سال 2018 نیروی دریایی ترکیه کشتیهای اکتشافی نفت و گاز توتال و انی (ENI) را در منطقه ویژه اقتصادی جمهوری قبرس مورد آزار و اذیت قرار داد و سپس در سال 2019 کشتیهای اکتشافی خود را در همان آبهای قبرس مستقر کرد. ادعای ترکیه بر جزیره یونانی گاودوس تنها باهدف گسترش منطقه ویژه اقتصادی ترکیه به جنوب کرت بوده و این جزیره دارای هیچ میراث ترکی نیست. همچنین، ترکیه اخیراً موافقتنامهای غیرقانونی با مقامات سیاسی لیبی در طرابلس به امضا رسانده است که تقریباً کل شرق مدیترانه را بین این دو کشور تقسیم میکند.
همه اینها بیانگر اختلاف ارزشها بین ترکیه و باقی اروپاست. چنین امری ناتو را در معرض خطر قرار داده است.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://rusi.org/commentary/worm-fruit-rising-strategic-foe-inside-nato
همه اینها بیانگر اختلاف ارزشها بین ترکیه و باقی اروپاست. چنین امری ناتو را در معرض خطر قرار داده است.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://rusi.org/commentary/worm-fruit-rising-strategic-foe-inside-nato
RUSI
The Worm is in the Fruit: A Rising Strategic Foe Inside NATO
What is the added value of a 70-year-old politico-military alliance when some of its members no longer share the same values and, more importantly, when the behaviour of one member – Turkey –
🔺تظاهرات در ویسکانسن آمریکا در پی شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست غیرمسلح
🔹پس از آنکه شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست در شهر کنوشا ایالت ویسکانسن به اعتراضات شبانه در برابر مقر فرماندهی پلیس و آتش زدن چند خودرو انجامید، مقامها در این ناحیه مقررات منع آمد و شد شبانه وضع کرده اند اما معترضان فریاد میزنند که "عقب نخواهند نشست".
🔹مردی که پلیس از پشت به او چند بار شلیک کرده در بیمارستان بستری و حالش وخیم است.
🔹همزمان پسر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در توییتر به اعتراضات در کنوشا واکنش نشان داده و با انتشار تصاویری منصوب به این اعتراضات در شبکه اجتماعی توییتر، آنها را "آنارشی" و هرج و مرج خوانده است.
🔹در همین حال، تونی اورس، فرماندار ویسکانسن ضمن محکوم کردن شلیک به جیکوب بلیک رفتار پلیس را مورد انتقاد قرار داده است.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹پس از آنکه شلیک پلیس به یک مرد سیاهپوست در شهر کنوشا ایالت ویسکانسن به اعتراضات شبانه در برابر مقر فرماندهی پلیس و آتش زدن چند خودرو انجامید، مقامها در این ناحیه مقررات منع آمد و شد شبانه وضع کرده اند اما معترضان فریاد میزنند که "عقب نخواهند نشست".
🔹مردی که پلیس از پشت به او چند بار شلیک کرده در بیمارستان بستری و حالش وخیم است.
🔹همزمان پسر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در توییتر به اعتراضات در کنوشا واکنش نشان داده و با انتشار تصاویری منصوب به این اعتراضات در شبکه اجتماعی توییتر، آنها را "آنارشی" و هرج و مرج خوانده است.
🔹در همین حال، تونی اورس، فرماندار ویسکانسن ضمن محکوم کردن شلیک به جیکوب بلیک رفتار پلیس را مورد انتقاد قرار داده است.
🌐BBC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺ترامپ تنها فردی است که می تواند ایالات متحده را نجات دهد
🔹در نخستین کنگره ملی جمهوری خواهان دونالد ترامپ به عنوان تنها منجی آمریکا معرفی شد و انتخاب مجدد وی به ریاست جمهوری به عنوان تنها راه حفاظت از منافع ایالات متحده عنوان گردید.
🌐THE GUARDIAN
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔹در نخستین کنگره ملی جمهوری خواهان دونالد ترامپ به عنوان تنها منجی آمریکا معرفی شد و انتخاب مجدد وی به ریاست جمهوری به عنوان تنها راه حفاظت از منافع ایالات متحده عنوان گردید.
🌐THE GUARDIAN
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
the Guardian
RNC night one: Republicans argue only Trump can save America
President’s allies and family issued dark warnings of what’s at stake in the election, and an array of misleading claims
سی ذهنیتِ غیرواقعی در دیپلماسی
محمود سریع القلم
1-که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد؛
2-که سیاستِ بین الملل بر اقتصادِ بین الملل اولویت دارد؛
3-که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت؛
4-که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد؛
5-که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضا سازی مجازی؛
6-که کشورهای اروپایی با توجه به عدالت خواهی و حق طلبی، باید موضع بگیرند؛
7-که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند؛
8-که آمریکا یعنی رئیس جمهور آمریکا؛
9-که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود؛
10-که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند؛
11-که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
12-که مجموعۀ دستگاه نظامی- امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
13-که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
14-که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
15-که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است؛
16-که عموم رسانه های آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانه ای دولت آمریکا هستند؛
17-که سیاست خاورمیانه ای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد؛
18-که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو؛
19-که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست؛
20-که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند؛
21-که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است؛
22-که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بین الملل پایان یافته است؛
23-که 900 صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت؛
24-که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است؛
25-که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت؛
26-که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد؛
27-که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است؛
28-که یک کشور جهان سومی میتواند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد؛
29-که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت؛
30-که خیلی ها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمی شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
محمود سریع القلم
1-که حقوقِ بین الملل بر سیاستِ بین الملل اولویت دارد؛
2-که سیاستِ بین الملل بر اقتصادِ بین الملل اولویت دارد؛
3-که سیاستِ خارجی یعنی روابط عمومی خارجی یک دولت؛
4-که بدون اجماع داخلی میتوان در سیاست خارجی موفقیتِ پایدار کسب کرد؛
5-که سیاست خارجی عمدتاً یعنی فضا سازی مجازی؛
6-که کشورهای اروپایی با توجه به عدالت خواهی و حق طلبی، باید موضع بگیرند؛
7-که آمریکا و اسراییل دو روی یک سکه نیستند؛
8-که آمریکا یعنی رئیس جمهور آمریکا؛
9-که جان بولتون باعث شد ترامپ از برجام خارج شود؛
10-که صرفاً مثلثِ ترامپ، پمپئو و مشاور امنیت ملی، سیاست خارجی آمریکا را شکل میدهند؛
11-که اِیپَک (AIPAC) صرفاً یک گروه لابی است؛
12-که مجموعۀ دستگاه نظامی- امنیتی آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
13-که قوۀ مقننه آمریکا، حامی سیاست خارجی ترامپ نیست؛
14-که مهم ترین منطقه در سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه است؛
15-که دولت ترامپ برای دستیابی به یک قرارداد جدیدِ برجام، مستأصل است؛
16-که عموم رسانه های آمریکا، مخالف سیاستهای خاورمیانه ای دولت آمریکا هستند؛
17-که سیاست خاورمیانه ای آمریکا در کاخِ سفید شکل میگیرد؛
18-که منافع اسراییل یعنی مواضع بنیامین نتانیاهو؛
19-که تفاهم و همکاری کشورهای عربی با اسراییل پایدار نیست؛
20-که اعراب خلیج فارس از خود منافع و مصالحی ندارند؛
21-که ماهیتِ اصلی روابطِ آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس، صرفاً امنیتی است؛
22-که دورۀ غرب در جهت دادنِ به سیاست بین الملل پایان یافته است؛
23-که 900 صفحه تحریم را نباید خیلی جدی گرفت؛
24-که جو بایدن ادامۀ باراک اوباما است؛
25-که دولتِ احتمالی جو بایدن با مسایل خاورمیانه خیلی کاری نخواهد داشت؛
26-که نفوذ امنیتی در کشورهای دیگر بر نفوذ اقتصادی اولویت دارد؛
27-که در مذاکرات، اهرم امنیتی کارسازتر از اهرم اقتصادی است؛
28-که یک کشور جهان سومی میتواند بین منافع اروپا و آمریکا شکاف بیاندازد؛
29-که بدون مزیتِ نسبی اقتصادی، میتوان در سیاست خارجی امتیازاتِ گسترده گرفت؛
30-که خیلی ها تفاوتِ بین سیاست خارجی و پروپاگاندا را متوجه نمی شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺بازی پیچیده "اسنپ بک"!
صابر گل عنبری
آمریکا پنجشنبه گذشته با درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه از شورای امنیت در واقع بازی بسیار پیچیدهای را به راه انداخت که پیامد آن نه فقط نابودی رسمی برجام، پایان دادن به حیات جسم نیمه جان آن است، بلکه مواجه شدن شورای امنیت با یک معضل و چالش حقوقی جدی و تضعیف چندجانبهگرایی و تقویت یکجانبهگرایی آمریکا در سطح بینالملل میباشد. این چالش هم ناشی از تفسیر دوگانه و متضاد آمریکا و چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت از درخواست کشیدن ماشه برجام است. از یک طرف، دولت ترامپ با تفسیر خاص و شاذی از قطعنامه 2231، گام خود را قانونی معرفی میکند و از دیگر سو، دیگر اعضای شورای امنیت به استثنای جمهوری دومینکن، این اقدام را به علت خروج آمریکا از برجام غیر قانونی اعلام کردهاند. همین مساله شرکای اروپایی آمریکا را نیز در اقدامی کمسابقه در جبهه چین و روسیه قرار داده است.
برخلاف نظر برخی کارشناسان، بر این باور هستم که حل این اختلاف نظر حقوقی از طریق سازکارهای قانونی مطرح زیاد میسر نیست؛ به این علت که اگر اروپاییها یا چین و روسیه بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند و با طرح پیشنویس قطعنامهای اعلام کنند که مساله مطرح دارای ماهیت رویهای (Procedural Issues) است و از این طریق بخواهند با وجود مخالفت آمریکا و با جلب موافقت 9 عضو دیگر اقدام کنند، از آن طرف هم آمریکا احتمالا اعلام خواهد کرد که این موضوع جزو مسائل اساسی (Constitutional Issues) است و از وتوی مضاعف (Double Veto) استفاده میکند. همچنین، اگر مسیر دیوان دادگستری بینالمللی لاهه (ICJ) دنبال و از آن نظرخواهی شود که یک پروسه زمانبر و چند ساله خواهد بود.
به هر حال، این چالش حقوقی در شورای امنیت میتواند کلیت این نهاد را تضعیف کرده و به تبع آن، باعث اختلال در معادله و موازنهای شود که میان پنج قدرت جهانی پس از جنگ جهانی دوم برای مدیریت تنازع منافع خود در سطح جهان از طریق سازکارهای داخلی شورای امنیت شکل گرفته است.
در حقیقت نگرانی اصلی چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت، برهم خوردن همین معادله است تا مرگ برجام و امروز هم در برابر دو گزینه دشوار قرار گرفتهاند که هر دو میتواند نتیجه واحدی به دنبال داشته باشد. اگر بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند که همچنان که گفته شد، نتیجه روشنی ندارد و اگر هم صرفا به همین بیانیهها اکتفا کنند که آن هم برآیندی عملی ندارد. در هر صورت، هم آن معادله دچار اختلال شدید میشود؛ هم برجامی نمیماند و هم یکجانبهگرایی آمریکا تقویت میشود. از این رو، به نظر میرسد که تروییکای اروپا، چین و روسیه برای جلوگیری از این وضعیت مسیر و راهکاری سیاسی را دنبال و تلاش میکنند تا در فرصت یک ماهه پیش روی شورای امنیت راهحلی را بیابند. اما این راهحلی که میجویند در این شرایط انتخاباتی آمریکا چندان دستیافتنی نیست؛ چون دونالد ترامپ که از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار نه تنها بر ایران بلکه دیگر اعضای شورای امنیت استفاده میکند، راهحلی را میپسندد که کاربرد انتخاباتی مهمی برای وی داشته باشد. این چیزی است که تروییکای اروپایی، چین و روسیه به آن واقف هستند. از این رو، احتمالا ظرف این یک ماه تلاش شود تا ایران را به راهحلی ترامپ پسند مجاب کنند. از رفتار آمریکا پیداست که فعالسازی مکانیسم ماشه با مساله عدم تمدید تحریم تسلیحاتی ایران مرتبط است. از این رو، احتمالا شرکای برجام راهحل پیشگفته را در این مساله میجویند و بخواهند ایران را به تمدید این تحریم تا بازه زمانی مشخصی قانع کنند، تا آمریکا نیز بیخیال مکانیسم اسنپ بک شود.
در واقع، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای برگزاری نشست آنلاین سران شورای امنیت و ایران برای بررسی مساله تحریم تسلیحانی ایران را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. احتمالا علاقه پوتین به پیروزی ترامپ در انتخابات یکی از انگیزههای وی از این پیشنهاد باشد.
چند نکته:
ـ در حال حاضر مساله فعالسازی مکانیسم ماشه از چهارچوب حقوقی خارج شده و جنبهای کاملا سیاسی پیدا کرده؛ اما در صورت پس نگرفتن این درخواست یا عدم ابطال آن، پس از یک ماه چه قطعنامه صادر شود چه نشود، شش قطعنامه قبلی از جمله تحریمها باز میگردد ودر آن هنگام آثار حقوقی بر آن مترتب میشود.
ـ فعلا این پروسه تا نزدیک انتخابات آمریکا طول میکشد و احتمالا ایران قبل از این انتخابات واکنشی جدی نشان ندهد و صرفا اقداماتی انجام دهد.
ـ همچنان که پنج شریک دیگر برجام باوجود مخالفت کلامی با خروج آمریکا از این توافق، عملا الزامات آن را خواسته یا ناخواسته پذیرفتند، به احتمال زیاد باز همین داستان درمواجهه با این مساله تکرار شود.
ـ در صورت شکست تلاشها و بازگشت قطعنامهها، به احتمال زیاد، شرکای برجام فشار خود را متوجه ایران کنند تا مانع بازگشت برنامه هستهای به قبل از برجام شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
صابر گل عنبری
آمریکا پنجشنبه گذشته با درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه از شورای امنیت در واقع بازی بسیار پیچیدهای را به راه انداخت که پیامد آن نه فقط نابودی رسمی برجام، پایان دادن به حیات جسم نیمه جان آن است، بلکه مواجه شدن شورای امنیت با یک معضل و چالش حقوقی جدی و تضعیف چندجانبهگرایی و تقویت یکجانبهگرایی آمریکا در سطح بینالملل میباشد. این چالش هم ناشی از تفسیر دوگانه و متضاد آمریکا و چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت از درخواست کشیدن ماشه برجام است. از یک طرف، دولت ترامپ با تفسیر خاص و شاذی از قطعنامه 2231، گام خود را قانونی معرفی میکند و از دیگر سو، دیگر اعضای شورای امنیت به استثنای جمهوری دومینکن، این اقدام را به علت خروج آمریکا از برجام غیر قانونی اعلام کردهاند. همین مساله شرکای اروپایی آمریکا را نیز در اقدامی کمسابقه در جبهه چین و روسیه قرار داده است.
برخلاف نظر برخی کارشناسان، بر این باور هستم که حل این اختلاف نظر حقوقی از طریق سازکارهای قانونی مطرح زیاد میسر نیست؛ به این علت که اگر اروپاییها یا چین و روسیه بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند و با طرح پیشنویس قطعنامهای اعلام کنند که مساله مطرح دارای ماهیت رویهای (Procedural Issues) است و از این طریق بخواهند با وجود مخالفت آمریکا و با جلب موافقت 9 عضو دیگر اقدام کنند، از آن طرف هم آمریکا احتمالا اعلام خواهد کرد که این موضوع جزو مسائل اساسی (Constitutional Issues) است و از وتوی مضاعف (Double Veto) استفاده میکند. همچنین، اگر مسیر دیوان دادگستری بینالمللی لاهه (ICJ) دنبال و از آن نظرخواهی شود که یک پروسه زمانبر و چند ساله خواهد بود.
به هر حال، این چالش حقوقی در شورای امنیت میتواند کلیت این نهاد را تضعیف کرده و به تبع آن، باعث اختلال در معادله و موازنهای شود که میان پنج قدرت جهانی پس از جنگ جهانی دوم برای مدیریت تنازع منافع خود در سطح جهان از طریق سازکارهای داخلی شورای امنیت شکل گرفته است.
در حقیقت نگرانی اصلی چهار عضو دائم دیگر شورای امنیت، برهم خوردن همین معادله است تا مرگ برجام و امروز هم در برابر دو گزینه دشوار قرار گرفتهاند که هر دو میتواند نتیجه واحدی به دنبال داشته باشد. اگر بخواهند وارد مواجهه حقوقی شوند که همچنان که گفته شد، نتیجه روشنی ندارد و اگر هم صرفا به همین بیانیهها اکتفا کنند که آن هم برآیندی عملی ندارد. در هر صورت، هم آن معادله دچار اختلال شدید میشود؛ هم برجامی نمیماند و هم یکجانبهگرایی آمریکا تقویت میشود. از این رو، به نظر میرسد که تروییکای اروپا، چین و روسیه برای جلوگیری از این وضعیت مسیر و راهکاری سیاسی را دنبال و تلاش میکنند تا در فرصت یک ماهه پیش روی شورای امنیت راهحلی را بیابند. اما این راهحلی که میجویند در این شرایط انتخاباتی آمریکا چندان دستیافتنی نیست؛ چون دونالد ترامپ که از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار نه تنها بر ایران بلکه دیگر اعضای شورای امنیت استفاده میکند، راهحلی را میپسندد که کاربرد انتخاباتی مهمی برای وی داشته باشد. این چیزی است که تروییکای اروپایی، چین و روسیه به آن واقف هستند. از این رو، احتمالا ظرف این یک ماه تلاش شود تا ایران را به راهحلی ترامپ پسند مجاب کنند. از رفتار آمریکا پیداست که فعالسازی مکانیسم ماشه با مساله عدم تمدید تحریم تسلیحاتی ایران مرتبط است. از این رو، احتمالا شرکای برجام راهحل پیشگفته را در این مساله میجویند و بخواهند ایران را به تمدید این تحریم تا بازه زمانی مشخصی قانع کنند، تا آمریکا نیز بیخیال مکانیسم اسنپ بک شود.
در واقع، پیشنهاد ولادیمیر پوتین برای برگزاری نشست آنلاین سران شورای امنیت و ایران برای بررسی مساله تحریم تسلیحانی ایران را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. احتمالا علاقه پوتین به پیروزی ترامپ در انتخابات یکی از انگیزههای وی از این پیشنهاد باشد.
چند نکته:
ـ در حال حاضر مساله فعالسازی مکانیسم ماشه از چهارچوب حقوقی خارج شده و جنبهای کاملا سیاسی پیدا کرده؛ اما در صورت پس نگرفتن این درخواست یا عدم ابطال آن، پس از یک ماه چه قطعنامه صادر شود چه نشود، شش قطعنامه قبلی از جمله تحریمها باز میگردد ودر آن هنگام آثار حقوقی بر آن مترتب میشود.
ـ فعلا این پروسه تا نزدیک انتخابات آمریکا طول میکشد و احتمالا ایران قبل از این انتخابات واکنشی جدی نشان ندهد و صرفا اقداماتی انجام دهد.
ـ همچنان که پنج شریک دیگر برجام باوجود مخالفت کلامی با خروج آمریکا از این توافق، عملا الزامات آن را خواسته یا ناخواسته پذیرفتند، به احتمال زیاد باز همین داستان درمواجهه با این مساله تکرار شود.
ـ در صورت شکست تلاشها و بازگشت قطعنامهها، به احتمال زیاد، شرکای برجام فشار خود را متوجه ایران کنند تا مانع بازگشت برنامه هستهای به قبل از برجام شوند.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from ✈️ راهنمای سفر
#یادداشت
🔹 برای توافق با چین، ترامپ باید آلمانی یاد بگیرد
آلمان یک ابرقدرت تولید کننده است که به همراه سایر کشورهای اتحادیه اروپا، در جنگ تجاری علیه چین می تواند یک متحد تعیین کننده باشد.
✍ توماس فریدمن/ نیویورک تایمز
اگر جو بایدن به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، مهمترین چالش در سیاست خارجی او چین خواهد بود - اما نه آن چینی که باراک اوباما با آن سر و کار داشت. این چین، بسیار تهاجمی تر خواهد بود، چینی که به دنبال تسخیر هژمونی فن آوری آمریکا است، دموکراسی در هنگ کنگ را خدشه دار می کند و اطلاعات شخصی شما را در فضای مجازی قرار می دهد. برای کنار زدن چین، بدون آنکه سیستم تجارت جهانی نابود شود، باید از یکی از بزرگترین اشتباه دونالد ترامپ بازگشت - یعنی اشتباه او در عدم ایجاد همکاری با آلمان برای مقابله با پکن.
بله شما این مطلب را درست خواندید!
جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی در برلین پیش رفت و منجر به پیروزی شد. و اکنون جنگ سرد در حال شروع نیز با چین - از طریق تجارت، فناوری و نفوذ جهانی - در برلین پیش خواهد رفت در آنجا منجر به پیروزی خواهد شد.
اوضاع هرچه برای برلین پیش رود، برای آلمان نیز همینطور پیش خواهد رفت و هرچه برای آلمان پیش رود، برای اتحادیه اروپا، بزرگترین بازار واحد داخلی در جهان نیز پیش خواهد رفت. و هر کشوری - ایالات متحده یا چین - که بتواند اتحادیه اروپا را در رقابت با استانداردهای فناوری، قوانین و فن آوری تجارت که در آن پیروز خواهد شد، اهرم کند، می تواند قواعد تجارت جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم را تعیین کند.
مایکل ماندلباوم، نویسنده کتاب "ظهور و سقوط صلح" می گوید: "دلیل اینکه ایالات متحده پیروز سه درگیری بزرگ قرن بیستم - جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ سرد - بود، این است که ما بخشی از قویترین ائتلاف روی زمین بودیم. ائتلاف جنگ جهانی اول که ما دیر به آن پیوستیم. به ائتلاف جنگ جهانی دوم با تاخیر کمتری پیوستیم. و ائتلاف جنگ سرد که ما خودمان آن را برای شکست اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی كردیم. این باید الگویی برای برخورد با چین باشد.
اگر بخواهیم با این رویه پیش برویم كه آمریكا تنها علیه چین اقدام كند - با هدف ساختن آمریكا و فقط آمریكای بزرگ - ما بازنده خواهیم بود. اما اگر این رویه را در قالب جهانی در مقابل چین طوری پیش ببریم که قوانین صحیح و عادلانه تجارت قرن بیست و یکم چیست - می توانیم پکن را در مقابل خود به زانو درآوریم.
ترامپ مجبور شد میلیاردها دلار مالیات بر واردات ایالات متحده از چین تحمیل كند، فقط برای وادار كردن چین به قول خرید کالاهای آمریکایی بیشتر. اما او هنوز موفق به تضمین پایدار اقتصاد در تجارت واقعی با چین نشده است.
ترامپ نسبت به هر رئیس جمهور قبلی سخت تر از چین بوده و به نظر من درست است. یکی از دوستانم که در چین تجارت می کند، به من گفت: ترامپ رئیس جمهوری نیست که لایق آمریکا باشد، اما او رئیس جمهور آمریکایی است که چین شایسته آن است.
ترامپ باید اولویت همکاری با صدراعظم آنگلا مرکل از آلمان - که به عنوان "صدر اعظم اروپا" نیز شناخته می شود - را که به همان اندازه نگران زورگویی چین است، در پیش می گرفت.
آلمان یک ارتش کوچک دارد که حتی در یک جنگ ساده علیه روسیه نیز کارایی ندارد، اما آلمان یک ابر قدرت تولید کننده است که می تواند یک متحد تعیین کننده در یک جنگ تجاری علیه چین باشد.
درست است که کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به گرفتار شدن در آتش بین واشنگتن و پکن احتیاط می کنند - یا مجبورند بین اکوسیستم فناوری آمریکایی یا چینی یکی را انتخاب کنند. با این وجود، سال گذشته اتحادیه اروپا چین را به عنوان "رقیب سیستمی" نامگذاری کرد - چینی هایی که در حال حاضر سعی در جدا کردن و خرید اروپای شرقی از برادران غربی خود دارند.
چیزی که چین از آن بیشتر می ترسد، همانی است که ترامپ از تشکیل آن امتناع کرد - ائتلافی متحد که شامل مشارکت اقیانوس آرام، ایالات متحده و اتحادیه اروپا است که در واشنگتن و برلین طراحی می شود.
حرکت بزرگ استراتژیک شطرنج که دهه ۱۹۷۰ توسط ریچارد #نیکسون و هنری #کیسینجر با ایجاد اتحاد بین چین و آمریکا برای مهار اتحاد جماهیر شوروی همراه بود، امروز باید به منظور ایجاد اتحاد بین ایالات متحده و آلمان برای ایجاد توازن علیه چین انجام شود.
تلخیص و برگردان: کانال مطالعات آلمان و اروپا
@DACHstudien
متن کامل:
https://www.nytimes.com/2020/08/25/opinion/trump-china-germany.html#click=https://t.co/7qqMk9F9IK
🔹 برای توافق با چین، ترامپ باید آلمانی یاد بگیرد
آلمان یک ابرقدرت تولید کننده است که به همراه سایر کشورهای اتحادیه اروپا، در جنگ تجاری علیه چین می تواند یک متحد تعیین کننده باشد.
✍ توماس فریدمن/ نیویورک تایمز
اگر جو بایدن به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، مهمترین چالش در سیاست خارجی او چین خواهد بود - اما نه آن چینی که باراک اوباما با آن سر و کار داشت. این چین، بسیار تهاجمی تر خواهد بود، چینی که به دنبال تسخیر هژمونی فن آوری آمریکا است، دموکراسی در هنگ کنگ را خدشه دار می کند و اطلاعات شخصی شما را در فضای مجازی قرار می دهد. برای کنار زدن چین، بدون آنکه سیستم تجارت جهانی نابود شود، باید از یکی از بزرگترین اشتباه دونالد ترامپ بازگشت - یعنی اشتباه او در عدم ایجاد همکاری با آلمان برای مقابله با پکن.
بله شما این مطلب را درست خواندید!
جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی در برلین پیش رفت و منجر به پیروزی شد. و اکنون جنگ سرد در حال شروع نیز با چین - از طریق تجارت، فناوری و نفوذ جهانی - در برلین پیش خواهد رفت در آنجا منجر به پیروزی خواهد شد.
اوضاع هرچه برای برلین پیش رود، برای آلمان نیز همینطور پیش خواهد رفت و هرچه برای آلمان پیش رود، برای اتحادیه اروپا، بزرگترین بازار واحد داخلی در جهان نیز پیش خواهد رفت. و هر کشوری - ایالات متحده یا چین - که بتواند اتحادیه اروپا را در رقابت با استانداردهای فناوری، قوانین و فن آوری تجارت که در آن پیروز خواهد شد، اهرم کند، می تواند قواعد تجارت جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم را تعیین کند.
مایکل ماندلباوم، نویسنده کتاب "ظهور و سقوط صلح" می گوید: "دلیل اینکه ایالات متحده پیروز سه درگیری بزرگ قرن بیستم - جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ سرد - بود، این است که ما بخشی از قویترین ائتلاف روی زمین بودیم. ائتلاف جنگ جهانی اول که ما دیر به آن پیوستیم. به ائتلاف جنگ جهانی دوم با تاخیر کمتری پیوستیم. و ائتلاف جنگ سرد که ما خودمان آن را برای شکست اتحاد جماهیر شوروی سازماندهی كردیم. این باید الگویی برای برخورد با چین باشد.
اگر بخواهیم با این رویه پیش برویم كه آمریكا تنها علیه چین اقدام كند - با هدف ساختن آمریكا و فقط آمریكای بزرگ - ما بازنده خواهیم بود. اما اگر این رویه را در قالب جهانی در مقابل چین طوری پیش ببریم که قوانین صحیح و عادلانه تجارت قرن بیست و یکم چیست - می توانیم پکن را در مقابل خود به زانو درآوریم.
ترامپ مجبور شد میلیاردها دلار مالیات بر واردات ایالات متحده از چین تحمیل كند، فقط برای وادار كردن چین به قول خرید کالاهای آمریکایی بیشتر. اما او هنوز موفق به تضمین پایدار اقتصاد در تجارت واقعی با چین نشده است.
ترامپ نسبت به هر رئیس جمهور قبلی سخت تر از چین بوده و به نظر من درست است. یکی از دوستانم که در چین تجارت می کند، به من گفت: ترامپ رئیس جمهوری نیست که لایق آمریکا باشد، اما او رئیس جمهور آمریکایی است که چین شایسته آن است.
ترامپ باید اولویت همکاری با صدراعظم آنگلا مرکل از آلمان - که به عنوان "صدر اعظم اروپا" نیز شناخته می شود - را که به همان اندازه نگران زورگویی چین است، در پیش می گرفت.
آلمان یک ارتش کوچک دارد که حتی در یک جنگ ساده علیه روسیه نیز کارایی ندارد، اما آلمان یک ابر قدرت تولید کننده است که می تواند یک متحد تعیین کننده در یک جنگ تجاری علیه چین باشد.
درست است که کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به گرفتار شدن در آتش بین واشنگتن و پکن احتیاط می کنند - یا مجبورند بین اکوسیستم فناوری آمریکایی یا چینی یکی را انتخاب کنند. با این وجود، سال گذشته اتحادیه اروپا چین را به عنوان "رقیب سیستمی" نامگذاری کرد - چینی هایی که در حال حاضر سعی در جدا کردن و خرید اروپای شرقی از برادران غربی خود دارند.
چیزی که چین از آن بیشتر می ترسد، همانی است که ترامپ از تشکیل آن امتناع کرد - ائتلافی متحد که شامل مشارکت اقیانوس آرام، ایالات متحده و اتحادیه اروپا است که در واشنگتن و برلین طراحی می شود.
حرکت بزرگ استراتژیک شطرنج که دهه ۱۹۷۰ توسط ریچارد #نیکسون و هنری #کیسینجر با ایجاد اتحاد بین چین و آمریکا برای مهار اتحاد جماهیر شوروی همراه بود، امروز باید به منظور ایجاد اتحاد بین ایالات متحده و آلمان برای ایجاد توازن علیه چین انجام شود.
تلخیص و برگردان: کانال مطالعات آلمان و اروپا
@DACHstudien
متن کامل:
https://www.nytimes.com/2020/08/25/opinion/trump-china-germany.html#click=https://t.co/7qqMk9F9IK
NY Times
To Deal With China, Trump Should Learn German
Germany is a manufacturing superpower that would be a decisive ally, along with the rest of the European Union, in a trade war against China.
ترامپ:
بایدن نماینده مارکسیستهاست
دونالد ترامپ روز پنجشنبه همزمان با پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ از سوی حزب جمهوریخواه، رقیبش جو بایدن را به خیانت متهم کرد و گفت که دموکراتها در صورت پیروزی در ماه نوامبر، «رویای آمریکایی» را نابود میکنند.
ترامپ در روز پایانی کنوانسیون ملی حزب جمهوریخواه با سخنرانی از کاخ سفید، جو بایدن را به نمایندگی «مارکسیستها» و «چپ رادیکال» متهم کرد و به شهروندان این کشور نسبت به عواقب احتمال پیروزی وی هشدار داد.
یورونیوز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
بایدن نماینده مارکسیستهاست
دونالد ترامپ روز پنجشنبه همزمان با پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ از سوی حزب جمهوریخواه، رقیبش جو بایدن را به خیانت متهم کرد و گفت که دموکراتها در صورت پیروزی در ماه نوامبر، «رویای آمریکایی» را نابود میکنند.
ترامپ در روز پایانی کنوانسیون ملی حزب جمهوریخواه با سخنرانی از کاخ سفید، جو بایدن را به نمایندگی «مارکسیستها» و «چپ رادیکال» متهم کرد و به شهروندان این کشور نسبت به عواقب احتمال پیروزی وی هشدار داد.
یورونیوز
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
واکنش ترامپ به استعفای آبه؛ احساس بسیار بدی دارم!
رئیس جمهوری آمریکا تاسف خود را بابت تصمیم نخست وزیر ژاپن برای ترک پست در پی وخامت سلامتیاش اعلام کرد.
به گزارش اسپوتنیک، روز جمعه، آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن رسما تصمیم خود را مبنی بر استعفا به دلایل شرایط سلامتش اعلام کرد.
وی پیشتر به حزب حاکم لیبرال دموکرات و یاتسو یاماگوچی، رهبر حزب کومیتو، بخشی از ائتلاف حاکم تصمیمش را اعلام کرده بود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه به خبرنگاران گفت: میخواهم به آبه شینزو ، نخست وزیر ژاپن که یک دوست بسیار خوب برای من است، احترام بگذارم. ما یک رابطه بسیار خوب داشتیم و من واقعا درباره این مساله احساس بسیار بدی دارم چون این مساله بایستی برای او بسیار دردناک باشد.
وی ادامه داد: او کشورش را بسیار دوست دارد و ترک سمت نخست وزیری برای او آنطور که من میدانم بسیار سخت است. واقعا نمیتوانم تصور کنم. او یک آقازاده بزرگ است و من به او بسیار احترام میگذارم.
آبه شینزو پیشتر از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ نخست وزیر ژاپن بود و از ۲۰۱۲ نیز رهبری این کشور را بار دیگر به دست داشت.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
رئیس جمهوری آمریکا تاسف خود را بابت تصمیم نخست وزیر ژاپن برای ترک پست در پی وخامت سلامتیاش اعلام کرد.
به گزارش اسپوتنیک، روز جمعه، آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن رسما تصمیم خود را مبنی بر استعفا به دلایل شرایط سلامتش اعلام کرد.
وی پیشتر به حزب حاکم لیبرال دموکرات و یاتسو یاماگوچی، رهبر حزب کومیتو، بخشی از ائتلاف حاکم تصمیمش را اعلام کرده بود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه به خبرنگاران گفت: میخواهم به آبه شینزو ، نخست وزیر ژاپن که یک دوست بسیار خوب برای من است، احترام بگذارم. ما یک رابطه بسیار خوب داشتیم و من واقعا درباره این مساله احساس بسیار بدی دارم چون این مساله بایستی برای او بسیار دردناک باشد.
وی ادامه داد: او کشورش را بسیار دوست دارد و ترک سمت نخست وزیری برای او آنطور که من میدانم بسیار سخت است. واقعا نمیتوانم تصور کنم. او یک آقازاده بزرگ است و من به او بسیار احترام میگذارم.
آبه شینزو پیشتر از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ نخست وزیر ژاپن بود و از ۲۰۱۲ نیز رهبری این کشور را بار دیگر به دست داشت.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from ديدگاه بنيادى در بازارهاى مالى
برای اولین بار در تاریخ
ارزش کل سهام تکنولوژیک امریکا در بازار NASDAQ از 9 تریلیون دلار عبور کرد!
این یعنی ارزش بخش تکنولوژیک امریکا از ارزش تمام بازارهای سهام اروپایی
(با احتساب بریتانیا) فراتر رفته است !
این یعنی ارزش سهام تکونولوژیک امریکایی چیزی در حدود ۴۵٪ از تولید ناخالص سالانه امریکاست!
(شاخص NASDAQ از روز پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری تا امروز بیش از ۲۵۰٪+ رشد کرده است!)
💰📱💰📱💰
@Fundamental_View
ارزش کل سهام تکنولوژیک امریکا در بازار NASDAQ از 9 تریلیون دلار عبور کرد!
این یعنی ارزش بخش تکنولوژیک امریکا از ارزش تمام بازارهای سهام اروپایی
(با احتساب بریتانیا) فراتر رفته است !
این یعنی ارزش سهام تکونولوژیک امریکایی چیزی در حدود ۴۵٪ از تولید ناخالص سالانه امریکاست!
(شاخص NASDAQ از روز پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری تا امروز بیش از ۲۵۰٪+ رشد کرده است!)
💰📱💰📱💰
@Fundamental_View
آینده روابط آمریکا و چین
خشایار نصیر
IPSC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
مقدمه
پس از شیوع ویروس کرونا روابط آمریکا و چین که پیش از آن به دلیل جنگ تجاری میان این دو کشور دچار تلاطم شده بود وارد مرحله تازه ای از تنش شد که به نظر برخی صاحب نظران شباهت بسیاری به جنگ سرد دارد . طی ماههای اخیر آمریکا تحریم هایی علیه چین به دلیل فرستادن مسلمانان اویغور به اردوگاه های کار اجباری اعمال کرده و واردات کالا به آمریکا از هنگ کنگ را به دلیل نقض حقوق مدنی شهروندان این کشور متوقف نموده است ، همچنین به طور مداوم به انتقاد از نحوه ی عملکرد چین در برخورد با ویروس کرونا میپردازد.
به نظر میرسد با تحولات اخیر ،گرایش دولتها برای بازگشت به نقش سنتی شان بیشتر شده است . این امر توجه بیشتر به ژئوپلیتیک را می طلبد. در این نوشتار تلاش می شود آینده روابط آمریکا و چین در ده سال پیش رو بررسی شود و بدین منظور نخست به تاریخچه ی روابط چین و آمریکا می پردازیم و سپس تصویری از افقهای پیش رو در روابط این دو کشور ارائه میکنیم.
احیای چین و برخورد با آمریکا
از زمانی که مائو زدونگ تأسیس جمهوری خلق چین در سال 1949 را اعلام کرد ، روابط ایالات متحده و چین از سه مرحله مجزا عبور کرده است. مرحله اول از سال 1949 تا 1972 به طول انجامید. ویژگی اصلی این مرحله قرار داشتن ایالات متحده و چین در مقابل یکدیگر در جنگ سرد بود . مرحله دوم از سال 1972 تا 1991 به طول انجامید و کاملا تغییر کرد . چین از اتحاد جماهیر شوروی واهمه داشت و ایالات متحده در حال بازگشت از جنگ ویتنام بود . این دو کشور رابطه ی تعاونی بیشتری را بنا نهاده اند که در آن علایق ژئوپلیتیکی مشترک برای محدود کردن قدرت اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت. مرحله سوم با سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 آغاز شد و تا همین اواخر ادامه یافت ، هنگامی که اصول اساسی این رابطه تغییر کردند.
مرحله سوم را دو عنصر اصلی تعریف میکنند. اول وابستگی اقتصادی بین هر دو کشور بود. با اتکا به صادرات ، چین به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد. جمعیت قابل توجه آن به چین این امکان را داد تا مقادیر زیادی کالاها را با هزینه کمتری نسبت به بیشتر کشورها تولید کند. نتیجه این شد که شرکت های آمریکایی عملیات تولید و مونتاژ خود را به چین منتقل کردند تا هزینه ها را کاهش دهند که پیامدهای بسیاری داشت ، اما سه مورد از آنها از اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار هستند. نخست آنکه ، ایالات متحده به بزرگترین مقصد برای صادرات کالاهای چینی تبدیل شد. دوم ، بیشترین واردات را آمریکا از چین داشت. سوم ، میلیون ها کارگر آمریکایی شغل خود را از دست دادند ، در عین حال که آمریکایی ها از دسترسی به کالاهای ارزان تر بهره مند شدند.
چینی ها اقتصاد خود را به روش ایالات متحده در بین سالهای 1890 تا 1929 بنا نهادند : از طریق صادرات کالاهای ارزان و محصولات کشاورزی . اقتصاد جهانی به محصولات ارزان قیمت احتیاج دارد و صادرات منجر به رونق داخلی کشور صادر کننده میشود . مزیت صادر کننده این است که درآمد کسب می کند . پاشنه آشیل صادر کننده تمایل و قدرت مشتریان آن برای خرید است . بنابراین ، به عنوان مثال ، هنگامی که رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول ، اروپا را در بر گرفت ، کاهش قدرت خرید اروپا باعث رکود بزرگ دهه 1930 آمریکا شد.
در سال 2008 با بحران مالی جهانی به میزان چشمگیری صادرات چین کاهش یافت و این به همراه بهره های سنگین بدهی ها ، منجر به وارد شدن ضربه شدیدی به اقتصاد چین شد . اخیراً ، تعرفه های اعمال شده توسط ایالات متحده میرود تا تعادل اقتصاد چین را بیش از پیش به هم زند . تولیدات داخلی چین به شکل چشمگیری بیش از مصرف داخلی این کشور بود و بخش قابل توجهی از تولید برروی دست تولید کنندگان چینی ماند. این سیاست آمریکایی ها تعادل اقتصادی چین را به هم زده و به این ترتیب سرعت اقتصاد رو به رشد ولی آسیب پذیر چین کند شد .
دومین عنصر تعیین کننده مرحله سوم روابط ایالات متحده و چین عدم وجود دشمن مشترک است. ایالات متحده و چین اختلافات خود را در رابطه با تایوان در سال 1972 کنار گذاشتند زیرا همکاری هر دو کشور هنگام مواجهه با اتحاد جماهیر شوروی مهمتر از آن بود که بر سر یک مسئله نسبتاً جزئی دچار اختلاف شوند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ضعف عمومی جانشین آن ، روسیه ، یکی از اصلی ترین منافع استراتژیک ایالات متحده و چین را از بین برد.
روابط آمریکا و چین در نیمه اول سال 2017 از آنچه انتظار میرفت ، بسیار آرام تر بود ، بخش عمده ای از آن به این دلیل بود که واشنگتن به چین برای ترغیب کره شمالی به کنار گذاشتن برنامه اتمی خود نیاز داشت . اما این رابطه اکنون به خصوص پس از شیوع ویروس کرونا رو به زوال است.
ادامه مطلب⬇️
خشایار نصیر
IPSC
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
مقدمه
پس از شیوع ویروس کرونا روابط آمریکا و چین که پیش از آن به دلیل جنگ تجاری میان این دو کشور دچار تلاطم شده بود وارد مرحله تازه ای از تنش شد که به نظر برخی صاحب نظران شباهت بسیاری به جنگ سرد دارد . طی ماههای اخیر آمریکا تحریم هایی علیه چین به دلیل فرستادن مسلمانان اویغور به اردوگاه های کار اجباری اعمال کرده و واردات کالا به آمریکا از هنگ کنگ را به دلیل نقض حقوق مدنی شهروندان این کشور متوقف نموده است ، همچنین به طور مداوم به انتقاد از نحوه ی عملکرد چین در برخورد با ویروس کرونا میپردازد.
به نظر میرسد با تحولات اخیر ،گرایش دولتها برای بازگشت به نقش سنتی شان بیشتر شده است . این امر توجه بیشتر به ژئوپلیتیک را می طلبد. در این نوشتار تلاش می شود آینده روابط آمریکا و چین در ده سال پیش رو بررسی شود و بدین منظور نخست به تاریخچه ی روابط چین و آمریکا می پردازیم و سپس تصویری از افقهای پیش رو در روابط این دو کشور ارائه میکنیم.
احیای چین و برخورد با آمریکا
از زمانی که مائو زدونگ تأسیس جمهوری خلق چین در سال 1949 را اعلام کرد ، روابط ایالات متحده و چین از سه مرحله مجزا عبور کرده است. مرحله اول از سال 1949 تا 1972 به طول انجامید. ویژگی اصلی این مرحله قرار داشتن ایالات متحده و چین در مقابل یکدیگر در جنگ سرد بود . مرحله دوم از سال 1972 تا 1991 به طول انجامید و کاملا تغییر کرد . چین از اتحاد جماهیر شوروی واهمه داشت و ایالات متحده در حال بازگشت از جنگ ویتنام بود . این دو کشور رابطه ی تعاونی بیشتری را بنا نهاده اند که در آن علایق ژئوپلیتیکی مشترک برای محدود کردن قدرت اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت. مرحله سوم با سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 آغاز شد و تا همین اواخر ادامه یافت ، هنگامی که اصول اساسی این رابطه تغییر کردند.
مرحله سوم را دو عنصر اصلی تعریف میکنند. اول وابستگی اقتصادی بین هر دو کشور بود. با اتکا به صادرات ، چین به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد. جمعیت قابل توجه آن به چین این امکان را داد تا مقادیر زیادی کالاها را با هزینه کمتری نسبت به بیشتر کشورها تولید کند. نتیجه این شد که شرکت های آمریکایی عملیات تولید و مونتاژ خود را به چین منتقل کردند تا هزینه ها را کاهش دهند که پیامدهای بسیاری داشت ، اما سه مورد از آنها از اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار هستند. نخست آنکه ، ایالات متحده به بزرگترین مقصد برای صادرات کالاهای چینی تبدیل شد. دوم ، بیشترین واردات را آمریکا از چین داشت. سوم ، میلیون ها کارگر آمریکایی شغل خود را از دست دادند ، در عین حال که آمریکایی ها از دسترسی به کالاهای ارزان تر بهره مند شدند.
چینی ها اقتصاد خود را به روش ایالات متحده در بین سالهای 1890 تا 1929 بنا نهادند : از طریق صادرات کالاهای ارزان و محصولات کشاورزی . اقتصاد جهانی به محصولات ارزان قیمت احتیاج دارد و صادرات منجر به رونق داخلی کشور صادر کننده میشود . مزیت صادر کننده این است که درآمد کسب می کند . پاشنه آشیل صادر کننده تمایل و قدرت مشتریان آن برای خرید است . بنابراین ، به عنوان مثال ، هنگامی که رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول ، اروپا را در بر گرفت ، کاهش قدرت خرید اروپا باعث رکود بزرگ دهه 1930 آمریکا شد.
در سال 2008 با بحران مالی جهانی به میزان چشمگیری صادرات چین کاهش یافت و این به همراه بهره های سنگین بدهی ها ، منجر به وارد شدن ضربه شدیدی به اقتصاد چین شد . اخیراً ، تعرفه های اعمال شده توسط ایالات متحده میرود تا تعادل اقتصاد چین را بیش از پیش به هم زند . تولیدات داخلی چین به شکل چشمگیری بیش از مصرف داخلی این کشور بود و بخش قابل توجهی از تولید برروی دست تولید کنندگان چینی ماند. این سیاست آمریکایی ها تعادل اقتصادی چین را به هم زده و به این ترتیب سرعت اقتصاد رو به رشد ولی آسیب پذیر چین کند شد .
دومین عنصر تعیین کننده مرحله سوم روابط ایالات متحده و چین عدم وجود دشمن مشترک است. ایالات متحده و چین اختلافات خود را در رابطه با تایوان در سال 1972 کنار گذاشتند زیرا همکاری هر دو کشور هنگام مواجهه با اتحاد جماهیر شوروی مهمتر از آن بود که بر سر یک مسئله نسبتاً جزئی دچار اختلاف شوند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ضعف عمومی جانشین آن ، روسیه ، یکی از اصلی ترین منافع استراتژیک ایالات متحده و چین را از بین برد.
روابط آمریکا و چین در نیمه اول سال 2017 از آنچه انتظار میرفت ، بسیار آرام تر بود ، بخش عمده ای از آن به این دلیل بود که واشنگتن به چین برای ترغیب کره شمالی به کنار گذاشتن برنامه اتمی خود نیاز داشت . اما این رابطه اکنون به خصوص پس از شیوع ویروس کرونا رو به زوال است.
ادامه مطلب⬇️
این تصور که چین می تواند مشکل کره شمالی را برطرف کند ، ناشی از خوشبینی بیش از حد بر کنترل و نفوذ چین بر کره شمالی بود .
درهم آمیختگی اقتصادهای ایالات متحده و چین محدودیت های جدیدی را در هر دو طرف ایجاد کرد. چین باید تا زمانی که می تواند رشد صادرات را تحت کنترل درآورد. این کشور باید دسترسی به بازار ایالات متحده را که همچنان بزرگترین بازار کالاهای چینی در جهان است ، حفظ کند . در ایالات متحده ، وابستگی متقابل اقتصادی با چین نیز محدودیت هایی را ایجاد کرده است. مصرف کنندگان آمریکایی به واردات ارزان چین و سایر کشورها وابسته هستند. بیش از 20 درصد از کل واردات ایالات متحده از چین است. در سال 2016 ترامپ با هدف بازگرداندن مشاغل از دست رفته آمریکائیان سیاست اعمال تعرفه بر کالاهای چینی را در پیش گرفت ، اما این سیاست ها به طور نامتناسب به مردم آمریکا صدمه می زند زیرا تولید آمریکا نمی تواند یک شبه جایگزین واردات شود و به محض انجام این کار ، قیمت کالاها افزایش می یابد.
استراتژی چین
در مواجهه با دشمنان تاریخی خود همچون ژاپن و کره جنوبی و اخیراً تایوان و اندونزی ، چین از متحدین کارآمد و قابل اتکایی برخوردار نیست . فی المثل کره شمالی ابزاری مفید اما خطرناک است که می توان تنها از آن به عنوان اهرم فشاری بر آمریکا استفاده کرد .
استراتژی دیگر چین سرمایه گذاری های تصادفی در سراسر جهان برای نمایش قدرت رو به رشدش می باشد و برای چین بیشتر کاربردی تبلیغاتی دارد به عنوان نمونه سرمایه گذاری در کشورهای آفریقایی و صربستان .
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
درهم آمیختگی اقتصادهای ایالات متحده و چین محدودیت های جدیدی را در هر دو طرف ایجاد کرد. چین باید تا زمانی که می تواند رشد صادرات را تحت کنترل درآورد. این کشور باید دسترسی به بازار ایالات متحده را که همچنان بزرگترین بازار کالاهای چینی در جهان است ، حفظ کند . در ایالات متحده ، وابستگی متقابل اقتصادی با چین نیز محدودیت هایی را ایجاد کرده است. مصرف کنندگان آمریکایی به واردات ارزان چین و سایر کشورها وابسته هستند. بیش از 20 درصد از کل واردات ایالات متحده از چین است. در سال 2016 ترامپ با هدف بازگرداندن مشاغل از دست رفته آمریکائیان سیاست اعمال تعرفه بر کالاهای چینی را در پیش گرفت ، اما این سیاست ها به طور نامتناسب به مردم آمریکا صدمه می زند زیرا تولید آمریکا نمی تواند یک شبه جایگزین واردات شود و به محض انجام این کار ، قیمت کالاها افزایش می یابد.
استراتژی چین
در مواجهه با دشمنان تاریخی خود همچون ژاپن و کره جنوبی و اخیراً تایوان و اندونزی ، چین از متحدین کارآمد و قابل اتکایی برخوردار نیست . فی المثل کره شمالی ابزاری مفید اما خطرناک است که می توان تنها از آن به عنوان اهرم فشاری بر آمریکا استفاده کرد .
استراتژی دیگر چین سرمایه گذاری های تصادفی در سراسر جهان برای نمایش قدرت رو به رشدش می باشد و برای چین بیشتر کاربردی تبلیغاتی دارد به عنوان نمونه سرمایه گذاری در کشورهای آفریقایی و صربستان .
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
Forwarded from World politics review
CIA conduct during Russia assessment may be next boomerang in probe of investigators | Just The News
https://justthenews.com/accountability/russia-and-ukraine-scandals/cia-conduct-during-russia-assessment-may-be-next
https://justthenews.com/accountability/russia-and-ukraine-scandals/cia-conduct-during-russia-assessment-may-be-next
Just The News
CIA conduct during Russia assessment may be next boomerang in probe of investigators
DNI hints new declassification coming soon. Some want it to be a congressional complaint to the CIA inspector general questioning the Obama intelligence assessment on Russian intentions.
افزایش محبوبیت ترامپ در میان سیاهپوستان
هیل
بر اساس نظرسنجی جدیدی مشخص شد که میزان محبوبیت دونالد ترامپ در میان رایدهندگان سیاهپوست و لاتینتبار آمریکا ۹ درصد رشد داشته است. بر اساس این نظرسنجی که از سوی هیل و هریس ایکس و در بازه زمانی ۲۲ تا ۲۵ اوت انجام شد، ۲۴ درصد از رایدهندگان سیاهپوست گفتند، اقدامات دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا را تایید میکنند؛ در حالیکه ۷۶ درصد نیز با آن مخالف بودند.
در این نظرسنجی میزان محبوبیت ترامپ نسبت به نظرسنجی ۸ تا ۱۱ اوت ۹ درصد رشد داشت. همچنین در این نظرسنجی مشخص شد میزان حمایت از ترامپ در میان جمعیت رایدهنده هیسپانیک(لاتینتبار) دو درصد رشد داشته و به ۳۲ درصد رسیده در حالیکه در نظرسنجی قبلی این میزان ۳۰ درصد بود. همچنین در نظرسنجی ۲۲ تا ۲۵ اوت مشخص شد که ۴۴ درصد از رایدهندگان اقدامات ترامپ را به عنوان رئیسجمهوری آمریکا تایید میکنند. ۸۲ درصد از جمهوری خواهان ترامپ را تایید کرده و ۱۸ درصد از وی ناراضی بودند. ۸۷ درصد از رایدهندگان دموکرات و ۶۴ درصد از رایدهندگان مستقل نیز از وی ناراضی بودند. این نظرسنجی مشخص کرد که محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا همچنان در میان رایدهندگان حومه شهری و شهری کم است و هر کدام فقط ۴۲ درصد از وی راضی هستند. میزان حمایتها از ترامپ در میان رایدهندگان روستایی همچنان قوی و روی عدد ۵۳ درصد باقی مانده است. روز پنجشنبه، ترامپ بهطور رسمی کاندیداتوری جمهوریخواهان را برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ پذیرفت.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://www.google.com/amp/s/thehill.com/hilltv/what-americas-thinking/514174-poll-trump-approval-rises-among-black-hispanic-voters%3famp
هیل
بر اساس نظرسنجی جدیدی مشخص شد که میزان محبوبیت دونالد ترامپ در میان رایدهندگان سیاهپوست و لاتینتبار آمریکا ۹ درصد رشد داشته است. بر اساس این نظرسنجی که از سوی هیل و هریس ایکس و در بازه زمانی ۲۲ تا ۲۵ اوت انجام شد، ۲۴ درصد از رایدهندگان سیاهپوست گفتند، اقدامات دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا را تایید میکنند؛ در حالیکه ۷۶ درصد نیز با آن مخالف بودند.
در این نظرسنجی میزان محبوبیت ترامپ نسبت به نظرسنجی ۸ تا ۱۱ اوت ۹ درصد رشد داشت. همچنین در این نظرسنجی مشخص شد میزان حمایت از ترامپ در میان جمعیت رایدهنده هیسپانیک(لاتینتبار) دو درصد رشد داشته و به ۳۲ درصد رسیده در حالیکه در نظرسنجی قبلی این میزان ۳۰ درصد بود. همچنین در نظرسنجی ۲۲ تا ۲۵ اوت مشخص شد که ۴۴ درصد از رایدهندگان اقدامات ترامپ را به عنوان رئیسجمهوری آمریکا تایید میکنند. ۸۲ درصد از جمهوری خواهان ترامپ را تایید کرده و ۱۸ درصد از وی ناراضی بودند. ۸۷ درصد از رایدهندگان دموکرات و ۶۴ درصد از رایدهندگان مستقل نیز از وی ناراضی بودند. این نظرسنجی مشخص کرد که محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا همچنان در میان رایدهندگان حومه شهری و شهری کم است و هر کدام فقط ۴۲ درصد از وی راضی هستند. میزان حمایتها از ترامپ در میان رایدهندگان روستایی همچنان قوی و روی عدد ۵۳ درصد باقی مانده است. روز پنجشنبه، ترامپ بهطور رسمی کاندیداتوری جمهوریخواهان را برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ پذیرفت.
@usstudies
🇺🇸🇺🇸
https://www.google.com/amp/s/thehill.com/hilltv/what-americas-thinking/514174-poll-trump-approval-rises-among-black-hispanic-voters%3famp
TheHill
Poll: Trump approval rises among black, hispanic voters amid
President Trump's support among black voters rose 9 percentage points amid the Republican National Convention, a new Hill-HarrisX poll finds.