تعاملات اجتماعیم با دنیا، فعلا محدود شده به یک روز گروهدرمانی در هفته. یه مشت آدمیم که نشستیم دورهم و داریم تمام تلاشمون رو میکنیم که یاد بگیریم چطوری توی یه جامعهی پر از چاقو، زخم نخوریم و زخم نزنیم.
الزاما همیشه هم موفق نیستیم.
ولی خب.
الزاما همیشه هم موفق نیستیم.
ولی خب.
Telegram
سپتراپ
سپهرم و اینها مکالمات من و تراپیستمه
تلفنهای کلینیک «وصال» برای مشاوره حضوری و غیرحضوری ایناهاشن:
05136108199
09154846655
آدرسش هم مشهد، بین ساجدی ۱ و ۳، پلاک ۸۸.
بگین از سِپتِراپ میاین.
تخفیف میدن!
تلفنهای کلینیک «وصال» برای مشاوره حضوری و غیرحضوری ایناهاشن:
05136108199
09154846655
آدرسش هم مشهد، بین ساجدی ۱ و ۳، پلاک ۸۸.
بگین از سِپتِراپ میاین.
تخفیف میدن!
میخ گذاشتن روی صندلیم انگار. آروم و قرار ندارم. همیشه باید کاری باشه که انجامش بدم. استراحت تعریف نشده برام. استراحت توی سر من مساویه با به خطر افتادن بقام. مساویه با مرگ. چیکار کردم با خودم توی این سه چهار سال من؟
به دروغ عادت کردن این مردم.
دروغ بگی درست گفتی و راستش رو بگی فکر میکنن دروغه! اصلا مگه میشه آدم باشی و سر همنوعت کلاه نذاری؟
دروغ بگی درست گفتی و راستش رو بگی فکر میکنن دروغه! اصلا مگه میشه آدم باشی و سر همنوعت کلاه نذاری؟
تو یا همین الانش هم مسئول یه خونوادهای و یا در آینده مسئول یه خونواده خواهی بود. قوی شو.
این adobe illustrator خیلی شیرینه. من میخوام روش صددرصد مسلط شم. الان چیزی درحد صفرم که به یک میل میکنه. اینو اینجا گفتم که در ادامه بگم سیسالمه و دهن اون بیست سالههایی که میگن دیگه واسه یادگیری مهارت جدید دیره و پیر شدیم رو، محترمانه گِل بگیرم.
دلم میخواد زیر هر کامنتی از ویراستار که نوشته «در متن اصلی فلان» بنویسم شما *ـایهمال متن اصلی هستی؟ بعد یادم میاد که بله. هست.
مجموعه آفرینش توی زمینه آیلتس، مثال بارز آرکتایپ فرمانرواست. هرکسی توی این مملکت بخواد آیلتس بده بالاخره دیر یا زود گذرش به یه کانال یا منبع یا دوره یا فایل و آموزش این مجموعه میافته.
کمکم دارم دلیل بدعنقی کارفرمام رو درک میکنم. سخته رسیدن به هدف و آرزوهات رو بدی دست غریبهها. حتی اگه حقوقشون ضامنش باشه. هیچکدومشون قد تو دل نمیسوزونن. این رویا و هدف توئه نه اونها.
زبان زایاست. شبیه زندگیه و در جریانه. مدام به اشکال مختلف درمیاد و درهم تنیدهست. تلاش شما برای جا انداختن «درود»ها به جای «سلام»ها، تحسینبرانگیزه اما دستکم فعلا بیفایدهست. هرچی بیشتر روی این کرهی خاکی میلولم، کمتر ناسیونالیسم رو درک میکنم.
نه اینکه کشتهمردهی گرتهبرداری باشم، نه. هنوز هم هربار فروشندهها یا اوپراتورها میگن: «چطور میتونم کمکتون کنم؟» چندشم میشه. اما اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه تا ده سال آینده، شل میکنم و میپذیرم که ازم بپرسن چطور میتونن کمکم کنن و من هم احتمالا در جوابشون میگم «میتونم اون لباس رو داشته باشم؟»