Forwarded from من چراغها را روشن میکنم.
این روزا نمودارِ حالم و موجودیِ حسابم شبیهِ همه. خرج میکنم، پولام ته میکشه؛ کار میکنم، دوباره میاد بالا. از اون طرف، تو سیاهیام انرژی از دست میدم، میفتم تهِ دره غم؛ باز تلاش میکنم خودمو میکشم بالا. همینقدر سینوسی.
بچهها یه کشف ترسناک کردم.
اگه داریم درد میکشیم یا انتظار غلط رو از آدم درست داریم، یا انتظار درست رو از آدم غلط.
شاید آماده شنیدنش نباشین.
ولی داریم اشتباه میزنیم.
عشق واقعی درد نداره.
اگه داریم درد میکشیم یا انتظار غلط رو از آدم درست داریم، یا انتظار درست رو از آدم غلط.
شاید آماده شنیدنش نباشین.
ولی داریم اشتباه میزنیم.
عشق واقعی درد نداره.
اینم برای اونایی که میآن میگن شما بیرون از تلگرام رفیقین و اینا. بفرما. رک و راست نوک باز کرده میگه نمیشناسه دیگه!
مثلاً روانشناسم!
اگه خوردن نون داغ، اوج لذت نیست، پس چیه؟
تا حالا یه غروب زمستونی، توی کوچهپسکوچههای فومن، کلوچه داغ و تازه خریدی؟
مثل رد سوختگی سیگار پشت دست. مثل جای تیغ روی مچ. مثل حس بعد شنیدن بعضی حرفها، که انگار ماهیچه قلب یهو تیر کشید و مچاله شد.
Forwarded from حضوری اتفاقی
نتیجه ۱۱ ماه رژیم و ورزش رو تو یک جمله بهتون بگم؟
هیچ وزنهای، سنگینتر از بلند کردن خودت نیست.
هیچ وزنهای، سنگینتر از بلند کردن خودت نیست.
کمالگرایی اشتباهه آره. ولی یلخی هم نباید به میدون زد. جایی بین این دو، شروعی هست که فکر میکنم بشه بهش گفت یه آغاز اصولی!
من دنبال یه آغاز اصولیام.
من دنبال یه آغاز اصولیام.
Forwarded from That guy over there!
برنامم برای ۶ ماه آینده خیلی سادست. میخوام بهتر بشم. روز به روز. لحظه به لحظه!
دوات
هفتهی آخر سال ۱، پازل رو کامل کرده بودم و درست بود همهچی. آماده بودم یه پازل جدید بخرم امسال ولی انگار توی این بیست روز یکی اومد و یه مشت از تیکههای پازل پارسال رو برداشت و گموگورشون کرد. دوباره افتادم دنبالشون. شاید پنجشیشتان و به نظرم امشب یکیشون پیدا…
پازل جدید رو خریدم.
با تو میچینمش.
با تو میچینمش.
Forwarded from Hanley (گلچهره)
هنرِ به موقع پایان دادن و رها کردن چیزی که تاریخ انقضاش رسیده، نجاتمون میده.