زورآزمایی واشنگتن با پکن در آب های چین
نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی
دیپلماسی ایرانی
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
ایالات متحده در روز ۱۷ ژوئیه دو ناو هواپیمابر "یواساس رونالد ریگان" و "یواساس نیمیتز" را یرای دومین بار در یک ماه در آبهای دریای جنوبی چین مستقر کرد. در حالی که اعزام این دو ناو هواپیمابر به آبهای دریای جنوبی چین موجب ناخشنودی چین شده بود، فرماندهی ناو نیمیتز هدف از این اقدام را صرفا یک تمرین دانسته و اعلام کرده که ایالات متحده هر جا که قوانین بین المللی اجازه دهد، تعهد خود را نسبت به برقراری نظم بین المللی در منطقه هند- پاسیفیک و در قبال متحدان منطقه ای خود اعمال می کند.
چین که ادعای مالکیت بر بیش از 80٪ از منطقه دریای چین جنوبی را دارد، این مانور را به عنوان هشداری علیه خود تلقی کرده است. در مقابل ایالات متحده این دریا را جزئی از آب های بین المللی می داند و بر حق قانونی کشتی ها و زیردریایی هایش در رفت وآمد در این دریا تاکید می ورزد.
در سال های اخیر روابط ایالات متحده و جمهوری خلق چین به دلیل مشکلات مختلف حل نشده از جمله اختلافات تجاری و تنش های ژئوپلیتیکی به سردی گراییده و رقابت دو کشور در دو سال گذشته به الگویی از روابط بین الملل تبدیل شده که هم مباحث استراتژیک و هم پویایی های سیاسی، نظامی و اقتصادی واقعی را شکل می دهد.
چین به دنبال آن است تا جایگزین ایالات متحده به عنوان مهمترین و اثرگذارترین کشور در منطقه هند- پاسیفیک و تسلط بر آن باشد و افزایش تنش با ایالات متحده آمریکا با اعزام ناوگان دریایی به دریای جنوبی چین عرصه را برای مبارزه قدرت میان دو کشور در آسیا مهیا ساخته است. چنانچه هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده وضعیت فعلی روابط ایالات متحده و چین را یادآور دوره قبل از جنگ جهانی اول دانسته است.
دریای جنوبی چین به عنوان بازوی اقیانوس آرام غربی در بخش جنوب شرقی آسیا و جنوب چین واقع شده است. این دریا که اقیانوس آرام را به اقیانوس هند، خلیج فارس و اروپا متصل می کند، در حال حاضر بحث برانگیزترین قطعه دریا در جهان و یکی از دلایل اصلی اضطراب ایالات متحده نسبت به اهداف چین در ارتباط با ادعای مالکیت در این دریا است.
از دیدگاه جغرافیایی سیاسی اگرچه مناقشه دریای جنوبی چین مشاجره عادی دو کشور همجوار و یا مقابل در یک دریا نیست، اما ایالات متحده بواسطه توافق های امنیتی با کشورهایی مانند فیلیپین، سنگاپور و ویتنام در دریای چین به یک مدعی فعال در منطقه تبدیل شده که موضع گیری های تندی در قبال ادعاهای حاکمیت دریایی چین دارد. چین با ترسیم "خط چین شماره نه" در نقشه دریایی خود محدوده وسیعی از این دریا را متعلق به خود محسوب کرده و ایالات متحده و 5 کشور حاشیه این دریا یعنی تایوان، فیلیپین، برونئی، مالزی و ویتنام بعلاوه هند، ژاپن و استرالیا با استناد بر کنوانسیون حقوق دریاها که منطقه انحصاری اقتصادی هر کشوری را تنها محدود به 200 مایل دریایی از ساحل آن کشور اعلام کرده، این ادعای چین را مردود می دانند. دیوان بین المللی لاهه نیز در ژوئیه 2016 در حکمی ادعاهای چین مبنی بر داشتن حقوق انحصاری و اقتصادی بر بخش وسیعی از دریای جنوبی چین را رد کرده بود.
از نظر استراتژیک بدست آوردن حاکمیت بر دریای جنوبی چین و دارا بودن نقش اصلی در تجارت جهانی و استیلای نظامی یک ضرورت در تحقق جاه طلبی چین در به دست آوردن هژمونی جهانی است چنانچه:
- به لحاظ تجارت جهانی خطوط حمل و نقل و گردش روان کالا از مزایای اقتصادی دریای جنوبی چین است که از یک سو روند انتقال منابع نفتی و معدنی را به سوی بخش شمالی این دریا تسهیل کرده و در مسیر برگشت امکان حمل مواد غذایی و کالاهای تولیدی چین را به سوی سایر کشورهای حاشیه دریا فراهم می نماید. حدود یک سوم از تجارت جهان از طریق دریای جنوبی چین صورت میگیرد و به این دلیل خط اصلی حمل و نقل بین بنادر اقیانوس آرام و هند از طریق تنگه مالاکا و دریای جنوبی چین از اهمیت زیادی برخوردار است. از دیگر دلایل اهمیت اقتصادی منطقه، فراوانی منابع طبیعی، وجود ذخایر گاز طبیعی و نفت در بستر دریا بوده که ذخایر نفتی آن در مناطقی مانند شمال برونئی، شرق شبه جزیره مالایا و شمال غربی پالاوان در فیلیپین در حدود 213 میلیارد بشکه تخمین زده می شود.
ادامه مطلب⬇️
نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی
دیپلماسی ایرانی
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
ایالات متحده در روز ۱۷ ژوئیه دو ناو هواپیمابر "یواساس رونالد ریگان" و "یواساس نیمیتز" را یرای دومین بار در یک ماه در آبهای دریای جنوبی چین مستقر کرد. در حالی که اعزام این دو ناو هواپیمابر به آبهای دریای جنوبی چین موجب ناخشنودی چین شده بود، فرماندهی ناو نیمیتز هدف از این اقدام را صرفا یک تمرین دانسته و اعلام کرده که ایالات متحده هر جا که قوانین بین المللی اجازه دهد، تعهد خود را نسبت به برقراری نظم بین المللی در منطقه هند- پاسیفیک و در قبال متحدان منطقه ای خود اعمال می کند.
چین که ادعای مالکیت بر بیش از 80٪ از منطقه دریای چین جنوبی را دارد، این مانور را به عنوان هشداری علیه خود تلقی کرده است. در مقابل ایالات متحده این دریا را جزئی از آب های بین المللی می داند و بر حق قانونی کشتی ها و زیردریایی هایش در رفت وآمد در این دریا تاکید می ورزد.
در سال های اخیر روابط ایالات متحده و جمهوری خلق چین به دلیل مشکلات مختلف حل نشده از جمله اختلافات تجاری و تنش های ژئوپلیتیکی به سردی گراییده و رقابت دو کشور در دو سال گذشته به الگویی از روابط بین الملل تبدیل شده که هم مباحث استراتژیک و هم پویایی های سیاسی، نظامی و اقتصادی واقعی را شکل می دهد.
چین به دنبال آن است تا جایگزین ایالات متحده به عنوان مهمترین و اثرگذارترین کشور در منطقه هند- پاسیفیک و تسلط بر آن باشد و افزایش تنش با ایالات متحده آمریکا با اعزام ناوگان دریایی به دریای جنوبی چین عرصه را برای مبارزه قدرت میان دو کشور در آسیا مهیا ساخته است. چنانچه هنری کیسینجر وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده وضعیت فعلی روابط ایالات متحده و چین را یادآور دوره قبل از جنگ جهانی اول دانسته است.
دریای جنوبی چین به عنوان بازوی اقیانوس آرام غربی در بخش جنوب شرقی آسیا و جنوب چین واقع شده است. این دریا که اقیانوس آرام را به اقیانوس هند، خلیج فارس و اروپا متصل می کند، در حال حاضر بحث برانگیزترین قطعه دریا در جهان و یکی از دلایل اصلی اضطراب ایالات متحده نسبت به اهداف چین در ارتباط با ادعای مالکیت در این دریا است.
از دیدگاه جغرافیایی سیاسی اگرچه مناقشه دریای جنوبی چین مشاجره عادی دو کشور همجوار و یا مقابل در یک دریا نیست، اما ایالات متحده بواسطه توافق های امنیتی با کشورهایی مانند فیلیپین، سنگاپور و ویتنام در دریای چین به یک مدعی فعال در منطقه تبدیل شده که موضع گیری های تندی در قبال ادعاهای حاکمیت دریایی چین دارد. چین با ترسیم "خط چین شماره نه" در نقشه دریایی خود محدوده وسیعی از این دریا را متعلق به خود محسوب کرده و ایالات متحده و 5 کشور حاشیه این دریا یعنی تایوان، فیلیپین، برونئی، مالزی و ویتنام بعلاوه هند، ژاپن و استرالیا با استناد بر کنوانسیون حقوق دریاها که منطقه انحصاری اقتصادی هر کشوری را تنها محدود به 200 مایل دریایی از ساحل آن کشور اعلام کرده، این ادعای چین را مردود می دانند. دیوان بین المللی لاهه نیز در ژوئیه 2016 در حکمی ادعاهای چین مبنی بر داشتن حقوق انحصاری و اقتصادی بر بخش وسیعی از دریای جنوبی چین را رد کرده بود.
از نظر استراتژیک بدست آوردن حاکمیت بر دریای جنوبی چین و دارا بودن نقش اصلی در تجارت جهانی و استیلای نظامی یک ضرورت در تحقق جاه طلبی چین در به دست آوردن هژمونی جهانی است چنانچه:
- به لحاظ تجارت جهانی خطوط حمل و نقل و گردش روان کالا از مزایای اقتصادی دریای جنوبی چین است که از یک سو روند انتقال منابع نفتی و معدنی را به سوی بخش شمالی این دریا تسهیل کرده و در مسیر برگشت امکان حمل مواد غذایی و کالاهای تولیدی چین را به سوی سایر کشورهای حاشیه دریا فراهم می نماید. حدود یک سوم از تجارت جهان از طریق دریای جنوبی چین صورت میگیرد و به این دلیل خط اصلی حمل و نقل بین بنادر اقیانوس آرام و هند از طریق تنگه مالاکا و دریای جنوبی چین از اهمیت زیادی برخوردار است. از دیگر دلایل اهمیت اقتصادی منطقه، فراوانی منابع طبیعی، وجود ذخایر گاز طبیعی و نفت در بستر دریا بوده که ذخایر نفتی آن در مناطقی مانند شمال برونئی، شرق شبه جزیره مالایا و شمال غربی پالاوان در فیلیپین در حدود 213 میلیارد بشکه تخمین زده می شود.
ادامه مطلب⬇️
- به لحاظ نظامی منطقه دریای جنوبی چین مرکز نظامی سازی گسترده و مانور نظامی کشورهایی است که هزینه های دفاعی زیادی را صرف حفاظت از منطقه مورد ادعای خود در این دریا می کنند. چنانچه پکن با هدف دور کردن آمریکا از حیاط خلوت سرزمین خود در این دریا همزمان با مانور دریایی ایالات متحده در ژوئیه سال جاری مانوری را در این دریا برگزار کرده است. این دریا می تواند برای چین به مثابه یک پایگاه نظامی قوی در شرایط وقوع جنگ تمام عیار با دشمنان عمل کند. چین تاکنون اقدام به نظامی سازی 1.35 میلیون مایل مربع از دریای چین جنوبی کرده که شامل گسترش جزایر مصنوعی در منطقه و ساخت پایگاه های نظامی در جزایر اسپارتلی است که محل مناقشه با چند کشور آسیایی شامل ویتنام و تایوان نیز می باشد.
برای ایالات متحده دریای جنوبی چین شریانی جهت محافظت از امنیت و ثبات متحدان منطقه ای است و ناوگان هفتم ایالات متحده روال ثابتی برای عبور و مرور بین اقیانوس های آرام و هند را در فواصل منظم زمانی دارد. ناوهای آمریکایی با ادعای آزادی ناوبری در این دریا تردد کرده و عبور از تنگه تایوان را نشانگر تعهد واشنگتن به باز بودن مسیر اقیانوس آرام و هند قلمداد می نمایند.
به نظر می رسد تهدید استراتژیک دریانوردی واشنگتن و فرصت استراتژیک دورکردن دشمنان از آبهای سرزمینی برای چین در دریای جنوبی چین در تایوان با هم تلاقی پیدا می کنند. از این دیدگاه موقعیت جغرافیایی تایوان با قرار گیری در 100 مایلی ساحل چین و حاشیه خطوط حمل و نقل دریای جنوبی چین به قدری حائز اهمیت خواهد بود که دو کشور به طور خوش بینانه به دنبال ائتلاف و همپیمانی با این جزیره و به طور بدبینانه سودای کنترل و محاصره آن را داشته باشند. سفر الکس ایزار وزیر بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده امریکا به تایوان به منظور بررسی موفقیت تایوان در مبارزه با پاندمی کرونا و احترام به ارزش های دمکراتیک این جزیره با مخالفت چین روبرو شده که تایوان را بخشی از خاک خود می داد. ایزار بلندپایه ترین مقام امریکا است که پس از قطع روابط دیپلماتیک واشنگتن و تایپه در 1979 به تایوان سفر کرده است.
کنترل تایوان از سوی چین می تواند حلقه آزادی دریانوردی ایالات متحده را چه از منظر نظم بین المللی و چه به لحاظ حفاظت از منافع متحدان منطقه ای در دریای جنوبی چین تنگ نماید. چین با محاصره تایوان می تواند بهترین امکان را برای اثبات ادعاهای مالکیت دریایی خود در دریای جنوبی چین فراهم آورد، زیرا تغییر خط مبدا از سواحل چین به ورای نقاط ساحلی جنوب تایوان موجب وسعت بخشیدن به مناطق مختلف دریایی اعم از دریای سرزمینی، قلمرو نظارت و قلمرو انحصاری اقتصادی برای چین خواهد بود و پیشروی در این دریا آزادی عمل بیشتری را در اختیار چین قرار خواهد داد تا به راحتی از آب های عمیق تایوان به اقیانوس آرام دسترسی داشته باشد. همچنین چین می تواند با واقعی تر شدن خطوط نه گانه ترسیمی، ادعاهای سرزمینی و دریایی خود را حتی تهاجمی تر علیه فیلیپین، ویتنام، مالزی و برونئی اعمال کند.
آمریکا با داشتن پایگاه های نظامی در کره جنوبی، فیلیپین و اوکیناوای ژاپن می تواند تهدیدی جدی برای خطوط دریایی باشد که بنادر چینی را به جهان وصل می کنند و برای چین محافظت از این خطوط دریایی در معرض تهدید نظامی با دستیابی به کنترل تایوان و به دنبال آن کنترل دریای جنوبی چین ضروری است. بنابراین جزیره تایوان یک سرمایه استراتژیک بزرگ برای پکن خواهد بود تا نه تنها بر محدودیت های قانونی و حقوقی در دریای چین جنوبی فائق آید، بلکه اوضاع منطقه را به لحاظ اقتصادی و نظامی به نفع خود برگرداند و از تصرف تایوان به عنوان سکویی برای دور شدن از تأثیرات غربی در منطقه استفاده کند.
آگاهی از موقعیت استراتژیک تایوان واشنگتن را بر آن داشته تا با فروش تسلیحات در مقیاس و تنوع بیشتر مانند سیستم دفاع موشکی پاتریوت و هواپیماهای F-16V قابلیتهای تهاجمی جدیدی را برای مقابله این جزیره با پکن مهیا سازد. چین که عملکرد واشنگتن را درعبور از خطوط قرمز چینی در وضعیت بین المللی تایوان به شدت خطرناک دانسته، همزمان با افزایش فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی بر تایپه نارضایتی عمومی از رهبری فعلی تایوان را ابراز داشته است.
نتیجه آن که ایالات متحده و چین در مسیر یک درگیری قرار گرفته اند که می تواند در نهایت منجر به جنگ شود و تایوان اسلحه ای آماده شلیک است که می تواند هر دو کشور را هدف قرار دهد.
رقابت قدرت در منطقه دو قطبی دریای جنوبی چین در حال اوج گیری است و برای واشنگتن و پکن دشوار خواهد بود تا یک نظم غالب را در منطقه برقرار کنند. آیا دیپلماسی قادر خواهد بود تا منطقه را از فاجعه احتمالی نجات دهد؟
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
برای ایالات متحده دریای جنوبی چین شریانی جهت محافظت از امنیت و ثبات متحدان منطقه ای است و ناوگان هفتم ایالات متحده روال ثابتی برای عبور و مرور بین اقیانوس های آرام و هند را در فواصل منظم زمانی دارد. ناوهای آمریکایی با ادعای آزادی ناوبری در این دریا تردد کرده و عبور از تنگه تایوان را نشانگر تعهد واشنگتن به باز بودن مسیر اقیانوس آرام و هند قلمداد می نمایند.
به نظر می رسد تهدید استراتژیک دریانوردی واشنگتن و فرصت استراتژیک دورکردن دشمنان از آبهای سرزمینی برای چین در دریای جنوبی چین در تایوان با هم تلاقی پیدا می کنند. از این دیدگاه موقعیت جغرافیایی تایوان با قرار گیری در 100 مایلی ساحل چین و حاشیه خطوط حمل و نقل دریای جنوبی چین به قدری حائز اهمیت خواهد بود که دو کشور به طور خوش بینانه به دنبال ائتلاف و همپیمانی با این جزیره و به طور بدبینانه سودای کنترل و محاصره آن را داشته باشند. سفر الکس ایزار وزیر بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده امریکا به تایوان به منظور بررسی موفقیت تایوان در مبارزه با پاندمی کرونا و احترام به ارزش های دمکراتیک این جزیره با مخالفت چین روبرو شده که تایوان را بخشی از خاک خود می داد. ایزار بلندپایه ترین مقام امریکا است که پس از قطع روابط دیپلماتیک واشنگتن و تایپه در 1979 به تایوان سفر کرده است.
کنترل تایوان از سوی چین می تواند حلقه آزادی دریانوردی ایالات متحده را چه از منظر نظم بین المللی و چه به لحاظ حفاظت از منافع متحدان منطقه ای در دریای جنوبی چین تنگ نماید. چین با محاصره تایوان می تواند بهترین امکان را برای اثبات ادعاهای مالکیت دریایی خود در دریای جنوبی چین فراهم آورد، زیرا تغییر خط مبدا از سواحل چین به ورای نقاط ساحلی جنوب تایوان موجب وسعت بخشیدن به مناطق مختلف دریایی اعم از دریای سرزمینی، قلمرو نظارت و قلمرو انحصاری اقتصادی برای چین خواهد بود و پیشروی در این دریا آزادی عمل بیشتری را در اختیار چین قرار خواهد داد تا به راحتی از آب های عمیق تایوان به اقیانوس آرام دسترسی داشته باشد. همچنین چین می تواند با واقعی تر شدن خطوط نه گانه ترسیمی، ادعاهای سرزمینی و دریایی خود را حتی تهاجمی تر علیه فیلیپین، ویتنام، مالزی و برونئی اعمال کند.
آمریکا با داشتن پایگاه های نظامی در کره جنوبی، فیلیپین و اوکیناوای ژاپن می تواند تهدیدی جدی برای خطوط دریایی باشد که بنادر چینی را به جهان وصل می کنند و برای چین محافظت از این خطوط دریایی در معرض تهدید نظامی با دستیابی به کنترل تایوان و به دنبال آن کنترل دریای جنوبی چین ضروری است. بنابراین جزیره تایوان یک سرمایه استراتژیک بزرگ برای پکن خواهد بود تا نه تنها بر محدودیت های قانونی و حقوقی در دریای چین جنوبی فائق آید، بلکه اوضاع منطقه را به لحاظ اقتصادی و نظامی به نفع خود برگرداند و از تصرف تایوان به عنوان سکویی برای دور شدن از تأثیرات غربی در منطقه استفاده کند.
آگاهی از موقعیت استراتژیک تایوان واشنگتن را بر آن داشته تا با فروش تسلیحات در مقیاس و تنوع بیشتر مانند سیستم دفاع موشکی پاتریوت و هواپیماهای F-16V قابلیتهای تهاجمی جدیدی را برای مقابله این جزیره با پکن مهیا سازد. چین که عملکرد واشنگتن را درعبور از خطوط قرمز چینی در وضعیت بین المللی تایوان به شدت خطرناک دانسته، همزمان با افزایش فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی بر تایپه نارضایتی عمومی از رهبری فعلی تایوان را ابراز داشته است.
نتیجه آن که ایالات متحده و چین در مسیر یک درگیری قرار گرفته اند که می تواند در نهایت منجر به جنگ شود و تایوان اسلحه ای آماده شلیک است که می تواند هر دو کشور را هدف قرار دهد.
رقابت قدرت در منطقه دو قطبی دریای جنوبی چین در حال اوج گیری است و برای واشنگتن و پکن دشوار خواهد بود تا یک نظم غالب را در منطقه برقرار کنند. آیا دیپلماسی قادر خواهد بود تا منطقه را از فاجعه احتمالی نجات دهد؟
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Military base agreement.pdf
2 MB
متن اسنادی توافق نامه پایگاههای نظامی ایالات متحده و فیلیپین
به موجب این توافق نامه ایالات متحده مجاز شد به مدت 99 سال از برخی پایگاههای نظامی و دریایی فیلیپین استفاده کند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
به موجب این توافق نامه ایالات متحده مجاز شد به مدت 99 سال از برخی پایگاههای نظامی و دریایی فیلیپین استفاده کند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺فشار حداکثری ایالات متحده علیه ایران پس از شکست در همراهی متحدین این کشور در شورای امنیت
🔹گاردین/ دونالد ترامپ رییس جمهوری ایالات متحده در ادامه سیاست فشار حداکثری بر ایران و پس از شکست در همراه کردن متحدین خود در شورای امنیت در حال تلاش برای استفاده از مکانیزم ماشه و اعمال تحریم های یک جانبه علیه ایران است.
🔹در این راستا مایک پومپئو به نیویورک می رود تا شورای امنیت سازمان ملل را از تصمیم ایالات متحده برای استفاده از مکانیزم ماشه یا اسنپ بک مطلع کند.
🔹این در حالیست که ایالات متحده از توافق هسته ای با ایران خارج شده و از طرفین متعاهد بر اساس این توافق محسوب نمی شود.
🔹ایالات متحده همچنین به مخالفت احتمالی چین و روسیه نیز اشاره کرده و ترامپ اعلام کرده است در صورت وقوع این مخالفت ایالات متحده واکنش نشان خواهد داد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹گاردین/ دونالد ترامپ رییس جمهوری ایالات متحده در ادامه سیاست فشار حداکثری بر ایران و پس از شکست در همراه کردن متحدین خود در شورای امنیت در حال تلاش برای استفاده از مکانیزم ماشه و اعمال تحریم های یک جانبه علیه ایران است.
🔹در این راستا مایک پومپئو به نیویورک می رود تا شورای امنیت سازمان ملل را از تصمیم ایالات متحده برای استفاده از مکانیزم ماشه یا اسنپ بک مطلع کند.
🔹این در حالیست که ایالات متحده از توافق هسته ای با ایران خارج شده و از طرفین متعاهد بر اساس این توافق محسوب نمی شود.
🔹ایالات متحده همچنین به مخالفت احتمالی چین و روسیه نیز اشاره کرده و ترامپ اعلام کرده است در صورت وقوع این مخالفت ایالات متحده واکنش نشان خواهد داد.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
the Guardian
Iran sanctions: Trump threatens to unilaterally reimpose UN measures
US to activate controversial ‘snapback’ procedure, which Britain, France and Germany say it doesn’t have the right to do
mcdorman1993.pdf
2.9 MB
📖دانلود مقاله تنش های دریای جنوبی چین در دهه 90 میلادی و نقش و جایگاه ایالات متحده
#ایالات_متحده #دریای_جنوبی_چین
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
#ایالات_متحده #دریای_جنوبی_چین
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺استیو بنن مشاور سابق دونالد ترامپ بازداشت شد
🔹گاردین/ وی به اتهام کلاه برداری از موسسات غیر انتفاعی که کنترل آن ها را بر عهده داشته بازداشت شده است.
📎https://www.theguardian.com/us-news/2020/aug/20/steve-bannon-arrested-charged-fraud-we-build-the-wall
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹گاردین/ وی به اتهام کلاه برداری از موسسات غیر انتفاعی که کنترل آن ها را بر عهده داشته بازداشت شده است.
📎https://www.theguardian.com/us-news/2020/aug/20/steve-bannon-arrested-charged-fraud-we-build-the-wall
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
the Guardian
Steve Bannon pleads not guilty to fraud after arrest on luxury yacht
Trump’s ex-adviser was arrested on Thursday for allegedly defrauding donors to ‘We Build the Wall’ campaign
🔺برایان هوک: آمریکا برای فعالسازی روند بازگرداندن تحریمهای ایران نیازی به مجوز کسی ندارد
🔹نماینده ویژه آمریکا در امور ایران میگوید ایالات متحده نیازی به مجوز کسی برای فعالسازی مکانیسم بازگرداندن تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ندارد.
📎https://ir.voanews.com/top-stories/us-iran-sanctions-hook
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹نماینده ویژه آمریکا در امور ایران میگوید ایالات متحده نیازی به مجوز کسی برای فعالسازی مکانیسم بازگرداندن تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ندارد.
📎https://ir.voanews.com/top-stories/us-iran-sanctions-hook
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Voice of America
برایان هوک: آمریکا برای فعالسازی روند بازگرداندن تحریمهای ایران نیازی به مجوز کسی ندارد
نماینده ویژه آمریکا در امور ایران میگوید ایالات متحده نیازی به مجوز کسی برای فعالسازی مکانیسم بازگرداندن تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ندارد.
کرمی درون میوه: شکاف راهبردی فزاینده بین اعضای ناتو
برخی از اعضای ناتو بهعنوان یک ائتلاف سیاسی- نظامی 70 ساله، فاقد ارزشهای مشترک بوده و رفتار یک عضو آن یعنی ترکیه در تضاد با منافع امنیتی دیگر اعضا است.
وبسایت اندیشکده انگلیسی راسی
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
حادثه دریایی اخیر بین کشتیهای جنگی فرانسه و ترکیه پدیده غمانگیز دیگری در این شرایط وخیم است که در آن ترکیه نوعثمانی با جاهطلبیهای سیاسی فزاینده، اساس منافع امنیتی بسیاری از کشورهای اروپایی را زیر پا میگذارد. َ
10 ژوئیه، کشتی تجاری «کرکین» با پرچم تانزانیا و با اسکورت کشتیهای جنگی ترکیه در حال حرکت بود که ناوچه فرانسوی «کوربت» با ظن بر قاچاق سلاح به لیبی و نقض قطعنامه 2473 شورای امنیت سازمان ملل (که همه طرفین درگیر در جنگ لیبی را تحریم تسلیحاتی کرده است) خواستار بازرسی آن شد. ناوچه فرانسوی در عملیات ناتو، بهعنوان «عملیات حافظ دریا» شرکت داشت که هدف از آن، آگاهی از وضعیت دریایی و مقابله با تروریسم است. اوایل همان روز، اقدام ناوچههای یونان برای بازرسی کرکین ناکام مانده بود. ناوچه یونان نیز بخشی از عملیات ناتو در اجرای تحریم تسلیحاتی سازمان ملل محسوب میشد.
با نزدیکی کوربت به کرکین، کشتیهای جنگی ترکیه رادارهای کنترل آتش خود را روشن کرده و خدمه آنها جلیقه ضدگلوله پوشیده و در پشت سلاحهای سبک قرار گرفتند. حتی بر اساس استانداردهای جنگ سرد نیز این رفتار ناوگان ترکیه شدیداً تهاجمی بود.
بلافاصله پسازآن، فرانسه درخواست کرد تا شورای ناتو برای بررسی این رویداد و تحقیقات رسمی تشکیل جلسه دهد. عجیب است که در عین حمایت 10 عضو ناتو (بلژیک، آلمان، یونان، ایتالیا، لوکزامبورگ، پرتغال، اسلواکی، اسلوونی، اسپانیا و انگلیس) از درخواست فرانسه، هیچکدام از کشورهای جناح شرق این ائتلاف (بهجز اسلواکی) و اعضای نوردیک از آن حمایت نکردند.
احتمالاً سکوت رسمی این کشورها به خاطر کاهش مخالفت دیرینه ترکیه با تصویب طرحهای دفاعی ناتو برای لهستان و کشورهای بالتیک بوده است، اما این ملاحظات نیز سکوت حیرتانگیز آمریکا را توجیه نمیکند. بااینحال، همه کشورهای اروپایی مدیترانهای ناتو (بهجز کرواسی و آلبانی) از درخواست فرانسه حمایت کردند.
فرانسه نیز مشارکت خود در عملیات «حافظ دریا» را به تعلیق درآورده و از ائتلاف خواست تا بهطور جمعی به اتخاذ برخی اقدامات بپردازد ازجمله؛
بازتاکید رسمی ناتو به رعایت تحریم تسلیحات،
منع استفاده کشتیهای جنگی ترکیه از نشانههای ناتو در صورت عدم رعایت قطعنامه 2473 شورای امنیت سازمان ملل توسط آنها،
تقویت همکاری بین ناتو – اتحادیه اروپا در شرق مدیترانه،
ارائه سازوکار حل اختلافات در دریا
پیامدهای بلندمدت
نباید خطر بنبست تاکتیکی 10 ژوئیه و ریسک درگیری ناشی از آن را نادیده گرفت. بااینحال، این رویداد بیانگر شکاف راهبردی فزاینده بین اعضای ناتوست که بهمراتب خطر بزرگتری برای آینده این ائتلاف خواهد داشت.
بهسختی میتوان شرایط 2020 را با 1974 مقایسه کرد که در آن سال، آنکارا به شمال قبرس حمله کرد و تنشها با یونان به طرز خطرناکی اوج گرفت. در آن زمان، تهدید اتحاد شوروی هنوز اعضای ائتلاف ناتو را به هم پیوند داده و متحد میساخت؛ اما اکنون شرایط بهطور چشمگیری تغییر کرده است. ریاست جمهوری فاجعهبار ترامپ به اعتبار آمریکا بهعنوان ضامن رفتار معقولانه در داخل ائتلاف آسیبزده و در تعهد واشنگتن به مقابله با حمله علیه اعضای ناتو، شک و تردید ایجاد کرده است. همچنین، گذشته از اعلامیههای نشستهای ناتو و رفتار بینالمللی تهاجمی مسکو، واقعیت این است که اعضای ناتو دیگر تهدید روسیه را همانند تهدید شوروی، خطری مهم قلمداد نمیکنند.
اهمیت ارزشافزوده ناتو برای بخش جنوبی با هر نشست ائتلاف زیر سوال میرود. اگرچه در همه اعلامیههای رسمی پاراگرافی برای تائید «رویکرد امنیتی 360 درجهای» به چشم میخورد، اما واقعیت این است که این شعار فاقد مصداق کافی بوده و در مقابله با تهدیدهای مهم فراروی جناح جنوبی، ارزشافزوده خالص ناتو چندان چشمگیر نیست.
در حال حاضر، رجب طیب اردوغان، رهبر اقتدارگرای ترکیه، از طریق مداخله نظامی در حمایت از یکی از طرفین درگیر در لیبی و با بیاعتنایی به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، به پیشبرد دستور کار استعمارگرایانه خویش پرداخته و منافع امنیتی اروپا را مستقیماً تهدید میکند.
حادثه ماه گذشته تنها یکی از اقدامات نامطلوب (اگرنه تحریکآمیز) ترکیه است که عبارتاند از؛ خرید سامانه دفاع هوایی پیشرفته اس-400، تهدید مکرر به فسخ توافق کمک 6 میلیارد یورویی با اتحادیه اروپا و باز کردن مرز ترکیه برای هجوم میلیونها پناهجوی خاورمیانه به اروپا و حمله ژانویه 2019 به کردهای متحد غرب در سوریه پس از «چراغ سبز» ترامپ بدون مشورت قبلی با ناتو.
ادامه مطلب⬇️
برخی از اعضای ناتو بهعنوان یک ائتلاف سیاسی- نظامی 70 ساله، فاقد ارزشهای مشترک بوده و رفتار یک عضو آن یعنی ترکیه در تضاد با منافع امنیتی دیگر اعضا است.
وبسایت اندیشکده انگلیسی راسی
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
حادثه دریایی اخیر بین کشتیهای جنگی فرانسه و ترکیه پدیده غمانگیز دیگری در این شرایط وخیم است که در آن ترکیه نوعثمانی با جاهطلبیهای سیاسی فزاینده، اساس منافع امنیتی بسیاری از کشورهای اروپایی را زیر پا میگذارد. َ
10 ژوئیه، کشتی تجاری «کرکین» با پرچم تانزانیا و با اسکورت کشتیهای جنگی ترکیه در حال حرکت بود که ناوچه فرانسوی «کوربت» با ظن بر قاچاق سلاح به لیبی و نقض قطعنامه 2473 شورای امنیت سازمان ملل (که همه طرفین درگیر در جنگ لیبی را تحریم تسلیحاتی کرده است) خواستار بازرسی آن شد. ناوچه فرانسوی در عملیات ناتو، بهعنوان «عملیات حافظ دریا» شرکت داشت که هدف از آن، آگاهی از وضعیت دریایی و مقابله با تروریسم است. اوایل همان روز، اقدام ناوچههای یونان برای بازرسی کرکین ناکام مانده بود. ناوچه یونان نیز بخشی از عملیات ناتو در اجرای تحریم تسلیحاتی سازمان ملل محسوب میشد.
با نزدیکی کوربت به کرکین، کشتیهای جنگی ترکیه رادارهای کنترل آتش خود را روشن کرده و خدمه آنها جلیقه ضدگلوله پوشیده و در پشت سلاحهای سبک قرار گرفتند. حتی بر اساس استانداردهای جنگ سرد نیز این رفتار ناوگان ترکیه شدیداً تهاجمی بود.
بلافاصله پسازآن، فرانسه درخواست کرد تا شورای ناتو برای بررسی این رویداد و تحقیقات رسمی تشکیل جلسه دهد. عجیب است که در عین حمایت 10 عضو ناتو (بلژیک، آلمان، یونان، ایتالیا، لوکزامبورگ، پرتغال، اسلواکی، اسلوونی، اسپانیا و انگلیس) از درخواست فرانسه، هیچکدام از کشورهای جناح شرق این ائتلاف (بهجز اسلواکی) و اعضای نوردیک از آن حمایت نکردند.
احتمالاً سکوت رسمی این کشورها به خاطر کاهش مخالفت دیرینه ترکیه با تصویب طرحهای دفاعی ناتو برای لهستان و کشورهای بالتیک بوده است، اما این ملاحظات نیز سکوت حیرتانگیز آمریکا را توجیه نمیکند. بااینحال، همه کشورهای اروپایی مدیترانهای ناتو (بهجز کرواسی و آلبانی) از درخواست فرانسه حمایت کردند.
فرانسه نیز مشارکت خود در عملیات «حافظ دریا» را به تعلیق درآورده و از ائتلاف خواست تا بهطور جمعی به اتخاذ برخی اقدامات بپردازد ازجمله؛
بازتاکید رسمی ناتو به رعایت تحریم تسلیحات،
منع استفاده کشتیهای جنگی ترکیه از نشانههای ناتو در صورت عدم رعایت قطعنامه 2473 شورای امنیت سازمان ملل توسط آنها،
تقویت همکاری بین ناتو – اتحادیه اروپا در شرق مدیترانه،
ارائه سازوکار حل اختلافات در دریا
پیامدهای بلندمدت
نباید خطر بنبست تاکتیکی 10 ژوئیه و ریسک درگیری ناشی از آن را نادیده گرفت. بااینحال، این رویداد بیانگر شکاف راهبردی فزاینده بین اعضای ناتوست که بهمراتب خطر بزرگتری برای آینده این ائتلاف خواهد داشت.
بهسختی میتوان شرایط 2020 را با 1974 مقایسه کرد که در آن سال، آنکارا به شمال قبرس حمله کرد و تنشها با یونان به طرز خطرناکی اوج گرفت. در آن زمان، تهدید اتحاد شوروی هنوز اعضای ائتلاف ناتو را به هم پیوند داده و متحد میساخت؛ اما اکنون شرایط بهطور چشمگیری تغییر کرده است. ریاست جمهوری فاجعهبار ترامپ به اعتبار آمریکا بهعنوان ضامن رفتار معقولانه در داخل ائتلاف آسیبزده و در تعهد واشنگتن به مقابله با حمله علیه اعضای ناتو، شک و تردید ایجاد کرده است. همچنین، گذشته از اعلامیههای نشستهای ناتو و رفتار بینالمللی تهاجمی مسکو، واقعیت این است که اعضای ناتو دیگر تهدید روسیه را همانند تهدید شوروی، خطری مهم قلمداد نمیکنند.
اهمیت ارزشافزوده ناتو برای بخش جنوبی با هر نشست ائتلاف زیر سوال میرود. اگرچه در همه اعلامیههای رسمی پاراگرافی برای تائید «رویکرد امنیتی 360 درجهای» به چشم میخورد، اما واقعیت این است که این شعار فاقد مصداق کافی بوده و در مقابله با تهدیدهای مهم فراروی جناح جنوبی، ارزشافزوده خالص ناتو چندان چشمگیر نیست.
در حال حاضر، رجب طیب اردوغان، رهبر اقتدارگرای ترکیه، از طریق مداخله نظامی در حمایت از یکی از طرفین درگیر در لیبی و با بیاعتنایی به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، به پیشبرد دستور کار استعمارگرایانه خویش پرداخته و منافع امنیتی اروپا را مستقیماً تهدید میکند.
حادثه ماه گذشته تنها یکی از اقدامات نامطلوب (اگرنه تحریکآمیز) ترکیه است که عبارتاند از؛ خرید سامانه دفاع هوایی پیشرفته اس-400، تهدید مکرر به فسخ توافق کمک 6 میلیارد یورویی با اتحادیه اروپا و باز کردن مرز ترکیه برای هجوم میلیونها پناهجوی خاورمیانه به اروپا و حمله ژانویه 2019 به کردهای متحد غرب در سوریه پس از «چراغ سبز» ترامپ بدون مشورت قبلی با ناتو.
ادامه مطلب⬇️
سال 2018 نیروی دریایی ترکیه کشتیهای اکتشافی نفت و گاز توتال و انی (ENI) را در منطقه ویژه اقتصادی جمهوری قبرس مورد آزار و اذیت قرار داد و سپس در سال 2019 کشتیهای اکتشافی خود را در همان آبهای قبرس مستقر کرد. ادعای ترکیه بر جزیره یونانی گاودوس تنها باهدف گسترش منطقه ویژه اقتصادی ترکیه به جنوب کرت بوده و این جزیره دارای هیچ میراث ترکی نیست. همچنین، ترکیه اخیراً موافقتنامهای غیرقانونی با مقامات سیاسی لیبی در طرابلس به امضا رسانده است که تقریباً کل شرق مدیترانه را بین این دو کشور تقسیم میکند.
همه اینها بیانگر اختلاف ارزشها بین ترکیه و باقی اروپاست. چنین امری ناتو را در معرض خطر قرار داده است.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://rusi.org/commentary/worm-fruit-rising-strategic-foe-inside-nato
همه اینها بیانگر اختلاف ارزشها بین ترکیه و باقی اروپاست. چنین امری ناتو را در معرض خطر قرار داده است.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://rusi.org/commentary/worm-fruit-rising-strategic-foe-inside-nato
RUSI
The Worm is in the Fruit: A Rising Strategic Foe Inside NATO
What is the added value of a 70-year-old politico-military alliance when some of its members no longer share the same values and, more importantly, when the behaviour of one member – Turkey –
🔺تظاهرات در ویسکانسن آمریکا در پی شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست غیرمسلح
🔹پس از آنکه شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست در شهر کنوشا ایالت ویسکانسن به اعتراضات شبانه در برابر مقر فرماندهی پلیس و آتش زدن چند خودرو انجامید، مقامها در این ناحیه مقررات منع آمد و شد شبانه وضع کرده اند اما معترضان فریاد میزنند که "عقب نخواهند نشست".
🔹مردی که پلیس از پشت به او چند بار شلیک کرده در بیمارستان بستری و حالش وخیم است.
🔹همزمان پسر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در توییتر به اعتراضات در کنوشا واکنش نشان داده و با انتشار تصاویری منصوب به این اعتراضات در شبکه اجتماعی توییتر، آنها را "آنارشی" و هرج و مرج خوانده است.
🔹در همین حال، تونی اورس، فرماندار ویسکانسن ضمن محکوم کردن شلیک به جیکوب بلیک رفتار پلیس را مورد انتقاد قرار داده است.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹پس از آنکه شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست در شهر کنوشا ایالت ویسکانسن به اعتراضات شبانه در برابر مقر فرماندهی پلیس و آتش زدن چند خودرو انجامید، مقامها در این ناحیه مقررات منع آمد و شد شبانه وضع کرده اند اما معترضان فریاد میزنند که "عقب نخواهند نشست".
🔹مردی که پلیس از پشت به او چند بار شلیک کرده در بیمارستان بستری و حالش وخیم است.
🔹همزمان پسر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در توییتر به اعتراضات در کنوشا واکنش نشان داده و با انتشار تصاویری منصوب به این اعتراضات در شبکه اجتماعی توییتر، آنها را "آنارشی" و هرج و مرج خوانده است.
🔹در همین حال، تونی اورس، فرماندار ویسکانسن ضمن محکوم کردن شلیک به جیکوب بلیک رفتار پلیس را مورد انتقاد قرار داده است.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺ترامپ تنها فردی است که می تواند ایالات متحده را نجات دهد
🔹در نخستین کنگره ملی جمهوری خواهان دونالد ترامپ به عنوان تنها منجی آمریکا معرفی شد و انتخاب مجدد وی به ریاست جمهوری به عنوان تنها راه حفاظت از منافع ایالات متحده عنوان گردید.
🌐THE GUARDIAN
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹در نخستین کنگره ملی جمهوری خواهان دونالد ترامپ به عنوان تنها منجی آمریکا معرفی شد و انتخاب مجدد وی به ریاست جمهوری به عنوان تنها راه حفاظت از منافع ایالات متحده عنوان گردید.
🌐THE GUARDIAN
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
the Guardian
RNC night one: Republicans argue only Trump can save America
President’s allies and family issued dark warnings of what’s at stake in the election, and an array of misleading claims
سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی
محمود سریع القلم
1-که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد؛
2-که سیاستِ بین الملل بر اقتصادِ بین الملل اولویت دارد؛
3-که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت؛
4-که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد؛
5-که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضا سازی مجازی؛
6-که کشورهای اروپایی با توجه به عدالت خواهی و حق طلبی، باید موضع بگیرند؛
7-که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند؛
8-که آمریکا یعنی رئیس جمهور آمریکا؛
9-که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود؛
10-که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند؛
11-که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
12-که مجموعۀ دستگاه نظامی- امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
13-که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
14-که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
15-که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است؛
16-که عموم رسانه های آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانه ای دولت آمریکا هستند؛
17-که سیاست خاورمیانه ای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد؛
18-که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو؛
19-که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست؛
20-که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند؛
21-که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است؛
22-که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بین الملل پایان یافته است؛
23-که 900 صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت؛
24-که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است؛
25-که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت؛
26-که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد؛
27-که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است؛
28-که یک کشور جهان سومی میتواند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد؛
29-که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت؛
30-که خیلی ها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمی شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
محمود سریع القلم
1-که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد؛
2-که سیاستِ بین الملل بر اقتصادِ بین الملل اولویت دارد؛
3-که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت؛
4-که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد؛
5-که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضا سازی مجازی؛
6-که کشورهای اروپایی با توجه به عدالت خواهی و حق طلبی، باید موضع بگیرند؛
7-که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند؛
8-که آمریکا یعنی رئیس جمهور آمریکا؛
9-که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود؛
10-که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند؛
11-که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
12-که مجموعۀ دستگاه نظامی- امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
13-که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
14-که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
15-که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است؛
16-که عموم رسانه های آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانه ای دولت آمریکا هستند؛
17-که سیاست خاورمیانه ای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد؛
18-که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو؛
19-که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست؛
20-که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند؛
21-که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است؛
22-که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بین الملل پایان یافته است؛
23-که 900 صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت؛
24-که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است؛
25-که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت؛
26-که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد؛
27-که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است؛
28-که یک کشور جهان سومی میتواند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد؛
29-که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت؛
30-که خیلی ها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمی شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺بازی پیچیده "اسنپ بک"!
صابر گل عنبری
آمریکا پنجشنبه گذشته با درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه از شورای امنیت در واقع بازی بسیار پیچیدهای را به راه انداخت که پیامد آن نه فقط نابودی رسمی برجام، پایان دادن به حیات جسم نیمه جان آن است، بلکه مواجه شدن شورای امنیت با یک معضل و چالش حقوقی جدی و تضعیف چندجانبهگرایی و تقویت یکجانبهگرایی آمریکا در سطح بینالملل میباشد. این چالش هم ناشی از تفسیر دوگانه و متضاد آمریکا و چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت از درخواست کشیدن ماشه برجام است. از یک طرف، دولت ترامپ با تفسیر خاص و شاذی از قطعنامه 2231، گام خود را قانونی معرفی میکند و از دیگر سو، دیگر اعضای شورای امنیت به استثنای جمهوری دومینکن، این اقدام را به علت خروج آمریکا از برجام غیر قانونی اعلام کردهاند. همین مساله شرکای اروپایی آمریکا را نیز در اقدامی کمسابقه در جبهه چین و روسیه قرار داده است.
برخلاف نظر برخی کارشناسان، بر این باور هستم که حل این اختلاف نظر حقوقی از طریق سازکارهای قانونی مطرح زیاد میسر نیست؛ به این علت که اگر اروپاییها یا چین و روسیه بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند و با طرح پیشنویس قطعنامهای اعلام کنند که مساله مطرح دارای ماهیت رویهای (Procedural Issues) است و از این طریق بخواهند با وجود مخالفت آمریکا و با جلب موافقت 9 عضو دیگر اقدام کنند، از آن طرف هم آمریکا احتمالا اعلام خواهد کرد که این موضوع جزو مسائل اساسی (Constitutional Issues) است و از وتوی مضاعف (Double Veto) استفاده میکند. همچنین، اگر مسیر دیوان دادگستری بینالمللی لاهه (ICJ) دنبال و از آن نظرخواهی شود که یک پروسه زمانبر و چند ساله خواهد بود.
به هر حال، این چالش حقوقی در شورای امنیت میتواند کلیت این نهاد را تضعیف کرده و به تبع آن، باعث اختلال در معادله و موازنهای شود که میان پنج قدرت جهانی پس از جنگ جهانی دوم برای مدیریت تنازع منافع خود در سطح جهان از طریق سازکارهای داخلی شورای امنیت شکل گرفته است.
در حقیقت نگرانی اصلی چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت، برهم خوردن همین معادله است تا مرگ برجام و امروز هم در برابر دو گزینه دشوار قرار گرفتهاند که هر دو میتواند نتیجه واحدی به دنبال داشته باشد. اگر بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند که همچنان که گفته شد، نتیجه روشنی ندارد و اگر هم صرفا به همین بیانیهها اکتفا کنند که آن هم برآیندی عملی ندارد. در هر صورت، هم آن معادله دچار اختلال شدید میشود؛ هم برجامی نمیماند و هم یکجانبهگرایی آمریکا تقویت میشود. از این رو، به نظر میرسد که تروییکای اروپا، چین و روسیه برای جلوگیری از این وضعیت مسیر و راهکاری سیاسی را دنبال و تلاش میکنند تا در فرصت یک ماهه پیش روی شورای امنیت راهحلی را بیابند. اما این راهحلی که میجویند در این شرایط انتخاباتی آمریکا چندان دستیافتنی نیست؛ چون دونالد ترامپ که از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار نه تنها بر ایران بلکه دیگر اعضای شورای امنیت استفاده میکند، راهحلی را میپسندد که کاربرد انتخاباتی مهمی برای وی داشته باشد. این چیزی است که تروییکای اروپایی، چین و روسیه به آن واقف هستند. از این رو، احتمالا ظرف این یک ماه تلاش شود تا ایران را به راهحلی ترامپ پسند مجاب کنند. از رفتار آمریکا پیداست که فعالسازی مکانیسم ماشه با مساله عدم تمدید تحریم تسلیحاتی ایران مرتبط است. از این رو، احتمالا شرکای برجام راهحل پیشگفته را در این مساله میجویند و بخواهند ایران را به تمدید این تحریم تا بازه زمانی مشخصی قانع کنند، تا آمریکا نیز بیخیال مکانیسم اسنپ بک شود.
در واقع، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای برگزاری نشست آنلاین سران شورای امنیت و ایران برای بررسی مساله تحریم تسلیحانی ایران را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. احتمالا علاقه پوتین به پیروزی ترامپ در انتخابات یکی از انگیزههای وی از این پیشنهاد باشد.
چند نکته:
ـ در حال حاضر مساله فعالسازی مکانیسم ماشه از چهارچوب حقوقی خارج شده و جنبهای کاملا سیاسی پیدا کرده؛ اما در صورت پس نگرفتن این درخواست یا عدم ابطال آن، پس از یک ماه چه قطعنامه صادر شود چه نشود، شش قطعنامه قبلی از جمله تحریمها باز میگردد ودر آن هنگام آثار حقوقی بر آن مترتب میشود.
ـ فعلا این پروسه تا نزدیک انتخابات آمریکا طول میکشد و احتمالا ایران قبل از این انتخابات واکنشی جدی نشان ندهد و صرفا اقداماتی انجام دهد.
ـ همچنان که پنج شریک دیگر برجام باوجود مخالفت کلامی با خروج آمریکا از این توافق، عملا الزامات آن را خواسته یا ناخواسته پذیرفتند، به احتمال زیاد باز همین داستان درمواجهه با این مساله تکرار شود.
ـ در صورت شکست تلاشها و بازگشت قطعنامهها، به احتمال زیاد، شرکای برجام فشار خود را متوجه ایران کنند تا مانع بازگشت برنامه هستهای به قبل از برجام شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
صابر گل عنبری
آمریکا پنجشنبه گذشته با درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه از شورای امنیت در واقع بازی بسیار پیچیدهای را به راه انداخت که پیامد آن نه فقط نابودی رسمی برجام، پایان دادن به حیات جسم نیمه جان آن است، بلکه مواجه شدن شورای امنیت با یک معضل و چالش حقوقی جدی و تضعیف چندجانبهگرایی و تقویت یکجانبهگرایی آمریکا در سطح بینالملل میباشد. این چالش هم ناشی از تفسیر دوگانه و متضاد آمریکا و چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت از درخواست کشیدن ماشه برجام است. از یک طرف، دولت ترامپ با تفسیر خاص و شاذی از قطعنامه 2231، گام خود را قانونی معرفی میکند و از دیگر سو، دیگر اعضای شورای امنیت به استثنای جمهوری دومینکن، این اقدام را به علت خروج آمریکا از برجام غیر قانونی اعلام کردهاند. همین مساله شرکای اروپایی آمریکا را نیز در اقدامی کمسابقه در جبهه چین و روسیه قرار داده است.
برخلاف نظر برخی کارشناسان، بر این باور هستم که حل این اختلاف نظر حقوقی از طریق سازکارهای قانونی مطرح زیاد میسر نیست؛ به این علت که اگر اروپاییها یا چین و روسیه بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند و با طرح پیشنویس قطعنامهای اعلام کنند که مساله مطرح دارای ماهیت رویهای (Procedural Issues) است و از این طریق بخواهند با وجود مخالفت آمریکا و با جلب موافقت 9 عضو دیگر اقدام کنند، از آن طرف هم آمریکا احتمالا اعلام خواهد کرد که این موضوع جزو مسائل اساسی (Constitutional Issues) است و از وتوی مضاعف (Double Veto) استفاده میکند. همچنین، اگر مسیر دیوان دادگستری بینالمللی لاهه (ICJ) دنبال و از آن نظرخواهی شود که یک پروسه زمانبر و چند ساله خواهد بود.
به هر حال، این چالش حقوقی در شورای امنیت میتواند کلیت این نهاد را تضعیف کرده و به تبع آن، باعث اختلال در معادله و موازنهای شود که میان پنج قدرت جهانی پس از جنگ جهانی دوم برای مدیریت تنازع منافع خود در سطح جهان از طریق سازکارهای داخلی شورای امنیت شکل گرفته است.
در حقیقت نگرانی اصلی چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت، برهم خوردن همین معادله است تا مرگ برجام و امروز هم در برابر دو گزینه دشوار قرار گرفتهاند که هر دو میتواند نتیجه واحدی به دنبال داشته باشد. اگر بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند که همچنان که گفته شد، نتیجه روشنی ندارد و اگر هم صرفا به همین بیانیهها اکتفا کنند که آن هم برآیندی عملی ندارد. در هر صورت، هم آن معادله دچار اختلال شدید میشود؛ هم برجامی نمیماند و هم یکجانبهگرایی آمریکا تقویت میشود. از این رو، به نظر میرسد که تروییکای اروپا، چین و روسیه برای جلوگیری از این وضعیت مسیر و راهکاری سیاسی را دنبال و تلاش میکنند تا در فرصت یک ماهه پیش روی شورای امنیت راهحلی را بیابند. اما این راهحلی که میجویند در این شرایط انتخاباتی آمریکا چندان دستیافتنی نیست؛ چون دونالد ترامپ که از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار نه تنها بر ایران بلکه دیگر اعضای شورای امنیت استفاده میکند، راهحلی را میپسندد که کاربرد انتخاباتی مهمی برای وی داشته باشد. این چیزی است که تروییکای اروپایی، چین و روسیه به آن واقف هستند. از این رو، احتمالا ظرف این یک ماه تلاش شود تا ایران را به راهحلی ترامپ پسند مجاب کنند. از رفتار آمریکا پیداست که فعالسازی مکانیسم ماشه با مساله عدم تمدید تحریم تسلیحاتی ایران مرتبط است. از این رو، احتمالا شرکای برجام راهحل پیشگفته را در این مساله میجویند و بخواهند ایران را به تمدید این تحریم تا بازه زمانی مشخصی قانع کنند، تا آمریکا نیز بیخیال مکانیسم اسنپ بک شود.
در واقع، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای برگزاری نشست آنلاین سران شورای امنیت و ایران برای بررسی مساله تحریم تسلیحانی ایران را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. احتمالا علاقه پوتین به پیروزی ترامپ در انتخابات یکی از انگیزههای وی از این پیشنهاد باشد.
چند نکته:
ـ در حال حاضر مساله فعالسازی مکانیسم ماشه از چهارچوب حقوقی خارج شده و جنبهای کاملا سیاسی پیدا کرده؛ اما در صورت پس نگرفتن این درخواست یا عدم ابطال آن، پس از یک ماه چه قطعنامه صادر شود چه نشود، شش قطعنامه قبلی از جمله تحریمها باز میگردد ودر آن هنگام آثار حقوقی بر آن مترتب میشود.
ـ فعلا این پروسه تا نزدیک انتخابات آمریکا طول میکشد و احتمالا ایران قبل از این انتخابات واکنشی جدی نشان ندهد و صرفا اقداماتی انجام دهد.
ـ همچنان که پنج شریک دیگر برجام باوجود مخالفت کلامی با خروج آمریکا از این توافق، عملا الزامات آن را خواسته یا ناخواسته پذیرفتند، به احتمال زیاد باز همین داستان درمواجهه با این مساله تکرار شود.
ـ در صورت شکست تلاشها و بازگشت قطعنامهها، به احتمال زیاد، شرکای برجام فشار خود را متوجه ایران کنند تا مانع بازگشت برنامه هستهای به قبل از برجام شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from ✈️ راهنمای سفر
#یادداشت
🔹 برای توافق با چین، ترامپ باید آلمانی یاد بگیرد
آلمان یک ابرقدرت تولید کننده است که به همراه سایر کشورهای اتحادیه اروپا، در جنگ تجاری علیه چین می تواند یک متحد تعیین کننده باشد.
✍ توماس فریدمن/ نیویورک تایمز
اگر جو بایدن به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، مهمترین چالش در سیاست خارجی او چین خواهد بود - اما نه آن چینی که باراک اوباما با آن سر و کار داشت. این چین، بسیار تهاجمی تر خواهد بود، چینی که به دنبال تسخیر هژمونی فن آوری آمریکا است، دموکراسی در هنگ کنگ را خدشه دار می کند و اطلاعات شخصی شما را در فضای مجازی قرار می دهد. برای کنار زدن چین، بدون آنکه سیستم تجارت جهانی نابود شود، باید از یکی از بزرگترین اشتباه دونالد ترامپ بازگشت - یعنی اشتباه او در عدم ایجاد همکاری با آلمان برای مقابله با پکن.
بله شما این مطلب را درست خواندید!
جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی در برلین پیش رفت و منجر به پیروزی شد. و اکنون جنگ سرد در حال شروع نیز با چین - از طریق تجارت، فناوری و نفوذ جهانی - در برلین پیش خواهد رفت در آنجا منجر به پیروزی خواهد شد.
اوضاع هرچه برای برلین پیش رود، برای آلمان نیز همینطور پیش خواهد رفت و هرچه برای آلمان پیش رود، برای اتحادیه اروپا، بزرگترین بازار واحد داخلی در جهان نیز پیش خواهد رفت. و هر کشوری - ایالات متحده یا چین - که بتواند اتحادیه اروپا را در رقابت با استانداردهای فناوری، قوانین و فن آوری تجارت که در آن پیروز خواهد شد، اهرم کند، می تواند قواعد تجارت جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم را تعیین کند.
مایکل ماندلباوم، نویسنده کتاب "ظهور و سقوط صلح" می گوید: "دلیل اینکه ایالات متحده پیروز سه درگیری بزرگ قرن بیستم - جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ سرد - بود، این است که ما بخشی از قویترین ائتلاف روی زمین بودیم. ائتلاف جنگ جهانی اول که ما دیر به آن پیوستیم. به ائتلاف جنگ جهانی دوم با تاخیر کمتری پیوستیم. و ائتلاف جنگ سرد که ما خودمان آن را برای شکست اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی كردیم. این باید الگویی برای برخورد با چین باشد.
اگر بخواهیم با این رویه پیش برویم كه آمریكا تنها علیه چین اقدام كند - با هدف ساختن آمریكا و فقط آمریكای بزرگ - ما بازنده خواهیم بود. اما اگر این رویه را در قالب جهانی در مقابل چین طوری پیش ببریم که قوانین صحیح و عادلانه تجارت قرن بیست و یکم چیست - می توانیم پکن را در مقابل خود به زانو درآوریم.
ترامپ مجبور شد میلیاردها دلار مالیات بر واردات ایالات متحده از چین تحمیل كند، فقط برای وادار كردن چین به قول خرید کالاهای آمریکایی بیشتر. اما او هنوز موفق به تضمین پایدار اقتصاد در تجارت واقعی با چین نشده است.
ترامپ نسبت به هر رئیس جمهور قبلی سخت تر از چین بوده و به نظر من درست است. یکی از دوستانم که در چین تجارت می کند، به من گفت: ترامپ رئیس جمهوری نیست که لایق آمریکا باشد، اما او رئیس جمهور آمریکایی است که چین شایسته آن است.
ترامپ باید اولویت همکاری با صدراعظم آنگلا مرکل از آلمان - که به عنوان "صدر اعظم اروپا" نیز شناخته می شود - را که به همان اندازه نگران زورگویی چین است، در پیش می گرفت.
آلمان یک ارتش کوچک دارد که حتی در یک جنگ ساده علیه روسیه نیز کارایی ندارد، اما آلمان یک ابر قدرت تولید کننده است که می تواند یک متحد تعیین کننده در یک جنگ تجاری علیه چین باشد.
درست است که کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به گرفتار شدن در آتش بین واشنگتن و پکن احتیاط می کنند - یا مجبورند بین اکوسیستم فناوری آمریکایی یا چینی یکی را انتخاب کنند. با این وجود، سال گذشته اتحادیه اروپا چین را به عنوان "رقیب سیستمی" نامگذاری کرد - چینی هایی که در حال حاضر سعی در جدا کردن و خرید اروپای شرقی از برادران غربی خود دارند.
چیزی که چین از آن بیشتر می ترسد، همانی است که ترامپ از تشکیل آن امتناع کرد - ائتلافی متحد که شامل مشارکت اقیانوس آرام، ایالات متحده و اتحادیه اروپا است که در واشنگتن و برلین طراحی می شود.
حرکت بزرگ استراتژیک شطرنج که دهه ۱۹۷۰ توسط ریچارد #نیکسون و هنری #کیسینجر با ایجاد اتحاد بین چین و آمریکا برای مهار اتحاد جماهیر شوروی همراه بود، امروز باید به منظور ایجاد اتحاد بین ایالات متحده و آلمان برای ایجاد توازن علیه چین انجام شود.
تلخیص و برگردان: کانال مطالعات آلمان و اروپا
@DACHstudien
متن کامل:
https://www.nytimes.com/2020/08/25/opinion/trump-china-germany.html#click=https://t.co/7qqMk9F9IK
🔹 برای توافق با چین، ترامپ باید آلمانی یاد بگیرد
آلمان یک ابرقدرت تولید کننده است که به همراه سایر کشورهای اتحادیه اروپا، در جنگ تجاری علیه چین می تواند یک متحد تعیین کننده باشد.
✍ توماس فریدمن/ نیویورک تایمز
اگر جو بایدن به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، مهمترین چالش در سیاست خارجی او چین خواهد بود - اما نه آن چینی که باراک اوباما با آن سر و کار داشت. این چین، بسیار تهاجمی تر خواهد بود، چینی که به دنبال تسخیر هژمونی فن آوری آمریکا است، دموکراسی در هنگ کنگ را خدشه دار می کند و اطلاعات شخصی شما را در فضای مجازی قرار می دهد. برای کنار زدن چین، بدون آنکه سیستم تجارت جهانی نابود شود، باید از یکی از بزرگترین اشتباه دونالد ترامپ بازگشت - یعنی اشتباه او در عدم ایجاد همکاری با آلمان برای مقابله با پکن.
بله شما این مطلب را درست خواندید!
جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی در برلین پیش رفت و منجر به پیروزی شد. و اکنون جنگ سرد در حال شروع نیز با چین - از طریق تجارت، فناوری و نفوذ جهانی - در برلین پیش خواهد رفت در آنجا منجر به پیروزی خواهد شد.
اوضاع هرچه برای برلین پیش رود، برای آلمان نیز همینطور پیش خواهد رفت و هرچه برای آلمان پیش رود، برای اتحادیه اروپا، بزرگترین بازار واحد داخلی در جهان نیز پیش خواهد رفت. و هر کشوری - ایالات متحده یا چین - که بتواند اتحادیه اروپا را در رقابت با استانداردهای فناوری، قوانین و فن آوری تجارت که در آن پیروز خواهد شد، اهرم کند، می تواند قواعد تجارت جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم را تعیین کند.
مایکل ماندلباوم، نویسنده کتاب "ظهور و سقوط صلح" می گوید: "دلیل اینکه ایالات متحده پیروز سه درگیری بزرگ قرن بیستم - جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ سرد - بود، این است که ما بخشی از قویترین ائتلاف روی زمین بودیم. ائتلاف جنگ جهانی اول که ما دیر به آن پیوستیم. به ائتلاف جنگ جهانی دوم با تاخیر کمتری پیوستیم. و ائتلاف جنگ سرد که ما خودمان آن را برای شکست اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی كردیم. این باید الگویی برای برخورد با چین باشد.
اگر بخواهیم با این رویه پیش برویم كه آمریكا تنها علیه چین اقدام كند - با هدف ساختن آمریكا و فقط آمریكای بزرگ - ما بازنده خواهیم بود. اما اگر این رویه را در قالب جهانی در مقابل چین طوری پیش ببریم که قوانین صحیح و عادلانه تجارت قرن بیست و یکم چیست - می توانیم پکن را در مقابل خود به زانو درآوریم.
ترامپ مجبور شد میلیاردها دلار مالیات بر واردات ایالات متحده از چین تحمیل كند، فقط برای وادار كردن چین به قول خرید کالاهای آمریکایی بیشتر. اما او هنوز موفق به تضمین پایدار اقتصاد در تجارت واقعی با چین نشده است.
ترامپ نسبت به هر رئیس جمهور قبلی سخت تر از چین بوده و به نظر من درست است. یکی از دوستانم که در چین تجارت می کند، به من گفت: ترامپ رئیس جمهوری نیست که لایق آمریکا باشد، اما او رئیس جمهور آمریکایی است که چین شایسته آن است.
ترامپ باید اولویت همکاری با صدراعظم آنگلا مرکل از آلمان - که به عنوان "صدر اعظم اروپا" نیز شناخته می شود - را که به همان اندازه نگران زورگویی چین است، در پیش می گرفت.
آلمان یک ارتش کوچک دارد که حتی در یک جنگ ساده علیه روسیه نیز کارایی ندارد، اما آلمان یک ابر قدرت تولید کننده است که می تواند یک متحد تعیین کننده در یک جنگ تجاری علیه چین باشد.
درست است که کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به گرفتار شدن در آتش بین واشنگتن و پکن احتیاط می کنند - یا مجبورند بین اکوسیستم فناوری آمریکایی یا چینی یکی را انتخاب کنند. با این وجود، سال گذشته اتحادیه اروپا چین را به عنوان "رقیب سیستمی" نامگذاری کرد - چینی هایی که در حال حاضر سعی در جدا کردن و خرید اروپای شرقی از برادران غربی خود دارند.
چیزی که چین از آن بیشتر می ترسد، همانی است که ترامپ از تشکیل آن امتناع کرد - ائتلافی متحد که شامل مشارکت اقیانوس آرام، ایالات متحده و اتحادیه اروپا است که در واشنگتن و برلین طراحی می شود.
حرکت بزرگ استراتژیک شطرنج که دهه ۱۹۷۰ توسط ریچارد #نیکسون و هنری #کیسینجر با ایجاد اتحاد بین چین و آمریکا برای مهار اتحاد جماهیر شوروی همراه بود، امروز باید به منظور ایجاد اتحاد بین ایالات متحده و آلمان برای ایجاد توازن علیه چین انجام شود.
تلخیص و برگردان: کانال مطالعات آلمان و اروپا
@DACHstudien
متن کامل:
https://www.nytimes.com/2020/08/25/opinion/trump-china-germany.html#click=https://t.co/7qqMk9F9IK
NY Times
To Deal With China, Trump Should Learn German
Germany is a manufacturing superpower that would be a decisive ally, along with the rest of the European Union, in a trade war against China.
ترامپ:
بایدن نماینده مارکسیستهاست
دونالد ترامپ روز پنجشنبه همزمان با پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ از سوی حزب جمهوریخواه، رقیبش جو بایدن را به خیانت متهم کرد و گفت که دموکراتها در صورت پیروزی در ماه نوامبر، «رویای آمریکایی» را نابود میکنند.
ترامپ در روز پایانی کنوانسیون ملی حزب جمهوریخواه با سخنرانی از کاخ سفید، جو بایدن را به نمایندگی «مارکسیستها» و «چپ رادیکال» متهم کرد و به شهروندان این کشور نسبت به عواقب احتمال پیروزی وی هشدار داد.
یورونیوز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
بایدن نماینده مارکسیستهاست
دونالد ترامپ روز پنجشنبه همزمان با پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ از سوی حزب جمهوریخواه، رقیبش جو بایدن را به خیانت متهم کرد و گفت که دموکراتها در صورت پیروزی در ماه نوامبر، «رویای آمریکایی» را نابود میکنند.
ترامپ در روز پایانی کنوانسیون ملی حزب جمهوریخواه با سخنرانی از کاخ سفید، جو بایدن را به نمایندگی «مارکسیستها» و «چپ رادیکال» متهم کرد و به شهروندان این کشور نسبت به عواقب احتمال پیروزی وی هشدار داد.
یورونیوز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸