Elizabet: The Golden Age
Eat, Pray, Love
Frida
Erin Brockovich
The Queen
The Devil Wears Prada
Million Dollar Baby
Mona Lisa Smile
G.I. Jane
La Vie en Rose
The Dressmaker -2
Joy
Sicario
Suffragette
Woman in Gold -2015
The Age of Adaline
Ma ma - 2015
Still Alice -2014
Clouds of Sils Maria- 2014
Gravity
A Royal Affair 2012
English Vinglish -2012
Frances Ha
hidden figures
The post
Julie and julia
#فیلم
Coco Before Chanel
Evita
My Week with Marilyn
Amélie
Elegy
The Messenger: The Story of Joan of Arc
Where the Heart Is
Elizabet: The Golden Age
Eat, Pray, Love
Frida
Erin Brockovich
The Queen
The Devil Wears Prada
Million Dollar Baby
Mona Lisa Smile
G.I. Jane
La Vie en Rose
The Dressmaker -2
Joy
Sicario
Suffragette
Woman in Gold -2015
The Age of Adaline
Ma ma - 2015
Still Alice -2014
Clouds of Sils Maria- 2014
Gravity
A Royal Affair 2012
English Vinglish -2012
Frances Ha
hidden figures
The post
Julie and julia
#فیلم
#صدروزقدردانی
روز نود و دوم.
من معمولا میتونم خودم رو سرگرم کنم.
یعنی تو شرایط مختلف اگه روزها تو خونه تنها بمونم بازم کار برای انجام دادن دارم و ایده برای لذت بردن از گذر زمان البته منظورم این نیست که کارای عقلانی انجام میدم :› .
(و بهتره اینها به سمت مفید بودن بره و تلف کردن وقت نباشه :' )
پس تو روزای قرنطینه فشار تو خونه موندن رو کم احساس میکنم.
از طرفی کلی کار داشتم و نیاز به زمان و وسط این استرسا فرصت خوبیه که بهشون بپردازم.
بابت اینها شکرگزارم.
روز نود و دوم.
من معمولا میتونم خودم رو سرگرم کنم.
یعنی تو شرایط مختلف اگه روزها تو خونه تنها بمونم بازم کار برای انجام دادن دارم و ایده برای لذت بردن از گذر زمان البته منظورم این نیست که کارای عقلانی انجام میدم :› .
(و بهتره اینها به سمت مفید بودن بره و تلف کردن وقت نباشه :' )
پس تو روزای قرنطینه فشار تو خونه موندن رو کم احساس میکنم.
از طرفی کلی کار داشتم و نیاز به زمان و وسط این استرسا فرصت خوبیه که بهشون بپردازم.
بابت اینها شکرگزارم.
#صدروزقدردانی
روز نود و سوم.
وقتی که یه چیزی رو نمیدونم و بعدتر پس از اصابت سرم به دیوار یا شنیدن توصیه یا مطالعه یا الهام قلبی متوجهش میشم، اول کمی خجل میشم :‹ و بعد ناراحت برای اون همه مدتی نمیدونستم یا خودم رو نمیشناختم و به همین دلیل خودم رو محکوم میکردم و به اشتباه به خودم سخت میگرفتم و یا به اشتباه مسیرم رو طی میکردم.
(اگه حتی آدم قدمی برنداره میتونه مشغول برداشتن قدم اشتباه باشه؛ هیچ کاری انجام ندادن نوعی قدم برداشتنِ کدر حساب میشه.)
اینکه آدم بتونه آگاه و متوجه بشه، تغییر کنه و امکان ترمیم داره زیباست.
اینکه میشه برگشت هر چقدر هم که رفته باشه نجات بخشه.
بابت فرصت برگشتن و تغییر و آگاهی و رشد، شکرگزارم.
🌙
روز نود و سوم.
وقتی که یه چیزی رو نمیدونم و بعدتر پس از اصابت سرم به دیوار یا شنیدن توصیه یا مطالعه یا الهام قلبی متوجهش میشم، اول کمی خجل میشم :‹ و بعد ناراحت برای اون همه مدتی نمیدونستم یا خودم رو نمیشناختم و به همین دلیل خودم رو محکوم میکردم و به اشتباه به خودم سخت میگرفتم و یا به اشتباه مسیرم رو طی میکردم.
(اگه حتی آدم قدمی برنداره میتونه مشغول برداشتن قدم اشتباه باشه؛ هیچ کاری انجام ندادن نوعی قدم برداشتنِ کدر حساب میشه.)
اینکه آدم بتونه آگاه و متوجه بشه، تغییر کنه و امکان ترمیم داره زیباست.
اینکه میشه برگشت هر چقدر هم که رفته باشه نجات بخشه.
بابت فرصت برگشتن و تغییر و آگاهی و رشد، شکرگزارم.
🌙
#صدروزقدردانی
روز نود و چهارم.
از روزایی که کوچیک بودم و کنار پدرم خاطرهای کمرنگ و روشن و آرومی دارم و به خاطرشون شکرگزارم اونا باعث شدن همیشه یه بخش بزرگی از من رقیق و خوب بمونه.
امشب یه پیام صوتی رو گوش دادم که بهم گفته شد دخترم عیدت مبارک، اولین شکوفهی بهاری تو دلم این شکلی جوونه زد.🤍 :'
برای لحظههای که با پدرم داشتم و عشق عمیقی که بهش دارم، شکرگزارم.
روز نود و چهارم.
از روزایی که کوچیک بودم و کنار پدرم خاطرهای کمرنگ و روشن و آرومی دارم و به خاطرشون شکرگزارم اونا باعث شدن همیشه یه بخش بزرگی از من رقیق و خوب بمونه.
امشب یه پیام صوتی رو گوش دادم که بهم گفته شد دخترم عیدت مبارک، اولین شکوفهی بهاری تو دلم این شکلی جوونه زد.🤍 :'
برای لحظههای که با پدرم داشتم و عشق عمیقی که بهش دارم، شکرگزارم.