🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸 – Telegram
🇺🇸مطالعات آمریکا🇺🇸
209 subscribers
382 photos
326 videos
23 files
272 links
سیاست، اقتصاد، تاریخ، فرهنگِ ایالات متحده

https://news.1rj.ru/str/usstudies/4
Download Telegram
شکل در حال تغییر و تغییرنیافته نژادپرستی در آمریکا

قتل جورج فلوید، سیاه‌پوست آمریکایی در 25 می، موجب بروز موجی از آشوب‌های عمومی شد که به‌تدریج از مینه سوتا به بیش از 350 شهر در سراسر آمریکا ازجمله واشنگتن دی سی گسترش یافت. این حادثه، آمریکا را در آستانه بدترین بحران سیاسی نژادی از زمان دهه پرآشوب 1960 (زمانی که آشوب‌ها همه شهرهای بزرگ آمریکا را فرا گرفت) قرار داد. حقیقت این است که اقلیت‌های قومی به‌طور نامتناسبی به‌واسطه همه‌گیری کرونا ویروس و بحران اقتصادی تحت تأثیر قرار گرفته و مزید بر علت این آشوب و نارضایتی شده است.

ناتالیا تراوکینا / وب‌سایت شورای روابط بین‌الملل روسیه (ریاک)

شکی نیست که این آشوب نژادی در این انتخابات2020، تأثیری شگرف و حتی تعیین‌کننده در کمپین انتخاباتی و نتیجه آن خواهد داشت.

«اوباما دلیل وجود ترامپ است» این عبارت مختصر و مفید «نل اروین پینتر» مورخ آمریکایی که در کمپین انتخاباتی 2016 بیان شده است، به‌وضوح مبین پدیده دونالد ترامپ و حتی ترامپیسم به‌عنوان ایدئولوژی زمان ما است که اساساً «محصول نژادپرستی و بازتابی از وخامت روابط نژادی در جامعه امروزی آمریکا است». ترامپ در طول دوره ریاست جمهوری خود موضعی «ضد اوباما» در پیش گرفته و به برچیدن میراث رئیس‌جمهور قبلی، ازجمله در سیاست خارجی و روابط آمریکا – روسیه، پرداخته است.

به‌طور متناقضی، تعصب نژادپرستانه ترامپ نقش مثبت خاصی در گفتمان سیاسی آمریکا ایفا کرده است. به‌عنوان‌مثال، مریام وبستر، منتشرکننده معتبرترین دیکشنری آمریکا، رسماً اعلام کرد که سخنرانی‌ها و توئیت‌های نژادپرستانه آشکار ترامپ در ژوئیه 2019 باعث افزایش شدید در جستجوی واژه «نژادپرستی» توسط مردم شده است.

در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره اوباما، محققان آمریکایی تلاش کردند تا ثابت کنند که جامعه آمریکا به آهستگی اما یقیناً در حال تغییر مفهوم عمومی از نژادپرستی و نمود آن در زندگی روزانه و در میان مردم است. بااین‌حال، مهم‌ترین نکته و جوهره استدلال آن‌ها را می‌توان چنین فرض کرد که «فقدان مصداق بیانگر فقدان مشکل» است.

 
@usstudies
🇺🇸🇺🇸

فهم دانشگاهی و فهم روزمره از نژادپرستی

در اواخر دهه 1990، دولت دموکرات کلینتون گام لرزانی برای ریشه‌کنی نژادپرستی از جامعه آمریکا برداشت تا مبارزه با نژادپرستی و تعصب نژادی را به اولویت مهم سیاست داخلی آمریکا تبدیل کند. مبارزه با نژادپرستی مستلزم برنامه‌ای عملی است که بر تحقیقات درست استوار باشد. ازاین‌رو، دولت کلینتون دست به دامن پژوهشگران و متفکران در آکادمی ملی علوم [آمریکا] شد و اعضای آن نیز پیشنهادهایی ارائه کردند که در سال 2001 و پس از جایگزینی دولت جمهوری‌خواه جرج دبلیو بوش منتشر شد. بااین‌حال، دولت بوش پیرو فلسفه تقریباً متضادی بود که در مواجهه با «زخم‌ها و توهین‌های» جامعه آمریکا بر «دلسوزی محافظه‌کارانه» استوار بود. درواقع، «دلسوزی به‌جای ریشه‌کنی» تفاوت اساسی بین رویکرد‌های دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در قبال مشکلات نژادپرستی آمریکا محسوب می‌شود و این تفاوت ریشه در تجربه تاریخی آن‌ها در مبارزات علیه برده‌داری و نژادپرستی در آمریکا دارد.

از آنجائی که ریشه تعصب و نژادپرستی در آمریکا حدود 250 سال عمیق‌تر از بستر ایده آل‌های قانون اساسی است، بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که این میراث صرفاً در یکی دو نسل از بین برود و زخم‌هایش التیام یابد.

امروزه نژادپرستی در جامعه آمریکا ریشه دوانده است. بخش بزرگی از جامعه آمریکا دارای تفاوت‌های اقتصادی- اجتماعی زیادی با جمعیت سیاه‌پوستان است و این تفاوت‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. به‌طورکلی، تبعیض درآمدی دلیل اصلی فقر سیاه‌پوستان آمریکا در مقایسه با دیگر قومیت‌هاست. در سال 2018، نزدیک به 21 درصد از کل جمعیت سیاه‌پوست آمریکا، تقریباً 9 میلیون نفر، زیرخط فقر زندگی می‌کردند. این شکاف درآمدی ناشی از تبعیض در حقوق و دستمزدهاست به‌طوری‌که در همین سال، متوسط دریافتی سیاه‌پوستان آمریکا 27.5 درصد کمتر از همتایان سفیدپوست آن‌ها بوده است. این شکاف فزاینده دریافتی مستقیماً تفاوت عظیم در فقر بین سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکا را توجیه می‌کند.

ادامه مطلب⬇️
نژادپرستی در آمریکا هرروز شکل متفاوتی به خود می‌گیرد. درک و فهم اعتراضات سیاه‌پوستان آمریکا به قتل عمدی یا تصادفی سیاه‌پوستان توسط مأموران اجرای قانون، جز با درک کلی «مجرم انگاری» سیاه‌پوستان در آمریکا ممکن نیست. احتمال کشته شدن سیاه‌پوستان آمریکا توسط امور اجرای قانون سه برابر بیشتر از سفیدپوستان این کشور است. سطح نسبی استفاده از مواد مخدر بین سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکا تقریباً یکسان است، اما در سال 2018، به ازای هر 100 هزار نفر، تعداد کسانی که به خاطر همراه داشتن مواد مخدر دستگیرشده بودند در سیاه‌پوستان 750 نفر و در سفیدپوستان 350 نفر بوده است. درنتیجه، درصد سیاه‌پوستان در جمعیت زندان‌های آمریکا پنج برابر بیش از درصد سفیدپوستان است.

به نظر می‌رسد که با انتشار آمار مرگ‌ومیر در میان سیاه‌پوستان آمریکا، کاسه صبر سیاه‌پوستان لبریز شده و آن‌ها سرانجام در 25 می‌2020 در سراسر کشور به خیابان‌ها ریختند. در همین حال، همه‌گیری کرونا ویروس در ژانویه 2020 به آمریکا رسید و تا اواخر می ‌تقریباً جان 100 هزار آمریکایی را گرفت که 26.3 درصد آن‌ها سیاه‌پوست بودند.

صدها سال تلاش برای ریشه‌کنی نژادپرستی و نمود زشت آن در آمریکا نتوانسته است ابزاری کارآمد برای همسان‌سازی روابط بین قومی ایجاد کند. حتی امروز نیز مشکل روابط نژادی در آمریکا آتشی زیر خاکستر است که هرلحظه امکان دارد فوران کرده و همه‌چیز را در مسیر خود ببلعد.

@usstudies
🇺🇸🇺🇸

https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/the-changing-and-unchanged-face-of-american-racism/
🔺خزانه‌داری آمریکا یک نهاد و چهار مقام چینی ناقض حقوق بشر را تحریم کرد

🔹بنا بر بیانیه‌ای که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه ۱۹ تیرماه منتشر کرده است، استیون منوشن، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در این رابطه گفت: «ایالات متحده متعهد به استفاده از تمامی ظرفیت قدرت‌های مالی خود برای مسئول نگه داشتن ناقضان حقوق بشر در در شین‌جیانگ و دیگر نقاط جهان است.»


🌐VOA

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺محکومیت ایران در پرونده برج‌های خُبَر؛

🔹یک دادگاه فدرال در ایالات‌متحده ایران را در ماجرای برج‌های خُبَر به پرداخت 879 میلیون دلار به قربانیان و بازماندگان محکوم کرد.

🔹مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه ایالات‌متحده با استقبال از رأی این دادگاه فدرال این حکم را به‌نوعی برقراری عدالت در مقام مبارزه با تروریزم دانست.

🔹در 25 ژوئن 1996 برابر با 4 تیرماه 1375 براثر انفجار یک کامیون بمب‌گذاری‌شده در شهر خُبَر پادشاهی عربی سعودی و در محل پایگاه نیروهای نظامی آمریکا 19 سرباز این کشور کشته و 400 تن زخمی شدند. اف بی آی در ابتدا انگشت اتهام را به‌سوی ایران نشانه گرفت اما در سال 2007 ویلیام پری وزیر دفاع دولت دموکرات بیل کلینتون اعلام کرد که بر اساس تحقیقات صورت گرفته به این نتیجه رسیده است که این انفجار کار القاعده بوده است.

🔹در سال 1394 نیز احمد المغسل از سران حزب‌الله حجاز که نزدیک به حکومت ایران و سپاه پاسداران است در لبنان دستگیر و به پادشاهی عربی سعودی منتقل شد. وی از متهمین بمب گزاری برج‌های خُبر است. گروه حزب‌الله حجاز نیز این مسئولیت این دستگیری را متوجه حزب المستقبل و پادشاهی سعودی کرده بود.


@usstudies
🇺🇸🇺🇸
🔺پارتی بازی ترامپ و سوء استفاده از قدرت برای دوست قدیمی اش راجر استون

🔹به گزارش نیویورک تایمز راجر استون مورد اتهام به ارتکاب 7 جنایت است که دونالد ترامپ از قدرتش در کاخ سفید برای کاهش مجازات وی استفاده کرده است.

https://www.nytimes.com/2020/07/10/us/politics/trump-roger-stone-clemency.html

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا جنگ میان آمریکا و چین گریزناپذیر است؟

سخنرانی پروفسور گراهام آلیسون در TED
تله توسیدیدز

آرشیو منابع سیاسی

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
چین؛ درس‌هایی برای اروپا از جنگ سرد

تیموتی گارتون‌اش /شورای روابط خارجی اروپا

@usstudies
🇺🇸🇺🇸
جنگ سرد جدیدی بین چین و آمریکا وجود دارد. بحران همه‌گیری ویروس کرونا دشمنی را بیشتر کرده‌است. معدود کشورهایی در آفریقا یا آمریکای لاتین وجود دارند که در این کشورها شاهد رقابت بین ابرقدرت‌ها نباشیم. وقتی سربازان هند و چین با شدت تمام با یکدیگر در یک مناقشه مرزی درگیر شدند، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا بلادرنگ طرف هند را گرفت. نمایندگان مجلس انگلیس گروه تحقیق چین را تشکیل داده‌اند. بعلاوه، این سوال که آیا شرکت هوآوی یک تهدید امنیتی است، بکرات پرسیده می‌شود.

هر شباهت تاریخی ناقص است، اما اگر جوهره جنگ سرد جهانی، چندبُعدی و کشمکش بلندمدت بین ابرقدرت‌ها باشد، این جنگ سرد جدید است. سوال برای بقیه جهان این است: ما چکار باید بکنیم؟ آیا باید سرمان را مثل کبک در برف فرو ببریم؟ البته این نگرش اغلب کشورهای اروپایی است. یا اینکه واقعیت را بپذیریم و سعی کنیم آن را بر اساس نتایج ممکن رقم بزنیم؟ نکته اخیرالذکر مسیر درستی است. با نظر داشت نکته یادشده هشت درسی که باید از جنگ سرد قبلی و جنگ سرد جدید بگیریم بشرح ذیل است.

1- تفکر درازمدت

جنگ سرد اول بیش از 40 سال طول کشید. چین قدرت زیادی دارد که از جمله می‌توان به وسعت بی‌نظیر، غرور ملی، نوآوری تکاملی و جامعه کارآفرین اشاره کرد. بعلاوه، برخوردار از یک حزب لنینیستی است که از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی درس گرفته تا دچار سرنوشت مشابه نشود.

2- ترکیب رقابت و همکاری

سیاست تنش‌زدایی متمایز از جنگ سرد نبود، بلکه این سیاست بخش ذاتی آن بود. دمکراسی‌های لیبرال عملکرد خوبی داشتند، زمانی که سیاست دفاع و مهار سخت را با دیپلماسی و تعامل سازنده ترکیب کردند. خطوط قرمز ما در موضوعاتی همچون امنیت تایوان باید کاملاً روشن باشد و همینطور آمادگی ما برای کار با پکن. اتحادیه اروپا بخوبی چین را شریک، رقیب و حریف سیستمیک تعبیر می‌کند. با توجه به وابستگی متقابل بین چین و جهان لیبرال و نیز تهدیدات جهانی همچون تغییرات آب و هوایی و همه‌گیری ویروس کرونا، ما باید رهیافت دوگانه را در دستورکار داشته باشیم.

3- تمرکز بر پویایی‌های داخلی چین

علت اولیه جنگ سرد جدید به دست‌گیری رهبری حزب کمونیست توسط شی جین پینگ در سال 2012 می‌باشد که سیاست تهاجمی در خارج از کشور را در دستورکار خود دارد. باید بفهمیم چرا چین از راهبرد عملگرایانه و تکاملی به سیاست تهاجمی روی آورده‌است. همچنین باید بفهمیم چه عوامل و شرایطی چین را به مسیر قبلی باز خواهد گرداند. از اینرو، باید تمام دانش خود را برای درک تاریخ، فرهنگ، سیاست و حکومت چین بکار گیریم.

4- عدم باور به اینکه می‌توانیم نظام چین را مهندسی کنیم

یکی از توهمات مکرر سیاست غرب در جنگ سرد اول این بود که می‌تواند به‌طور مستقیم در سیاست و حکومت طرف مقابل تغییر ایجاد کند. رواشناسی رفتاری مزخرف درباره تقویت کبوترها و تضعیف شاهین را بیاد می‌آورید؟ کلیت سیاست‌های ما در بهترین حالت تاثیر ثانویه برای ایجاد تغییر در نظام چین دارد. از اینرو از غرورهای رفتارگرایانه اجتناب کنید.

5- بخاطر داشته باشید که ما همیشه جامعه و حکومت را مورد خطاب قرار می‌دهیم

هر چه بیشتر ما سیاست دولت چین را در قبال سین کیانگ، هنگ کنگ و دریای جنوب چین مورد انتقاد قرار می‌دهیم، باید بیشتر تأکید کنیم که این حمله به مردم چین با تاریخ و فرهنگ غنی نیست.

ادامه مطلب⬇️⬇️
6- چین اتحاد جماهیر شوروی نیست

همان‌طوریکه اتحاد جماهیر شوروی ترکیبی از سیاست‌های لنینیستی و تاریخ روسیه بود، چین نیز سیاست‌های لنینیستی را با فرهنگ و سنت‌های خود ترکیب می‌کند. فرانسیس فوکویاما بر این باور است که چین اولین تمدن جهانی برای ایجاد دولت جدید می‌باشد. رژیم‌های چین متمرکز، بروکراتیک و شایسته‌سالاری بوده و نقطه ضعف و قوت چین ترکیبی از لنینسم و سرمایه‌داری است.

7- وحدت، قدرت است

در حال حاضر چین فرصت‌های بی‌شماری برای اجرای سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن دارد. در رویکرد راهبردی جدید آمریکا در قبال دیگر ابرقدرت‌ها چنین آمده‌است: «اولین هدف آمریکا تقویت مقاومت نهادها، اتحادها و شراکت ما می‌باشد.»

اما ترامپ عکس این کار را انجام می‌دهد. پاسخ دوگانه ترامپ به چالش چین مستلزم وحدت راهبردی است که از حیث جغرافیایی وسیع‌تر از قبل از اتحاد غربی اروپا غربی و آمریکای شمالی سال 1989 است. اتحادیه اروپا، انگلیس پسابرگزیت و دولت آمریکا باید با نمایندگان دیگر دمکراسی‌ها در اوایل سال آینده برای تدوین مسیر مشترک گردهم جمع شوند.

8- پیروزی‌های جنگ‌های سرد در داخل

تنها نکته مهمی که دمکراسی‌های لیبرال برای غالب شدن در جنگ سرد قبلی انجام دادند این بود که جوامع خود را به جوامعی سعادتمند، باز و جذاب تبدیل کرده‌اند. این بار نیز باید کار مشابهی انجام دهند.


@usstudies
🇺🇸🇺🇸


https://www.ecfr.eu/article/commentary_china_lessons_for_europe_from_the_cold_war