زنم مدتیه درگیر کار و امتحانه. مهمون داریم. فکر کردم دست رو بذارم روی زانو و لوبیاپلو رو آتیش کنم. وسط کار یکی از رفقا در رو زد یه دیگ ماکارونی داد دستم و رفت. بعدش همسایه زنگ زد یه کاسه آش گنده داد دستم. بعد عیال زنگ زد گفت هوس قرمهسبزی کرده.
میگن از تو حرکت از خدا برکت همینه.
الان ما برای سه روز برکت داریم!
میگن از تو حرکت از خدا برکت همینه.
الان ما برای سه روز برکت داریم!
✍228
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیف کمتر دیده شده از کودکی کارفرمام.
✍70
بعد مدتها دارم شهر رو پیاده گز میکنم. دلم میخواد برم بشینم یه کافه. صبحونه و قهوه بخورم و سیگار بکشم. بزرگسال درونم اما سیگار رو ترک کرده، روی تمام صبحونههای پر کالری برچسب آشغال میزنه و یادآوری میکنه که قهوه رو توی خونه هم میشه نوشید.
✍135
و بله ما برای مایعات فعل نوشیدن رو داریم اما توی محاوره ازش استفاده نمیکنیم. That's Farsi!
✍120
گاهی به این فکر میکنم که اگر به اندازهی کافی خوششانس نبودیم که راهمون جدا شه، عاقبتمون باهم چی میشد.
یک زندگیِ غمزده و تاریک با یک آدم اشتباه.
یک زندگیِ غمزده و تاریک با یک آدم اشتباه.
✍110
اما ذات انسان همینه. ما همیشه بعدش میخندیم. روزها بعد از اون فوت، بعد از اون فاجعه، بعد از اون جدایی، بعد از اون خبر خیلی خیلی خیلی بد.
✍107
صورتم رو چسبوندم به تور پنجره. بوی خاک و نم و پاییز مشامم رو پر کرد. به صدای پرندهها گوش دادم و ساکت موندم. یک لحظه، در لحظه زندگی کردم. "کودکی" برگشت، لبخند زد و به چشم بهم زدن، رفت.
✍103
ساعت ۹ شبه. نور خونه زیاد نیست. گربه وسط قالی نشسته و با چشمهای نیمهباز نگاهمون میکنه. تو با ایرپاد پای تلفن. من با هدفون پای لپتاپ. هنوز داریم کار میکنیم. نمیدونه تا چه ساعتی. تا چه روزی. تا چه شبی. کمتر باهاش بازی میکنیم. کمتر میبینتمون. هوا سرد شده. تاریک شده. ما هنوز داریم کار میکنیم چون من خستهم از دیدن ویدئوی ایرانی ساکن آمریکا که قطعی برق منطقهش رو (بعد سی سال با کلی عذرخواهی و جبران) با طنز تلخ توی اینستاگرام تعریف میکنه. کار میکنیم چون تو خستهای از اینکه نمیتونی توی این شهر بدون سپر راه بری. کار میکنیم چون لیاقت تو یک "منِ" بهتره و لیاقت من یک "تو"ی بهتره و لیاقت هردومون یک هوای بهتر.
گربه آروم چشمهاش رو میبنده.
لیاقت گربه آرامشه.
گربه درک میکنه.
درک میکنه.
گربه آروم چشمهاش رو میبنده.
لیاقت گربه آرامشه.
گربه درک میکنه.
درک میکنه.
✍207
اومدی توی زندگیم و فصل آشفتگیِ "منظور داشت؟ نداشت؟ برم جلو؟ نرم جلو؟ اشتباهه؟ درسته؟ خودشه؟ نیست؟ پیام بدم؟ پیام ندم؟ توی آب نمکم؟ توی ذخیرهست؟" تموم شد.
✍132
تحریم داره کاری میکنه با آیندهم که ای کاش مکانیزم ماشه روی شقیقهی من فعال میشد.
✍113
بیستسالگی من اگه ساندترک داشت، بیشک آهنگهای آلبومهای بلکفیلد بود. قدم به قدم.
✍54