آگوا – Telegram
آگوا
283 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
Audio
Ebi - Musicset.ir
چونکه تولد پریاست 🎂
( /^◡^)/♪♪
کاش کشتی پرنده داشتم.
و یه زیر دریایی واسه وقتایی که بارون میومد.
این کشف جالبی بود مزه‌ی پفک پنیری کمرنگ میده با یه قطره کرانچی و بیسکویت و ردِ چوب شور.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از لحظه‌‌هایی که نیاز دارمش.
قرار نبود تو کتابخونه چیزی بذارم ولی کم کم اینا اینجا نشستن.
صبح که بیدار میشم رو به روی چشمم گلای یه ذره تار قشنگ میبینم.(چون چشمم ضعیفه تار میبینم)
معمولا گلا رو خشک میکنم :‹ امیدوارم یاد بگیرم مراقب اینا باشم.🌱
پرسپولیسی بودن کیف میده.
https://news.1rj.ru/str/c/1311936794/2762
اینکه نجمه بهتر شده واقعا دلگرم کننده ست، خداروشکر. :'
🐇 دلم قصه‌های جادویی میخواد.
بریم.
Forwarded from Havijebanafsh
چون دوستت دارم
راهی پیدا خواهم کرد
تا نور زندگی تو باشم
حتی اگر در تاریک‌ترین و دلگیرترین
حال خود باشم...

• جسیکا کاتوف
موز، توت فرنگی، وسایل چوبی، یه عالمه ادویه، کابینت سفید با طرح‌های ساده.
آشپزخونه‌ی مناسب برای همسایه،
که یه خانوم روانشناس باشه و کتاب بنویسه و بافتنی ببافه و گیاه خشک کنه و معجونای عجیب درست کنه و عاشق شوهرش و دو تا دخترش باشه.
[اعلام وضعیت]

لباس پاییزی زمستونی‌ها رو درآوردم و اتاقم رو مرتب کردم دوش گرفتم و به بالشم عطر زدم.
بعد دراز کشیدم و شبیه قند که بیفته تو لیوان چای و حل بشه تو غم حل شدم.
شبیه سقوط یه ماهی تو یه آکواریوم آب.
احساس کردم چقدر زیاد طفلکی‌ام از دست خودم از اینکه چقدر به فکر خودم نیستم(و حتی اینطوری به نظر نمیاد)
چقدر همیشه به فکر خواسته‌ی بقیه‌ام
حتی وقتی به خودم فکر میکنم بازم فکر میکنم چطور خواسته‌ی بقیه رو انجام بدم.

من می‌دونم باید سپاسگزار خدا باشم به خاطر همه‌ی نعمتایی که دارم فقط کمی غمگینم که دلیل بزرگی نداره، ولی هستم.

خداروشکر بارون های امسال ملایمن.

تئوری گوزن رو یادتونه؟ هر روز یه بچه گوزن/آهو به دنیا میاد و یه گرگ سعی می‌کنه بخوردش اگه خورده نشی فردا بزرگتر میشی و اگه چند روز دووم بیاری گرگ نمیتونه به این راحتی ها بخوردت.
حس میکنم چند وقته هیچ بچه آهویی از روح من به دنیا نمیاد اگه هم بیاد همون ثانیه‌ها خورده میشه حداقل اگه زنده بود امروز خورده شد این رو می‌دونم.
پی نوشتِ این پاراگراف: این تئوری هیچ مبنایی نداره همینطوری میگمش.

ادامه داره
وی افزود: می‌دونم که نباید بایستم فقط دارم نفس میگیرم و سعی میکنم که تو تاریکی چیزی شبیه به نور، ستاره، صدای تیک تیک ساعت یا مسیر وزش نسیم رو پیدا کنم.

از اول نوشتن این اعلام وضعیت تا حالا چند ساعت گذشته و من حس میکنم روشن‌تر شدم و راه حل به ذهنم رسید.
دلم میخواد برم مزرعه‌ی آفتابگردون.