🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸 – Telegram
🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸
209 subscribers
382 photos
326 videos
23 files
272 links
سیاست، اقتصاد، تاریخ، فرهنگِ ایالات متحده

https://news.1rj.ru/str/usstudies/4
Download Telegram
🔺در حادثه تیراندازی در یک شهر مرزی ایالت تگزاس دو افسر پلیس و یک مظنون مسلح کشته شدند

🔹گزارش‌ها حاکی است که در حادثه تیراندازی در شهرمرزی «مک آلن» واقع درجنوب تگزاس آمریکا، دست کم دو مامور پلیس کشته شدند.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
تاثیر پاندمی بر اتحادیه اروپا و روسیه چگونه خواهد بود؟

ناتالیا ویاخیروا / اندیشکده شورای روسیه

پاندمی کووید-19 باعث تشدید مشکلاتی شده است که از آغاز دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در رابطه آمریکا و اتحادیه اروپا/ اعضای اروپایی ناتو وجود داشته است. اروپایی‌ها با آمریکا در خصوص برخی مسائل مخالف هستند. روسیه به دنبال راهی برای خروج از وضعیت اقتصادی دشوار است و می‌کوشد جایگاهی ارزشمند را در دنیا به دست آورد. در بحبوحه شیوع کرونا و نظم در حال تغییر جهانی، روسیه بر ایده مشارکت اوراسیای بزرگ‌تر متمرکز است.

به دلیل وضعیت اقتصادی دشوار در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بعید است افزایش بودجه نظامی که در پنج سال گذشته رخ داد، دوباره از سرگرفته شود؛ بنابراین ممکن است بسیاری از دولت‌های اروپایی نتوانند به تقاضاهای دولت ترامپ عمل کنند. میان آن‌ها اختلافاتی در خصوص برخی مسائل مربوط به کنترل تسلیحات وجود دارد؛ مانند مخالفت اروپایی‌ها با خروج آمریکا از معاهده آسمان‌های باز و درخواست اتحادیه اروپا برای احیای استارت-3.

علاقه اتحادیه اروپا به خودمختاری راهبردی، برخلاف چنین پس‌زمینه‌ای، در حال رشد است و فرانسه به رهبری امانوئل ماکرون، به حامی قوی این ایده تبدیل شده است. درعین‌حال دیگر دولت‌های عضو اتحادیه اروپا در خصوص مسائل امنیتی موضعی در طرفداری از آمریکا اتخاذ کرده‌اند؛ بنابراین درون اتحادیه اروپا هیچ اتحادی در خصوص ایده خودمختاری و مدل امنیتی آینده وجود ندارد.

روسیه در کوتاه و میان‌مدت، بر اجرای اصلاحات قانون اساسی متمرکز خواهد بود و مشکلات داخلی را در اولویت قرار خواهد داد. پاندمی کرونا بحران اقتصادی را که روسیه در حال تجربه آن است، عمیق‌تر می‌کند. در این راستا، احتمال دارد که منابع تخصیص داده‌شده برای دفاع و اجرای سیاست خارجی کاهش داده شود.

روسیه به دنبال راهی برای خروج از وضعیت اقتصادی دشوار است و می‌کوشد جایگاهی ارزشمند را در دنیا به دست آورد. در بحبوحه شیوع کرونا و نظم در حال تغییر جهانی، روسیه بر ایده مشارکت اوراسیای بزرگ‌تر متمرکز است. به گفته سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، اجرای این پروژه نه‌تنها ارتباطات متقابل اقتصادی مثبت را تقویت خواهد کرد و رقابت تمامی مشارکت‌کنندگان را افزایش خواهد داد بلکه به مبنایی محکم برای ایجاد یک فضای صلح و ثبات از لیسبون تا جاکارتا تبدیل خواهد شد. این پروژه برای مشارکت کشورهای اتحادیه اروپا باز است. لاوروف تأکید کرد که آن‌ها از مشارکت در این روند سود خواهند برد. آن‌ها با پیوستن به یک اقدام مشترک قادر خواهند بود جایگاهی متمایز را در جهان چندقطبی جدید عادلانه‌تر و دموکراتیک‌تر به دست آورند.

بعید است که روسیه و اتحادیه اروپا در آینده‌ نزدیک یک شراکت امنیتی برقرار کنند. پاندمی کرونا انگیزه‌ای را برای آغاز روابط حسنه میان روسیه و اتحادیه اروپا فراهم نکرد اما هدف یافتن زمینه‌های مشترک میان دو طرف همچنان در دستور کار قرار دارد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸


https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/columns/european-policy/what-will-be-the-impact-of-the-pandemic-on-the-eu-and-russia/
🔺زلمی خلیلزاد: در راستای اجرای توافق صلح با طالبان، پنج پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان تعطیل شد

🔹زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه ایالات متحده در مذاکرات صلح افغانستان،‌ تایید کرد که در راستای کاهش حضور نظامی آمریکا در افغانستان و همچنین اجرای توافق صلح با طالبان، پنج پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان تعطیل شده است.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️گزارش تصویری|‌ تلاش برای مهار آتش‌سوزی ناو آمریکایی در سن‌دیگو در دومین روز

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺پیشرفت تازه برای واکسن کرونا|

🔹نخستین واکسن ضدکرونا که در آمریکا آزمایش شد درست همانگونه که دانشمندان امیدوار بودند توانست سیستم ایمنی بدن را تحریک کند.

این واکسن آزمایشی توسط شرکت «مودرنا» و «انستیتوی ملی بهداشت آمریکا» طراحی شده و قرار است به زودی آزمایش بر روی ۳۰ هزار نفر را آغاز کند.

واکسن «ام آر اِن اِی-۱۲۳»، بر خلاف واکسن‌های سنتی از ویروس تضعیف شده استفاده نمی کند بلکه ازمولکول «پیام‌رسان آر اِن اِی» بهره می‌برد و از همین رو، نمی‌تواند فرد را بیمار کند.

این واکسن در آزمایشهای اولیه نشان داده که عوارض جانبی قابل توجهی نیز برای مصرف‌کننده ندارد.

🌐VOA

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺ترامپ به سیاست ترجیحی آمریکا درقبال هنگ کنگ پایان داد

🔹رئیس جمهوری آمریکا فرمانی را امضا کرده است که به رفتار ترجیحی دولتش در قبال هنگ کنگ پایان می‌دهد. این اقدام آقای ترامپ پس از آن صورت گرفته است که دولت او موضع شدیدتری در قبال چین در پیش گرفته است.

رئیس جمهوری آمریکا امروز در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که از این پس با هنگ کنگ همانند سرزمین اصلی چین رفتار خواهد کرد.

او همچنین گفته است که مصوبه دو حزبی کنگره را برای تحریم مقامات چین امضا کرده است.

آمریکا می‌گوید این تحریم‌ها را به دلیل سرکوب حقوق مردم هنگ کنگ توسط چین وضع کرده است.

هنگ کنگ که زمانی مستعمره بریتانیا بوده است از آزادی‌هایی برخوردار است که در سرزمین مادر یعنی چین وجود ندارد.

اما بسیاری از مردم در این قلمرو نگرانند که با اجرای قانون امنیتی جدید چین در قبال هنگ کنگ، وضعیت ویژه این منطقه نیز به پایان برسد. وضعیت ویژه در هنگ کنگ بر اساس توافقنامه‌ای عملی شد که پیش از تحویل هنگ کنگ به چین در سال ۱۹۸۴ بین چین و بریتانیا امضا شد.

قانون جدید که انتقاد از حکومت چین را منع می‌کند مهم‌ترین تغییری است که از زمان تحویل هنگ کنگ به چین از جانب بریتانیا در سال ۱۹۷۷ در چشم‌انداز سیاسی این کشور رخ می‌دهد.

ترامپ چه گفت؟
دونالد ترامپ که در باغ گل‌ سرخ کاخ سفید با خبرنگاران گفت‌وگو می‌کرد گفت که فرمان ویژه او به سیاست ترجیحی این کشور در قبال هنگ کنگ پایان می‌دهد.

دولت آمریکا در ماه مه اعلام کرده بود به زودی به وضعیت ویژه هنگ کنگ پایان خواهد داد.

آقای ترامپ روز سه‌شنبه افزود از این پس هیچ امتیاز و رابطه ویژه اقتصادی به هنگ کنگ تعلق نمی‌گیرد و صادارات تکنولوژی‌های حساس به این منطقه مانند چین متوقف خواهد شد.

رییس جمهوری آمریکا همچنین گفت قانون استقلال هنگ کنگ را که اوایل ماه ژوئیه به اتفاق آرا در کنگره این کشور تصویب شده بود امضا کرده است.

آقای ترامپ گفت این قانون "ابزار قدرتمند تازه‌ای" را در اختیار دولت او خواهد گذاشت تا بتواند "مقام‌های چین را در مقابل اقدامات ظالمانه دولت این کشور پاسخگو نگه دارد."

او در پاسخ به یکی از خبرنگاران تاکید کرد که قصد ندارد با شی جین پینگ رئیس جمهوری چین گفت‌وگو کند و افزود "ما چین را به خاطر پنهان‌کاری‌اش درباره ویروس کرونا و انتشار آن در جهان وادار به پاسخگویی تمام و کمال می‌کنیم."

دولت آمریکا خود به دلیل عملکردش در قبال مبارزه با ویروس کرونا زیر ذره‌بین است. آمریکا با بیش از 3.4 میلیون بیمار مبتلا به این ویروس بالاترین آمار مبتلا در این همه گیری را در کل جهان دارد.

بر اساس قانون امنیتی تازه چین در قبال هنگ‌کنگ، خیانت، جدایی‌طلبی و تلاش برای براندازی ممنوع خواهد بود.

چین همچنین گفته که مبارزه با تظاهرات خشونت‌آمیز در هنگ‌کنگ ضروری است.

بخشی از این لایحه به انتصاب قضات برای رسیدگی به پرونده‌های امنیتی مربوط است که می‌تواند استقلال قضایی هنگ کنک را تهدید کند.

مهمتر از همه اینکه، پکن قدرت تفسیر قانون را خواهد داشت. از جمله، اگر قوانین با یکدیگر مغایرت داشته باشند، قانون چین اولویت می‌یابد.

آمریکا پیش از تصویب این قانون را "ناقوس مرگ" برای استقلال هنگ کنگ خوانده بود و تهدید کرده است که مناسبات ویژه اقتصادی و دیپلماتیک خود را با هنگ کنگ را قطع خواهد کرد.

🌐BBC

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺ماری ترامپ؛

🔹دونالد ترامپ برای ایالات متحده خطرناک است و بهتر است استعفا دهد.

💫ماری ترامپ برادرزاده دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده، پس از انتشار کتاب شوکه کننده اش اظهار داشته است که دونالد ترامپ شایستگی ریاست جمهوری ایالات متحده را ندارد و بهتر است استعفا دهد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺نیویورک تایمز بخش دیجیتال خبر خود را از هنگ‌‌کنگ به سئول منتقل می‌کند

🔹مدیران و سردبیران بخش بین الملل روزنامه نیویورک تایمز در ایمیلی به کارکنان گفتند قانون جدید «ابهامات فراوانی درباره معنای این مقررات تازه برای فعالیت ها و روزنامه‌نگاری ما پدید آورده است.»

📎https://ir.voanews.com/persiannewsarts/new-york-times-move-digital-news-operation-hong-kong-seoul


@usstudies
🇺🇸🇺🇸
نبرد بهیموت‌ها، آیا منطق واقع‌گرایی در حال بازگشت به جهان است؟

نویسنده: علیرضا مسعود پژوهشگر مسائل بین الملل
 
@usstudies
🇺🇸
🇺🇸

امروز در زمان و زمانه‌ای زیست می‌نماییم که به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، نقطه عطفی در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. نظم و نظامی که در دوره پساجنگ سرد، نهادینه و تعمیق شده است و آن را «نظم لیبرال بین‌الملل» نیز می‌نامند، اما این نظام از چندی پیش افولی بی‌سابقه را تجربه کرده و می‌توان رای به ادامه، تعمیق و تسریع روندهای پیشین در دوران پساکرونا نیز داد. ظهور چین به مثابه قدرتی بزرگ و همچنین افول و هبوط آمریکا از قامت هژمون، نظام بین‌الملل را محمل تغییراتی نوین کرده است. انتشار سند «رویکرد استراتژیک آمریکا در قبال جمهوری خلق چین» در ۲۰ می ۲۰۲۰، بار دیگر این سوال را ایجاد کرده است که آیا جهان، در حال بازگشت به دورانی مشابه نظام دو قطبی و پیروزی مجدد رئالیسم در روابط بین‌الملل است؟
 
دیرزمانی از ظهور و قدرت‌ گرفتن چین در عرصه بین‌الملل و ایجاد تهدیدات گونه‌گون در قبال رهبری و جایگاه آمریکا در جهان، سپری نشده است. اگر در حدود یک دهه پیش، نظریه‌پردازانی مانند جوزف نای یا رابرت کوهن بر این باور بودند که خطر چین در راستای ایجاد تزلزل در جایگاه آمریکا در نظم و نظام بین‌الملل، تحلیلی اغراق‌آمیز است، امروز همان نظریه‌پردازان نیز تغییراتی اساسی در نظرات پیشین خود ایجاد نموده و مانند فرانسیس فوکویاما تلاش دارند تا با چاپ کتاب و مقالات گوناگون و به‌نوعی نه چندان صریح، از «پایان تاریخ» عبور کرده و آغاز تاریخی جدید را تئوریزه نمایند. واقعیت اما روندی فراتر از مشکل بر سر تعرفه تجاری میان چین و آمریکا و یا سوءتفاهم‌ها و مشکلات سطحی در روابط فراآتلانتیکی است؛ نظم بین‌الملل در حال تغییر است. برخی از تحلیلگران تلاش دارند تا افول هژمونی آمریکا در نظام بین‌الملل را به دولت و سیاست‌های دولت کنونی این کشور یا دونالد ترامپ متصل و مرتبط نمایند اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان‌دهنده آن است که چنین روندی، پیش‌تر از پیروزی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶، آغاز گشته بود. عدم حصول وعده‌های جهانی‌شدن و نظم لیبرال برای بسیاری از اقشار و همچنین تلاش در راستای به‌حاشیه راندن ملی‌گرایی تحت هژمونی نظام لیبرال جهانی (که منجر به از میان رفتن همبستگی اجتماعی و در نهایت، افول شدید قرارداد اجتماعی در جوامع شد)، از جمله دلایل درونی و همچنین ساختاری‌ای است که منجر به شکل‌گیری روندهای مذکور میان کشورهای توسعه‌یافته پساصنعتی، بالاخص آمریکا، شد. شکل‌گیری پدیده‌هایی مانند برگزیت و یا برآمدن راست‌گراهای پوپولیست در بسیاری از کشورهای اروپایی، از این منظر قابل تحلیل و بررسی است. بدین‌ترتیب، روند تغییر در سیاست‌های کلان و همچنین نقش آمریکا در نظام بین‌الملل، از مدتی پیش از به قدرت رسیدن ترامپ، کلید خورده بود.
 
جان مرشایمر به‌خوبی عنوان کرده است که «دولت‌های قدرتمند، نهادهای بین‌المللی را مدیریت می‌کنند تا قدرت خود در جهان را حفظ یا افزایش دهند و این نهادها هیچگاه، کار شگرفی بیرون از حوزه اراده و قدرت این قدرت‌های بزرگ، انجام نداده‌اند» بنابراین آمریکا و متحدان آن نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نهادهای بین‌المللی را به‌نوعی شکل داده‌اند که تضمین‌کننده و افزایش‌دهنده قدرت، نفوذ و منافع این کشورها باشد اما نکته ظریفی در این میان وجود دارد که به‌خوبی توسط رابرت کوهن بیان شده است و آن این است که «قدرت‌های بزرگ، تنها تا زمانی در نهادها و معاهدات بین‌المللی حضور داشته و از آنها حمایت خواهند کرد که بر روی آنها کنترل و نفوذ بسیار زیادی داشته باشند و برعکس، دولت‌هایی با قدرت و نفوذ کمتر، همواره موضع سکوت یا انتقاد را نسبت به این سازمان‌ها و معاهدات دارند. آمریکای امروز نیز همین وضع را دارد. آمریکا به نهادهای بین‌المللی و چندجانبه‌ای که روزی خود او آنها را خلق کرده، پشت کرده است چراکه دیگر نفوذ و کنترل پیشین را بر روی آنها ندارد». شاید جالب باشد اگر عنوان شود که اولین نمونه از این رویکرد را می‌توان در سخنان دنیل موینیهان، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد در دهه ۱۹۷۰ میلادی، مشاهده نمود که انتقادات تندی را نسبت به تسخیر سازمان ملل متحد توسط کشورهای در حال توسعه، مطرح نمود چراکه سیستم «هر کشور، یک رای»، منجر به از دست دادن کنترل و نفوذ آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شده بود. خروج پی‌درپی آمریکا از سازمان‌ها و پیمان‌های بین‌المللی و چندجانبه‌ در سال‌های اخیر (که تازه‌ترین نمونه آن را می‌توان در اعلام خروج آمریکا از «پیمان آسمان‌های باز»، مشاهده کرد)، از این منظر نیز قابل تحلیل و بررسی خواهد بود.

ادامه مطلب⬇️
اما این تنها آمریکا و یا همان هژمون نظام بین‌الملل نیست که در حال افول است بلکه در سوی دیگر این معادله، برآمدن چین به‌مثابه رقیبی تازه نفس و جویای نام که سودای تکیه بر تخت هژمونی جهان را در سر پرورانده، قرار دارد. این چنین، بار دیگر، دو قدرت بزرگ یا دو بهیموت، در مقابل یکدیگر سنگر بسته‌اند.
 
رابرت گیلپین بر این باور است که «در طول زمان و با پیشرفت‌های مختلف، توازن قوا در نظام بین‌الملل نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد و کشورهای تجدیدنظرطلب، قدرت بیشتری کسب کرده و در نهایت، نظام را به نفع خود تغییر می‌دهند» از سوی دیگر، فرید زکریا نیز معتقد است که « با افزایش سریع ثروت دولت‌ها، تلاش آنان برای بسط نفوذ در خارج از مرزها نیز افزایش می‌یابد» شاید چندان بیراه نباشد اگر وضعیت کنونی صفحه شطرنج سیاست بین‌الملل را منطبق با تحلیل گیلپین و زکریا دانسته و عنوان نماییم که چین توانست در طول زمان، قدرت و ثروت بیشتری کسب کرده و در نهایت درپی آن است تا نظم بین‌الملل را به سود خود، تغییر دهد. این دقیقا همان چیزی است که در سند تازه منتشر شده با نام «رویکرد استراتژیک آمریکا در قبال جمهوری خلق چین»، به آن اشاره شده و لزوم انطباق سیاست‌های آمریکا با این مساله را نشان می‌دهد.  پیش از این، سند «استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۱۷»، چهار هدف کلان را برای این کشور، عنوان کرده بود که عبارت بودند از: ۱- حفاظت از مردم و سرزمین آمریکا و همچنین سبک زندگی آنان ۲- ارتقای سطح کامکاری آمریکایی‌ها ۳- حفظ صلح از طریق قدرت و زور ۴- افزایش و بسط نفوذ آمریکا  در همین سند، از چین به‌عنوان یکی از اهداف با اولویت بالا برای استراتژی‌های دفاعی-امنیتی آمریکا، نام برده شده است. در سال ۲۰۱۸ و با انتشار «استراتژی دفاع ملی آمریکا»، این مساله با صراحتی بیشتر و تحت عنوان «آمادگی برای رقابت بلندمدت با چین»، مطرح شده است که در آن اولویت استراتژی دفاع ملی آمریکا، به مقابله با چین تخصیص داده شده و در این مسیر، صحبت از «مدرن‌سازی سه‌گانه‌های اتمی در راستای بازدارندگی چین از هرگونه حمله استراتژیک با تسلیحات کشتار جمعی»، به میان آمده است . سند تازه منتشر شده آمریکا در رابطه با رویکرد این کشور در قبال چین، بر پایه دو هدف اصلی بنا نهاده شده است:
 
 - بهبود و ارتقای انعطاف‌پذیری نهادها، اتحادها و مشارکت‌های آمریکا در راستای غلبه بر چالش‌های چین
- وادار کردن چین به توقف و یا کاهش اقدامات مخرب در قبال منافع ملی و حیاتی آمریکا و متحدان و شرکای این کشور. از همین منظر، رویکرد جدید خود را «رویکرد رقابتی» نامیده است.
 
اگرچه نمی‌توان مقایسه میان وضعیت کنونی با جنگ سرد میان شوروی و آمریکا را مقایسه‌ای بی‌نقص و دقیق دانست اما شباهت‌های نه چندان کمی نیز میان دو وضعیت وجود دارد. تلاش هر دو کشور در راستای بلوک ‌سازی در نظام بین‌الملل از جمله همین شباهت ‌ها است اما با این تفاوت که این بلوک‌ سازی‌ها دیگر از جنس ایدئولوژیک نیست بلکه بلوک‌های منعطف و نرم است. انتشار اسنادی مانند «اتحادیه اروپا- چین: چشم‌انداز استراتژیک» که در سال ۲۰۱۹ منتشر شده و خشم آمریکا را نیز برانگیخته است و یا تاکید آمریکا مبنی بر ایجاد و بسط روابط استراتژیک با کشورهای جنوب شرق آسیا، از ژاپن تا استرالیا و از کره‌جنوبی تا تایوان و ...، نمونه‌هایی از این تلاش‌های جدید هستند. در این میان، جنگی ایدئولوژیک نیز میان آمریکا و چین در جریان است. شی‌جین‌پینگ در سال ۲۰۱۳ به صراحت اعلام کرد که «سرمایه‌داری در حال مرگ و سوسیالیسم در حال پیروزی است» این سوسیالیسم، همان مدلی است که از آن با نام «سوسیالیسم به سبک چینی» نیز نام برده می‌شود. آمریکا در این سند تازه منتشر شده، معتقد است که چین در یک جنگ ایدئولوژیکی با غرب قرار دارد و همانگونه که این سند نیز نشان می‌دهد، آمریکا نیز وارد یک جنگ ایدئولوژیک با چین شده است. امروز می‌توان بازگشت به منطق واقع‌گرایی را در جای‌جای سخنان و عملکرد قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای، شاهد بود؛ کما‌اینکه در همین سند نیز آمریکا از لزوم «بازگشت به رئالیسم» در مقابل چین، سخن گفته است. از این منظر، هم بازگشت به اصول و منطق رئالیسم در بستر و ساحت نظم لیبرال رخ داده است و هم امکان شکل‌گیری نظام دوقطبی (منطبق با این دوران)، وجود دارد. رابرت جرویس بر این باور است که «اگر کنت والتز در این دوران زنده بود، معتقد بود که نظم دوقطبی متشکل از چین و آمریکا، نظمی باثبات‌تر است ... بعد از پایان دوران جنگ سرد، والتز این مساله را درک کرده بود که بدون وجود یک قدرت همتای رقیب، آمریکا دست به انجام اقدامات احمقانه‌ای خواهد زد و قدرت رقیب، می‌تواند ناظر و متعادل‌کننده اقدامات او باشد. شاید امروز و از این منظر، نتوان خرده زیادی به والتز گرفت»

منبع: مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
تهران و واشنگتن پای میز مذاکره می نشینند؟

«معامله قرن» امریکا و ایران

نویسنده: السید زهره

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
دیپلماسی ایرانی: برای مذاکره و معامله با ایران 4 مساله مهم در محاسبات آمریکا تاثیر گذار است که عبارتند از:

مساله اول: نتایج سیاست دونالد ترامپ برای مقابله با ایران

این سیاست ها هرچند تبعات اقتصادی فاجعه باری برای ایران به همراه داشت اما تغییر ریشه ای در مواضع این کشور به وجود نیاورد.  تحلیلگران معتقدند که ترامپ در مقابل این بن بست با دو گزینه مواجه است، نخست وارد مرحله جدیدی از رویارویی با ایران شود که به سرنگونی نظام حاکم بیانجامد و دوم سیاست خود را تغییر دهد و با در پیش گرفتن آرامش برای معامله با این کشور تلاش کند. باید گفت که گزینه اول کاملا مردود است چون ترامپ از پیش هم اعلام کرده بود که چنین قصدی را ندارد والبته این دیدگاه به محاسبات راهبردی آمریکا در منطقه مرتبط می شود که نمی خواهد هیچ یک از کشورها، نه ایران نه عرب ها، در منطقه سلطه پیدا نکنند و از همین رو به دنبال بقای تنش بین این کشورها به عنوان یکی از اهداف راهبردی آمریکا در منطقه است.  از این رو مذاکره و معامله با ایران تنها گزینه پیش روی امریکاست.

مساله دوم: موضع شخصی ترامپ در خصوص مذاکره با ایران

ترامپ بارها برای قانع کردن نظام ایران به مذاکره و دستیابی به توافق جدید تلاش کرده است. وی به این اکتفا نکرده بلکه با ارائه مشوق هایی به ایرانی ها، آینده روشنی را برای آنان در صورت تن دادن به مذاکره پیش بینی کرده است.  وی موفقیت در این زمینه را دستاورد تاریخی بزرگی برای خود می داند. او امیدوار است که این مساله تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد اما حتی اگر تحقق نیافت هم به دنبال این خواهد بود که آن را در دوره دوم ریاست جمهوری محقق کند.

مساله سوم: نگاه ترامپ به نقش راهبردی آمریکا در منطقه

مواضع ترامپ در این زمینه کاملا واضح و مبتنی بر این است که منطقه به حضور گسترده امریکا نیاز ندارد و این کشور نباید هیچ نوع هزینه ای را در این زمینه متحمل شود. تاکید وی بر عقب نشینی نیروهای آمریکایی از منطقه در همین چارچوب صورت می گیرد، هرچند که این مساله این مفهوم را نیز دربر می گیرد که وی  آمادگی ندارد به طور مستقیم با ایران مقابله کند و اینکه برای دفاع از یکی از همپیمانان خود در منطقه هزینه ای متحمل شود.

مساله چهارم: نگاه ترامپ به کشورهای عربی و ماهیت و چارچوب روابط متقابل

به صراحت باید گفت که ترامپ همانطور که خود بارها گفته است تنها به "پول های زیبای" کشورهای عربی همپیمان احترام می گذارد. این مساله به دیدگاه ترامپ محدود نمی شود بلکه این مساله باورهای سیاسی و راهبردهای وی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. و این به معنای آن است که وی هیچ ارزش و اعتباری برای ائتلاف راهبردی چندین دهه کشورهای عربی خلیج (فارس) و امریکا و همچنین تعهدات امریکا در چارچوب این ائتلاف، قائل نیست. نگاه ترامپ به کشورهای عربی نگاهی فرصت طلبانه و مبتنی بر تامین منافع است و وی اگر منافعش اقتضا کند از هیچ موضع یا سیاستی که مخالف این ائتلاف باشد، رویگردان نخواهد بود.

 محاسبات ایران

به طور خلاصه می توان گفت 3 مساله مهم در محاسبات ایران در این زمینه تاثیرگذار است:

مساله اول: بقای نظام 

"بقای نظام" بزرگترین هدف راهبردی ایران به شمار می رود و تمامی سیاست ها و اقدامات داخلی و خارجی این کشور برای تامین این هدف شکل می گیرد. دور کردن خطر خارجی از نظام در کنار گسترش نفوذ در منطقه، مهمترین اولویت نظام به شمار می رود و تضمین کننده بقای آن است.

به همین دلیل مقامات آمریکایی به ویژه ترامپ همواره بر این مساله تاکید می کنند که هدفشان تغییر یا سرنگونی نظام نیست بلکه هدف اصلی تغییر سیاست ها ونحوه عملکرد آن است چون می دانند بحث در خصوص سرنگونی نظام، بیش از هرچیز دیگری ایرانی ها را نگران می کند.

اطمینان خاطر ایرانی ها از اینکه آمریکا به بقای نظامشان پایبند است و در پی تغییر یا سرنگون کردن آن نیست، خود می تواند عاملی برای باز کردن باب مذاکره میان دو طرف باشد، و این مساله را آمریکایی ها به خوبی دریافته اند.

ادامه مطلب⬇️
مساله دوم: بحران وحشتناکی که نظام ایران با آن مواجه است

پر واضح است که نظام ایران به دلیل فروپاشی اقتصادی و اجتماعی بی سابقه و اعتراضات با بحران های متعددی مواجه است. اعلام این موضوع از سوی معترضین که آمریکا و دیگر کشورها عامل درد و رنج و بدبختی های ایران نیستند بلکه مقامات کشور مسئول فساد و هدر دادن بین المال هستند، بیم و هراس زیادی را برای دولتمردان به همراه داشته است.

مساله سوم: پیروزی یا شکست ترامپ در انتخابات 

فشارهای فزاینده آمریکا و سنگینی تحریم های این کشور باعث شد که حکومت ایران صبر و تحمل پیشه کند به این امید که ترامپ در انتخابات شکست بخورد و دوران ریاست جمهوری وی به پایان برسد. در ابتدا ایرانی ها امیدوارند که با پیروزی نامزد دموکرات ها، امریکا به توافق هسته ای برگردد و تحریم ها از ایران برداشته شود و این کشور از سنگینی فشارها رهایی یابد. اما این محاسبات به دو دلیل تغییر پیدا کرد: نخست اینکه حکومت ایران دیگر این اطمینان را ندارد که ترامپ در انتخابات شکست خواهد خورد بلکه احتمال قوی پیروزی مجددش را در نظر گرفته است. دوم اینکه ایرانی ها به این مساله فکر می کنند که تغییر رئیس جمهوری امریکا الزاما به معنای تغییر ریشه ای سیاست های این کشور در قبال ایران نیست.

نقش کرونا در این میان

بحران ناشی از کرونا، احتمال مذاکره و معامله آمریکا و ایران را افزایش داده است. چرا که بحران کرونا آمریکا را غرق در مشکلات داخلی خود کرده و به همین دلیل حل مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی به یک اولویت تبدیل شده است.

چین به عنوان بزرگترین خطر خارجی برای آمریکا مطرح شده و این خطر حتی پس از عبور از دوران  کرونا ممکن است تا سال ها پابرجا باشد. کرونا بحران های جدیدی در ایران به وجود آورده و عجز و ناتوانی دولت را بیش از پیش نشان داده است. از همین رو با خوانش محاسبات دو کشور درمی یابیم که همه راه ها به گزینه "مذاکره و معامله آمریکا و ایران" منتهی خواهد شد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸