نقش رفتار – Telegram
نقش رفتار
677 subscribers
400 photos
36 videos
36 files
896 links
اینجا مطالبی در خصوص نقش رفتار و مهارتهای رفتاری در موفقیت فردی و سازمانی، ارائه میشود. مطالب کانال را عمدتاً مینویسم، میکوشم در نقل از سایر مراجع، امانتدار باشم و محتوای تولیدی دیگران را به نام خودم منتشر نکنم.
وفاعلی کمالیان: @vafalik
Download Telegram
سوالهای ما از خودمان، نقش مهمی در رفتارهای ما دارند. تغییر سوالهایمان خیلی مهم است و این کار را می‌توانیم با یک عادتِ ساده شروع کنیم:

به جای اینکه مثلا بگوییم:

من هر کاری از دستم بر می‌آمد را انجام دادم

بگوییم:

من "فکر میکنم" هر کاری از دستم بر می‌آمد را انجام دادم.

در کارها و افکارمان که تردید اضافه کنیم، گزینه‌های جدید ظاهر می‌شوند. وقتی قطعی فکر میکنیم، مسیر تفکر و دیدنِ گزینه‌های بعدی، بسته می‌شود.

پیشنهاد میکنم یک هفته این تردید را به تفکرتان اضافه کنید و در پایانِ جمله، چند "ثانیه" فکر کنید: آیا واقعا هر کاری که میشد را انجام داده‌ام؟ یا کارهایی را انجام داده‌ام که راحت‌تر بوده‌اند؟

#اهمیت_تردید
#نقش_من

@uveco
👍16
ما با "باید" های زیادی مواجه هستیم.

مثلا ممکن است فکر کنیم نمی‌توانیم فلان غذای خوش مزه را بخوریم چون "باید" لاغر بشویم، چون اضافه وزن داریم، چون فلانی به مسخره گفته "یه فکری به حال اون شکمت بکن!"

یا هزاران باید دیگر ....

در حالیکه در درونِ این بایدها، "میخواهم" هایی هست که آنها را نادیده میگیریم.

مثلا من کار میکنم چون "میخواهم" مستقل باشم.

من رژیم میگیرم چون "میخواهم" بهتر و طولانی‌تر زندگی کنم.

و "میخواهم‌های" متعدد دیگری که به آنها فکر نمیکنیم و روی بایدها تمرکز میکنیم.

به "میخواهم" های درونِ "باید" هایمان که فکر کنیم، و آنها را بیابیم و درک کنیم، نوع و سطح انگیزه‌مان عوض میشود.

ما نمی‌توانیم کارِ اجباری را دوست داشته باشیم، اما واقعا آن قدر که فکر می‌کنیم، مجبور هستیم؟

#اجبار
#نقش_من

@uveco
👍16
ما "از" افکارمان به دنیا و رخدادها و رفتارهای خودمان و دیگران نگاه می‌کنیم.

مثلا فکر می‌کنیم چون در یک سازمان کار میکنیم، آدمِ بدبختی هستیم که توسط صاحب سازمان، استثمار می‌شویم.

یا فکر میکنیم چون پارتی نداریم، یا چون مخالفت میکنیم، صدایمان شنیده نمی‌شود.

ولی بیایید "به" افکارمان نگاه کنیم.

آیا آنچه در فکر ما می‌گذرد و رفتارهای ما را شکل می‌دهد، واقعی است؟ آیا حاصلِ کارِ من در یک سازمان، فقط استثمار و منفعتِ صاحبِ سازمان است؟

آیا حرفهای من طوری هست که شنیدنِ آنها نفعی یا جذابیتی هم برای مخاطب داشته باشد؟ یا نن هر چه میخواهم می‌گویم و نشنیدن را فقط به مخاطب نسبت میدهم؟

"به" افکارمان که نگاه کنیم، ممکن است به راهها و علت‌های جدیدی برسیم.

چرا اینطور فکر میکنم؟
دلیلی یا شاهدی دارم؟ یا اینطور فکر کردن به من آرامش میدهد؟

#نقش_من
#تفکرات_من

@uveco
👍9
هر ابزاری، هر فردی، هر راهکاری، به درد هر سازمانی نمیخورد!

اگر آن ابزار کار نکرد،
اگر استخدام آن فرد، نتیجه‌ی مورد نظر را نداشت،
اگر آن راهکار چالش را رفع نکرد،

همیشه "آنها" مقصر نبوده‌اند.

#نقش_من
#راه_حل_قطعی

@uveco
👍15
همین!

یک سوال:
آیا میشود چنین خطاهایی را به صفر رساند؟ اگر بله، با چه هزینه‌ای؟

#کمال_طلبی

@uveco
👍3🤷2
ما نسبت به هم، قضاوت داریم، پیش‌داوری داریم و با همان قضاوت و پیش‌داوری به هم نگاه می‌کنیم.

برای یک گفتگوی موثر با شانس نتیجه‌گیری بیشتر، این قضاوت‌ها را بشناسیم و سعی کنیم اثراتِ آنها در پیش بردنِ گفتگو را مدیریت کنیم.

#نقش_من
#گفتگوی_موثر

@uveco
👍15
تجربه مهم است
تجربه با بالا رفتنِ سن، معمولا افزایش پیدا میکند.

آیا هر تجربه خوب است؟
آیا در گذر عمر، درست آموخته‌ایم؟

#نقش_من
#تفکرات_من
#تجربه

@uveco
👍9
مدیریتِ بحران!!

در سازمانها، بسیاری اقدامات را میبینیم که تحت عنوانِ مدیریتِ بحران اجرا میشوند. وقتی به این اقدامات، دقت میکنیم، گاهی به نظر میرسد که این اقدامات برای به کنترل درآوردنِ بحران است، که معمولاً هم شدنی نیست.

بعد که بحران میگذرد یا طوفان فرو مینشیند، ما فکر میکنیم ما مدیریت کرده ایم، در حالیکه این بحران بوده که عبور کرده است!

آیا آنچه رخ داده، واقعا بحران بوده؟ گاهی بله، گاهی خیر
آیا اثرگذاری ما صفر بوده؟ حتما خیر
آیا خطا داشته ایم، حتما بله
آیا میتوانستیم مواجهه ی بهتری داشته باشیم؟ به گمانم حتما بله

ما گرایشی داریم به اینکه هر چالشی را بحران معرفی کنیم تا هر اقدامی را به علت شرایط بحرانی، بتوانیم قابل توجیه بدانیم. گاهی این کار را دانسته میکنیم و گاه نادانسته.

مثالهای ساده و روزمره هم وجود دارند: نان نمیخریم چون صف "خیلی شلوغ بود"، جلسه را دیر میرسیم، چون "ترافیک خیلی سنگین بود" و ....

هر چالشی، بحران نیست

و داستانی مفصل است این میان...

#مدیریت_بحران
#نقش_من

@uveco
👍7
تعلق، با جاگرفتن در یک جمع تفاوت دارد.

تعلق یعنی تو را برای آنچه هستی میخواهند
جا گرفتن یعنی اگر آنی شوی که آنها میخواهند، جایت میدهند.

تعلق، ماندگارتر است
جا شدن، میتواند گذرا باشد

و تو چقدر میتوانی تغییر کنی که این و آن جایت دهند؟

و ما دنبالِ جا شدن هستیم، چون حسِ طرد شدگی، (جا داده نشدن) خیلی دردناک است.

این سخنرانی کوتاه از خانم برنه براون هم دیدنی است:
https://youtu.be/CkC6PeseGds

#تعلق
#طرد
@uveco
👍13
وقتی صحبت میکنید، به خصوص برای جمع، از یک تکیه کلام، یا وقفه‌های بین کلامی (عععععههههه.... عههههههه... عهههههه.... ممممم) دارید؟
دایره واژگانتان را تقویت کنید، بهتر می‌شود. بخوانید، حتی روزنامه، متنهای متنوع، با لغتهای متنوع.
کمک میکند، هم به ارائه هم به فعالیتِ مغز.

این گفتار ۷ دقیقه‌ایِ کریس اندرسون هم در مورد مهارت ارائه نکات خوبی داره.

https://www.ted.com/talks/chris_anderson_ted_s_secret_to_great_public_speaking

#مهارت_ارائه
#filter_words

@uveco
👍9
سوگیری یک مشکل فنی مثل یک مشکل نرم‌افزاری نیست که با به روزرسانی، اصلاح شود.

سوگیری یک مشکلِ انسانی است که مواجهه و رفع آن با ابزارهای عملکردی، تفکر و تعمق میسر خواهد شد.

با به چالش کشبدنِ آنچه فکر میکنیم، از سوگیری رها یا دور میشویم، با جستجوی داده‌ی مطمئن برای تفکراتمان، و خلاصه با تردید کردن در آنچه فکر میکنیم قطعی است، می‌توانیم مواجهه‌ی بهتری با خودمان داشته باشیم.

نگوییم "من به همکارانم فرصتِ خطا میدهم"

بگوییم "من فکر میکنم به همکارانم فرصت خطا میدهم" و بعد بلافاصله بپرسیم "چرا اینطور فکر میکنم؟ آخرین باری که همکاری خطا کرد، واکنش من چه بود؟" و امثال این سوالها....

تفکرات و باورهایمان در مورد خودمان و تفراتمان را به چالش بکشیم.

رشد از همینجا شروع میشود.

#سوگیری

@uveco
👍10
من اینجوری ام دیگه، مگه میشه آدم تغییر کنه؟ من باهوش نیستم

پذیرشِ خود یک امر مهم است. من این هستم. این همان چیزی است که خانم بروان در کتابش بر آن تاکید دارد. اما این به معنی تسلیم شدن به محدودیتهایی که داریم، نیست.

توسعه فردی بر بهره گیریِ هر چه بهتر از قوتها و امکان تغییر در رفتار در مواجهه با محدودیتها استوار است.

خانم دوئک، در کتاب طرز فکر به این موضوع میپردازد و دو دیدگاه یا "طرز فکر" را تبیین میکند.

طرز فکر صلب، که هرگونه تغییری در انسان را نزدیک به محال میداند و طز فکر رشد باور که رشد و یادگیری مهارتهای تازه را باور دارد. تسلیم شرایط نیست.

اگر میخواهید بدانید که چطور ممکن است انسان تغییر کند، و تغییر کجا و چگونه رخ میدهد و میتوان آن را رقم زد، پیشنهاد میکنم این کتاب ارزشمند را از دست ندهید.

برداشت ما از این کتاب، اگر آن را مطالعه کرده اید، هم حتما به همه ما کمک میکند با زوایای دید و برداشتهای مختلف از این کتاب آشنا شویم.

#معرفی_کتاب
#طرز_فکر
#توسعه_فردی
@uveco
👍12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آزمایش، واکنشِ میمون‌ها به نابرابری را نشان می‌دهد.

برداشت دیگر از این آزمون، اثر مقایسه در رفتار است.

در شرایطی که ادراکِ نابرابری وجود داشته باشد، نباید انتظارِ عملکرد، انگیزه و تعلق داشت.

چاره، لزوما شفافیت نیست، چاره میتواند در آگاهی دادن نسبت به ضوابط و معیارها باشد.

در سازمانِ شما ادراک نابرابری هست؟

#آگاهی_سازمانی
#نابرابری
#عدالت_سازمانی

@uveco
👍8
تصمیم‌های T یا E

وقتی در زمانی در گذشته، تصمیمی گرفته‌ایم، ادامه‌ی آن تصمیم، انرژی بسیار کمی (تقریباً هیچ) میخواهد، اما تغییرِ تصمیم، کاملا انرژی‌بر است.

این تصمیم، میتواند هر تصمیمی، فردی یا سازمانی، باشد.

اگر کمی دقت کنیم، اینگونه تصمیم‌ها را در مسیرِ طی شده، زیاد خواهیم یافت. از ادامه‌ی همکاریِ یک فرد با سازمانِ نه چندان خوب، تا ادامه‌ی همکاری یک سازمان با همکاری نه چندان کارآمد/مناسب، یا حفظِ سهامِ یک سبد یا تغییرِ بنیادیِ آنها، یا تداومِ رفتن به باشگاهِ ورزشی که کیفیتِ خدماتش رو به افول است یا تغییرِ باشگاه و ....

اما وقتی در مسیرِ فعلی به بن‌بست یا مانعِ جدی برسیم، آن وقت احتمالِ تغییرِ تصمیم یا اتخاذِ تصمیمِ جدید خیلی بیشتر است.

جلساتِ اتمامِ حجت با همکاری که مدتهاست عملکردِ خوب ندارد، به جای غر زدن به او که "نمیخوای بهتر بشی؟" از این جنس است.

گاهی بن‌بست واقعا وجود دارد، مثلا شرکت حقوق نمیدهد و اعلام می‌کند که مثلا ۶ ماه هم وضع همین است، آن وقت مجبوریم تصمیم بگیریم، که البته تصمیم میتواند کماکان، ماندن باشد، اما اگر شرکت تعهدنامه‌ای از ما بخواهد که تعهد کنیم تا مدت طولانی، هیچ درخواستی بابت حق‌الزحمه نداریم، حالا تصمیم، جدید است و متفاوت و ممکن است تصمیمِ متفاوتی بگیریم.

تصمیم‌های T تصمیم بر سرِ سه راهی‌هایی است که ادامه‌ی مسیرِ موجود، در آنها میسر نیست، اصلا جزء گزینه‌ها، نیست و باید به یکی از دو طرفِ دیگر تغییر جهت دهیم. به عبارتی وضعیتِ موجود را "لولو برده".

تصمیم‌های E تصمیمهایی هستند مثل عبور از یک فرعی، در حالِ طی کردنِ یک مسیرِ اصلی و شناخته شده. دست انداز دارد، ترافیک دارد ولی تداومِ آن، نیاز به انرژی روانی/شناختی، ندارد یا حداقل است.

گاهی زندگی ما را در وضعیت T یا E قرار میدهد، و گاهی خوب است خودمان حواسمان باشد در چه مسیری هستیم و وضعیتِ T را برای خود ایجاد کنیم: این روش همکاری با این سازمان را دیگر ادامه نمی‌دهم. حالا میخواهم اینجا تقاضای کاری متفاوت داشته باشم یا در بازار دنبالِ کاری متفاوت بگردم؟

در مسیرِ E معمولا غر هست ولی تصمیم کم رنگ است و عواقب، و سختی‌ها بعدا دیده می‌شوند.

در مسیرِ T، فشار نزدیک است، کلافگی هست، ولی احتمالِ غرق شدن، کمتر است.

شما الان در کدام مسیر هستید؟

#تصمیم_گیری
#سرنوشت

پ.ن. این نوشته برداشتِ شخصی از گفته‌های آقای دن آریلی است.
@uveco
👍7
گفت و گو، هزینه دارد. هزینه ی عمده، زمان است. بله گفت و گوی موثر داشتن، زمان میخواهد. اما عمده ی این زمان در طراحی گفتگو و انتظارمان از گفتگو صرف میشود، نه در فاز انجام گفتگو!

در این فرایند شناخته شده، با یک بدهی گفتگو مواجه میشویم که روز به روز هم بیشتر میشود. درست مثل رِبا.

هر قدر بدهی به تعویق می افتد، بدهی بیشتر میشود و کار به جایی میرسد که اصلا میترسیم به میزان بدهی نگاه کنیم. اما مگر نگاه نکردن به بدهی، سبب کاهش آن میشود؟

به سازمان/محیط بعدی میرویم و دوباره این داستان تکرار میشود. من همیشه ناراضی هستم که باید کارهای دیگران را هم انجام دهم، همکارانم ناراضی هستم که به آنها کار مهمی ارجاع نمیشود و کار کردن با من برایشان یادگیری ندارد، سازمان هم ناراضی است که چرا من همیشه شلوغ و پر کار هستم.

حدس‌تان چیست؟
احتمالا من دوباره باید به سازمان بعدی بروم و از بدهی صفر شروع کنم.

تعامل، غیر قابل اجتناب است. هر قدر زودتر شروع کنیم، کمتر آسیب خواهیم دید.

بدهی تعاملی شما چقدر است؟
مدیرتان چقدر به شما بدهی تعاملی دارد؟
در این مورد با او گفتگو کرده اید؟

#بدهی_تعاملی
@uveco
👍10
وقتِ رقصیدن، اگر به تماشاچی‌ها نگاه کنی، تعادل‌ت را از دست میدی و ممکنه به زمین بخوری.

متوجهِ تماشاچی‌ها باش، ولی تمرکزت بر رقص‌ت باشه،

همین!

#تمرکز
#تماشاچی

@uveco
👍10
جانشین پروری.
سه سال پیش فکر می‌کردید سازمان شما به شکلِ امروز باشد؟
آیا شکلِ امروزِ سازمان شما، همان شکلی است که باید باشد؟
بر اساس پویاییِ محیطِ کسب و کار، فکر می‌کنید میتوانید شکلِ مطلوبِ سازمان، در سه یا پنج سال بعد را پیش بینی کنید؟
ممکن نیست لازم شود مثلا دو حوزه را ترکیب کنید؟ یا یک حوزه را به دو حوزه تفکیک کنید؟ یا حوزه‌ی جدید (مثلا هوش مصنوعی) به سازمان اضافه ‌کنید؟ و ....

هر قدر از شکل و شمایلِ سازمان در آینده اطلاع داریم یا می‌توانیم داشته باشیم، همان قدر احتمال دارد روشهایِ کلاسیکِ جانشین پروری، سازمان را در تداومِ استراتژیِ آتی (که اطلاعات زیادی از آن در دست نیست) و ثباتِ مدیریت، کمک کند.

#جانشین_پروری
#سازمان_آینده
#پویایی
#پیش_بینی_پذیری

@uveco
👍7
کسی را تجسم کنید که چیزی را با جدیت و شوق از شما میخواهد، ولی وقتی خواسته‌اش را اجابت میکنید، دیگر پیگیری نمیکند و خبری از او نیست.

شما چنین فردی را جدی میگیرید؟
چنین فردی شانس استفاده از امکانات و منابع دیگران را خواهد یافت؟

من خوش بین نیستم!

#پیگیری
#عزم
#جدیت
@uveco
👍6🤷2
تاب‌آوری یک مهارت است، یک مهارتِ عالی و بسیار مورد نیاز و کارآمد.

تاب‌آوری آموختنی است.

اما مراقب باشید در مسیر تاب‌آوری، پوست کلفت نشوید.

پوست کلفتی یک عارضه است که ما را از انسان بودن، دور میکند.

#تاب_آوری
#پوست_کلفتی

@uveco
👍12
مسابقه‌ی بی‌کفایتی، بین عده‌ای بی‌کفایت برگزار میشود.

ولی بازنده‌ی این مسابقه، ذینفعان هستند،
نه یکی از بی‌کفایتها!

#بی_کفایتی
#بدیهیات
#نقش_من

@uveco
👍7
شادی و امید، اسبابِ تداوم زندگی هستند.

شاد باشید و امیدوار
سالم و سربلند همیشه
توانمندتر و ارزش‌آفرین

@uveco
👍16