آگوا – Telegram
آگوا
282 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
Forwarded from I sing myself
برای امشب
این اتفاقی که برای نسل ما افتاد، این قرنطینه، این فشارهای روحی، این تنهایی، این بیکار شدن، این دوری ها، این حس های غیرقابل تحمل، این ترس ها، این از دست دادن ها، این حبس شدن ها، برای همه و همه ش خسته نباشی. مرسی که تحمل کردی، که تحمل میکنی، که هنوز به ریسمان نازک امید چنگ انداختی و به آینده فکر میکنی.
میخوام بهت بگم که برای نسل ما اولین باره، ولی زمین اولین بارش نیست. زمین خیلی بدتر از اینها رو گذرونده و هنوز از بین نرفته، پس هنوز امیدت رو از دست نده.
Forwarded from I sing myself
نوه های عزیزم
زمانی بود که فکر میکردم این تاریکی تا ابد با من هست، فکر میکردم من هیچوقت قرار نیست جز خاکستری رنگ دیگه ای رو ببینم، اکثر اوقات سعی میکردم چشمام رو به روی حقیقتی که ناخواسته باورش کرده بودم ببندم ولی بازم غافلگیر میشدم و تو سیاهچاله ی تنهایی غرق میشدم.
اینجور وقتا وقتی خوابیده و به چهره ی آرومش نگاه میکنم و حقیقت واقعی رو جلوی چشمام میبینم میفهمم که ذهن آدمیزاد چقدر میتونه نابودش کنه.
نوه های عزیزم، امیدوارم هیچوقت فکر نکنید که لایق چیزی نیستید.
روز بیست پنج شیش و هفتم از #صد_روز_تا_زمستون

امروز دوز دوم واکسن رو زدم و دستم کمی درد می‌کنه و امیدوارم شرایط زندگی با اثرات واکسن زدن این مدت مردم بهتره بشه.

انقدر نیاز دارم روزهایی که زندگی نکردم رو زندگی کنم که باورتون نمیشه.

بعد از تقریبا یک هفته عملکردم به مدت سه روز مثبت نبود، احتمالا به استراحت نیاز داشتم و متوجهش نبودم و یهو رها کردم.
سعی میکنم دوباره قدم قدم برگردم.

هنوز نتونستم در مورد چیزایی که بررسیشون میکردم تصمیم بگیرم و این کمی بهم حس استیصال میده.

پادکست گوش دادن همچنان از بهترین و امن ترین بخشای روزمه.

دلم کتابی رو میخواد در مورد روزمرگی یه آدم که به سادگی نوشته شده باشه،
در مورد خوشحالی و جسور بودن آدما تو زندگی معمولیشون.
Forwarded from سوته‌دلان
میخوام دوباره تو کانال خصوصی مبانی ارز دیجیتال رو آموزش بدم. فقط برای مبتدی هاست.
حق عضویت 200 هزار تومان.

هر کی تمایل داره عضو کانال بشه بهم اطلاع بده.
آیدی من: @bahmankarimi63
https://www.instagram.com/p/CU0l24mNpwM/?utm_medium=copy_link

این دومین نقاشی از اینکتوبرمه که دوستش دارم. :'
روز بیست و هشت و نهم از #صد_روز_تا_زمستون

دوم ربیع الاول تولدِ قمریِ من میشه که جشن نمیگیرمش صرفا حس کردم روی یه کروسان شکلاتی یدونه شمع بذارم و آرزو کنم.
چیزی که عجیب بود تفاوت آرزوهام با چند ماه پیش بود چقدر ساده‌تر و شخصی‌تر بود، انگار دنیا داره تند پیش می‌ره آدم طی یکسال بیشتر از میزانی که قبلاً بزرگ میشد بزرگ میشه.

به نظرم بهتره پادکست‌های مختلف گوش بدم تا اینکه به صورت پیوسته یه پادکست رو دنبال کنم.

دلم میخواد وسطای روز کارامو فراموش نکنم و به جای درس خوندن سریال نبینم.

کشتی واقعا ورزش‌ زیبا و الهام بخشیه.

شبیه بازی sky که وقتی نمی‌دونم چیکار کنم روی کارکتر اصلی نگه میدارم و یه صدای زنگ و هاله‌ی نور میده، حس میکنم اونجای زندگی‌ام که کمک و نشونه بخوام.

اگه وقتی ناامیدی تلاش کنی، همه چی درست میشه.
هفتاد تومن اسنپ واقعا ستمه.
هشدار محتوا: سلامت روان.

در راستای پیام دیروزم که هرچیزی رو در اینترنت می‌بینید باور نکنید باید بگم که امروز از لحظه‌ای که بیدار شدم از خودم و زندگی‌ام متنفر بودم و فقط سه ساعت طول کشید تا بتونم از تخت بیام بیرون. بعد هم نشستم یک ساعت گریه کردم چون احساس می‌کردم برای هیچ‌کاری کافی نیستم؛ نه دانشگاه، نه خانواده و نه دوستام. احساس می‌کردم هیچ‌کس رو نمی‌تونم راضی کنم حتی خودم. بعد هم به اجبار دوستم و چون بهش قول داده بودم پاشدم اومدم اینجا و به سختی و مشقت یکم درس خوندم.

روز جهانی سلامت روان مبارک! اشکالی نداره اگر بعضی روزها تنها کاری که انجام می‌دید زنده موندن باشه. 🤍
میشه هندزفری خوب بهم معرفی کنین:
@HeyTalktoagua_bot
بهم دروغ بگو، بذار آسون‌تر بگذره.
روز سی, سی و یک و سی و دو ام از #صد_روز_تا_زمستون

زندگی واقعا آسون نیست شبیه جدا کردن اکلیلای آبی از نقره‌ای! هر چقدرم همش بزنی سخت‌تر میشه.
من چیز زیادی نفهمیدم برای آسون کردنش فقط اینکه، اکلیل‌ها رو جدا نکن، همینطوری تو هم بپذیرشون.

بعضی وقتا فکر میکنم اگه زندگیم عکس بود دلم میخواست حسش چه شکلی باشه، معمولا هم تو زمانای مختلف این عکس متفاوته.

امشب دلم یه مزرعه‌ی نرم تو رشت رو خواست، آدمایی که دوستشون دارم و بعضی مهمونای نیمه آشنا و بعضی مهمونای صمیمی دور میز بلند خونمون نشسته باشن و غذا بخوریم و حرف بزنیم از نقاشی و فیلم و کتاب و دنیاهامون بگیم دلم خواست مجبور نباشم از این کشور برم تا از مامانم دور بشم.
تصویر یه میز که آدمای زیبا و خسته ولی خوشحال از کارشون اومدن که آخر هفته پیش همدیگه کیف کنن.

احتمالا چند تا کار که عقب انداختم مثل رفتن پیش چشم پزشک و آزمایش و چک کردن بدن و سونوگرافی رو انجام بدم، تو دلتون انرژی های روشن واسم بفرستین.


دعا کردن واقعا دلم رو گرم می‌کنه، دعاهای محبوبتون رو باهام به اشتراک بذارین.
روز سی و سوم از #صد_روز_تا_زمستون

بیایین امیدوار باشیم همه چی بهتر از چیزی که فکر میکنیم پیش می‌ره در ازاش یه ذره حالمون بهتر باشه به طور نمادین و بیایین یه ذره شکرگذار باشیم به طور واقعی.
میتونیم همین الان چشمامونو ببندیم و چند لحظه برای چیزایی که داریم قدردان باشیم.
(اگه غصه دارین و شکرگذاریتون نمیاد فقط یدونه خاطره یا رویا یا تصویر از لحظه‌ی مطلوب رو انتخاب کنین و .. )

از دیروز سه چهار بار طراحی‌های ناموفق داشتم که حتی خودم هم نمی‌خوام ببینمشون.

کروسان و شیر قهوه واقعا خوشمزه ست. :(

نیاز دارم تنهایی برم کافه و یه عالمه بنویسم.

خوش بین بودن چطوریه؟
روز برای شمام طولانی میگذره؟
تا حالا شده انقدر دلتون بغل بخواد گریه‌تون بگیره ولی دلتون نخواد به هیچکس دست بزنین؟
روشتون برای به دست آوردن آرامش چیه؟
روز سی و چهار وپنجم از #صد_روز_تا_زمستون

تا نیمه‌ی روز راضی کننده پیش رفتم اما متاسفانه فراموش کردم و روندم کند شد.

بعضی از آدما آروم آروم وارد آب میشن بعضیا یهویی میپرن توش، و من نمی‌دونم کدومشون در موردم صدق می‌کنه.

تا حالا تصمیم نسبتا سختی که نیاز به اراده و پشتکار و گذر زمان داشته باشه گرفتین که زندگیتون رو به طور مثبت عوض کنه؟
Forwarded from گوفوس
کی از این سیاره میریم؟