Forwarded from Hidden Chat
فایلایی که میذاری با چی باز کنیم؟
🎃39
ReadEra_25.10.05+2200.apk
11.7 MB
میتونید از این اپ برای باز کردن فایلهای epub استفاده کنید ♡
🎃48
دلم میخواد ازش متنفر باشم، ولی نمیتونم.
- یکی برای خانوادهی مورفی، لیندا مالیلی هانت
🎃105
عزیزترینم
حالم خیلی بهتر است. نمایشنامهی جدیدی خریدم و نمیتوانم صبر کنم تا به دستم برسد. تمام ساعات بیداریام را طراحی میکنم؛ اما همچنان از خودم چندان راضی نیستم. مشکلی نیست چون میدانم بالاخره یک روز میآید که به خودم و کارهایم افتخار کنم. دیروز برای هالووین کمی کوکی پختم. شرط میبندم اگر اینجا بودی از آنها خوشت میآمد.
خلاصهاش اوضاع خوب پیش میرود. بهترین لحظات روزهایم وقتهاییست که با ماگرا میگذرانم. او شگفتانگیزترین گربهی دنیاست و مرا دوست دارد. باورت میشود؟ یک گربه میتواند دیگران را دوست داشته باشد!اما تو نمیتوانی
منظورم این است که او پشمالو است و روی چهار دست و پا راه میرود، کف دست و پاهایش پاستیل دارد و زبانش تیغ تیغی است؛ اما عشق من را در قلبش دارد. صبحها به اولین چیزی که فکر میکند من هستم. خدای من شگفتانگیز نیست؟یعنی از پس همین کار هم بر نمیآمدی؟
به هرحال من هنوز هم عاشق وقتهایی هستم که صدای موسیقیهای موردعلاقهی تو در اتاقم پخش میشود. برایم مهم نیست که من را به یاد تو میاندازد، این یادگاریهای کوچک و کماهمیتی که از خودت در گوشه به گوشهی ذهن من جا گذاشتی را دوست دارم. فکر میکنم بخواهم تاابد نگهشان دارم.
پینوشت: عزیزم من و تو به قدر کافی غمگین بودیم، چه نیازی بود که با یکدیگر اینطور تا کنیم؟
حالم خیلی بهتر است. نمایشنامهی جدیدی خریدم و نمیتوانم صبر کنم تا به دستم برسد. تمام ساعات بیداریام را طراحی میکنم؛ اما همچنان از خودم چندان راضی نیستم. مشکلی نیست چون میدانم بالاخره یک روز میآید که به خودم و کارهایم افتخار کنم. دیروز برای هالووین کمی کوکی پختم. شرط میبندم اگر اینجا بودی از آنها خوشت میآمد.
خلاصهاش اوضاع خوب پیش میرود. بهترین لحظات روزهایم وقتهاییست که با ماگرا میگذرانم. او شگفتانگیزترین گربهی دنیاست و مرا دوست دارد. باورت میشود؟ یک گربه میتواند دیگران را دوست داشته باشد!
منظورم این است که او پشمالو است و روی چهار دست و پا راه میرود، کف دست و پاهایش پاستیل دارد و زبانش تیغ تیغی است؛ اما عشق من را در قلبش دارد. صبحها به اولین چیزی که فکر میکند من هستم. خدای من شگفتانگیز نیست؟
به هرحال من هنوز هم عاشق وقتهایی هستم که صدای موسیقیهای موردعلاقهی تو در اتاقم پخش میشود. برایم مهم نیست که من را به یاد تو میاندازد، این یادگاریهای کوچک و کماهمیتی که از خودت در گوشه به گوشهی ذهن من جا گذاشتی را دوست دارم. فکر میکنم بخواهم تاابد نگهشان دارم.
پینوشت: عزیزم من و تو به قدر کافی غمگین بودیم، چه نیازی بود که با یکدیگر اینطور تا کنیم؟
A hundred thrown-out speeches I almost said to you - نامهٔ یازده
🎃167
⊹ موقع کتاب خوندن خوش میگذره چون اونجا دیگه مشکلات مال من نیستن ⊹
🎃227
من این پیام رو دوباره میذارم؛ خوندنش فقط دو دقیقه وقت ارزشمندتون رو میگیره؛ اما شاید برای ماری و مامان عزیزش، کمکی(حتی خیلی کوچیک) از دستتون بر بیاد🤍
Telegram
بلو ماری 🌊
خیلیاتون اینجا منو میشناسید و میدونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماریای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سختتر کرد تا الان که رسیدیم به نقطهای که چارهای جز درمان خارج از ایران نداریم.
تو این چند وقت خیلی دنبال…
تو این چند وقت خیلی دنبال…
🎃79
⊹ یادآوری ⊹
اشکالی نداره اگه چند روز به خودت اجازهی ناراحتی بدی، هیچ کاری انجام ندی و استراحت کنی؛ اما باید بعدش از جات بلند بشی چون هیچچیز اونقدر ارزشمند نیست که تو رو تا همیشه غمگین نگه داره.
🎃177
من رو برگردونید به دورانی که توی مدرسه زیر میز یواشکی دارن شان و آر.ال. استاین میخوندم.
🎃188