دپارتمان شاعران زجر کشیده – Telegram
دپارتمان شاعران زجر کشیده
15.3K subscribers
656 photos
17 videos
50 files
232 links
درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات،
گربه‌ها و تمام روزمرگی‌های
یک خیال‌پرداز
‌‌
یوتیوب💌
https://youtube.com/@ellascardigan

چنل پلی‌لیست:
t.me/playlistforpoets

از این‌جا می‌شنومتون:
t.me/HidenChat_Bot?start=6184811760
Download Telegram
اگه من و اون قبلش یه جای دیگه همدیگه رو دیده بودیم، مثلاً تو یه مسافرخونه‌ی فکسنی قدیمی، شاید با هم می‌نشستیم و لبی تر می‌کردیم و دو سه جامی بالا مینداختیم.
اما به اسم سرباز وظیفه با هم روبه‌رو شدیم و به هم شلیک کردیم. من اون رو درجا کشتم!
آره… من بهش شلیک کردم و کشتمش واسه اینکه دشمنم بود. فقط همین!
و البته منم دشمن اون بودم! اگرچه این خیلی روشنه.
شاید اونم مثل من همین‌جوری اومده بود جبهه. از زور بیکاری وسایلشو فروخته بود. دلیل دیگه‌ای نمی‌تونست داشته باشه.
آره…جنگ چیز عجیب و غریبیه!
تو می‌زنی و یک نفر رو می‌کشی که اگه قبلاً تو یه میخونه دیده بودیش، مهمونش می‌کردی.
شایدم یه سکه‌ی ناقابل کف دستش می‌ذاشتی!

🪶مردی که کشتمش، توماس هاردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
خاطره ارزشش به قدیمی بودنه نه بهتر بودن.

🪶سفر به انتهای شب، لویی-فردینان سلین
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دپارتمان شاعران زجر کشیده
فکر می‌کنم وقتشه نوشتن رو این‌جا شروع کنم. چه کسی بخونه و چه نخونه! می‌نویسم چون شاید یک روز گذر یک نفر به این‌جا بخوره و این‌جا رو دوست داشته باشه. شاید هم گذر هیچ‌کس نخوره! نمی‌دونم. اهمیتی هم نداره چون این‌جا می‌نویسم به خاطر اینکه نوشتن تنها چیزیه که…
یک روزی احساس می‌کردم امکانش هست هرگز کسی پاش رو به این‌جا نذاره و اهمیتی نده که چی این‌جا می‌نویسم. اما الان بیشتر از ۶هزار نفر این‌جا هستن و نوشته‌هام رو می‌خونن و عکس‌هام رو می‌بینن و احساس ناکافی بودن رو در من کمتر و کمتر می‌کنن!
ممنونم که این‌جایید و اهمیت می‌دید، ممنونم که توی ناشناس باهام صحبت می‌کنید و ممنونم که کمکم کردید این‌جا رو درست کنم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🎃6
Marianne had the sense that her real life was happening somewhere very far away, happening without her, and she didn't know if she would ever find out where it was or become part of it.

- Normal People, Sally Rooney
1
دپارتمان شاعران زجر کشیده
Marianne had the sense that her real life was happening somewhere very far away, happening without her, and she didn't know if she would ever find out where it was or become part of it. - Normal People, Sally Rooney
خلاصهٔ کتاب: ماریان و کانل، هردو توی یک شهر کوچیک بزرگ شدن؛ ولی دنیاهای خیلی متفاوتی دارن!
وقتی که کانل، پسر درخشان مدرسه، وارد رابطه‌ای پیچیده با ماریانِ گوشه‌گیر و منزوی می‌شه، همه چیز تغییر می‌کنه.
حالا بعد از یک سال، هر دوی اون‌ها توی یک کالج درس می‌خونن. ماریان خودش رو پیدا کرده و همین‌طور آدم‌هایی رو داره که اون رو همین‌طور که هست می‌پذیرن.
اما شرایط برای کانل تغییر کرده... کانل که همیشه دوست‌هاش رو در کنارش داشت، حالا تنهاتر و خجالتی‌تر از همیشه‌ست.

نویسنده: سلی رونی
نمره‌ی گودریدز: 3.8
1
به خودم گفتم: «نذار خوشحالیت قربانیِ زیاده‌خواهیت بشه.»
2
من یه تیکه از روحم رو این‌جا جا گذاشتم.

- قائمشهر، مازندران
مرداد ۱۴۰۳
1
چون که امروز روز جهانی گربه بود!
(از معدود مواقعی که ماگرا اجازه داد ازش عکس خوب بگیرم)
1
تنها چیزی که می‌توانید در موردش قطعیت داشته باشید، این حقیقت است که همه‌چیز غیرقطعی است.

🪶آدمی همان است که می‌خواند، رابرت دی‌یانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1🎃1
‌ ‌ کتاب‌های غم‌انگیز🌧️

یک زندگی کوچک (A Little Life)
اثر هانیا یاناگیوارا
این کتاب داستان چهار همکلاسی کالج رو روایت می‌کنه که بی‌پول و سرگردون، برای دستیابی به شهرت به نیویورک نقل مکان می‌کنن.
جودِ مرموز، که کاراکتر اصلی این کتابه، به خاطر ضربه‌ی روحی وحشتناکی که توی دوران کودکی بهش وارد شده، هنوز توی ترس و وحشت به سر می‌بره...

در جست‌وجوی آلاسکا (Looking for Alaska)
اثر جان گرین
"مایلز هالتر" تصمیم می‌گیره که از منطقه‌ی امنش بیرون بیاد. پس با اصرار خانواده‌ش رو راضی می‌کنه تا به مدرسه‌ی شبانه روزی کالورکریک بره‌.
مایلز به محض ورود به این مدرسه با "آلاسکا یانگ" آشنا می‌شه. آلاسکا که دختری آزاد و متفاوته باعث تحول عجیبی توی زندگی مایلز می‌شه.

پسرکی با پیژامه راه راه (The Boy in the Striped Pyjamas)
اثر جان بوین
در زمان جنگ جهانی دوم، برونوی ۹ ساله، وقتی به خونه برمی‌گرده، می‌بینه که همه مشغول بسته‌بندی وسایل هستن! اون متوجه می‌شه که پدرش ترفیع گرفته و اون‌ها باید به خونه‌ی دیگه‌ای نقل مکان کنن...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🎃21
loml
Taylor Swift
What we thought was for
all time
Was momentary
Still alive, killing time at the cemetery
Never quite buried

@ttpdella
1
انقدر آلبوم TTPD تیلور پربار بود که هرروز یکی از آهنگ‌هاش رو به عنوان آهنگ موردعلاقم انتخاب می‌کنم.
2
من فکر می‌کنم شکستی وجود نداشته باشد. در نهایت به خانه می‌روم و کتابم را می‌خوانم.
2