واقعیتش رو بخواین زیادی تو زندگیم سرک میکشین و امشب انقد 🤏 فاصله دارم با پاک کردن دوات.
چهرهی ظریف و زنانهای داره. موهای لخت بلندش ریخته روی صورتش. شعلهی فندک قویه و چیزی نمونده بگیره به طرهی موهاش. سرش رو میکشه عقب. یکی میپرسه: «موهات زیادی بلنده، مدرسه نمیری مگه؟»
کام میگیره و میگه: «اخراجم کردن.»
توی دفترچه خط مشی فصل دوم رو مینویسم. دریدا به هوسرل رسید و مکث کرد. پسرک توی کافه میگه: «میخوام وقتی بزرگ شدم کار تو رو داشته باشم.» میپرسم: «مگه میدونی من چیکارهم؟» میگه «نه.» به آیندهش فکر میکنم. به اینکه وقتی به من برسه، من دیگه سالهاست که تخت خوابیدم.
وایمیسته روبروم. سرش رو میگیره بالا و میگه: «یا حضرت عباس، قدت به سقف میرسه.»
قد من ۱۶۷ئه.
کام میگیره و میگه: «اخراجم کردن.»
توی دفترچه خط مشی فصل دوم رو مینویسم. دریدا به هوسرل رسید و مکث کرد. پسرک توی کافه میگه: «میخوام وقتی بزرگ شدم کار تو رو داشته باشم.» میپرسم: «مگه میدونی من چیکارهم؟» میگه «نه.» به آیندهش فکر میکنم. به اینکه وقتی به من برسه، من دیگه سالهاست که تخت خوابیدم.
وایمیسته روبروم. سرش رو میگیره بالا و میگه: «یا حضرت عباس، قدت به سقف میرسه.»
قد من ۱۶۷ئه.
تنهایی که اذیتتون کرد،
رزماری و سیرِ تازه بزنین به املت.
بعد صرف غذا بخونین:
خواهش میکنم. قابلی نداشت. :)
رزماری و سیرِ تازه بزنین به املت.
بعد صرف غذا بخونین:
Forwarded from پرندهِ مسافرکِش
پاسخ لحظههای رسوخ در تفکر و مسخ در سیگار را چه کسی خواهد داد؟
اسنپیه میخواد آمار بگیره میگه ولی این جریانات هم خوب شد راه افتاد و مردم دارن حرف دلشون رو میزنن. شما هم شرکت میکنی تو اغتشاشات؟
اینا رو توجیه نکردن ما فیلترمون برای تشخیص جناح آدمها (عدم)استفاده از کلمهی اغتشاشه؟
اینا رو توجیه نکردن ما فیلترمون برای تشخیص جناح آدمها (عدم)استفاده از کلمهی اغتشاشه؟
با این فکر بیدار شدم که تکتک زنهای دنیای همینگوی انگار جمع شدن توی فرَنیِ سلینجر.
Forwarded from صادقانه
درسته! مسیر بالا پایین بوده! چندبار سرم خورده به شیشه و داغونم.
خاک رفته تو صورتم و تنم خستهست.
کوفته و گرسنه و نسخ و تشنه بودم.
وسط جهنم هم بودم.
اما هرجا گیر کردم، رفیقام، هُل دادن.
موزیک گذاشتیم، رقصیدیم، خندیدیم و حال کردیم.
وقتی مِه بوده زدیم کنار، حرف نزدیم، چای خوردیم و سیگار کشیدیم.
از وسط جهنم باهم رَد شدیم.
توی تونل داد زدیم.
کَلمون رو دادیم بیرون، چشامون رو بستیم که باد بخوره به سرمون تا حال رو خوب کنه.
بلندترین جاها خودمون رو سپردیم به طبیعت و لذتش رو بردیم.
آره خلاصه! بالا و پایین داشته این مسیر، زیاد هم داشته
داغونیـم ولـی حالمون خــوبه
خاک رفته تو صورتم و تنم خستهست.
کوفته و گرسنه و نسخ و تشنه بودم.
وسط جهنم هم بودم.
اما هرجا گیر کردم، رفیقام، هُل دادن.
موزیک گذاشتیم، رقصیدیم، خندیدیم و حال کردیم.
وقتی مِه بوده زدیم کنار، حرف نزدیم، چای خوردیم و سیگار کشیدیم.
از وسط جهنم باهم رَد شدیم.
توی تونل داد زدیم.
کَلمون رو دادیم بیرون، چشامون رو بستیم که باد بخوره به سرمون تا حال رو خوب کنه.
بلندترین جاها خودمون رو سپردیم به طبیعت و لذتش رو بردیم.
آره خلاصه! بالا و پایین داشته این مسیر، زیاد هم داشته
داغونیـم ولـی حالمون خــوبه
اینو دوباره خوندم و دیت امشب رو کنسل کردم. البته که نیمفاصله نذاشتنش، عدم استفادهش از علائم نگارشی و زیادهرویش توی گذاشتن علامت تعجب وقتی چیزی برای تعجب وجود نداشت هم موثر بود!