تهران و واشنگتن پای میز مذاکره می نشینند؟
«معامله قرن» امریکا و ایران
نویسنده: السید زهره
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
دیپلماسی ایرانی: برای مذاکره و معامله با ایران 4 مساله مهم در محاسبات آمریکا تاثیر گذار است که عبارتند از:
مساله اول: نتایج سیاست دونالد ترامپ برای مقابله با ایران
این سیاست ها هرچند تبعات اقتصادی فاجعه باری برای ایران به همراه داشت اما تغییر ریشه ای در مواضع این کشور به وجود نیاورد. تحلیلگران معتقدند که ترامپ در مقابل این بن بست با دو گزینه مواجه است، نخست وارد مرحله جدیدی از رویارویی با ایران شود که به سرنگونی نظام حاکم بیانجامد و دوم سیاست خود را تغییر دهد و با در پیش گرفتن آرامش برای معامله با این کشور تلاش کند. باید گفت که گزینه اول کاملا مردود است چون ترامپ از پیش هم اعلام کرده بود که چنین قصدی را ندارد والبته این دیدگاه به محاسبات راهبردی آمریکا در منطقه مرتبط می شود که نمی خواهد هیچ یک از کشورها، نه ایران نه عرب ها، در منطقه سلطه پیدا نکنند و از همین رو به دنبال بقای تنش بین این کشورها به عنوان یکی از اهداف راهبردی آمریکا در منطقه است. از این رو مذاکره و معامله با ایران تنها گزینه پیش روی امریکاست.
مساله دوم: موضع شخصی ترامپ در خصوص مذاکره با ایران
ترامپ بارها برای قانع کردن نظام ایران به مذاکره و دستیابی به توافق جدید تلاش کرده است. وی به این اکتفا نکرده بلکه با ارائه مشوق هایی به ایرانی ها، آینده روشنی را برای آنان در صورت تن دادن به مذاکره پیش بینی کرده است. وی موفقیت در این زمینه را دستاورد تاریخی بزرگی برای خود می داند. او امیدوار است که این مساله تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد اما حتی اگر تحقق نیافت هم به دنبال این خواهد بود که آن را در دوره دوم ریاست جمهوری محقق کند.
مساله سوم: نگاه ترامپ به نقش راهبردی آمریکا در منطقه
مواضع ترامپ در این زمینه کاملا واضح و مبتنی بر این است که منطقه به حضور گسترده امریکا نیاز ندارد و این کشور نباید هیچ نوع هزینه ای را در این زمینه متحمل شود. تاکید وی بر عقب نشینی نیروهای آمریکایی از منطقه در همین چارچوب صورت می گیرد، هرچند که این مساله این مفهوم را نیز دربر می گیرد که وی آمادگی ندارد به طور مستقیم با ایران مقابله کند و اینکه برای دفاع از یکی از همپیمانان خود در منطقه هزینه ای متحمل شود.
مساله چهارم: نگاه ترامپ به کشورهای عربی و ماهیت و چارچوب روابط متقابل
به صراحت باید گفت که ترامپ همانطور که خود بارها گفته است تنها به "پول های زیبای" کشورهای عربی همپیمان احترام می گذارد. این مساله به دیدگاه ترامپ محدود نمی شود بلکه این مساله باورهای سیاسی و راهبردهای وی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. و این به معنای آن است که وی هیچ ارزش و اعتباری برای ائتلاف راهبردی چندین دهه کشورهای عربی خلیج (فارس) و امریکا و همچنین تعهدات امریکا در چارچوب این ائتلاف، قائل نیست. نگاه ترامپ به کشورهای عربی نگاهی فرصت طلبانه و مبتنی بر تامین منافع است و وی اگر منافعش اقتضا کند از هیچ موضع یا سیاستی که مخالف این ائتلاف باشد، رویگردان نخواهد بود.
محاسبات ایران
به طور خلاصه می توان گفت 3 مساله مهم در محاسبات ایران در این زمینه تاثیرگذار است:
مساله اول: بقای نظام
"بقای نظام" بزرگترین هدف راهبردی ایران به شمار می رود و تمامی سیاست ها و اقدامات داخلی و خارجی این کشور برای تامین این هدف شکل می گیرد. دور کردن خطر خارجی از نظام در کنار گسترش نفوذ در منطقه، مهمترین اولویت نظام به شمار می رود و تضمین کننده بقای آن است.
به همین دلیل مقامات آمریکایی به ویژه ترامپ همواره بر این مساله تاکید می کنند که هدفشان تغییر یا سرنگونی نظام نیست بلکه هدف اصلی تغییر سیاست ها ونحوه عملکرد آن است چون می دانند بحث در خصوص سرنگونی نظام، بیش از هرچیز دیگری ایرانی ها را نگران می کند.
اطمینان خاطر ایرانی ها از اینکه آمریکا به بقای نظامشان پایبند است و در پی تغییر یا سرنگون کردن آن نیست، خود می تواند عاملی برای باز کردن باب مذاکره میان دو طرف باشد، و این مساله را آمریکایی ها به خوبی دریافته اند.
ادامه مطلب⬇️
«معامله قرن» امریکا و ایران
نویسنده: السید زهره
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
دیپلماسی ایرانی: برای مذاکره و معامله با ایران 4 مساله مهم در محاسبات آمریکا تاثیر گذار است که عبارتند از:
مساله اول: نتایج سیاست دونالد ترامپ برای مقابله با ایران
این سیاست ها هرچند تبعات اقتصادی فاجعه باری برای ایران به همراه داشت اما تغییر ریشه ای در مواضع این کشور به وجود نیاورد. تحلیلگران معتقدند که ترامپ در مقابل این بن بست با دو گزینه مواجه است، نخست وارد مرحله جدیدی از رویارویی با ایران شود که به سرنگونی نظام حاکم بیانجامد و دوم سیاست خود را تغییر دهد و با در پیش گرفتن آرامش برای معامله با این کشور تلاش کند. باید گفت که گزینه اول کاملا مردود است چون ترامپ از پیش هم اعلام کرده بود که چنین قصدی را ندارد والبته این دیدگاه به محاسبات راهبردی آمریکا در منطقه مرتبط می شود که نمی خواهد هیچ یک از کشورها، نه ایران نه عرب ها، در منطقه سلطه پیدا نکنند و از همین رو به دنبال بقای تنش بین این کشورها به عنوان یکی از اهداف راهبردی آمریکا در منطقه است. از این رو مذاکره و معامله با ایران تنها گزینه پیش روی امریکاست.
مساله دوم: موضع شخصی ترامپ در خصوص مذاکره با ایران
ترامپ بارها برای قانع کردن نظام ایران به مذاکره و دستیابی به توافق جدید تلاش کرده است. وی به این اکتفا نکرده بلکه با ارائه مشوق هایی به ایرانی ها، آینده روشنی را برای آنان در صورت تن دادن به مذاکره پیش بینی کرده است. وی موفقیت در این زمینه را دستاورد تاریخی بزرگی برای خود می داند. او امیدوار است که این مساله تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد اما حتی اگر تحقق نیافت هم به دنبال این خواهد بود که آن را در دوره دوم ریاست جمهوری محقق کند.
مساله سوم: نگاه ترامپ به نقش راهبردی آمریکا در منطقه
مواضع ترامپ در این زمینه کاملا واضح و مبتنی بر این است که منطقه به حضور گسترده امریکا نیاز ندارد و این کشور نباید هیچ نوع هزینه ای را در این زمینه متحمل شود. تاکید وی بر عقب نشینی نیروهای آمریکایی از منطقه در همین چارچوب صورت می گیرد، هرچند که این مساله این مفهوم را نیز دربر می گیرد که وی آمادگی ندارد به طور مستقیم با ایران مقابله کند و اینکه برای دفاع از یکی از همپیمانان خود در منطقه هزینه ای متحمل شود.
مساله چهارم: نگاه ترامپ به کشورهای عربی و ماهیت و چارچوب روابط متقابل
به صراحت باید گفت که ترامپ همانطور که خود بارها گفته است تنها به "پول های زیبای" کشورهای عربی همپیمان احترام می گذارد. این مساله به دیدگاه ترامپ محدود نمی شود بلکه این مساله باورهای سیاسی و راهبردهای وی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. و این به معنای آن است که وی هیچ ارزش و اعتباری برای ائتلاف راهبردی چندین دهه کشورهای عربی خلیج (فارس) و امریکا و همچنین تعهدات امریکا در چارچوب این ائتلاف، قائل نیست. نگاه ترامپ به کشورهای عربی نگاهی فرصت طلبانه و مبتنی بر تامین منافع است و وی اگر منافعش اقتضا کند از هیچ موضع یا سیاستی که مخالف این ائتلاف باشد، رویگردان نخواهد بود.
محاسبات ایران
به طور خلاصه می توان گفت 3 مساله مهم در محاسبات ایران در این زمینه تاثیرگذار است:
مساله اول: بقای نظام
"بقای نظام" بزرگترین هدف راهبردی ایران به شمار می رود و تمامی سیاست ها و اقدامات داخلی و خارجی این کشور برای تامین این هدف شکل می گیرد. دور کردن خطر خارجی از نظام در کنار گسترش نفوذ در منطقه، مهمترین اولویت نظام به شمار می رود و تضمین کننده بقای آن است.
به همین دلیل مقامات آمریکایی به ویژه ترامپ همواره بر این مساله تاکید می کنند که هدفشان تغییر یا سرنگونی نظام نیست بلکه هدف اصلی تغییر سیاست ها ونحوه عملکرد آن است چون می دانند بحث در خصوص سرنگونی نظام، بیش از هرچیز دیگری ایرانی ها را نگران می کند.
اطمینان خاطر ایرانی ها از اینکه آمریکا به بقای نظامشان پایبند است و در پی تغییر یا سرنگون کردن آن نیست، خود می تواند عاملی برای باز کردن باب مذاکره میان دو طرف باشد، و این مساله را آمریکایی ها به خوبی دریافته اند.
ادامه مطلب⬇️
مساله دوم: بحران وحشتناکی که نظام ایران با آن مواجه است
پر واضح است که نظام ایران به دلیل فروپاشی اقتصادی و اجتماعی بی سابقه و اعتراضات با بحران های متعددی مواجه است. اعلام این موضوع از سوی معترضین که آمریکا و دیگر کشورها عامل درد و رنج و بدبختی های ایران نیستند بلکه مقامات کشور مسئول فساد و هدر دادن بین المال هستند، بیم و هراس زیادی را برای دولتمردان به همراه داشته است.
مساله سوم: پیروزی یا شکست ترامپ در انتخابات
فشارهای فزاینده آمریکا و سنگینی تحریم های این کشور باعث شد که حکومت ایران صبر و تحمل پیشه کند به این امید که ترامپ در انتخابات شکست بخورد و دوران ریاست جمهوری وی به پایان برسد. در ابتدا ایرانی ها امیدوارند که با پیروزی نامزد دموکرات ها، امریکا به توافق هسته ای برگردد و تحریم ها از ایران برداشته شود و این کشور از سنگینی فشارها رهایی یابد. اما این محاسبات به دو دلیل تغییر پیدا کرد: نخست اینکه حکومت ایران دیگر این اطمینان را ندارد که ترامپ در انتخابات شکست خواهد خورد بلکه احتمال قوی پیروزی مجددش را در نظر گرفته است. دوم اینکه ایرانی ها به این مساله فکر می کنند که تغییر رئیس جمهوری امریکا الزاما به معنای تغییر ریشه ای سیاست های این کشور در قبال ایران نیست.
نقش کرونا در این میان
بحران ناشی از کرونا، احتمال مذاکره و معامله آمریکا و ایران را افزایش داده است. چرا که بحران کرونا آمریکا را غرق در مشکلات داخلی خود کرده و به همین دلیل حل مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی به یک اولویت تبدیل شده است.
چین به عنوان بزرگترین خطر خارجی برای آمریکا مطرح شده و این خطر حتی پس از عبور از دوران کرونا ممکن است تا سال ها پابرجا باشد. کرونا بحران های جدیدی در ایران به وجود آورده و عجز و ناتوانی دولت را بیش از پیش نشان داده است. از همین رو با خوانش محاسبات دو کشور درمی یابیم که همه راه ها به گزینه "مذاکره و معامله آمریکا و ایران" منتهی خواهد شد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
پر واضح است که نظام ایران به دلیل فروپاشی اقتصادی و اجتماعی بی سابقه و اعتراضات با بحران های متعددی مواجه است. اعلام این موضوع از سوی معترضین که آمریکا و دیگر کشورها عامل درد و رنج و بدبختی های ایران نیستند بلکه مقامات کشور مسئول فساد و هدر دادن بین المال هستند، بیم و هراس زیادی را برای دولتمردان به همراه داشته است.
مساله سوم: پیروزی یا شکست ترامپ در انتخابات
فشارهای فزاینده آمریکا و سنگینی تحریم های این کشور باعث شد که حکومت ایران صبر و تحمل پیشه کند به این امید که ترامپ در انتخابات شکست بخورد و دوران ریاست جمهوری وی به پایان برسد. در ابتدا ایرانی ها امیدوارند که با پیروزی نامزد دموکرات ها، امریکا به توافق هسته ای برگردد و تحریم ها از ایران برداشته شود و این کشور از سنگینی فشارها رهایی یابد. اما این محاسبات به دو دلیل تغییر پیدا کرد: نخست اینکه حکومت ایران دیگر این اطمینان را ندارد که ترامپ در انتخابات شکست خواهد خورد بلکه احتمال قوی پیروزی مجددش را در نظر گرفته است. دوم اینکه ایرانی ها به این مساله فکر می کنند که تغییر رئیس جمهوری امریکا الزاما به معنای تغییر ریشه ای سیاست های این کشور در قبال ایران نیست.
نقش کرونا در این میان
بحران ناشی از کرونا، احتمال مذاکره و معامله آمریکا و ایران را افزایش داده است. چرا که بحران کرونا آمریکا را غرق در مشکلات داخلی خود کرده و به همین دلیل حل مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی به یک اولویت تبدیل شده است.
چین به عنوان بزرگترین خطر خارجی برای آمریکا مطرح شده و این خطر حتی پس از عبور از دوران کرونا ممکن است تا سال ها پابرجا باشد. کرونا بحران های جدیدی در ایران به وجود آورده و عجز و ناتوانی دولت را بیش از پیش نشان داده است. از همین رو با خوانش محاسبات دو کشور درمی یابیم که همه راه ها به گزینه "مذاکره و معامله آمریکا و ایران" منتهی خواهد شد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺سنتکام: یک جنگنده اف-۱۵ آمریکا در آسمان سوریه هواپیمای ماهانایر را از فاصلهای ایمن مورد بازرسی بصری قرار داد
🔹بنا بر بیانیه کتبی ناخدا یکم بیل اربن، عضو نیروی دریای ایالات متحده و سخنگوی ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) که مسئولیت عملیاتهای نظامی در خاورمیانه را بر عهده دارد، یک فروند هواپیمای جنگنده آمریکایی روز پنجشنبه از فاصله ایمن تقریبا یک کیلومتری به بازرسی بصری هواپیمای شرکت هواپیمایی ماهان ایران پرداخت.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹بنا بر بیانیه کتبی ناخدا یکم بیل اربن، عضو نیروی دریای ایالات متحده و سخنگوی ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) که مسئولیت عملیاتهای نظامی در خاورمیانه را بر عهده دارد، یک فروند هواپیمای جنگنده آمریکایی روز پنجشنبه از فاصله ایمن تقریبا یک کیلومتری به بازرسی بصری هواپیمای شرکت هواپیمایی ماهان ایران پرداخت.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺یک مقام رسمی ایالات متحده: پس از امتناع هواپیمای ماهانایر از معرفی خود، جنگنده اف-۱۵ آن هواپیما را مورد بازرسی بصری قرار داد
🔹یک مقام رسمی دولت ایالات متحده به شبکه تلویزیونی «اِیبیسی نیوز» گفت، پس از آن که هواپیمای ماهانایر در نزدیکی پایگاه محل استقرار نیروهای ائتلاف ضد داعش تحت رهبری ایالات متحده در التنف سوریه، به تماس رادیویی خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکا برای معرفی خود پاسخ نداد، این جت جنگنده آمریکایی برای انجام بازرسی بصری به هواپیمای مذکور نزدیک شد.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹یک مقام رسمی دولت ایالات متحده به شبکه تلویزیونی «اِیبیسی نیوز» گفت، پس از آن که هواپیمای ماهانایر در نزدیکی پایگاه محل استقرار نیروهای ائتلاف ضد داعش تحت رهبری ایالات متحده در التنف سوریه، به تماس رادیویی خلبان جنگنده اف-۱۵ آمریکا برای معرفی خود پاسخ نداد، این جت جنگنده آمریکایی برای انجام بازرسی بصری به هواپیمای مذکور نزدیک شد.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام؛ نیروهای دموکراتیک سوریه شریک و متحدی قابل اتکاء در شمال سوریه هستند.
🔹فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در جدیدترین گزارش خود در مورد روند تحولات سوریه عملیات های میدانی موفق نیروهای دموکراتیک سوریه SDF را دلیلی بر قابل اتکا بودن این نیروها به عنوان شریک و متحدی برای اسالات متحده دانسته است.
🔹سنتکام با تأکید بر مقابله این نیروها با داعش و تلاش های موفقیت آمیز برای آزادی میلیون ها نفر از مردم سوریه در خلال بحران داعش در این کشور، به ویژه نبرد باغوز، عدم هماهنگی و اتکای آنها به ائتلاف بین المللی را نشانه ای از تقویت و افزایش ظرفیت این نیروها دانسته است.
🌐https://www.centcom.mil/MEDIA/NEWS-ARTICLES/News-Article-View/Article/2286914/syrian-democratic-forces-display-strength-capabilities-through-successful-opera/
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در جدیدترین گزارش خود در مورد روند تحولات سوریه عملیات های میدانی موفق نیروهای دموکراتیک سوریه SDF را دلیلی بر قابل اتکا بودن این نیروها به عنوان شریک و متحدی برای اسالات متحده دانسته است.
🔹سنتکام با تأکید بر مقابله این نیروها با داعش و تلاش های موفقیت آمیز برای آزادی میلیون ها نفر از مردم سوریه در خلال بحران داعش در این کشور، به ویژه نبرد باغوز، عدم هماهنگی و اتکای آنها به ائتلاف بین المللی را نشانه ای از تقویت و افزایش ظرفیت این نیروها دانسته است.
🌐https://www.centcom.mil/MEDIA/NEWS-ARTICLES/News-Article-View/Article/2286914/syrian-democratic-forces-display-strength-capabilities-through-successful-opera/
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
U.S. Central Command
Syrian Democratic Forces Display Strength, Capabilities through Succes
Partnering with Special Operations Joint Task Force – Operation Inherent Resolve (SOJTF-OIR) beginning in 2014, the Syrian Democratic Forces (SDF) have proven to be a capable and reliable partner in
🔺کنسولگری چین در شهر هیوستون تگزاس در اختیار نیروهای فدرال قرار گرفت.
🔹بعد از ظهر روز جمعه نیروهای فدرال ایالات متحده به دنبال پایان مهلت خروج دیپلمات های چینی از ساختمان این کنسولگری وارد این ساختمان شده و آن را در اختیار گرفتند.
🔹این کنسولگری به علت آنچه که فعالیت های جاسوسی چین خوانده شده است به دستور دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده تعطیل شده بود.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹بعد از ظهر روز جمعه نیروهای فدرال ایالات متحده به دنبال پایان مهلت خروج دیپلمات های چینی از ساختمان این کنسولگری وارد این ساختمان شده و آن را در اختیار گرفتند.
🔹این کنسولگری به علت آنچه که فعالیت های جاسوسی چین خوانده شده است به دستور دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده تعطیل شده بود.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
جهان پس از استارت
ازسرگیری مذاکرات آمریکا – روسیه در مورد کنترل تسلیحات و ثبات راهبردی در اواخر ژوئن در وین خبر خوشی است. اگر این گفتگوها خوب پیش برود، امید است که پیمان بین آمریکا روسیه در مورد اقدام به محدودسازی و کاهش هرچه بیشتر تسلیحات تهاجمی راهبردی (استارت نو) بالاخره تمدید شود؛ اما اگر طرفین نتوانند به توافق برسند (که احتمال آن نیز بسیار زیاد است) در این صورت، «استارت نو» در فوریه 2021 به سرنوشت «پیمان موشکهای بالستیک» و «پیمان سلاحهای هستهای میان برد» بین آمریکا و شوروی و پیمان چندجانبه در مورد تسلیحات نظامی متعارف در اروپا، دچار خواهد شد.
ایگور ایوانف /وبسایت شورای امور بینالملل روسیه
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
در آغاز قرن حاضر، تلاشهای زیادی برای حفظ «پیمان موشکهای ضد بالستیک» (پیمان ایبیام) صورت گرفت. طرف روسی آماده بود تا برای حفظ این پیمان با واشنگتن مصالحه کند. اکثریت قریب بهاتفاق کشورهای جهان نیز از حفظ پیمان ایبیام حمایت کردند. حتی مجمع عمومی سازمان ملل نیز قطعنامهای برای حفظ این پیمان تصویب کرد؛ اما متأسفانه آمریکا در تابستان 2002 بهطور یکجانبه از آن خارج شد و این پیمان دیگر قابل احیا نیست.
همین اتفاق برای «پیمان تسلیحات نظامی متعارف در اروپا» (سی اف ای) و «پیمان تسلیحات هستهای میان برد» (ای ان اف) نیز خواهد افتاد. بهاحتمالزیاد، آمریکا برای حفظ این پیمانها تلاش چندانی نکرده بلکه صرفاً در سطح سیاسی بالا خواستار حفظ آنها شده است، اما پیشرفتی جز اظهار موضع اصلی روسیه در این موضوع، حاصل نشده است. اروپا نیز که منافع امنیتی آن مستقیماً با این پیمانها پیوند خورده و زمانی با تمام توان از آنها حمایت میکرد، در این موضوع جانب واشنگتن را گرفته و بهطور منفعلانه فروپاشی این پیمانها را تماشا کرده است.
آیا استارت نو نیز به همان سرنوشت دچار میشود؟ احتمالاً برای چنین قضاوتی زود است، اما واضح است که حتی اگر این پیمان تمدید شود، احیای چارچوب حقوقی چند سطحی و مفصل برای کنترل تسلیحات، چیزی که در نیمه دوم قرن بیستم ایجاد شد و ثبات راهبردی جهان را تأمین کرد، تقریباً غیرممکن است. اگر این واقعیت جاری را بپذیریم، در این صورت دو پرسش عملی مطرح میشود: نخست آنکه، آیا وقت آن است که بپذیریم کنترل سنتی تسلیحات هستهای و متعارف را نمیتوان در آغاز دهه 2020 احیا کرد؟ دوم آنکه، در این شرایط بینالمللی نوظهور، چه نوع مکانیسم کنترل تسلیحات امکانپذیر است؟
بیشک، فروپاشی نظام بینالمللی کنترل تسلیحات تقصیر آمریکاست. پس از جنگ سرد، آمریکا شادمان از «پیروزی»، این مکانیسمهای بینالمللی کنترل تسلیحات را سد راه سلطه و آزادی عمل خویش قلمداد میکرد؛ بنابراین، آمریکا بهطور یکجانبه از پیمانهای «ایبیام» و «آی ان اف» خارج شد و پیمان «سی اف ای» را نیز تعدیل کرد و از گفتگوهای سازنده در دیگر حوزههای کنترل سلاح خودداری نمود. درواقع، در این روند کلی، امضای توافق استارت نو در سال 2010 یک استثنا محسوب میشود.
بااینحال، معرفی آمریکا بهعنوان تنها عامل مسئول وضعیت جاری کنترل تسلیحات، بسیار سادهانگارانه و خطرناک است. نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که پایان جهان دوقطبی پس از پایان جنگ سرد مایه تشدید تهدید هستهای شده است. به لحاظ امنیتی، تهدیدات منطقهای و داخلی نیز بهاندازه تهدید جهانی و حتی بیشتر از آن در کانون توجه قرارگرفته است. همزمان، اولویت این تهدیدها نیز تغییر کرده و مبارزه با تروریسم، افراطگرایی، قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و… در صدر بحرانها قرار گرفته است. باید اذعان کرد که پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل تا حدی عامل وضعیت فعلی امور بوده و از دیدگاه امروزی، تاریخچه 50 ساله کنترل تسلیحات ناامیدکننده است.
ادامه مطلب⬇️
ازسرگیری مذاکرات آمریکا – روسیه در مورد کنترل تسلیحات و ثبات راهبردی در اواخر ژوئن در وین خبر خوشی است. اگر این گفتگوها خوب پیش برود، امید است که پیمان بین آمریکا روسیه در مورد اقدام به محدودسازی و کاهش هرچه بیشتر تسلیحات تهاجمی راهبردی (استارت نو) بالاخره تمدید شود؛ اما اگر طرفین نتوانند به توافق برسند (که احتمال آن نیز بسیار زیاد است) در این صورت، «استارت نو» در فوریه 2021 به سرنوشت «پیمان موشکهای بالستیک» و «پیمان سلاحهای هستهای میان برد» بین آمریکا و شوروی و پیمان چندجانبه در مورد تسلیحات نظامی متعارف در اروپا، دچار خواهد شد.
ایگور ایوانف /وبسایت شورای امور بینالملل روسیه
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
در آغاز قرن حاضر، تلاشهای زیادی برای حفظ «پیمان موشکهای ضد بالستیک» (پیمان ایبیام) صورت گرفت. طرف روسی آماده بود تا برای حفظ این پیمان با واشنگتن مصالحه کند. اکثریت قریب بهاتفاق کشورهای جهان نیز از حفظ پیمان ایبیام حمایت کردند. حتی مجمع عمومی سازمان ملل نیز قطعنامهای برای حفظ این پیمان تصویب کرد؛ اما متأسفانه آمریکا در تابستان 2002 بهطور یکجانبه از آن خارج شد و این پیمان دیگر قابل احیا نیست.
همین اتفاق برای «پیمان تسلیحات نظامی متعارف در اروپا» (سی اف ای) و «پیمان تسلیحات هستهای میان برد» (ای ان اف) نیز خواهد افتاد. بهاحتمالزیاد، آمریکا برای حفظ این پیمانها تلاش چندانی نکرده بلکه صرفاً در سطح سیاسی بالا خواستار حفظ آنها شده است، اما پیشرفتی جز اظهار موضع اصلی روسیه در این موضوع، حاصل نشده است. اروپا نیز که منافع امنیتی آن مستقیماً با این پیمانها پیوند خورده و زمانی با تمام توان از آنها حمایت میکرد، در این موضوع جانب واشنگتن را گرفته و بهطور منفعلانه فروپاشی این پیمانها را تماشا کرده است.
آیا استارت نو نیز به همان سرنوشت دچار میشود؟ احتمالاً برای چنین قضاوتی زود است، اما واضح است که حتی اگر این پیمان تمدید شود، احیای چارچوب حقوقی چند سطحی و مفصل برای کنترل تسلیحات، چیزی که در نیمه دوم قرن بیستم ایجاد شد و ثبات راهبردی جهان را تأمین کرد، تقریباً غیرممکن است. اگر این واقعیت جاری را بپذیریم، در این صورت دو پرسش عملی مطرح میشود: نخست آنکه، آیا وقت آن است که بپذیریم کنترل سنتی تسلیحات هستهای و متعارف را نمیتوان در آغاز دهه 2020 احیا کرد؟ دوم آنکه، در این شرایط بینالمللی نوظهور، چه نوع مکانیسم کنترل تسلیحات امکانپذیر است؟
بیشک، فروپاشی نظام بینالمللی کنترل تسلیحات تقصیر آمریکاست. پس از جنگ سرد، آمریکا شادمان از «پیروزی»، این مکانیسمهای بینالمللی کنترل تسلیحات را سد راه سلطه و آزادی عمل خویش قلمداد میکرد؛ بنابراین، آمریکا بهطور یکجانبه از پیمانهای «ایبیام» و «آی ان اف» خارج شد و پیمان «سی اف ای» را نیز تعدیل کرد و از گفتگوهای سازنده در دیگر حوزههای کنترل سلاح خودداری نمود. درواقع، در این روند کلی، امضای توافق استارت نو در سال 2010 یک استثنا محسوب میشود.
بااینحال، معرفی آمریکا بهعنوان تنها عامل مسئول وضعیت جاری کنترل تسلیحات، بسیار سادهانگارانه و خطرناک است. نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که پایان جهان دوقطبی پس از پایان جنگ سرد مایه تشدید تهدید هستهای شده است. به لحاظ امنیتی، تهدیدات منطقهای و داخلی نیز بهاندازه تهدید جهانی و حتی بیشتر از آن در کانون توجه قرارگرفته است. همزمان، اولویت این تهدیدها نیز تغییر کرده و مبارزه با تروریسم، افراطگرایی، قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و… در صدر بحرانها قرار گرفته است. باید اذعان کرد که پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل تا حدی عامل وضعیت فعلی امور بوده و از دیدگاه امروزی، تاریخچه 50 ساله کنترل تسلیحات ناامیدکننده است.
ادامه مطلب⬇️
بهسختی میتوان تصور کرد که مسابقه تسلیحاتی نامحدود، در راستای منافع کشورهای جهان باشد. اگرچه هر نوع مکانیسم جدید کنترل تسلیحات راهبردی باید بر ویرانههای نظام قدیمی متقابل آمریکا – شوروی بنا شود، اما این نظامهای دوجانبه دیگر موضوعاتی مربوط به گذشته محسوب میشوند. آمریکا بهطور فزایندهای نگران توسعه زرادخانههای هستهای چین بوده و روسیه نیز باید تواناییهای روزافزون اعضای رسمی و غیررسمی «باشگاه هستهای» را لحاظ کند. ازاینرو، نظامهای کنترل دوجانبه آمریکا – روسیه باید به نظامهای چندجانبه تغییر یابد. این امر گرچه دشوار است، اما باید انجام شود. در حال حاضر کیفیت زرادخانههای هستهای از کمیت آن مهمتر بوده و در مذاکرات احتمالی، اشکال چندجانبه انعطافپذیر نظیر توافق هستهای با ایران (برجام) باید جایگزین مدلهای دوجانبه سنتی شود. اگرچه این نوع توافقها، پایبندی به آن را تضمین نمیکند اما فرصتی برای ارائه راهحلهایی در اختیار میگذارد تا تعداد بیشتری از کشورها بتوانند بهاتفاق نظر رسیده و تنشها را کاهش دهند.
ما شاهد آغاز دوره جدیدی در جهان هستهای هستیم که بیش از جهان قرن بیستم، پیچیده، غیرقابلپیشبینی و خطرناک است. باید امیدوار بود که آمریکا و روسیه و دیگر کشورهای بزرگ بتوانند سوءظنهای متقابل خود را کنار گذشته، عظمت خطر فزاینده را درک کرده و تلاشهای خود را در جهت مدلها و الگوریتمهای جدید برای کاهش تهدید هستهای و تقویت ثبات راهبردی در سطح منطقهای و جهانی هدایت کنند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/the-world-after-start/
ما شاهد آغاز دوره جدیدی در جهان هستهای هستیم که بیش از جهان قرن بیستم، پیچیده، غیرقابلپیشبینی و خطرناک است. باید امیدوار بود که آمریکا و روسیه و دیگر کشورهای بزرگ بتوانند سوءظنهای متقابل خود را کنار گذشته، عظمت خطر فزاینده را درک کرده و تلاشهای خود را در جهت مدلها و الگوریتمهای جدید برای کاهش تهدید هستهای و تقویت ثبات راهبردی در سطح منطقهای و جهانی هدایت کنند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/the-world-after-start/
russiancouncil.ru
The World after START
The resumption of U.S.–Russia consultations on arms control and strategic stability in Vienna in late June is certainly good news. If the discussions go well, then there may be hope that the Treaty between the United States of America and the Russian Federation…
🔺رهگیری هواپیمای ماهان توسط آمریکا در آسمان سوریه؛ چه چیز غیرقانونی بود؟
🔹یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت هوایی ماهان که از تهران عازم بیروت بود، شامگاه پنجشنبه دوم مرداد در آسمان سوریه از سوی دو فروند جنگنده آمریکا رهگیری شد. در پی این رهگیری، خلبان هواپیما به یک باره ارتفاع خود در آسمان را کم کرد که به دلیل فشار ناشی از آن، شماری از مسافران هواپیما دچار جراحت و شکستگی شدند.
ایران فورا موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل و شورای سازمان بین المللی هوانوردی غیرنظامی گزارش داد و ایالات متحده را به نقض مقررات بین المللی متهم کرد. در برابر، ارتش آمریکا با صدور بیانیه ای بر رعایت شدن همه جوانب احتیاطی در عملیات رهگیری هواپیمای ایرانی، تاکید کرد.
رهگیری در کجا رخ داد و چرا؟
عملیات رهگیری پرواز ماهان در آسمان منطقه تنف سوریه و مجاور پادگان محل استقرار نیروهای آمریکایی عملیات "عزم راسخ" انجام شده است. تنف در نزدیکی مرز مشترک سوریه، عراق و اردن است و یک منطقه عاری از درگیری است به این معنی که نیروهای نظامی حتی کشور سوریه در آن اجازه انجام عملیات نظامی ندارند.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرده است که هواپیمای ماهان به این منطقه نزدیک شده بود و دو جنگندهای که مشغول گشتزنی عادی بر فراز منطقه بوده اند با اطلاع از نزدیک شدن آن به آسمان پایگاه نظامی آمریکا، تلاش به تماس رادیویی با خلبان هواپیمای ماهان میکنند اما با بیجواب ماندن این تماس، دست به شناسایی بصری هواپیما میزنند اما این رهگیری و شناسایی با فاصله امن دست کم هزار متری انجام شده و پس از اطمینان از مسافری بودن هواپیما از آن فاصله گرفته شده است.
عملکرد خلبان هواپیمای ماهان چه بود؟
خلبان هواپیمای مسافربری خطوط هوایی ماهان بر خلاف ادعای بی پاسخ ماندن تماس رادیویی از سوی آمریکا، مدعی است که با خلبانان جت جنگنده آمریکایی صحبت کرده است اما از بیم برخورد هواپیما با جنگندههای آمریکایی که در ارتفاع بسیار بالا پرواز میکردند، به سرعت ارتفاع خود را کم کرده است. هواپیما در این لحظه با کاهش غیرمنتظره حدود ۱۲۰ پا از ارتفاع پس از چند ثانیه مجددا از ارتفاع قبلی خود هم بالاتر رفته است.
کاهش ناگهانی و سپس ارتفاع گیری مجدد هواپیما در شرایطی که مسافران در انتظار چنین وضعیتی نبودند و اجازه داشتهاند کمربندها را باز و از صندلیهای خود بلند شوند، موجب از دست رفتن تعادل و همچنین برخوردهای شدید فیزیکی شده که برخی از مسافران را مجروح کرده و حتی موجب شکستگی شده است.
هواپیما پس از این تغییرات غیرمنتظره و ناگهانی به پرواز خود به سوی فرودگاه بیروت ادامه داده و پس از خروج مسافران دوباره به سمت تهران بازگشته است.
چه نکاتی مبهم است؟
ایالات متحده مدعی نشده که هواپیمای ماهان از کریدور بینالمللی هوایی از پیش مشخص شده خارج شده باشد.
در حالی که خلبان ماهان گفته با خلبانان جنگندههای نیروی هوایی آمریکا مکالمه داشته، فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده میگوید تماسها با هواپیمای ماهان بیپاسخ مانده بوده و به همین دلیل جتهای جنگنده عملا مجبور به بررسی فیزیکی هواپیما شدهاند.
مشخص شدن ابهامات در این دو زمینه، میتواند پاسخ به تخلفات احتمالی را به صورت قطعی ممکن کند اما بر اساس همین اطلاعات موجود میتوان گفت چه عملی میتواند مصداق تخلف و حتی عمل غیرقانونی باشد و چه عملی یک عملیات عادی در ناوبری هوایی محسوب میشود.
رفتار جتهای جنگنده آمریکا یا هواپیمای ماهان غیرقانونی بوده؟
اگر هواپیمای ماهان در مسیر بینالمللی از پیش اعلام شده در حال پرواز بوده، دستیابی به اطلاعات هواپیما و سایر جزئیات از جمله شماره ثبت و نوع آن به راحتی ممکن بوده و حتی موضوع قابل استعلام از نهاد هواپیمایی غیر نظامی سوریه بوده است.
در صورتی که هواپیمای ماهان از مسیر مشخص شده پروازی منحرف شده باشد، نیروهای آمریکایی میتوانسته با تماس فوری رادیویی ضمن استعلام مشخصات هواپیما، دلیل انحراف را جویا شوند و از خلبان بخواهند که فورا به کریدور از پیش مشخص بینالمللی که ماهان باید از قبل مجوز عبور آن را گرفته باشد، بازگردد.
در صورتی که خلبان به این تماس پاسخ داده باشد و مسیر خود را فورا تصحیح کند، موضوع خاتمه یافته است اما جتهای جنگنده آمریکا که از قبل در حال ماموریت در آسمان بودهاند، به هواپیما نزدیک شدهاند. اگر ادعای خلبان ماهان دقیق باشد و او به تماس جنگندههای آمریکایی پاسخ داده باشد و در مسیر بینالمللی هوایی خود در حال حرکت بوده، ایجاد مزاحمت برای آن از سوی نیروی هوایی آمریکا میتواند مصداق تخلف از مقررات بینالمللی در حفظ ایمنی هواپیماهای غیرنظامی باشد.
🔹یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت هوایی ماهان که از تهران عازم بیروت بود، شامگاه پنجشنبه دوم مرداد در آسمان سوریه از سوی دو فروند جنگنده آمریکا رهگیری شد. در پی این رهگیری، خلبان هواپیما به یک باره ارتفاع خود در آسمان را کم کرد که به دلیل فشار ناشی از آن، شماری از مسافران هواپیما دچار جراحت و شکستگی شدند.
ایران فورا موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل و شورای سازمان بین المللی هوانوردی غیرنظامی گزارش داد و ایالات متحده را به نقض مقررات بین المللی متهم کرد. در برابر، ارتش آمریکا با صدور بیانیه ای بر رعایت شدن همه جوانب احتیاطی در عملیات رهگیری هواپیمای ایرانی، تاکید کرد.
رهگیری در کجا رخ داد و چرا؟
عملیات رهگیری پرواز ماهان در آسمان منطقه تنف سوریه و مجاور پادگان محل استقرار نیروهای آمریکایی عملیات "عزم راسخ" انجام شده است. تنف در نزدیکی مرز مشترک سوریه، عراق و اردن است و یک منطقه عاری از درگیری است به این معنی که نیروهای نظامی حتی کشور سوریه در آن اجازه انجام عملیات نظامی ندارند.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرده است که هواپیمای ماهان به این منطقه نزدیک شده بود و دو جنگندهای که مشغول گشتزنی عادی بر فراز منطقه بوده اند با اطلاع از نزدیک شدن آن به آسمان پایگاه نظامی آمریکا، تلاش به تماس رادیویی با خلبان هواپیمای ماهان میکنند اما با بیجواب ماندن این تماس، دست به شناسایی بصری هواپیما میزنند اما این رهگیری و شناسایی با فاصله امن دست کم هزار متری انجام شده و پس از اطمینان از مسافری بودن هواپیما از آن فاصله گرفته شده است.
عملکرد خلبان هواپیمای ماهان چه بود؟
خلبان هواپیمای مسافربری خطوط هوایی ماهان بر خلاف ادعای بی پاسخ ماندن تماس رادیویی از سوی آمریکا، مدعی است که با خلبانان جت جنگنده آمریکایی صحبت کرده است اما از بیم برخورد هواپیما با جنگندههای آمریکایی که در ارتفاع بسیار بالا پرواز میکردند، به سرعت ارتفاع خود را کم کرده است. هواپیما در این لحظه با کاهش غیرمنتظره حدود ۱۲۰ پا از ارتفاع پس از چند ثانیه مجددا از ارتفاع قبلی خود هم بالاتر رفته است.
کاهش ناگهانی و سپس ارتفاع گیری مجدد هواپیما در شرایطی که مسافران در انتظار چنین وضعیتی نبودند و اجازه داشتهاند کمربندها را باز و از صندلیهای خود بلند شوند، موجب از دست رفتن تعادل و همچنین برخوردهای شدید فیزیکی شده که برخی از مسافران را مجروح کرده و حتی موجب شکستگی شده است.
هواپیما پس از این تغییرات غیرمنتظره و ناگهانی به پرواز خود به سوی فرودگاه بیروت ادامه داده و پس از خروج مسافران دوباره به سمت تهران بازگشته است.
چه نکاتی مبهم است؟
ایالات متحده مدعی نشده که هواپیمای ماهان از کریدور بینالمللی هوایی از پیش مشخص شده خارج شده باشد.
در حالی که خلبان ماهان گفته با خلبانان جنگندههای نیروی هوایی آمریکا مکالمه داشته، فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده میگوید تماسها با هواپیمای ماهان بیپاسخ مانده بوده و به همین دلیل جتهای جنگنده عملا مجبور به بررسی فیزیکی هواپیما شدهاند.
مشخص شدن ابهامات در این دو زمینه، میتواند پاسخ به تخلفات احتمالی را به صورت قطعی ممکن کند اما بر اساس همین اطلاعات موجود میتوان گفت چه عملی میتواند مصداق تخلف و حتی عمل غیرقانونی باشد و چه عملی یک عملیات عادی در ناوبری هوایی محسوب میشود.
رفتار جتهای جنگنده آمریکا یا هواپیمای ماهان غیرقانونی بوده؟
اگر هواپیمای ماهان در مسیر بینالمللی از پیش اعلام شده در حال پرواز بوده، دستیابی به اطلاعات هواپیما و سایر جزئیات از جمله شماره ثبت و نوع آن به راحتی ممکن بوده و حتی موضوع قابل استعلام از نهاد هواپیمایی غیر نظامی سوریه بوده است.
در صورتی که هواپیمای ماهان از مسیر مشخص شده پروازی منحرف شده باشد، نیروهای آمریکایی میتوانسته با تماس فوری رادیویی ضمن استعلام مشخصات هواپیما، دلیل انحراف را جویا شوند و از خلبان بخواهند که فورا به کریدور از پیش مشخص بینالمللی که ماهان باید از قبل مجوز عبور آن را گرفته باشد، بازگردد.
در صورتی که خلبان به این تماس پاسخ داده باشد و مسیر خود را فورا تصحیح کند، موضوع خاتمه یافته است اما جتهای جنگنده آمریکا که از قبل در حال ماموریت در آسمان بودهاند، به هواپیما نزدیک شدهاند. اگر ادعای خلبان ماهان دقیق باشد و او به تماس جنگندههای آمریکایی پاسخ داده باشد و در مسیر بینالمللی هوایی خود در حال حرکت بوده، ایجاد مزاحمت برای آن از سوی نیروی هوایی آمریکا میتواند مصداق تخلف از مقررات بینالمللی در حفظ ایمنی هواپیماهای غیرنظامی باشد.
در صورتی که خلبان ماهان به تماس پاسخ نداده باشد یا نتوانسته باشد تماس گیرندگان را از نوع پرواز مطلع کند، یا از فرمانی که به او داده شده تخطی کرده باشد یا در مسیر اعلام نشده بینالمللی به پرواز ادامه داده باشد، نزدیک شدن جنگندههای آمریکایی برای مشاهده هواپیما از جمله آرم شرکت هوایی و شماره ثبت بینالمللی آن که روی بدنه درج است و تطبیق آن با اطلاعات ثبت شده پروازی یا اظهارات خلبان، با رعایت تمام تمهیدات ایمنی، لزوما نقض مقررات بینالمللی هوانوردی غیرنظامی محسوب نمیشود.
اما در صورتی که کاهش یکباره ارتفاع از سوی هواپیمای ماهان به دلیل سرپیچی از دستور احتمالی باشد که جنگندههای آمریکایی به آن دادند، خلبان مرتکب تخلف از قوانین بینالمللی و مقررات ایمنی پرواز شده چرا که با تمرد از هواپیماهای نظامی، جان مسافران را به خطر انداخته و با کم کردن یکباره ارتفاع در شرایطی که فرصت اعلام آن به مسافران وجود نداشته، تهدیدی علیه سلامت و جان آنها به وجود آورده است.
چرا شرکت ماهان زیر ذرهبین قرار گرفته؟
شرکت هواپیمایی ماهان به طور معمول در پروازهای خود به عراق، سوریه و لبنان مهمات و نظامیان ایرانی را جا به جا میکند. این احتمال هم وجود دارد که با نزدیک شدن جتهای جنگنده آمریکا به هواپیمایی که در نزدیکی مرز عراق و اردن در آسمان سوریه بوده خلبان از بیم مجبور شدن به فرود اضطراری و بازرسی هواپیما و توقیف بار و نظامیان احتمالی سوار بر آن، دست به مانورهایی زده که رهگیری آن از سوی جتها را منتفی یا منصرف کند.
این موضوع از سوی شرکت مالک هواپیما و سازمان هواپیمایی کشوری در ایران قابل پیگیری است و در صورتی که خلبان از دستور جنگندهها تمرد نکرده و صرفا بر اساس تصمیم آنی از ارتفاع کم کرده باشد، مرتکب تخلف ایمنی پرواز و نه لزوما مقررات بین المللی شده است.
هواپیمای ماهان به دلیل سابقهای که از خود در حمل ادوات نظامی با هواپیمای غیر نظامی ساخته، متحمل تحریمهای ایالات متحده شده و امکان سفر به بسیاری از شهرهای اروپایی را از دست داده است. این وضع باعث شده بود در دوره ای، عراق هواپیماهای این شرکت را که از آسمانش عبور میکردند به طور مداوم مجبور به فرود و بازرسی کند. این وضع محتوی هواپیماهای عبوری ماهان را برای کشورهای ثالث حتی کشوری چون عراق، مشکوک و غیرقابل اطمینان کرده است.
🔺🔺سرتیپ پاسدار نصرت الله حسینی پور، از فرماندهان نیروی قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبان سال گذشته گفته بود که "در جابجایی نیروها به سوریه فقط هواپیمای غول پیکر ماهان بود که به داد ما میرسید، زیرا زیر رگبار دشمن وارد فرودگاه دمشق میشد و نیروها را پیاده میکردند".🔺🔺
🔺🔺امیر اسدالهی، خلبان هواپیمای ماهان هم به تازگی با ذکر خاطره ای توضیح داده است که چطور با هواپیمای غیرنظامی این شرکت هوایی قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس را همراه با هفت تن بار ممنوعه که منظور از آن سلاح و مواد قابل انفجار است، همراه با مسافر غیر نظامی به سوریه برده است.🔺🔺
حمل مواد منفجره، سلاح و ادوات نظامی با هواپیمای مسافری غیرنظامی به دلیل تهدیدات بالقوه ای که علیه جان غیرنظامیان میآفریند، ممنوع است و یک تخلف بزرگ در هوانوردی غیرنظامی محسوب میشود.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
اما در صورتی که کاهش یکباره ارتفاع از سوی هواپیمای ماهان به دلیل سرپیچی از دستور احتمالی باشد که جنگندههای آمریکایی به آن دادند، خلبان مرتکب تخلف از قوانین بینالمللی و مقررات ایمنی پرواز شده چرا که با تمرد از هواپیماهای نظامی، جان مسافران را به خطر انداخته و با کم کردن یکباره ارتفاع در شرایطی که فرصت اعلام آن به مسافران وجود نداشته، تهدیدی علیه سلامت و جان آنها به وجود آورده است.
چرا شرکت ماهان زیر ذرهبین قرار گرفته؟
شرکت هواپیمایی ماهان به طور معمول در پروازهای خود به عراق، سوریه و لبنان مهمات و نظامیان ایرانی را جا به جا میکند. این احتمال هم وجود دارد که با نزدیک شدن جتهای جنگنده آمریکا به هواپیمایی که در نزدیکی مرز عراق و اردن در آسمان سوریه بوده خلبان از بیم مجبور شدن به فرود اضطراری و بازرسی هواپیما و توقیف بار و نظامیان احتمالی سوار بر آن، دست به مانورهایی زده که رهگیری آن از سوی جتها را منتفی یا منصرف کند.
این موضوع از سوی شرکت مالک هواپیما و سازمان هواپیمایی کشوری در ایران قابل پیگیری است و در صورتی که خلبان از دستور جنگندهها تمرد نکرده و صرفا بر اساس تصمیم آنی از ارتفاع کم کرده باشد، مرتکب تخلف ایمنی پرواز و نه لزوما مقررات بین المللی شده است.
هواپیمای ماهان به دلیل سابقهای که از خود در حمل ادوات نظامی با هواپیمای غیر نظامی ساخته، متحمل تحریمهای ایالات متحده شده و امکان سفر به بسیاری از شهرهای اروپایی را از دست داده است. این وضع باعث شده بود در دوره ای، عراق هواپیماهای این شرکت را که از آسمانش عبور میکردند به طور مداوم مجبور به فرود و بازرسی کند. این وضع محتوی هواپیماهای عبوری ماهان را برای کشورهای ثالث حتی کشوری چون عراق، مشکوک و غیرقابل اطمینان کرده است.
🔺🔺سرتیپ پاسدار نصرت الله حسینی پور، از فرماندهان نیروی قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبان سال گذشته گفته بود که "در جابجایی نیروها به سوریه فقط هواپیمای غول پیکر ماهان بود که به داد ما میرسید، زیرا زیر رگبار دشمن وارد فرودگاه دمشق میشد و نیروها را پیاده میکردند".🔺🔺
🔺🔺امیر اسدالهی، خلبان هواپیمای ماهان هم به تازگی با ذکر خاطره ای توضیح داده است که چطور با هواپیمای غیرنظامی این شرکت هوایی قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس را همراه با هفت تن بار ممنوعه که منظور از آن سلاح و مواد قابل انفجار است، همراه با مسافر غیر نظامی به سوریه برده است.🔺🔺
حمل مواد منفجره، سلاح و ادوات نظامی با هواپیمای مسافری غیرنظامی به دلیل تهدیدات بالقوه ای که علیه جان غیرنظامیان میآفریند، ممنوع است و یک تخلف بزرگ در هوانوردی غیرنظامی محسوب میشود.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸 pinned «🔺رهگیری هواپیمای ماهان توسط آمریکا در آسمان سوریه؛ چه چیز غیرقانونی بود؟ 🔹یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت هوایی ماهان که از تهران عازم بیروت بود، شامگاه پنجشنبه دوم مرداد در آسمان سوریه از سوی دو فروند جنگنده آمریکا رهگیری شد. در پی این رهگیری، خلبان هواپیما…»
🔺وزیر خزانهداری آمریکا: بسته کمک مالی کووید۱۹ به زودی نهایی میشود؛ واریز ۱۲۰۰ دلار برای هر نفر در ماه اوت
🔹 وزیر خزانهداری ایالات متحده روز شنبه چهارم مرداد به خبرنگاران در کنگره گفت جمهوریخواهان روز دوشنبه بسته بررسی کمک مالی کووید۱۹ به مردم و مشاغل در آمریکا را آغاز میکنند و دولت فدرال از مصوبه آنها حمایت میکند.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹 وزیر خزانهداری ایالات متحده روز شنبه چهارم مرداد به خبرنگاران در کنگره گفت جمهوریخواهان روز دوشنبه بسته بررسی کمک مالی کووید۱۹ به مردم و مشاغل در آمریکا را آغاز میکنند و دولت فدرال از مصوبه آنها حمایت میکند.
🌐VOA
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://www.google.com/amp/s/www.brookings.edu/articles/saudi-arabias-relations-with-china-functional-but-not-strategic/amp/
روابط چین و عربستان سعودی؛ کاربردی نه استراتژیک
بروس ریدل / اندیشکده بروکینگز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
عربستان سعودی اگرچه به دنبال بالابردن سطح روابط خود با چین است، اما در عین حال به خوبی از محدودیتهای پیشروی خود بدین منظور آگاهی دارد. باید این را در نظر گرفت که حتی اگر روابط آمریکا و عربستان سعودی در دولت بعدی خراب هم شود باز پکن هرگز جایگزین واشنگتن در جهان بینی ریاض نمی شود.
مانند بیشتر موضوعات مربوط به پادشاهی عربستان سعودی، روابط ریاض با چین همچنان تحت تاثیر نفت است. پکن بزرگترین وارد کننده نفت سعودی است به همین خاطر هم چینیها بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی به حساب میآیند. با وجود این سطح از روابط تجاری اما، همکاری استراتژیک اندکی بین این دو وجود دارد و چین از خصومت سعودیها با ایران استقبال نمیکند. شریک استراتژیک عربستان سعودی همچنان آمریکا است و ریاض تقریباً تمام تسلیحات خودش را از آمریکا، انگلستان و سایر کشورهای غربی خریداری میکند. چین اخیرا از زمان روی کارآمدن محمد بن سلمان و سیاستهای بی پروا او از بسط روابط با ریاض استقبال کرده است.
فروش اسلحه چین به عربستان
عربستان سعودی از مخالفان جدی کمونیسم در جنگ سرد بود، تا جایی که تا اواخر دهه 1980 هیچ روابط دیپلماتیکی با چین نداشت. ریاض تا پیش از پایان این دهه از حامیان اصلی دولت ملی گرا در تایوان نیز به حساب میآمد. انگیزه روابط آزاد از توافق مخفیانه خرید اسلحه بین این دو سرچشمه گرفت. در اواسط دهه 1980، عربستان سعودی از جانب ایران و اسرائیل احساس خطر میکرد. جنگ ایران و عراق در سپتامبر 1980 با حمله عراق به ایران آغاز شد. عربستان سعودی متحد و حامی عراق در جریان این درگیری هم بود. رئیس جمهور صدام حسین پیش از جنگ در دیدار با شاه فهد در طائف در ماه اوت از جنگ با تهران پرده برداشته بود. شرایط جنگ به سرعت علیه عراق شد و ایران در دهه 1980 چندین بار به عراق حمله کرد. اسرائیل با بمباران کارخانه اتمی عراق در سال 1981 و سپس مقر سازمان آزادی بخش فلسطین در تونس در سال 1985، تواناییهای نظامی خود را به خوبی نشان داد. سعودیها مشتاق بودند به موشکهای بالستیک با برد متوسط دسترسی پیدا کنند تا بدین شکل تهدیدات ایران و اسرائیل را خنثی کنند.
فهد و وزیر دفاع وی، شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز آل سعود، تصمیم به بهبود روابط با چین گرفتند. سفیر عربستان سعودی در آمریكا، شاهزاده بندر بن سلطان آل سعود و برادرش شاهزاده خالد بن سلطان كه فرماندهی پدافند هوایی عربستان سعودی را در اختیار داشت، برای گفتگو با پكن انتخاب شدند. بندر بصورت خصوصی به همتای چینی خود در واشنگتن، هان زو نزدیک و از وی پرسید که آیا پکن حاضر است موشک در اختیار ریاض قرار دهد یا خیر؟ جواب چینیها مثبت بود، بنابراین وی با استفاده از روش وزیر امور خارجه سابق آمریکا، هنری کیسینجر، به پاکستان سفر و در آنجا به طور پنهانی با مقامات چینی ملاقات کرد. در ژوئیه 1985، بندر سه دیدار پنهانی با مقامات چینی داشت.
چینی ها پس از آن تیمی مخفی را به ریاض فرستادند تا با شاهزاده خالد ملاقات کنند. این توافق در دسامبر 1986 نهایی شد و طبق آن تقریباً 50 موشک چینی سی اس اس-2 در اختیار سعودیها قرار گفت. این موشکها به عربستان سعودی ارسال و در تاسیسات زمینی پنهانی انبار شد. خالد برای نهایی کردن تمام جزئیات و نظارت بر نقل و انتقال این موشکها چهار سفر به چین انجام داد. خالد بعدها به این موضوع اشاره کرد که موشکهای فوق به ریاض در برابر ایران و یا اسرائیل توان بازدارندگی میداد.
آژانس اطلاعات مرکزی در اوایل سال 1988، پایگاه موشکی را در عربستان سعودی شناسایی و این موضوع خود باعث بروز بحران فوری بین واشنگتن و ریاض شد.
ادامه مطلب⬇️
روابط چین و عربستان سعودی؛ کاربردی نه استراتژیک
بروس ریدل / اندیشکده بروکینگز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
عربستان سعودی اگرچه به دنبال بالابردن سطح روابط خود با چین است، اما در عین حال به خوبی از محدودیتهای پیشروی خود بدین منظور آگاهی دارد. باید این را در نظر گرفت که حتی اگر روابط آمریکا و عربستان سعودی در دولت بعدی خراب هم شود باز پکن هرگز جایگزین واشنگتن در جهان بینی ریاض نمی شود.
مانند بیشتر موضوعات مربوط به پادشاهی عربستان سعودی، روابط ریاض با چین همچنان تحت تاثیر نفت است. پکن بزرگترین وارد کننده نفت سعودی است به همین خاطر هم چینیها بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی به حساب میآیند. با وجود این سطح از روابط تجاری اما، همکاری استراتژیک اندکی بین این دو وجود دارد و چین از خصومت سعودیها با ایران استقبال نمیکند. شریک استراتژیک عربستان سعودی همچنان آمریکا است و ریاض تقریباً تمام تسلیحات خودش را از آمریکا، انگلستان و سایر کشورهای غربی خریداری میکند. چین اخیرا از زمان روی کارآمدن محمد بن سلمان و سیاستهای بی پروا او از بسط روابط با ریاض استقبال کرده است.
فروش اسلحه چین به عربستان
عربستان سعودی از مخالفان جدی کمونیسم در جنگ سرد بود، تا جایی که تا اواخر دهه 1980 هیچ روابط دیپلماتیکی با چین نداشت. ریاض تا پیش از پایان این دهه از حامیان اصلی دولت ملی گرا در تایوان نیز به حساب میآمد. انگیزه روابط آزاد از توافق مخفیانه خرید اسلحه بین این دو سرچشمه گرفت. در اواسط دهه 1980، عربستان سعودی از جانب ایران و اسرائیل احساس خطر میکرد. جنگ ایران و عراق در سپتامبر 1980 با حمله عراق به ایران آغاز شد. عربستان سعودی متحد و حامی عراق در جریان این درگیری هم بود. رئیس جمهور صدام حسین پیش از جنگ در دیدار با شاه فهد در طائف در ماه اوت از جنگ با تهران پرده برداشته بود. شرایط جنگ به سرعت علیه عراق شد و ایران در دهه 1980 چندین بار به عراق حمله کرد. اسرائیل با بمباران کارخانه اتمی عراق در سال 1981 و سپس مقر سازمان آزادی بخش فلسطین در تونس در سال 1985، تواناییهای نظامی خود را به خوبی نشان داد. سعودیها مشتاق بودند به موشکهای بالستیک با برد متوسط دسترسی پیدا کنند تا بدین شکل تهدیدات ایران و اسرائیل را خنثی کنند.
فهد و وزیر دفاع وی، شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز آل سعود، تصمیم به بهبود روابط با چین گرفتند. سفیر عربستان سعودی در آمریكا، شاهزاده بندر بن سلطان آل سعود و برادرش شاهزاده خالد بن سلطان كه فرماندهی پدافند هوایی عربستان سعودی را در اختیار داشت، برای گفتگو با پكن انتخاب شدند. بندر بصورت خصوصی به همتای چینی خود در واشنگتن، هان زو نزدیک و از وی پرسید که آیا پکن حاضر است موشک در اختیار ریاض قرار دهد یا خیر؟ جواب چینیها مثبت بود، بنابراین وی با استفاده از روش وزیر امور خارجه سابق آمریکا، هنری کیسینجر، به پاکستان سفر و در آنجا به طور پنهانی با مقامات چینی ملاقات کرد. در ژوئیه 1985، بندر سه دیدار پنهانی با مقامات چینی داشت.
چینی ها پس از آن تیمی مخفی را به ریاض فرستادند تا با شاهزاده خالد ملاقات کنند. این توافق در دسامبر 1986 نهایی شد و طبق آن تقریباً 50 موشک چینی سی اس اس-2 در اختیار سعودیها قرار گفت. این موشکها به عربستان سعودی ارسال و در تاسیسات زمینی پنهانی انبار شد. خالد برای نهایی کردن تمام جزئیات و نظارت بر نقل و انتقال این موشکها چهار سفر به چین انجام داد. خالد بعدها به این موضوع اشاره کرد که موشکهای فوق به ریاض در برابر ایران و یا اسرائیل توان بازدارندگی میداد.
آژانس اطلاعات مرکزی در اوایل سال 1988، پایگاه موشکی را در عربستان سعودی شناسایی و این موضوع خود باعث بروز بحران فوری بین واشنگتن و ریاض شد.
ادامه مطلب⬇️
Brookings
Saudi Arabia’s relations with China: Functional, but not strategic
Saudi Arabia values its relations with China, but it is well aware of their limits. Beijing will not replace Washington in Riyadh’s worldview, even if U.S.-Saudi relations falter in the next administration.
رئیس جمهور رونالد ریگان خواستار تحویل فوری این موشکها شد، اما فهد امتناع ورزید. سعودیها نگران بودند كه اسرائیل به تاسیسات موشکی مربوط حمله كند. بندر از کالین پاول، مشاور امنیت ملی ریگان، خواست تا به اسرائیلیها اطمینان دهد که این موشکها فقط برای مقاصد دفاعی ریاض بوده است. بعدها پاول افشا کرد که اوضاع بین ریاض و واشنگتن بسیار پرتنش بوده و اگر اسرائیل به پایگاه موشکی سعودیها حمله میکرد، احتمالا تکنسینهای چینی به همراه سعودیها کشته می شدند ولی سرانجام اسرائیل تحت فشار شدید ریگان از انجام این حمله عقب نشینی کرد.
برای تأکید بر عصبانیت خود از انتقاد واشنگتن در مورد خرید موشک، فهد در واکنش به تهدیدات و رفتارهای آمریکا تصمیم به اخراج هیوم هوران، سفیر آمریکا از ریاض گرفت اخراج کرد. این موشکهای چینی تا امروز هنوز در عربستان سعودی عملیاتی هستند. سعودی ها فقط آنها را یک بار آن هم در سال 2014، طی یک رژه برای بزرگداشت ورود رئیس ستاد ارتش پاکستان در معرض دید عموم قرار دادند. این موشکها تا امروز هرگز در جنگی چه با عراق در 1991 یا امروز در جنگ یمن استفاده نشده است.
توافق موشکی منجر به گشودن روابط دیپلماتیک عربستان با چین و بعد از آن سفر دیگری از بندر به پکن در ژوئیه 1990 شد. البته این امر به فروش بیشتر تجهیزات نظامی منجر نشده است. همچنین گزارشهای مربوط به فروش اضافی موشکهای پیشرفتهتر، 5 -سی اس اس، هرگز تایید نشده است. سعودیها همزمان هواپیماهای بدون سرنشین نیز از چین خریداری کرده، که از آنها در جنگ یمن استفاده میکنند. لازم به ذکر است که عربستان سعودی همچنان به جنگندههای آمریکایی و انگلیسی برای نیروی هوایی خود، تانکهای آمریکایی برای نیروی زمینی خود و وسایل نقلیه پیاده کانادایی برای گارد ملیاش تکیه دارد.
امروز، تمرکز بر تجارت و انرژی است
چین در درگیریهای عربستان با ایران، به نوعی جانب تهران را گرفته است. چین همچنان حامی برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) یا همان برجام است. البته تاکنون هیچ مدرکی در دست نیست که سعودیها به دنبال اعمال فشار بر چین برای نقض برجام هستند، فشاری که پیشتر بر واشنگتن اعمال کردند.
پس از بهبود روابط ریاض و پکن، چین به سرعت به یکی از مصرف کنندگان عمده نفت سعودی تبدیل شد و عربستان سعودی به طور مداوم بیشتر از هر کشور دیگری انرژی بیشتری را در اختیار چین قرار داد. با رشد تجارت بین دو طرف به تدریج، عربستان سعودی نیز به توسعه گفتگوهای سطح بالا با پکن علاقه نشان داد. به عنوان بازتاب اهمیت چین برای عربستان سعودی، این نخستین سفر به خارج از كشور بود كه پادشاه عبدالله پس از به قدرت رسیدن در سال 2005 انجام داد. ریاض به دنبال شرق بود، نه غرب و این کاملا واضح به نظر میرسید. عبدالله در سفر ژانویه 2006 خود به چین چندین توافقنامه مهم در زمینه انرژی امضا کرد. در نقطه مقابل رئیس جمهور هو جینتائو در آوریل 2006 یک سفر متقابل به ریاض انجام داد.
در مارس 2017 ، پادشاه سلمان به عنوان بخشی از یک سفر بزرگ آسیایی به مالزی، اندونزی، برونئی، ژاپن و در نهایت چین رفت.
مهمترین توافق اخیر عربستان سعودی و چین نیز در فوریه سال 2019 زمانی رسمیت یافت که طی آن ولیعهد محمد بن سلمان به عنوان بخشی از تور آسیایی خود از آن جا دیدن کرد. این نخستین سفر بزرگ ولیعهد از زمان قتل جمال خاشقجی، روزنامه نگار سعودی در کنسولگری عربستان در استانبول در اکتبر سال 2018 بود.
بن سلمان پس از توقف در پاکستان و هند، وارد چین شد، در این زمان ماجرای خاشقجی هنوز مطرح نشده بود. هر دو طرف روابط بین یکدیگر را بدون دردسر توصیف کردند. در جریان این سفر توافق نامهای برای ساخت مجتمع پالایش و پتروشیمی در استان لیائونینگ به عنوان سرمایه گذاری مشترک عربستان سعودی و چین به امضا رسید.
مهمتر از همه، ولیعهد علناً تأكید كرد كه چین حق دارد برای حفظ امنیت ملی خود اقداماتی ضد تروریسم و افراط گرایی انجام دهد. این اظهارات علنا تأیید روشنی از سرکوب اقلیت مسلمان چین در استان سین کیانگ بود. گروه های حقوق بشر به شدت از ولیعهد سعودی بخاطر عدم دفاع از حقوق یک جامعه در معرض خطر مسلمانان انتقاد کردند. بسیاری از منتقدین سعودی ها آن را مغایر با ادعای مکرر سلطنت مدافع حقوق مسلمانان و همچنین سرپرستی حرمین شریفین دانستند.
فشارهای جدید
اگر معاون رئیس جمهور سابق جو بایدن در انتخابات ماه نوامبر پیروز شود، یک سیاست خارجی تحت رهبری دموکراتها میتواند تغییرات عمیقی در سیاست آمریکا در قبال پادشاهی به ارمغان بیاورد. بایدن بارها گفته که عربستان سعودی باید به خاطر قتل جمال خاشقجی مجازات شود، به همین خاطر هم توسعه روابط چین و عربستان در دوران بایدن شرایط خاص خود را دارد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
برای تأکید بر عصبانیت خود از انتقاد واشنگتن در مورد خرید موشک، فهد در واکنش به تهدیدات و رفتارهای آمریکا تصمیم به اخراج هیوم هوران، سفیر آمریکا از ریاض گرفت اخراج کرد. این موشکهای چینی تا امروز هنوز در عربستان سعودی عملیاتی هستند. سعودی ها فقط آنها را یک بار آن هم در سال 2014، طی یک رژه برای بزرگداشت ورود رئیس ستاد ارتش پاکستان در معرض دید عموم قرار دادند. این موشکها تا امروز هرگز در جنگی چه با عراق در 1991 یا امروز در جنگ یمن استفاده نشده است.
توافق موشکی منجر به گشودن روابط دیپلماتیک عربستان با چین و بعد از آن سفر دیگری از بندر به پکن در ژوئیه 1990 شد. البته این امر به فروش بیشتر تجهیزات نظامی منجر نشده است. همچنین گزارشهای مربوط به فروش اضافی موشکهای پیشرفتهتر، 5 -سی اس اس، هرگز تایید نشده است. سعودیها همزمان هواپیماهای بدون سرنشین نیز از چین خریداری کرده، که از آنها در جنگ یمن استفاده میکنند. لازم به ذکر است که عربستان سعودی همچنان به جنگندههای آمریکایی و انگلیسی برای نیروی هوایی خود، تانکهای آمریکایی برای نیروی زمینی خود و وسایل نقلیه پیاده کانادایی برای گارد ملیاش تکیه دارد.
امروز، تمرکز بر تجارت و انرژی است
چین در درگیریهای عربستان با ایران، به نوعی جانب تهران را گرفته است. چین همچنان حامی برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) یا همان برجام است. البته تاکنون هیچ مدرکی در دست نیست که سعودیها به دنبال اعمال فشار بر چین برای نقض برجام هستند، فشاری که پیشتر بر واشنگتن اعمال کردند.
پس از بهبود روابط ریاض و پکن، چین به سرعت به یکی از مصرف کنندگان عمده نفت سعودی تبدیل شد و عربستان سعودی به طور مداوم بیشتر از هر کشور دیگری انرژی بیشتری را در اختیار چین قرار داد. با رشد تجارت بین دو طرف به تدریج، عربستان سعودی نیز به توسعه گفتگوهای سطح بالا با پکن علاقه نشان داد. به عنوان بازتاب اهمیت چین برای عربستان سعودی، این نخستین سفر به خارج از كشور بود كه پادشاه عبدالله پس از به قدرت رسیدن در سال 2005 انجام داد. ریاض به دنبال شرق بود، نه غرب و این کاملا واضح به نظر میرسید. عبدالله در سفر ژانویه 2006 خود به چین چندین توافقنامه مهم در زمینه انرژی امضا کرد. در نقطه مقابل رئیس جمهور هو جینتائو در آوریل 2006 یک سفر متقابل به ریاض انجام داد.
در مارس 2017 ، پادشاه سلمان به عنوان بخشی از یک سفر بزرگ آسیایی به مالزی، اندونزی، برونئی، ژاپن و در نهایت چین رفت.
مهمترین توافق اخیر عربستان سعودی و چین نیز در فوریه سال 2019 زمانی رسمیت یافت که طی آن ولیعهد محمد بن سلمان به عنوان بخشی از تور آسیایی خود از آن جا دیدن کرد. این نخستین سفر بزرگ ولیعهد از زمان قتل جمال خاشقجی، روزنامه نگار سعودی در کنسولگری عربستان در استانبول در اکتبر سال 2018 بود.
بن سلمان پس از توقف در پاکستان و هند، وارد چین شد، در این زمان ماجرای خاشقجی هنوز مطرح نشده بود. هر دو طرف روابط بین یکدیگر را بدون دردسر توصیف کردند. در جریان این سفر توافق نامهای برای ساخت مجتمع پالایش و پتروشیمی در استان لیائونینگ به عنوان سرمایه گذاری مشترک عربستان سعودی و چین به امضا رسید.
مهمتر از همه، ولیعهد علناً تأكید كرد كه چین حق دارد برای حفظ امنیت ملی خود اقداماتی ضد تروریسم و افراط گرایی انجام دهد. این اظهارات علنا تأیید روشنی از سرکوب اقلیت مسلمان چین در استان سین کیانگ بود. گروه های حقوق بشر به شدت از ولیعهد سعودی بخاطر عدم دفاع از حقوق یک جامعه در معرض خطر مسلمانان انتقاد کردند. بسیاری از منتقدین سعودی ها آن را مغایر با ادعای مکرر سلطنت مدافع حقوق مسلمانان و همچنین سرپرستی حرمین شریفین دانستند.
فشارهای جدید
اگر معاون رئیس جمهور سابق جو بایدن در انتخابات ماه نوامبر پیروز شود، یک سیاست خارجی تحت رهبری دموکراتها میتواند تغییرات عمیقی در سیاست آمریکا در قبال پادشاهی به ارمغان بیاورد. بایدن بارها گفته که عربستان سعودی باید به خاطر قتل جمال خاشقجی مجازات شود، به همین خاطر هم توسعه روابط چین و عربستان در دوران بایدن شرایط خاص خود را دارد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
کدام کشور برنده بزرگ «جهان پساکرونا» خواهد بود؟
روچیر شارما /نیویورک تایمز
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
بیایید کشوری را تصور کنید که یک قدرت بزرگ اقتصادی در غرب است، جایی که ویروس کرونا دیر در آن شیوع پیدا کرد، اما دولت به جای انکار آن و تأخیر در مقابله، به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داد. دولت این کشور آماده بود تا با آزمایش و ردیابی افراد آلوده به سرعت منحنی ابتلا را مسطح کرده و میزان مرگ و میر را نسبت به میانگین دیگر کشورهای صنعتی غرب پایینتر نگه دارد. مهار ویروس کرونا اگرچه باعث رکود و تعطیلی مقطعی اقتصاد کشور شد، اما شرایط به سرعت با بیکاری حدودا ۶ درصدی به حالت عادی بازگشت. واکنش رهبر این کشور به قدری عالی بود که با وجود اینکه وی به فردی خستهکننده و قابل پیشبینی تبدیل شده، اما میزان محبوبیتاش بعد از این بحران از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت.
آنچه شرح داده شد تصویر #آلمان تحت صدراعظمی #آنگلا_مرکل است. محبوبیت فزاینده او امروز جناحهای سیاسی راست افراطی و چپ افراطی را به حاشیه رانده است. دولت خانم #مرکل با همه کشورها همکاری کرده تا بیماری کروناویروس را کنترل کند، از سوی دیگر وی با اعضای اتحادیه اروپا نیز به منظور ایجاد صندوقی جهت کمک به کشورهای آسیب دیده از بحران کرونا به توافق رسیده است.
نقاط قوت امروز #آلمان نشان میدهد که این اقتصاد بزرگ و قدرتمند احتمالا در جهان پس از همه گیری کرونا رشد دوبارهای را تجربه کند. ویروس کرونا اکنون در حال تسریع بحران ملی اقتصادهایی است که پیشتر از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ آسیب دیده بودند. این روزها تنها اقتصاد و کسب و کارهای اینترنتی از رونق مطلوبی برخوردار هستند.
اما پرسش این جا است که کدام کشورها در این چشم انداز اقتصادی تغییر شکل یافته در دوران پساکرونا شکوفا میشوند؟ در حال حاضر آمریکا و چین علیرغم تکنولوژی و توان فنی بدهیهای زیادی داشته و دولتهای آنها به دلیل سوء مدیریت در برخورد با این بیماری به شدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند. در این بین شرایط ویتنام امیدوارکننده به نظر میرسد. کشور دیگر روسیه است، اقتصاد این کشور نیز جذابیتهای خاص خود را دارد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه سالها در تلاش است تا کشور خود را از فشار مالی خارجی خارج و جایگاه خود در دنیای رو به پیشرفت و جهانیسازی را دوباره بیابد.
اما احتمالاً برنده بزرگ این رقابت #آلمان خواهد بود. واکنش #برلین به بیماری همه گیر کرونا نقاط قوت قبلی این کشور را برجستهتر از قبل کرده است: دولتی کارآمد، بدهی پایین، صنعت قدرتمند و صادرات پررونق که حتی با سقوط تجارت جهانی باز از اقتصاد کشور محافظت میکند. این شرایط آلمان ظرفیت فزایندهای برای این کشور به منظور ایجاد شرکتهای فنی داخلی در دنیای تحت سلطه آمریکاییها و غولهای اینترنتی چینی ایجاد میکند.
در حالی که سایر کشورها نگران این هستند که موج بیکاریهای اخیر ممکن است جنبه دائمی به خود بگیرد، بیشتر کارگران آلمانی امروز در لیست حقوق و دستمزد قرار دارند، سیستم دولتی که قرنها است به شرکتها کمک میکند تا در بحرانهای موقتی روی به تعدیل نیرو نیاورند. آلمان طی سالیان اخیر توانست جنبههای مطلوب خدمات اجتماعی را افزایش دهد.
همه گیری کروناویروس قدرت آنگلا مرکل را احیا و وی را به یکی از بهترین رهبران تاریخ کشور تبدیل کرده است. از آنجا که آلمان با مازاد بودجه دولتی وارد بحران همهگیری کرونا شد، همزمان برلین میتواند با پرداخت مستقیم به خانوادهها، کاهش مالیات، ارائه وامهای تجاری و سایر کمکهای اقتصادی در برابر این بحران ایستادگی کند. حجم این کمکها به میزان ۵۵ درصد از تولید ناخالص داخلی یا تقریباً چهار برابر بیشتر از اقتصاد خود آلمان است.
با این حال، آلمان از تعهد خود به تعریف بودجههای متوازن دست نمیکشد.
ادامه مطلب⬇️
روچیر شارما /نیویورک تایمز
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
بیایید کشوری را تصور کنید که یک قدرت بزرگ اقتصادی در غرب است، جایی که ویروس کرونا دیر در آن شیوع پیدا کرد، اما دولت به جای انکار آن و تأخیر در مقابله، به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داد. دولت این کشور آماده بود تا با آزمایش و ردیابی افراد آلوده به سرعت منحنی ابتلا را مسطح کرده و میزان مرگ و میر را نسبت به میانگین دیگر کشورهای صنعتی غرب پایینتر نگه دارد. مهار ویروس کرونا اگرچه باعث رکود و تعطیلی مقطعی اقتصاد کشور شد، اما شرایط به سرعت با بیکاری حدودا ۶ درصدی به حالت عادی بازگشت. واکنش رهبر این کشور به قدری عالی بود که با وجود اینکه وی به فردی خستهکننده و قابل پیشبینی تبدیل شده، اما میزان محبوبیتاش بعد از این بحران از ۴۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش یافت.
آنچه شرح داده شد تصویر #آلمان تحت صدراعظمی #آنگلا_مرکل است. محبوبیت فزاینده او امروز جناحهای سیاسی راست افراطی و چپ افراطی را به حاشیه رانده است. دولت خانم #مرکل با همه کشورها همکاری کرده تا بیماری کروناویروس را کنترل کند، از سوی دیگر وی با اعضای اتحادیه اروپا نیز به منظور ایجاد صندوقی جهت کمک به کشورهای آسیب دیده از بحران کرونا به توافق رسیده است.
نقاط قوت امروز #آلمان نشان میدهد که این اقتصاد بزرگ و قدرتمند احتمالا در جهان پس از همه گیری کرونا رشد دوبارهای را تجربه کند. ویروس کرونا اکنون در حال تسریع بحران ملی اقتصادهایی است که پیشتر از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ آسیب دیده بودند. این روزها تنها اقتصاد و کسب و کارهای اینترنتی از رونق مطلوبی برخوردار هستند.
اما پرسش این جا است که کدام کشورها در این چشم انداز اقتصادی تغییر شکل یافته در دوران پساکرونا شکوفا میشوند؟ در حال حاضر آمریکا و چین علیرغم تکنولوژی و توان فنی بدهیهای زیادی داشته و دولتهای آنها به دلیل سوء مدیریت در برخورد با این بیماری به شدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند. در این بین شرایط ویتنام امیدوارکننده به نظر میرسد. کشور دیگر روسیه است، اقتصاد این کشور نیز جذابیتهای خاص خود را دارد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه سالها در تلاش است تا کشور خود را از فشار مالی خارجی خارج و جایگاه خود در دنیای رو به پیشرفت و جهانیسازی را دوباره بیابد.
اما احتمالاً برنده بزرگ این رقابت #آلمان خواهد بود. واکنش #برلین به بیماری همه گیر کرونا نقاط قوت قبلی این کشور را برجستهتر از قبل کرده است: دولتی کارآمد، بدهی پایین، صنعت قدرتمند و صادرات پررونق که حتی با سقوط تجارت جهانی باز از اقتصاد کشور محافظت میکند. این شرایط آلمان ظرفیت فزایندهای برای این کشور به منظور ایجاد شرکتهای فنی داخلی در دنیای تحت سلطه آمریکاییها و غولهای اینترنتی چینی ایجاد میکند.
در حالی که سایر کشورها نگران این هستند که موج بیکاریهای اخیر ممکن است جنبه دائمی به خود بگیرد، بیشتر کارگران آلمانی امروز در لیست حقوق و دستمزد قرار دارند، سیستم دولتی که قرنها است به شرکتها کمک میکند تا در بحرانهای موقتی روی به تعدیل نیرو نیاورند. آلمان طی سالیان اخیر توانست جنبههای مطلوب خدمات اجتماعی را افزایش دهد.
همه گیری کروناویروس قدرت آنگلا مرکل را احیا و وی را به یکی از بهترین رهبران تاریخ کشور تبدیل کرده است. از آنجا که آلمان با مازاد بودجه دولتی وارد بحران همهگیری کرونا شد، همزمان برلین میتواند با پرداخت مستقیم به خانوادهها، کاهش مالیات، ارائه وامهای تجاری و سایر کمکهای اقتصادی در برابر این بحران ایستادگی کند. حجم این کمکها به میزان ۵۵ درصد از تولید ناخالص داخلی یا تقریباً چهار برابر بیشتر از اقتصاد خود آلمان است.
با این حال، آلمان از تعهد خود به تعریف بودجههای متوازن دست نمیکشد.
ادامه مطلب⬇️
Forwarded from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
از آنجا که بخش عمدهای از این هزینهها به لطف پس انداز حاصل شده، انتظار نسبی این است که بدهی عمومی آلمان افزایش یابد، اما این بدهی فقط به نسبت ۸۲ درصد از تولید ناخالص داخلی بار بدهی بسیار کمتری نسبت به آمریکا و سایر کشورهای بسیار توسعه یافته بر عهده برلین میگذارد.
آمار از این میگویند که اکنون آلمان در زمان کندتر شدن روند تجارت جهانی به صادرات صنعتی به دیگر کشورها، به ویژه چین وابسته است. آلمان که از این آسیب پذیری خود آگاه است، در تلاش بوده تا صادرکنندگان پیشرو خود یعنی شرکتهای بزرگ اتومبیلسازی را مدرن کند. آلمان اخیرا خودروسازان کشور را تحت فشار قرار داده تا به جای ساخت خودروهای بنزینی سودآور به سمت ساخت اتومبیلهای برقی حرکت کنند. اکنون برخی شهرها مثل اشتوتگارت استفاده از موتورهای دیزلی قدیمی را در محدوده شهر ممنوع کردهاند.
آلمان اکنون برای تبدیل شدن به یک قدرت فنی با مولفههای رقابتیتر، تا حدودی تلاشهای خودش را متوقف کرده است. آلمان امروز به همان اندازه که آمریکا یعنی ۳ درصد تولید ناخالص داخلی به تحقیق و توسعه اختصاص میدهد دقیقا همین قدر صرف برنامههای توسعهای میکند. برلین برنامهای طولانی مدت برای ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینی شبیه به دره سیلیکون دارد، برنامهای که در آن سرمایه گذاریها حکایت از فعالیتهای نویدبخش میدهد.
طرح نجات اقتصادی آلمان شامل ۵۶ میلیارد دلار به منظور شروع پروژههایی است که میتوانند صنایع سنتی را با استفاده از هوش مصنوعی و سایر فناوریهای جدید بهینهسازی کنند. آلمان اخیرا در کنار فرانسه اعلام کرد که هدف پیشروی آنها ایجاد یک ابر اینترنت برای اروپا به منظور رقابت با آمریکا و چین است.
آلمان یک جامعه پیر و در عین حال محافظه کار است و منتقدان معتقدند که روند تغییرات کند گذشته یک اشتباه بوده است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، هنگامی که آلمان به عنوان کشور بیمار اروپا شناخته میشد، این کشور اصلاحاتی در بازار کار اتخاذ کرد که وضعیت آن به عنوان پایدارترین اقتصاد این قاره احیا شد. هرچه همه گیری کرونا سرعت دیجیتالی شدن و جهانی سازی را کند و بدهیهای جهانی را بالا میبرد، آلمان ایستادگی بیشتری از خودش نشان میدهد.
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
https://www.nytimes.com/2020/07/19/opinion/coronavirus-germany-economy.html
آمار از این میگویند که اکنون آلمان در زمان کندتر شدن روند تجارت جهانی به صادرات صنعتی به دیگر کشورها، به ویژه چین وابسته است. آلمان که از این آسیب پذیری خود آگاه است، در تلاش بوده تا صادرکنندگان پیشرو خود یعنی شرکتهای بزرگ اتومبیلسازی را مدرن کند. آلمان اخیرا خودروسازان کشور را تحت فشار قرار داده تا به جای ساخت خودروهای بنزینی سودآور به سمت ساخت اتومبیلهای برقی حرکت کنند. اکنون برخی شهرها مثل اشتوتگارت استفاده از موتورهای دیزلی قدیمی را در محدوده شهر ممنوع کردهاند.
آلمان اکنون برای تبدیل شدن به یک قدرت فنی با مولفههای رقابتیتر، تا حدودی تلاشهای خودش را متوقف کرده است. آلمان امروز به همان اندازه که آمریکا یعنی ۳ درصد تولید ناخالص داخلی به تحقیق و توسعه اختصاص میدهد دقیقا همین قدر صرف برنامههای توسعهای میکند. برلین برنامهای طولانی مدت برای ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینی شبیه به دره سیلیکون دارد، برنامهای که در آن سرمایه گذاریها حکایت از فعالیتهای نویدبخش میدهد.
طرح نجات اقتصادی آلمان شامل ۵۶ میلیارد دلار به منظور شروع پروژههایی است که میتوانند صنایع سنتی را با استفاده از هوش مصنوعی و سایر فناوریهای جدید بهینهسازی کنند. آلمان اخیرا در کنار فرانسه اعلام کرد که هدف پیشروی آنها ایجاد یک ابر اینترنت برای اروپا به منظور رقابت با آمریکا و چین است.
آلمان یک جامعه پیر و در عین حال محافظه کار است و منتقدان معتقدند که روند تغییرات کند گذشته یک اشتباه بوده است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، هنگامی که آلمان به عنوان کشور بیمار اروپا شناخته میشد، این کشور اصلاحاتی در بازار کار اتخاذ کرد که وضعیت آن به عنوان پایدارترین اقتصاد این قاره احیا شد. هرچه همه گیری کرونا سرعت دیجیتالی شدن و جهانی سازی را کند و بدهیهای جهانی را بالا میبرد، آلمان ایستادگی بیشتری از خودش نشان میدهد.
@EuroAtlantic
🇪🇺🇺🇸
https://www.nytimes.com/2020/07/19/opinion/coronavirus-germany-economy.html
NY Times
Which Country Will Triumph in the Post-Pandemic World?
Hint: It’s not the United States or China.