فیزیک درست
یکی از نمادینترین عکسهای ناسا؛ سال ۱۹۶۱. مهندسان و ریاضیدانان ناسا روی یک تختهسیاه غولپیکر ایستادهاند و با دست، معادلات مدار، قوانین کپلر و مسیر پرتاب را حساب میکنند؛ سالها قبل از اینکه کامپیوترها وارد بازی شوند. اینجا، در مرکز لانگلی، همین ذهنها…
علی:
همین ک به ذهنشون نرسید به جا این که تخته رو انقدر ببرن بالا، سه تا تخته ک قد همه بهشون برسه رو کنار هم بچسبونن، نشون میده که فکر نمیکردن خیلی
همین ک به ذهنشون نرسید به جا این که تخته رو انقدر ببرن بالا، سه تا تخته ک قد همه بهشون برسه رو کنار هم بچسبونن، نشون میده که فکر نمیکردن خیلی
🔥55
Forwarded from ریاضی کنکور |محمد ابراهیمی
دفترچه_سوال_و_پاسخ_دوازدهم_تجربی_مرحله_8.pdf
69.8 MB
⚜️دفترچه سوال و پاسخ ⚜️
⚜️مرحله هشتم آزمون خیلی سبز⚜️
⚜️پایه دوازدهم⚜️
⚜️ رشته تجربی⚜️
💥7 آذر 1404 💥
⚜️مرحله هشتم آزمون خیلی سبز⚜️
⚜️پایه دوازدهم⚜️
⚜️ رشته تجربی⚜️
💥7 آذر 1404 💥
🔥4🙉2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب است و من همچنان بُهت زده
احساس کلافگی، بیتابی، یک جور ناهشیاری توأم با ترس،
به همه جای زندگیام حمله کرده.
هویتم گم شده،
عکسها را که نگاه میکنم، بیشتر باور نمیکنم که چنین چیزی ممکن است تمام شدنی باشد.
در خانه وضعیت بدتر است؛
سکوت کر کنندهای تمام حجم خانه را درنوردیده و من با خودم فکر میکنم صدای او هست و من کر شدهام.
در خواب و بیداری میبینمش و حرف میزنیم،
گپ و گفت میکنیم،
من چیزهای نامفهومی میگویم و او نگاه میکند،
درست مثل همیشه نگاهش گویاست که مفهوم را گرفته، تایید میکند و من لبخند میزنم،
در واقعیت اما منتظرم؛
از دست دادن از بدیهی ترین واقعیتهای زندگیست، ما از دست میدهیم و میدانیم که قرار است از دست بدهیم، اما قبول نمیکنیم که از دست دادهایم.
آمده بود از ترس رعد و برق در پناه من،
من از ترس سکوت به کجا پناه ببرم؟ :)
- نیما مرادی
احساس کلافگی، بیتابی، یک جور ناهشیاری توأم با ترس،
به همه جای زندگیام حمله کرده.
هویتم گم شده،
عکسها را که نگاه میکنم، بیشتر باور نمیکنم که چنین چیزی ممکن است تمام شدنی باشد.
در خانه وضعیت بدتر است؛
سکوت کر کنندهای تمام حجم خانه را درنوردیده و من با خودم فکر میکنم صدای او هست و من کر شدهام.
در خواب و بیداری میبینمش و حرف میزنیم،
گپ و گفت میکنیم،
من چیزهای نامفهومی میگویم و او نگاه میکند،
درست مثل همیشه نگاهش گویاست که مفهوم را گرفته، تایید میکند و من لبخند میزنم،
در واقعیت اما منتظرم؛
از دست دادن از بدیهی ترین واقعیتهای زندگیست، ما از دست میدهیم و میدانیم که قرار است از دست بدهیم، اما قبول نمیکنیم که از دست دادهایم.
آمده بود از ترس رعد و برق در پناه من،
من از ترس سکوت به کجا پناه ببرم؟ :)
- نیما مرادی
😢17❤🔥2
Forwarded from نسل آکادمی
🚀 بوتکمپ «ماجراجویان خیابان سرمایه»
آموزش سواد مالی به نوجوانان برای تبدیل پول به ابزاری برای ساخت آینده
🔺 با حمایت آکادمی پارسیان 🔺
در این بوتکمپ چهارروزه، مفاهیم مالی با بازی، شبیهسازی، کار تیمی و کوچینگ فردی آموزش داده میشه.
🎯 خروجی بوتکمپ
• مدیریت پول، بودجه و سرمایهگذاری
• طراحی مدل مالی برای یک پروژه واقعی
• ارائه مؤثر و دفاع از ایده
• کار تیمی، خلاقیت و تصمیمگیری مالی
• شروع یک مسیر کارآفرینانه
🔸 همراه با گواهی معتبر نسل آکادمی
🗓 زمان برگزاری
۲۰ و ۲۱ آذر
۲۷ و ۲۸ آذر
⏰ ساعت ۹ تا ۱۶
📍 تهران، تقاطع بزرگراه یادگار امام و شهید چمران، جنب هتل اوین، مجموعهی سبز
💰 ظرفیت و هزینه
ظرفیت: محدود (منتورینگ فردی)
هزینه اصلی: ۸,۰۰۰,۰۰۰ تومان
🎁 تخفیفها:
تخفیف ثبتنام زودهنگام (۱۰ نفر اول) برای ثبتنام نهایی تا پایان جمعه ۱۴ آذر
هزینهی نهایی: ۵,۷۰۰,۰۰۰ تومان (محدود به تکمیل ظرفیت ۱۰ نفره)
برای اعضای کلوپ نسل آکادمی، فرزندان اساتید و کارمندان دانشگاه امیرکبیر، هزینهی دوره ۵ میلیون تومان محاسبه میشه.
✨ برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
🪩 https://B2n.ir/rx6457
✅ https://zil.ink/nasl.academy
آموزش سواد مالی به نوجوانان برای تبدیل پول به ابزاری برای ساخت آینده
🔺 با حمایت آکادمی پارسیان 🔺
در این بوتکمپ چهارروزه، مفاهیم مالی با بازی، شبیهسازی، کار تیمی و کوچینگ فردی آموزش داده میشه.
🎯 خروجی بوتکمپ
• مدیریت پول، بودجه و سرمایهگذاری
• طراحی مدل مالی برای یک پروژه واقعی
• ارائه مؤثر و دفاع از ایده
• کار تیمی، خلاقیت و تصمیمگیری مالی
• شروع یک مسیر کارآفرینانه
🔸 همراه با گواهی معتبر نسل آکادمی
🗓 زمان برگزاری
۲۰ و ۲۱ آذر
۲۷ و ۲۸ آذر
⏰ ساعت ۹ تا ۱۶
📍 تهران، تقاطع بزرگراه یادگار امام و شهید چمران، جنب هتل اوین، مجموعهی سبز
💰 ظرفیت و هزینه
ظرفیت: محدود (منتورینگ فردی)
هزینه اصلی: ۸,۰۰۰,۰۰۰ تومان
🎁 تخفیفها:
تخفیف ثبتنام زودهنگام (۱۰ نفر اول) برای ثبتنام نهایی تا پایان جمعه ۱۴ آذر
هزینهی نهایی: ۵,۷۰۰,۰۰۰ تومان (محدود به تکمیل ظرفیت ۱۰ نفره)
برای اعضای کلوپ نسل آکادمی، فرزندان اساتید و کارمندان دانشگاه امیرکبیر، هزینهی دوره ۵ میلیون تومان محاسبه میشه.
✨ برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
🪩 https://B2n.ir/rx6457
✅ https://zil.ink/nasl.academy
❤🔥6
نسل آکادمی
🚀 بوتکمپ «ماجراجویان خیابان سرمایه» آموزش سواد مالی به نوجوانان برای تبدیل پول به ابزاری برای ساخت آینده 🔺 با حمایت آکادمی پارسیان 🔺 در این بوتکمپ چهارروزه، مفاهیم مالی با بازی، شبیهسازی، کار تیمی و کوچینگ فردی آموزش داده میشه. 🎯 خروجی بوتکمپ • مدیریت…
اگه بفرمائید از طرف فیزیک درست،
از اعضای کلوپ نسل آکادمی، فرزندان اساتید و کارمندان دانشگاه امیرکبیر هم تخفیفدار تر میشین ☺️
از اعضای کلوپ نسل آکادمی، فرزندان اساتید و کارمندان دانشگاه امیرکبیر هم تخفیفدار تر میشین ☺️
🔥7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طلوع آخرین اَبَرماه امسال برفراز سیاهکوه
سیزدهم آذرماه یکهزار و چهارصد و چهار
علیاصغر حسینیخواه
سیزدهم آذرماه یکهزار و چهارصد و چهار
علیاصغر حسینیخواه
❤🔥14
ترس عادی اینه که آدم قبل عمل بپرسه:
«چقدر طول میکشه؟»
«درد داره؟»
«ریسکش چیه؟»
ولی اگه مریض، وقتی روی برانکارد خوابیده، یهو بگه:
«وقتی بچه بودم…»
«مامانم همیشه میگفت…»
یا «یادم میاد یه بار…»
دیگه این خاطره نیست. این پسرفت ذهنیه.
یعنی نمیتونن تحمل کنن.
ذهنشون میلغزه و برمیگرده به بچگی،
به جایی که براشون امنتر بوده.
هرچی آرومتر و نرمتر حرف بزنن،
یعنی دارن عمیقتر سقوط میکنن.
یه بار یه مرد حدود پنجاه ساله،
کلاه اتاق عمل رو گذاشت، دراز کشید،
بعد یهو گفت:
«میدونی؟ بچه که بودم میخواستم فضانورد بشم…
تو دوست داشتی فضانورد بشی؟»
داشت لبخند میزد، و من همونجا فهمیدم:
داره فرار میکنه.
نه از عمل.
از وحشت.
و وقتی اینجوری میشن،
بیهوشی ممکنه دیگه رهاشون نکنه.
ما حق نداریم کسی رو ببریم تو بیهوشی
وقتی از نظر احساسی خودش قبلاً رفته زیر.
این مثل اینه که یه کشتی رو غرق کنی
در حالی که خودش از قبل سوراخ شده.
نمیدونی دوباره میاد بالا یا نه.
ذهنش باید پایدار باشه وقتی میره زیر بیهوشی.
اگه رفته تو گذشته، دیگه پایدار نیست.
سختترین لحظه اون وقتییه
که حرف بامزه نمیزنن،
یه چیزی عمیق میگن…
یه چیزی که بوی «خداحافظی» میده.
یه زن، درست قبل بیهوشی، یهو گفت:
«میدونی… من مادرم رو بخشیدم…
با اینکه اون کارو باهام کرد…»
من بیهوشی رو قطع کردم.
دو دقیقه بعد زد زیر گریه.
بدنش آماده بود،
ولی روحش…
روحش لبِ پرتگاه بود.
ما روانشناس نیستیم.
ولی اولین نفریم که میفهمیم کی دیگه نمیتونه خودش رو نگه داره.
ترس از عمل طبیعیه.
ولی لغزیدن تو خاطرات قدیمی؟
اون دیگه ترس نیست.
اون یعنی یه جور تسلیم شدن.
و اگه جلوی بیهوشی رو نگیری،
ممکنه کسی رو بخوابونی
که از درون قبلاً خداحافظی کرده.
و دیگه برنگرده.
نه چون بدنش کم آورد،
چون ذهنش قبلش رفته بود.
فکر کردی حرف زدن دربارهٔ بچگی قبل عمل بامزه است؟
نه، دوباره فکر کن.
بعضی وقتا روح آدم بدون اینکه چیزی بگه، میگه: «من دارم میرم.»
این حرف، تو جملهای که شبیه حرفای بچگیه، ولی از دهن یه آدم بزرگ درمیاد.
و اگه گوشِش رو بگیری و بفهمیش،
دیگه نمیتونی قدم بعدی رو برداری.
باید برش گردونی به «الان»
تا وقتی که هنوز میتونی.
«چقدر طول میکشه؟»
«درد داره؟»
«ریسکش چیه؟»
ولی اگه مریض، وقتی روی برانکارد خوابیده، یهو بگه:
«وقتی بچه بودم…»
«مامانم همیشه میگفت…»
یا «یادم میاد یه بار…»
دیگه این خاطره نیست. این پسرفت ذهنیه.
یعنی نمیتونن تحمل کنن.
ذهنشون میلغزه و برمیگرده به بچگی،
به جایی که براشون امنتر بوده.
هرچی آرومتر و نرمتر حرف بزنن،
یعنی دارن عمیقتر سقوط میکنن.
یه بار یه مرد حدود پنجاه ساله،
کلاه اتاق عمل رو گذاشت، دراز کشید،
بعد یهو گفت:
«میدونی؟ بچه که بودم میخواستم فضانورد بشم…
تو دوست داشتی فضانورد بشی؟»
داشت لبخند میزد، و من همونجا فهمیدم:
داره فرار میکنه.
نه از عمل.
از وحشت.
و وقتی اینجوری میشن،
بیهوشی ممکنه دیگه رهاشون نکنه.
ما حق نداریم کسی رو ببریم تو بیهوشی
وقتی از نظر احساسی خودش قبلاً رفته زیر.
این مثل اینه که یه کشتی رو غرق کنی
در حالی که خودش از قبل سوراخ شده.
نمیدونی دوباره میاد بالا یا نه.
ذهنش باید پایدار باشه وقتی میره زیر بیهوشی.
اگه رفته تو گذشته، دیگه پایدار نیست.
سختترین لحظه اون وقتییه
که حرف بامزه نمیزنن،
یه چیزی عمیق میگن…
یه چیزی که بوی «خداحافظی» میده.
یه زن، درست قبل بیهوشی، یهو گفت:
«میدونی… من مادرم رو بخشیدم…
با اینکه اون کارو باهام کرد…»
من بیهوشی رو قطع کردم.
دو دقیقه بعد زد زیر گریه.
بدنش آماده بود،
ولی روحش…
روحش لبِ پرتگاه بود.
ما روانشناس نیستیم.
ولی اولین نفریم که میفهمیم کی دیگه نمیتونه خودش رو نگه داره.
ترس از عمل طبیعیه.
ولی لغزیدن تو خاطرات قدیمی؟
اون دیگه ترس نیست.
اون یعنی یه جور تسلیم شدن.
و اگه جلوی بیهوشی رو نگیری،
ممکنه کسی رو بخوابونی
که از درون قبلاً خداحافظی کرده.
و دیگه برنگرده.
نه چون بدنش کم آورد،
چون ذهنش قبلش رفته بود.
فکر کردی حرف زدن دربارهٔ بچگی قبل عمل بامزه است؟
نه، دوباره فکر کن.
بعضی وقتا روح آدم بدون اینکه چیزی بگه، میگه: «من دارم میرم.»
این حرف، تو جملهای که شبیه حرفای بچگیه، ولی از دهن یه آدم بزرگ درمیاد.
و اگه گوشِش رو بگیری و بفهمیش،
دیگه نمیتونی قدم بعدی رو برداری.
باید برش گردونی به «الان»
تا وقتی که هنوز میتونی.
😢15🔥4🫡4❤🔥2
meteor-shower.jpg
6.8 MB
امشب و بامداد فردا، آسمان میزبان یکی از تماشاییترین رویدادهای نجومی ساله؛ #بارش_شهابی_جوزایی
اگر هوا صاف باشه و از آلودگی نوری شهر دور شین، میتونین از حوالی ۱۰–۱۱ شب تا نزدیک سحر، ردهای نورانی شهابها رو ببینین؛ بهترین زمان رصد معمولا بعد از نیمهشب تا حدود ۳–۴ بامداده.
اگر هوا صاف باشه و از آلودگی نوری شهر دور شین، میتونین از حوالی ۱۰–۱۱ شب تا نزدیک سحر، ردهای نورانی شهابها رو ببینین؛ بهترین زمان رصد معمولا بعد از نیمهشب تا حدود ۳–۴ بامداده.
🔥11
Forwarded from نفحات | محمدامین محبعلی
آسمان را صفاست و زمین را کدورت،
آسمان را تحرّک است و زمین را سکون.
...
چون پیوسته خواهشها را به بیرون توانی راند،
دل خود سکون یابد.
...
در درون، سوی دل بنگر،
دل دیگر دل نیست.
در برون، سوی صُوَر بنگر،
صورتها دیگر صورت نیست.
در دوردستها، سوی موجودات بنگر،
موجودات دیگر موجودات نیستند.
پس از این سه نظر،
بهتحقیق درمییابی که تنها به تُهی مینگری!
- دفتر صفا و سکون (بندهای ۲، ۸، ۱۰).
صفا و سکون
(پنج رسالهی کهن دائویی)
ترجمهی اسماعیل رادپور
TLG مشارق
| نفحات |
آسمان را تحرّک است و زمین را سکون.
...
چون پیوسته خواهشها را به بیرون توانی راند،
دل خود سکون یابد.
...
در درون، سوی دل بنگر،
دل دیگر دل نیست.
در برون، سوی صُوَر بنگر،
صورتها دیگر صورت نیست.
در دوردستها، سوی موجودات بنگر،
موجودات دیگر موجودات نیستند.
پس از این سه نظر،
بهتحقیق درمییابی که تنها به تُهی مینگری!
- دفتر صفا و سکون (بندهای ۲، ۸، ۱۰).
صفا و سکون
(پنج رسالهی کهن دائویی)
ترجمهی اسماعیل رادپور
TLG مشارق
| نفحات |
🔥8
Forwarded from اطلاعرسانی حسین کامکار
📢 مناظره بین حسین کامکار و وریا امیری
عنوان مناظره: آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟ (قسمت دوم)
هماکنون مشاهده مناظره از طریق لینک زیر امکان پذیر است:
https://youtube.com/live/ysrhcOuPAF4?feature=share
🌐 https://news.1rj.ru/str/Kamkar_Hosein
عنوان مناظره: آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟ (قسمت دوم)
هماکنون مشاهده مناظره از طریق لینک زیر امکان پذیر است:
https://youtube.com/live/ysrhcOuPAF4?feature=share
🌐 https://news.1rj.ru/str/Kamkar_Hosein
🔥19👨💻4❤🔥1
1001 Nights
Alireza Ghorbani & Sahar Boroujerdi
مرا که مرگ مناست اینکه از تو بیخبرم :)
صدا بزن
که سکوت جهان تمام شود… :)
صدا بزن
که سکوت جهان تمام شود… :)
😢12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مگنترون» روشن میشه. جریان قوی، یه فیلامان تنگستنی رو که همون قطب منفی دستگاهه داغ میکنه، انقدر زیاد که شروع میکنه به پرتاب الکترونها؛ بهش میگن «انتشار حرارتی».
دور این فیلامان، یه قطعه مسی بزرگ هست که قطب مثبته و توش چندتا حفره داره. ولتاژ خیلی بالا الکترونها رو از فیلامان میکشه بیرون.
از اون طرف، آهنرباهای دائمی هم یه میدان مغناطیسی درست میکنن که عمود بر میدان الکتریکیه.
نتیجه؟ الکترونها مجبور میشن مارپیچ حرکت کنن.
این الکترونها از کنار اون حفرههای ریز عبور میکنن و یه ریتم خاص ایجاد میکنن که باعث میشه امواج الکترومغناطیسی تولید بشه — همون موجهایی که تبدیل میشن به #مایکروویو با فرکانس حدود ۲.۴ گیگاهرتز.
چون فیلامان خیلی داغ میشه، یه فن کوچیک همیشه از کنارش هوا رد میکنه تا مگنترون نسوزه و خنک بمونه.
در نهایت، انرژی تولید شده وارد یه آنتن فلزی لوپمانند میشه و از اونجا وارد یه تونل فلزی میشه که مسیر موجها رو به سمت محفظه پخت هدایت میکنه و مولکولهای آب داخلش، که یه سرشون مثبت (هیدروژن) و یه سرشون منفی (اکسیژن) هست،شروع میکنن به چرخیدن و لرزیدن. همین لرزش سریع باعث گرم شدن غذا میشه.
دور این فیلامان، یه قطعه مسی بزرگ هست که قطب مثبته و توش چندتا حفره داره. ولتاژ خیلی بالا الکترونها رو از فیلامان میکشه بیرون.
از اون طرف، آهنرباهای دائمی هم یه میدان مغناطیسی درست میکنن که عمود بر میدان الکتریکیه.
نتیجه؟ الکترونها مجبور میشن مارپیچ حرکت کنن.
این الکترونها از کنار اون حفرههای ریز عبور میکنن و یه ریتم خاص ایجاد میکنن که باعث میشه امواج الکترومغناطیسی تولید بشه — همون موجهایی که تبدیل میشن به #مایکروویو با فرکانس حدود ۲.۴ گیگاهرتز.
چون فیلامان خیلی داغ میشه، یه فن کوچیک همیشه از کنارش هوا رد میکنه تا مگنترون نسوزه و خنک بمونه.
در نهایت، انرژی تولید شده وارد یه آنتن فلزی لوپمانند میشه و از اونجا وارد یه تونل فلزی میشه که مسیر موجها رو به سمت محفظه پخت هدایت میکنه و مولکولهای آب داخلش، که یه سرشون مثبت (هیدروژن) و یه سرشون منفی (اکسیژن) هست،شروع میکنن به چرخیدن و لرزیدن. همین لرزش سریع باعث گرم شدن غذا میشه.
🔥11
میدونستید استیون هاوکینگ، در سال ۱۳۴۱، (قبل از اینکه بخاطر بیماری ویلچرنشین بشه) در اتوبوسی در ایران بوده که زلزله بوئین زهرا رخ میده و یک دندهش بر اثر برخورد با صندلی جلویی دچار شکستگی میشه و تا چند روز بعدش که اخبار رو میخونه از زلزله اطلاعی نداشته و فکر میکرده که کیفیت جاده و اتوبوس پایینه.
استیون هاوکینگ در زندگینامه خود «تاریخ مختصر من» میگوید در سال ۱۹۶۲ و فاصله میان فارغالتحصیلی از آکسفورد تا آغاز تحصیلش در کمبریج به همراه دوستش به ایران سفر میکند و از تهران و اصفهان و شیراز و تختجمشید بازدید میکند.
هاوکینگ بعد از قبول شدن در دانشگاه کمبریج فرصت سفر به یک کشور خاص با کمک هزینه دانشگاه را داشت و او برای این سفر ایران را انتخاب کرد.
او خود یک بار داستان سفر و زلزله و جادههای ایران را در یک مهمانی شام در هاروارد تعریف کرده است. میزبان این مهمانی، کامران وفا، فیزیکدان ایرانی-آمریکایی بود.
استیون هاوکینگ در زندگینامه خود «تاریخ مختصر من» میگوید در سال ۱۹۶۲ و فاصله میان فارغالتحصیلی از آکسفورد تا آغاز تحصیلش در کمبریج به همراه دوستش به ایران سفر میکند و از تهران و اصفهان و شیراز و تختجمشید بازدید میکند.
هاوکینگ بعد از قبول شدن در دانشگاه کمبریج فرصت سفر به یک کشور خاص با کمک هزینه دانشگاه را داشت و او برای این سفر ایران را انتخاب کرد.
او خود یک بار داستان سفر و زلزله و جادههای ایران را در یک مهمانی شام در هاروارد تعریف کرده است. میزبان این مهمانی، کامران وفا، فیزیکدان ایرانی-آمریکایی بود.
❤🔥20🔥2😁2