دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
واقعیتش رو بخواین زیادی تو زندگیم سرک میکشین و امشب انقد 🤏 فاصله دارم با پاک کردن دوات.
لالایی. لالایی.. لا..لا..لا..
Forwarded from صادقانه
«بریم یه نخ سیگار بکشیم» همون
«با من دوست میشی» بچگیامونه
چهره‌ی ظریف و زنانه‌ای داره. موهای لخت بلندش ریخته روی صورتش. شعله‌ی فندک قویه و چیزی نمونده بگیره به طره‌ی موهاش. سرش رو می‌کشه عقب. یکی می‌پرسه: «موهات زیادی بلنده، مدرسه نمی‌ری مگه؟»
کام می‌گیره و می‌گه: «اخراجم کردن.»
توی دفترچه خط مشی فصل دوم رو می‌نویسم. دریدا به هوسرل رسید و مکث کرد. پسرک توی کافه می‌گه: «می‌خوام وقتی بزرگ شدم کار تو رو داشته باشم.» می‌پرسم: «مگه می‌دونی من چی‌کاره‌م؟» می‌گه «نه.» به آینده‌ش فکر می‌کنم. به اینکه وقتی به من برسه، من دیگه سال‌هاست که تخت خوابیدم.
وایمیسته روبروم. سرش رو می‌گیره بالا و می‌گه: «یا حضرت عباس، قدت به سقف می‌رسه.»
قد من ۱۶۷ئه.
تنهایی که اذیتتون کرد،
رزماری و سیرِ تازه بزنین به املت.

بعد صرف غذا بخونین:
خواهش می‌کنم. قابلی نداشت. :)
پاسخ لحظه‌های رسوخ در تفکر و مسخ در سیگار را چه کسی خواهد داد؟
دیوانه می‌کنه منو عطر زنانه‌ی شکلاتی.
شومینه اگه دارید صندلی‌های راحتی‌تون رو بذارید روبه‌روش. گرم‌تر میشه زمستون.
من رو نگه دار یه جای گرم توی فاصله‌ی تلخی تا تگری
کاش گرگ بودم. چشم‌رنگی و پشمالو.
نه جامعه نه عشق نه فوکو، شب‌به‌شب فقط عوعوعوعوعوعو
اسنپیه می‌خواد آمار بگیره می‌گه ولی این جریانات هم خوب شد راه افتاد و مردم دارن حرف دلشون رو می‌زنن. شما هم شرکت می‌کنی تو اغتشاشات؟

اینا رو توجیه نکردن ما فیلترمون برای تشخیص جناح آدم‌ها (عدم)استفاده از کلمه‌ی اغتشاشه؟
دروغه. همه‌‌ش دروغه.
بغل جوابگو نیست، فقط مورفین وریدی!
حالم دیگه خوب نمی‌شه.
با این فکر بیدار شدم که تک‌تک‌ زن‌های دنیای همینگوی انگار جمع شدن توی فرَنیِ سلینجر.
اگه باهات دومرحله‌ای دست دادم رفیقیم.
اگه بهت دستبند دادم رفیقیم.
چشم‌های من میشی بود و کفش‌هایم نو ولی هیچکس من را هم دوست نداشت آقای بوکوفسکی.
Forwarded from صادقانه
درسته! مسیر بالا پایین بوده! چندبار سرم خورده به شیشه و داغونم.
خاک رفته تو صورتم و تنم خسته‌ست.
کوفته و گرسنه و نسخ و تشنه بودم.
وسط جهنم هم بودم.

اما هرجا گیر کردم، رفیقام، هُل دادن.
موزیک گذاشتیم، رقصیدیم، خندیدیم و حال کردیم.
وقتی مِه بوده زدیم کنار، حرف نزدیم، چای خوردیم و سیگار کشیدیم.
از وسط جهنم باهم رَد شدیم.
توی تونل داد زدیم.
کَلمون رو دادیم بیرون، چشامون رو بستیم که باد بخوره به سرمون تا حال رو خوب کنه.
بلندترین جاها خودمون رو سپردیم به طبیعت و لذتش رو بردیم.
آره خلاصه! بالا و پایین داشته این مسیر، زیاد هم داشته

داغونیـم ولـی حالمون خــوبه
ما تنهاییم از رحم مادر تا کاور مشکی سردخانه
اینو دوباره خوندم و دیت امشب رو کنسل کردم. البته که نیم‌فاصله نذاشتنش، عدم استفاده‌ش از علائم نگارشی و زیاده‌رویش توی گذاشتن علامت تعجب وقتی چیزی برای تعجب وجود نداشت هم موثر بود!