دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
هربار کنار رفقام به سیگار نزدیک شدم یا جایی بوی سیگار به مشامم خورده، دلتنگ اون «می‌چسبه!»ها‌ شدم و بعد دیدم نچسبیده دیگه.

شبیه وقتیه که تو فکر می‌کنی دلتنگ یه آدم از گذشته‌‌ای ولی‌ در اصل دلتنگ حسی هستی که کنار اون آدم داشتی. حسی که قرار نیست تکرار شه. اون آدم رفته و تو هم رفتی.
از روزهایی که شهر قشنگ بود.
۷ صبح اگر بیدار بشویم، دیر است.

من به باشگاه، به کار، به مقاله نمی‌رسم و تو به دانشگاه، به درس، به شرکت. هردویمان به صبحانه.
تو توی آسانسور ساندویچ کره‌ی بادام‌زمینی گاز می‌زنی و من توی خانه با قهوه می‌نشینم پای لپتاپ. تو دوان‌دوان حضور می‌زنی و من وبکم را روشن می‌کنم. گوش هردویمان از هدفون‌های سنگین کوفته می‌شود و از حرف‌های جهان و ساکنینش پر است.
به خانواده‌هامان فکر می‌کنیم. به خانواده‌مان فکر می‌کنیم. به پول فکر می‌کنیم. به سفر فکر می‌کنیم.

تو تمام تلاشت را می‌کنی. من می‌بینم که تو تمام تلاشت را می‌کنی. نیستیم این روزها. قرار گذاشته بودیم پشت‌به‌پشت هم در یک میدان‌ بجنگیم اما امروز هر کدام در جبهه‌ای دور، برای دیگری شمشیر می‌زنیم.

امروز در میدان جنگ خودم، جایی بین تیغ حال و نیش گذشته و کابوس آینده دست‌هایم را به نشانه‌ی تایم‌اوت بالا گرفتم که حریفان و البته کارفرمایم مکث کنند تا بروم یک قوری چای دم کنم که وقتی آمدی جانی دوباره بگیریم.

آب جوش آمده بود و خواستم چای خشک را توی قوری بریزم که دیدم از قبل پر از چای خشک است. من آماده‌اش کرده بودم؟
نه.
تو.
دیشب با خستگی‌ات و لباس‌های دانشگاه، خواستی برای من و مهمانمان چای‌ دم کنی. من اما هوسم به دمنوش به‌لیمو کشیده بود و تو قوری دیگری را روی کتری گذاشته بودی.

می‌توانم به خاطر همین نیم‌مشت چای خشک بنشینم و تا صبح قربان‌صدقه‌ات بروم.
می‌توانم این چای را سر بکشم و با هرچه دیو و دد است بجنگم.

حالا بگو ببینم،
چای می‌خواهی یا به‌لیمو؟
6
عاشق بوی لباس تمیز، سبزی تازه، کتاب نو، چادر مامان، خمیربازی، رب خونگی در حال جوش، بارون، یاس درختی بنفش، تافی کاکائویی چهارگوش آیدین و عطر تن تو هستم.
2
فقط منم که فکر می‌کنم قلم بکمن زیبا، اما گاهی اغراق‌شده‌ و نمایشیه؟
من یه موج‌سوارم که ADHDم رو خودم تشخیص دادم. من تنبل نیستم نه‌.
من یه موج‌سوارم که ADHDم رو خودم تشخیص دادم. من مسئولیت‌گریز نیستم نه‌.
من یه موج‌سوارم که ADHDم رو خودم تشخیص دادم. من شلخته نیستم نه‌.
من یه موج‌سوارم که ADHDم رو خودم تشخیص دادم. من و پارتنرم بدقول نیستیم نه.
خیلی هم باکلاسیم. دوتا دیوونه با ADHD.
Forwarded from That guy over there!
نظر شخصیم اینه که زیاده‌گویی خیلی زیادی داره. مخصوصا توی کتاب «مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است». خلاصه اون کتاب همین عنوانشه!
That guy over there!
نظر شخصیم اینه که زیاده‌گویی خیلی زیادی داره. مخصوصا توی کتاب «مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است». خلاصه اون کتاب همین عنوانشه!
آخ خدا خیرت بده. دو تا خوب ازش خوندم، این سومی بود و قفلم کرد دیگه. جملات پرمغز و طلایی و درست که در مکان و زمان نامناسب روی خواننده بالا آوردتشون.
Forwarded from ناگفته
موافقم باهات ولی برام فاقد اهمیته. نمایشی که قشنگ باشه برام جذابه.
دوات
فقط منم که فکر می‌کنم قلم بکمن زیبا، اما گاهی اغراق‌شده‌ و نمایشیه؟
من چهار تا کتاب ازش خوندم و باهات موافقم. بعضی زیبایی‌هاش، آرمانی‌ان و توی زندگی واقعی، نمی‌شه مثلشون رو دید.
من چراغ‌ها را روشن می‌کنم.
من چهار تا کتاب ازش خوندم و باهات موافقم. بعضی زیبایی‌هاش، آرمانی‌ان و توی زندگی واقعی، نمی‌شه مثلشون رو دید.
درسته و نقد من این نیست که نمیشه آرمان‌هاش رو توی دنیای واقعی دید. اژدهای آر. آر مارتین رو هم نمیشه توی دنیای واقعی دید. ژانرها متفاوته ولی می‌دونی چی می‌گم. هیچ نویسنده‌ای توی هیچ ژانری تضمین نمی‌کنه دنیاش رو بیرون کتابش ببینی.

چیزی که شخصا به من نمی‌چسبه زیاده‌رویش توی ارائه یه فضای فلسفی، معناگرا، کودکانه، معصوم و خانوادگی و اجتماعی و دوستانه همه و همه توی سه صفحه بصورت فشرده‌ست.

مثل آدمی که خیلی خوب حرف می‌زنه و هر جمله‌ش یه درسه. ولی اونقدر تند همه‌شونو بلغور می‌کنه که تو فرصت نمی‌کنی لذت ببری از کلامش.
خب بگذریم. برگردیم به مسخره‌کردن ADHDهای خودتشخیص‌داده‌شده(!) چون دیگه الان مُد شده و همه باید یدونه داشته باشن.
2
Forwarded from کوله
دلم یه موج می‌خواد که سوارش‌ شیم. مهم نیست موج مهاجرت یا پول برره!
مهم، فرار از روزمرگیه.
دوات
خب بگذریم. برگردیم به مسخره‌کردن ADHDهای خودتشخیص‌داده‌شده(!) چون دیگه الان مُد شده و همه باید یدونه داشته باشن.
بخوانید و لیو بدهید ولی اسراف نکنید.

راحته که برای تنبلی و بی‌مسئولیتی و بدقولی که ازمون سر می‌زنه یه بهونه داشته باشیم به اسم ADHD. نه پزشک متخصص تایید کرده‌، نه حتی تراپیستمون احتمالش رو داده، ولی ما داریمش. چرا؟ چون راحت تره. اسمش هم قشنگ و خارجکیه. تا وقتی هم برچسبش رو به سینه بچسبونیم کسی ازمون انتظار رشد فردی و ترک عادت شلختگی نداره‌. چی از این بهتر؟

کسی که این‌قدر راحت از این اسم استفاده می‌کنه آدمی با اختلال ADHD رو از نزدیک ندیده. بچگی‌ش رو ندیده. نوجوونیش رو ندیده. سرزنش‌های بقیه و خودسرزنش‌گری اون آدم‌ها رو نشنیده. از عوارض ریتالین هیچی نمی‌دونه. اگه کسی اینا رو تجربه کرده، اگه تایید درمانگر متخصص رو داره، ساعت ۵ قرار می‌ذاره و همه میدونن نمیشه روش حساب کرد اما باز ۵:۳۰ می‌رسه، دمش گرم.

این آدم فرق داره با کسی که زمان‌بندی و اولویت‌بندی و قدرت انتخابش ضعیفه و می‌تونه روشون کار کنه بهترشون کنه، اما در راستاش تلاشی نمی‌کنه و ۶ و نیم میرسه چون آخه به نظر خودش ADHD داره.
3
نمایی از ازدواج سالم:

- عروس خانم، وکیلم؟
+ با اجازه‌ی تراپیستم، بله!
4
اومده میگه سلام سپهر من یه متن در مورد انواع ژانرهای ادبی می‌خوام.
سلام کارفرما من هم خیلی کباب کوبیده هوس کردم.