ساحره 🏳‍⚧ (زن، زندگی، آزادی) – Telegram
ساحره 🏳 (زن، زندگی، آزادی)
8.37K subscribers
398 photos
173 videos
1 file
53 links
زن زندگی آزادی 🕊 ژن ژیان ئازادی
🛣 同じ道 🌅 空を見て、綺麗でしょ~
あの空は私たちのゴールです。
She her them ;
🏳️‍⚧️ radfem
Download Telegram
زن ایرانی پست میذاره: اینجا دارن مارو میکشن و به بچه های کوچیک شلیک میکنن و زنان از تمام حقوق انسانی خودشون محرومن و در زندان ها مورد تجاوز قرار میگیرن و مجبور به زایمان میشن و تو خیابون پلیس حجاب بهشون حمله میکنه
آمریکایی با چفیه دور گردنش تو کامنتا: شما فقط ریسیست و اسلاموفوبین و صهیونیستین اینم پروپگاندای اسرائیله😂😂😂
👍337😭54
کی گفته توی گچ زاده مادر مسیحی متخصص اسلام شناسی ای که داری واسه مردم یه کشور اسلامی دوره آموزشی برگزار میکنی؟
😭222👍74
جانی دپ یک ابیوزر و متجاوزه و امبر هرد تحت خشونت خانگی بود
👍344😭28
جانی دپ اختلال نعوظ داشت برای همین با بطری مشروب به امبر تجاوز میکرد، شکایت های زیادی از آزار رسوندنش به حیوانات، خدمه هتل و عوامل فیلم هاش وجود داره و در پیام هاش گفته میخواد امبر هرد رو بکشه و به جسدش تجاوز کنه و آتیشش بزنه و این تنها بخشی از کثافت کاری هاشه.
😭280👍82
و انگار هر ظلمی که در حق امبر هرد کرده بود براش کافی نبود و در دادگاه‌ها چقدر گسلایت و تحقیرش کرد و پول داد که رسانه ها ازش سوژه بسازن. وکیلش مدام کلمات تحریک آمیز به امبر میگفت که بهم بریزه و واکنش نشون بده و دستیاراش اطراف امبر ادکلنش رو میزدن که حالش بد بشه. زمانی که دادگاه امبر هرد و جانی دپ بود زمان خیلی دردناک و وحشتناکی برای تمام قربانیان و بازماندگان خشونت خانگی و تجاوز بود چون میدیدیم که دنیا چطور داره بخاطر یک مرد گناهکار معتاد الکلی با یک زن تحت خشونت و آسیب دیده رفتار میکنه و هنوز یادمه با چه وقاحتی امبر هرد رو بولی میکردن و اسلات شیمش میکردن.
👍334😭24
فمینیسم رادیکال [1/3]

فمینیسم رادیکال چیست؟
رادیکال در لغت به معنای ریشه و بنیاد هست و از این رو به این نحله از فمینیسم، رادیکال گفته میشه که فمینیست‌های رادیکال برخلاف لیبرال فمینیست‌ها معتقدن اصلاحات ساختاری ثمربخش نیست و نیازه که به شکل بنیادی و ریشه ای تمامی ساختار قدرت مردانه زیر سوال بره و جامعه دوباره بازتعریف بشه. فمینیست های رادیکال بیش از هر نحله دیگری کنترل مردان بر بدن زنان رو محکوم میکنن و بر موضوعاتی مثل تجاوز، سقط جنین، مادری، پورنوگرافی، کارگری جنسی، هرزه انگاری، سکس و خشونت خانگی و... میپردازن و بیان بشدت صریحی نسبت به مردسالاری و جایگاه مردان در اون دارن.
سرآغاز فمینیسم رادیکال:
این نحله از فمینیسم برمیگرده به ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ که پس از سرکوب اجتماعی شدید دوباره علیه زنان،‌ خیلی از زنان به احزاب چپ گرایش پیدا کرده بودن ولی با دیدن رفتار تحقیرآمیز و توهین آمیز مردان چپ نو نسبت به حقوق زنان و مسخره کردن فمینیست‌ها و فریاد زدن جملات مستهجن در تایم سخنرانی زنان، اون‌ها اقدام به تاسیس سازمان ها و انجمن های مختص زنان کردن تا اثبات کنن ایده ها و اهداف اون‌ها مشروعیت و اهمیتی برابر با دیگر مسائل داره و رویکرد این گروه های زنانه در واکنش به طبقه دوم بودن در احزاب چپ نو ساخته شد و مسائلی مانند عدالت اجتماعی و صلح در این انجمن ها به شیوه‌ای جدید و زنانه دنبال شد. خیلی زود این زنان ارتباط واضحی بین ستم به زنان و ظلم و سرکوب ها در جامعه پیدا کردن و فمینیسم رو پایه تمام کنشگری ها در تمامی حوزه ها قرار دادن. زنان تلاش کردن موقعیت خودشون رو نه بعنوان اعضای جدیدی از گروه های مردانه، بلکه بعنوان یک طبقه جدید و زنانه در اجتماع تنظیم کنن. فمینیست های رادیکال هشدار میدن که نباید اجازه داد جنبش زنان در دغدغه‌های مردان گم بشه و با مارکسیست فمینیست ها تضاد پیدا کردن.
پنج ایده کلیدی در فمینیسم رادیکال:
۱- زنان اولین گروه در تاریخ هستن که تحت ستم قرار گرفتن.
۲- ستم به زنان در تمامی جوامع دیده میشه و رایج ترین نوع ستم هست.
۳- ستم بر زنان ریشه ای ترین نوع ستم هست و مقابله و رفع اون از باقی ستم ها دشوار تر هست و نمیشه اون رو با تغییرات دیگر اجتماعی از میان برداشت و تنها راه مبارزه تمرکز مستقیم بر مصائب زنانه.
۴- با وجود اینکه مردسالاری بیشترین آسیب رو به زنان منتقل میکنه، سیاست های جنسیت زده اجتماعی و باورهای درونی شده باعث میشه در خیلی از موارد نه ستمگر و نه ستم دیده خیلی متوجه این ظلم بشن و اون رو عادی بشمارن.
۵- شناسایی ستم بر زنان الگوی دقیقی برای ریشه یابی و از میان برداشتن سایر انواع ستم به جامعه میده.
فمینیسم رادیکال و عشق:
در دیدگاه رادیکال، ارتباط های مردانه و زنانه منشا ستم به زنان و ازدواج یکی بزرگترین نهادهای قدرت مردان در نظر گرفته میشه. عشق ورزی زنان رو در معرض آسیب پذیری قرار میده و باعث میشه مردان بتونن به راحتی از زنان سواستفاده کنن. رادیکال فمینیست ها خواستار حذف ازدواج هستن. در نظریه پردازی های فمینیسم رادیکال به ایگوی مردانه اشاره‌های زیادی صورت گرفته و بر این تاکید میکنه که مردان هویت خودشون رو نه بر مبنای مرد بودن، بلکه ابتدا بر مبنای "زن نبودن" و سپس بر مبنای "کنترل داشتن بر زنان" پایه ریزی میکنن. رادیکال فمینیست ها معتقد بودند زنان در یک حاکمیت مردانه نقشی تماما خدمتگذارانه پیدا کردن و پورنوگرافی و بیش‌جنسی‌سازی زنان و متقابلا سرکوب میل جنسی زنان یکی از اساسی ترین ابزارهای مردسالاری هست. سکس در فمینیسم رادیکال بشدت مورد انتقاد قرار گرفته و تصور میشه که روابط جنسی اصولا تحت سلطه مردان و یا ایده های مردسالارانه قرار دارن چون در طول تاریخ و در پورنوگرافی و ادبیات و رسانه‌ها و حتی فرهنگ خانواده ها سواستفاده از زنان و اعمال خشونت جنسی و کتمان فاعلیت زنان مشروعیت پیدا کرده و تبدیل به یک اصل شده و از این رو سکس، تا زمانی که مردسالاری کاملا از میان برداشته بشه یک ابزار مردانه برای کنترل زنان بشمار میره. زنان نباید بعنوان ابژه های عشق در دنیای مردانه وجود داشته باشن و در ازای امنیت و احساس موقت مهم بودن عشق بفروشن. عشق یک تلاش رقت انگیز برای احترام گرفتن متقابل از مردان، ایجاد یک توهم از زندگی برابر در حالی که وجود نداره، و تلاش بی سرانجام برای محو کردن مرزهای جنسیتی که در نهایت به محو شدن خود زن در وجود مرد منجر میشه در نظر گرفته شده. سکس زن با مرد، مانند یک افیون بر علیه هویت مستقل زنان عمل میکنه و زنان رو معتاد به زندگی پست تر در برابر مردان میکنه.
146💯11
فمینیسم رادیکال [2/3]

فمینیسم رادیکال و خانواده:
خانواده از ابتدایی ترین نهادهای آموزشی و از ابتدایی ترین اشکال سرکوب هست که نقش هر فرد در اجتماع رو به اون آموزش میده و شخصیت هر فرد رو پایه ریزی میکنه اون هم در شرایطی که تحت کنترل و رهبری یک یا چند مرد قرار داره، زیر نظر یک سیستم مردسالارانه هست و در تلاشه تا ساختارهای گذشته رو بازتولید کنه. پس طبیعتا خانواده هسته‌ای پدرسالار و خانواده به شکل یک زوج زن و مرد و فرزندان به شکل سنتی، برای زنان ابتدایی ترین نهاد اجتماعی زنستیزانه هست که لازمه برچیده بشه.
فمینیسم رادیکال و گیاهخواری:
برای بسیاری از زنان فمینیست رادیکال گیاهخواری جایگاه ویژه ای داره و وگنیسم ابزاری برای بسط دادن ایدئولوژی های فمینیستی به سایر اشکال ستم و کشف ریشه های مشترک این ستم ها، با ستم بر زنان هست. گیاهخواری بعنوان یک فرهنگ زنانه شناخته میشه و کرول آدامز فمینیست رادیکال، گیاهخوار و اکوفمینیست نویسنده کتاب‌های فوق‌العاده‌ی "سیاست‌های جنسی گوشت"، "پورنوگرافی گوشت"، "زندگی در میان گوشت‌خواران"، "نه مرد و نه جانور" عنوان میکنه که ماهیت گوشت خواری با خشونت مردانه بشدت در هم تنیده هست و زنان و حیوانات در نظام مردسالارانه در یک زنجیره قرار داده شدن که مورد استفاده مردان قرار بگیرن. آدامز استدلال میکنه که همدردی زنان با حیوانات و این حقیقت که اکثریت گیاهخواران و فعالین محیط زیستی زن هستند به این خاطره که زنان متوجه ستم های مشترک و رنج و تجاوز مردانه هستن و این درد از جنسیه که خودشون هم اون رو میشناسن. کرول جی آدامز در سیاست های جنسی گوشت، بیان میکنه منظور از "سیاست های جنسی گوشت" درواقع رویکردها و کنش هاییه که در طول تاریخ، هویت زنان رو حیوان‌سازی و وجود حیوانات رو جنسی و زنانه‌سازی کرده.
فمینیسم رادیکال، بیولوژی و باروری:
فمینیسم رادیکال همچنین بر باروری زنان نقد های زیادی وارد میکنه و تولید مثل رو یکی از ابزارهای سلطه مردان بر زنان عنوان میکنه که قدیمی ترین اشکال تبعیض و محرومیت زنان رو بوجود اورده. فمینیسم رادیکال در بسیاری از ابعاد بیولوژی رو از پایه های ستم جنسیتی معرفی میکنه اما به لطف نقدهای زیادی که درون خود این نحله صورت گرفته، هشدار میده که باید از مرز ها و تفاوت ها گذشت و زنان رو از این ستم رها کرد نه اینکه به اون ها استناد بشه و در قالب فمینیسی تداوم پیدا کنه. در فمینیسم رادیکال نظام دو جنسیتی و دگرجنسگرایانه مورد نقد قرار میگیره. برخی از فمینیست های رادیکال آرزو داشتن که جنسیت به طور کلی در جامعه محو و بی معنا بشه اما حذف کامل مردسالاری و سرمایه داری رو از پیش شرط های ضروری این موضوع دونستن. تقدیس مادری از بزرگترین معضلات در این حوزه در نظر گرفته میشه و باعث محکومیت دختران به تربیت شدن در جهت این مقصود میشه.
سیمون دوبووار هم در نظریات جنسیتی فمینیسم رادیکال نقش پررنگی داشت که بعنوان مادر فمینیسم پس از ۱۹۶۰ و بنیان گذار فمینیسم اگزیستانسیالیستی شناخته میشه. کتاب جنس دوم چنان مورد توجه رادیکال فمینیست‌ها قرار گرفت که برخی به اون لقب مانیفست فمینیسم رادیکال رو دادن.
"انسان زن به دنیا نمی‌آید، زن می‌شود."
این جمله یکی از مهم ترین و شناخته‌شده ترین جملات دوبووار و جنس دومه. نگاه دوبووار به جنسیت اساساً اگزیستانسیالیستی بود، نه بیولوژیکی. او زنانگی را در تجربیات و زیست اجتماعی انسان‌ها می‌دید، نه در بدن. از نظر او، "زنانگی" یک ساختار اجتماعی بود و نه یک واقعیت بیولوژیک. دوبووار معتقد بود که زنان باید آزاد باشن تا هویت و معنای وجود خودشون رو فراتر از محدودیت‌های ذات‌گرایانه تعریف کنن. او هشدار می‌داد که ذات‌گرایی، با تأکید بر بیولوژی، به تثبیت ساختارهای پدرسالارانه کمک می‌کنه و زنان رو به نقش‌های جنسیتی محدود میکنه.
دوبووار در جنس دوم به‌طور مفصل به نقد مفهوم "دیگری‌سازی زنان" پرداخت و توضیح داد که چطور در طول تاریخ، ذات‌گرایی و استناد به بیولوژی باعث شده زنان به حاشیه رانده بشن و به عنوان "جنس دوم" و کمتر از مردان معرفی بشن. بنابراین اکثریت رادیکال فمینیست ها بجای تاکید بر تفاوت های بیولوژیکی، تلاش میکردن که کنترل مردان روی بدن زنان رو از بین ببرن و اجازه ندن که مردان ستم های بیولوژیک مثل کنترل بارداری و ... بر علیه زنان اعمال کنن. برخی از این فمینیست‌ها پیشرفت تکنولوژی و در اختیار داشتن وسائل پیشگیری از بارداری و تولید مثل ماشینی بجای شکل سنتی اون رو مطرح کردن.
97💯8
فمینیسم رادیکال [3/3] - پایان

آیا فمینیست رادیکال بودن یعنی ترنسفوب بودن؟
فمینیسم رادیکال و بطور کلی فمینیسم، مانند هر مکتب دیگری در ابتدا نقص‌های زیادی داشته و به مرور با اصلاح شدن و کمک گرفتن از انتقادهای زنان در طبقات مختلف، خودش رو کامل تر و جامع تر کرده. فمینیسم در ابتدا مورد انتقاد لزبین‌ها، زنان ترنس، زنان سیاهپوست و ... قرار میگرفت اما امروز هیچ تبعیضی بر علیه هیچ زنی در هیچ نحله فمینیستی پذیرفته نمیشه. در سال ۱۹۷۱ یکی از مانیفست‌های ابتدایی رادیکال فمینیسم به اسم جهان چهارم منتشر شد که در اون بیان میشد زنان کاست و طبقه اجتماعی جدایی رو از سایر گروه های اجتماعی تشکیل میدن که زیر سایه امپریالیسم مردانه به مستعمره گرفته شده و بنابراین رهایی زنان از مسیر سایر جنبش های ضد امپریالیستی ممکن نیست چون این جنبش‌ها تماما مرد محور هستن. مانند انقلاب الجزایر برای رهایی از استعمار فرانسه که مردان نقش زنان رو در اجتماع جدید تعیین کردن. در این مانیفست به تفصیل توضیح داده شد فرهنگ مردانه با فرهنگ عمومی یکی شده بنابراین ایجاد تشکل های زنانه و همبستگی با تمام زنان جهان از تمامی طبقات و نژادها از اصول رهایی زنان هست. همچنین در مباحث زیادی مطرح شده اگر بدن زنان منشا وجود مردسالاری در نظر گرفته بشه مسئولیت رو از روی دوش مردان برمیداره و زنان رو ناقص و لایق نابرابری جلوه میده. در چنین دیدگاهی، مادینگی به بی‌تحرکی برای پرورش و نرینگی به تحرک برای مهیا‌سازی شرایط باروری تقلیل می‌یافت. در چنین تعریف محدودی انسان نمیتوانست لذت، اختیار، آزادی و یا حتی برابری رو معنا کنه؛ چون به وضوح نقش‌ها چنان متفاوت و متناقض می‌شد که نمیتونستیم برای اون‌ها اهمیت و حقوقی شبیه یا یکسان قائل بشیم. اصلا در چنین گفتمانی نیازی برای برابری حقوق نیز وجود نداشت. تجربه نشون داده که بحث‌هایی مانند "آیا چون مغز زنان کوچک‌تر است، زنان احمقند و یا چون همپوشانی سلول‌های مغزی‌شان بیشتر است باهوش ترند؟"، "آیا زن تکامل‌یافته‌تر است یا تکامل‌نیافته و شبه حیوان؟"، "آیا زنان ضعیف‌اند چون جسم کوچک‌تری دارند یا قوی‌اند چون در برابر بیماری‌ها مقاوم‌ترند؟" تنها باعث اتلاف وقت و بازتولید جهل و تبعیض بر اساس برداشت‌های شخصی میشه. به همین دلیل، فمینیسم و بویژه فمینیسم رادیکال نمیخواد صرفاً با ایده‌های مخرب تقابل کنه یا در برابر هر ضد‌ارزشی، ارزشی جدید بسازه؛ بلکه می‌خواهد زیست زنانه رو بصورت ریشه‌ای از "تن‌بودگی" رها کنه. این موضوع باعث میشه فمینیسم در عمل و به لحاظ منطقی به هیچ وجه نتونه ترنسفوبیک باشه.
پس ترف ها چی میگن؟
ما قبلا درباره ترف ها توضیح دادیم که میتونید از اینجا [لینک] اون رو مطالعه کنید. همچنین در پیام پین شده کانال میتونید به لیست کامل مطالب در حوزه زنان ترنس و ترف‌ها دسترسی پیدا کنید. بطور کلی ترف ها "فمینیست و یا فمینیست رادیکال" در نظر گرفته نمیشن. ترف مخفف "فمینیست‌های رادیکالی که زنان ترنس رو به حساب نمیارن" هست ولی این صرفا یک لقبه که اون ها به خودشون میدن تا ترنسفوبیای خودشون رو در بستر فمینیسم و جنبش حقوق زنان توجیه کنن. نظریات ترف‌ها نه تنها حقوق زنان ترنس رو از اون‌ها میگیره بلکه شدیدا زنستیزانه هست و هویت زنان رو در واژن و باروری محدود و خلاصه میکنه و این اجازه رو به مردان میده که برای زنانگی معیار تعریف کنن و هرکسی که با اون معیار ها همخوانی نداره رو حذف کنن.
فمینیسم رادیکال همونطور که در بخش های قبلی اشاره شد، امروزه کاملا اصلاح شده و از اونجایی که این نحله یکی از مهمترین و موثر ترین نحله های فمینیسم هست لازمه که از چنگ این افراد ذاتگرا و جاهل نجات داده بشه. فمینیسم رادیکال در بطن خودش ضدیتی با زنان ترنس نداره، بلکه یکی از بهترین شاخه های فمینیستی برای زنان ترنس محسوب میشه چون بنیاد ستم بیولوژیک و اجتماعی رو به خوبی نقد میکنه و بشدت مهمه که زنان ترنس و زنانی که ترنسفوب نیستن وارد این نحله بشن و شروع به نقد و فعالیت کنن. چون این نه تنها یک حرکت کلیدی برای حقوق زنان ترنس محسوب میشه بلکه تمام زنان جهان رو از شر این گروه نادان نجات میده.


- در نوشتن برخی از این مطالب از دوره‌های آموزشی پرستو فرخی، سردبیر زن روز استفاده شده.
105💯11
ماه محرم خیلی چیزها داره که ازش متنفرم. مثلا عزاداری بی‌مورد، اجبار کودکان به مداحی کردن، فرو کردن خرافات و خشونت توی سر نسل آینده، بسته شدن خیابان ها و ترافیک، سر و صدای بشدت بلند طبل و نوحه که حال آدم رو بد میکنه و... ولی بیشترین چیزی که ازش متنفرم به قتل رسوندن حیوانات سر راه دسته های عزاداریه. هر بار حداقل سه چهار روز ماه رو نمیتونم بیرون برم چون ممکنه توی پیاده رو و خیابون سر بریده گاو و گوسفند هارو ببینم. جوی آب به رنگ قرمز درمیاد و جسم بی سر یک گوسفند داره از درد تقلا میکنه و مردم همه خوشحالن چون شام قراره از مسجد قیمه بگیرن. گوسفندی که چند روز زیر افتاب بسته شده بوده و آخرش هم با ذبح اسلامی دردناک ترین مرگ رو تجربه کرده. گوساله هایی که تمام تلاششون رو میکنن فرار کنن ولی در نهایت جنازه هاشون تبدیل به یک وعده غذا برای بچه شیعه‌ی همیشه گرسنه میشه. تعداد زیادی از مرغ ها که بخاطر هوس نذری دادن فقرا سر بریده میشن. محرم منفور ترین ماه سال برای منه.
👍37214
جالبه بدونید نظام پزشکی "درد" بیماران زن رو به رسمیت نمیشناسه. تحقیقات جدیدی نشون داده در افراد با درد یا علائم یکسان، پزشکان همواره به مردان مسکن‌ها و زمان نقاهت بیشتری میدن، مردان رو سریع تر به بخش اورژانس منتقل میکنن و حتی به علائم بهبودی مردان توجه بیشتری دارن. محققان متوجه یک دسته از عقاید اشتباه و جنسیت زده در پزشکان و پرستاران شدن که باور داشتن زنان تحمل درد بیشتری دارن یا واکنش زنان در مواجهه با درد بزرگنمایی و هیجانیه و به همین دلیل از دادن مسکن به زنان امتناع میکنن. همین باعث میشه که زنان زیادی بدون دلیل درد بکشن. همچنین محققان اعلام کردن که احتمال خیلی کمتری وجود داره که زنان داروهای مسکن و یا غیرمسکن برای علائم یکسان دریافت کنن. کادر درمان گمان میکنن زنان بیش از حد احساساتی ان و در فرم های پذیرش علائم بیماری خودشون رو بیشتر از چیزی که هست گزارش میدن. همچنین زنان در جراحی ها کمتر از نصف مردان با همون جراحی مسکن دریافت میکنن. زنانی تعریف میکنن که بخاطر سخت ترین جراحی ها مسکن دریافت نکردن ولی پزشک به شوهرشون بخاطر اینکه دستای هم رو نگه داشته بودن و کمی دستشون درد گرفته مسکن داده. یا زن و شوهر هایی که برای بیماری یکسان به پزشک مراجعه میکنن ولی شوهر داروهای کامل و زمان استراحت چند هفته ای دریافت میکنه و زن یک کپسول ساده و بدون زمان استراحت.
متاسفانه این مسئله به تبعیض در مسکن‌ها ختم نمیشه. زنان زیادی بیماری هاشون تشخیص داده نمیشه و بعد از مراجعه به پزشک به خونه پس فرستاده میشن و باید پیش چندین دکتر برن تا ثابت کنن دردشون عادی نیست یا درد پریودی نیست و یک بیماری جدی دارن. این موضوع که تحقیقات علمی و پزشکی همواره بر جسم و علائم مردان سیسجندر متمرکز بوده هم باعث مشکلات فراوانی برای زنان و افراد ترنس میشه. مثلا خیلی از بیماران بدلیل اینکه علائم سکته قلبی اون ها با الگوی سکته مردان منطبق نیست پذیرش نمیشن.
😭273👍61
گسلایت کردن واقعا بدترین چیز دنیاست. یعنی تو بیا بهم فحش بده، کتکم بزن، اکسپوزم کن، اصلا منو بکش ولی گسلایتم نکن. خانوادم به اندازه کافی انجامش دادن.
👍181😭16
ساحره 🏳 (زن، زندگی، آزادی)
گسلایت کردن واقعا بدترین چیز دنیاست. یعنی تو بیا بهم فحش بده، کتکم بزن، اکسپوزم کن، اصلا منو بکش ولی گسلایتم نکن. خانوادم به اندازه کافی انجامش دادن.
بچه ها گسلایت Gaslight یک اصطلاحه که از یک نمایشنامه و فیلم به همین اسم گرفته شده. در این فیلم مردی قصد داره همسر ثروتمندش رو طوری فریب بده و دستکاری روانی کنه که زنه از همه فاصله بگیره و متقاعد بشه سلامت روانی نداره تا بتونه اموالش رو تصاحب کنه.
امروزه اصطلاح گسلایتینگ به مجموعه‌ای از دستکاری های روانی و فریب اشاره داره که باعث بشه درک قربانی از واقعیت زیر سوال بره. فردی که دیگران رو گسلایت میکنه درواقع حقیقت رو وارونه جلوه میده، واقعیت ها رو انکار میکنه، به طرف مقابل القا میکنه که احساسات و درکش اشتباهه و یا تقصیر خودشه که این برداشت رو کرده، حوادث گذشته رو تغییر میده و روایت متفاوتی رو تعریف میکنه و... به طوری که فرد قربانی باور کنه اشتباه از خودشه و خودش توهم زده و خیالاتی شده و یا اشتباه فهمیده و اشتباه به یاد داره.
مثلا شما توسط یکی آزار میبینی بعدا که براش تعریف میکنی بهت میگه نه خیال میکنی این اتفاق هرگز نیفتاده و یا قصد من از اینکار آزارت نبوده تو خودتم قبول داری یا درسته من اینکارو کردم ولی چیز خاصی نیست تو حساسی و داری بزرگش میکنی و یا تا جایی پیش بره که بگه این خود تو بودی که اینکارو انجام دادی نه من و... به این میگن گسلایت کردن.
187👍36
رفتار ایرانی با مهاجرها رو میبینم یاد ضرب المثل "خدا خرشو شناخت بهش شاخ نداد" میفتم.
👍31013
وقتی میبینم زنان و دختران افغانستانی که حتی همه‌ی مدارک لازم رو دارن و سخت کار کردن که اینجا زندگی بسازن و تحصیل کنن و فقط "نمیرن" دستگیر میشن، مدارکشون پاره میشه و به اسم مهاجر غیرقانونی به افغانستان پس فرستاده میشن و مجبورن با طالبان سر کنن، آرزو میکنم هرکسی که طرفدار این وضعیته به همین وضع دچار بشه و برای نجات جونش آواره بشه و بعد دوباره اسیر قاتلانش بشه و بمیره. وقتی میشنوم زنی که بیشتر از عمر من تو این کشور زندگی کرده اینطور قربانی میشه نمیتونم قبول کنم ایرانی ذره‌ای شرف و وجدان داشته باشه و برام مهم نیست داستان های دروغ و یک کلاغ چهل کلاغ که سرشو بگیری میرسی به خامنه ای چه شیطانی از مهاجران بدبخت ساختن.
369👍124
خب دوباره ما درباره نژادپرستی حرف زدیم و مردا اومدن تو کامنتا بگن که افغانستانی‌ها قراره به خودمون و مادرمون تجاوز کنن پس نباید ازشون دفاع کنیم. وقتی زنی ایرانی مخالفت خودش رو با نژادپرستی اعلام میکنه، در بسیاری از موارد با سیلی از تهدیدها و سناریوهای ساختگی مواجه میشه که در اون‌ها مهاجران بهش تجاوز میکنن، در خیابان خفتش میکنن، برهنه‌ش میکنن، باردارش میکنن و به شکلی وحشیانه قربانی آزار جنسی میشه. این تهدیدها، فراتر از صرفا حرف‌های زن‌ستیزانه‌ست؛ این‌ها به وضوح آزار جنسی کلامی‌ان که بدن زنان رو به میدان جنگ تبدیل می‌کنن. زنان ایرانی، هرکدوم دست کم یکبار در طول زندگی خودشون از سوی مردان ایرانی مورد تعرض، تجاوز، یا هر شکل دیگری از آزار جنسی قرار گرفتن. (و وقتی میگم یکبار، فقط برای بیان حداقله چون که این خشونت‌ها بخشی از واقعیت هرروزه زنان در این جامعه‌ست و ما هر روز با پذیرش ریسک تجاوز، اسیدپاشی، آزار خیابانی و آلت نمایی از خونه خارج میشیم.) برای همین نهایت گستاخیه که همون مردانی که در این خشونت‌های جنسی سهیمن، برای زنانی که علیه نژادپرستی موضع میگیرن، سناریوهای تجاوز توسط مهاجران میسازن و ارسال میکنن. این سناریوها فقط در ذهن اون هاست و احتمالا هیچوقت رخ نده، ولی در واقعیت خودشون دارن با اینکار آزار جنسی کلامی و خشونتی که زنان رو در هر سطحی سرکوب میکنه رو بشدت بازتولید میکنن.
بدن زنان میدان جنگ نیست.
بدن ما صحنه نبرد بین «مرد ایرانی» و «مرد مهاجر» نیست که کدوم میتونه «بهتر» تجاوز کنه. این ایده که تجاوز فقط زمانی اهمیت داره که بعنوان اهانتی به «غرور ملی مردان ایرانی» تلقی بشه، نشون میده که در این منطق، زنان نه انسان، بلکه ابزار غیرت مردانه دیده میشن. این همون ایدئولوژیه که زنان قربانی تجاوز رو به سکوت وادار میکنه تا آبروی مردان متجاوز حفظ بشه. من یک زن ایرانی قربانی تجاوزم و متجاوزین من از افغانستان نیومده بودن. مرد مسنی که پارسال منو استاک میکرد ایرانی بود. معلمی که منو آزار جنسی میداد ایرانی بود. فامیلی که در کودکی منو با بازی کامپیوتری گول میزد و خودش رو به بدنم میمالید و لمسم میکرد ایرانی بود. تجاوز یک مسئله‌ی تماما قبیحه که باید به طور کلی از بین بره و دولت و جامعه باید تلاش کنن به سمت قانونگذاری‌ها و فرهنگ‌سازی‌هایی پیش برن که این آینده رو ممکن میکنه. نه اینکه به جایی برسیم که متجاوزین خوب و متجاوزین بد رو دستچین کنیم. درد من، سلاح جنگی شما نیست. من اجازه نمیدم رنج من تبدیل به ابزار نفرت پراکنی شما بشه. من نمیذارم که هویت من لگدمال بشه و تبدیل به مدال افتخار مرد ایرانی بشه که غرور ملیش رو حفظ کنه. زنان ایران نه ناموس کسی هستن، نه آبروی کشوری. داستان و زندگی زنان نه برای مردانه، نه برای کشورشونه و نه برای تاریخشون. زنان باید بتونن نظرات و مواضع مستقل خودشون رو داشته باشن بدون اینکه مجبور بشن ده‌ها بار بوسیله تجاوز تحقیر بشن. دفعه بعد قبل از اینکه همچین چیزی رو زیر پست زنان تایپ کنید درباره‌ش فکر کنید و انجامش ندید.
👍34950