This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اون کامیون، زندگیه.
اون مرد، مرد زندگیه.
اون زن، جامعه و خانوادهست.
و اون "اوه!" آخری که زن میگه، ضجههای جامعه و خانواده پای گور مردیه که زندگی رو با تمام وجودش نگه داشته بود.
اگه ندیدین هنوز که چی به سر زندگی میاد وقتی مرد نباشه، احتمالا هنوز سایهی پدربزرگ روی سر خاندانتون هست. حتی بیمار، نحیف و با آلزایمر.
بابت همه وقتهایی که تلاشت رو کردی آب توی دل خونواده تکون نخوره و نخورد ازت ممنونم بابا. من حالا میفهمم تو کی هستی و چیکار کردی این سالها.
اون مرد، مرد زندگیه.
اون زن، جامعه و خانوادهست.
و اون "اوه!" آخری که زن میگه، ضجههای جامعه و خانواده پای گور مردیه که زندگی رو با تمام وجودش نگه داشته بود.
اگه ندیدین هنوز که چی به سر زندگی میاد وقتی مرد نباشه، احتمالا هنوز سایهی پدربزرگ روی سر خاندانتون هست. حتی بیمار، نحیف و با آلزایمر.
بابت همه وقتهایی که تلاشت رو کردی آب توی دل خونواده تکون نخوره و نخورد ازت ممنونم بابا. من حالا میفهمم تو کی هستی و چیکار کردی این سالها.
✍107
من وقتی شبکه تهران "به خانه برمیگردیم" رو میداد بچه بودم. ضمنا توی یه شهر کوچیک زندگی میکردم و اصلا هیچوقت دسترسی نداشتم این برنامه رو ببینم که چهجور سمی هست یا نیست. ولی اسمش رو شنیده بودم توی تبلیغات و اسمش رو دوست داشتم. "به خانه برمیگردیم" برای من تداعیگر خطوط مترو و ترافیک (نمادهای تهران!) قطارها و ماشینهای خستهای بود که بعد از یه روز طولانی خاکستری به آرامش خونه، رنگ خونه و بوی غذا و مادر برمیگردن.
کاش اینجای زندگیم میتونستم بگم به خانه برمیگردیم.
کاش اینجای زندگیم میتونستم بگم به خانه برمیگردیم.
✍78
من نمیدونم این ADHD که خودمون (دقت شه! ما ادمهای معمولی. نه روانپزشکها و رواندرمانگرها و تشخیص کلینیکال!) بهونه تنبلیمون میکنیم و بهش دامن میزنیم کجا بود وقتی پدربزرگ ۴ صبح بیدار میشد برای زمین باغ آبراه باز کنه یا وقتی مادربزرگ ۵ صبح میوه چیدن رو شروع میکرد یا حتی زمانی که والدینمون کلهسحر صبحونهمون رو میدادن و راهی مدرسهمون میکردن و باز کار و کار و کار.
✍114
به نظر میرسه روانها سالمتر بود وقتی بحث سلامت روان مطرح نبود. اکثرا افسرده نیستیم صرفا در دورهی پساپهلوی متولد و ساکن ایرانیم.
✍165
سفر جوری روزمره رو زیر و رو میکنه و رشدت میده که گاهی فکر میکنم شاید هدف نهایی زندگی همین سفر مداومه!
✍139
گذشته همیشه شیرینتره. طعم شکلاتش، بوی عیدش، بافت دستههای دوچرخهش و لرزش ترک موتورش، خاطرات رنگیترن. مطمئنی که آسمون آبیتر بود و برگها سبزتر.
✍100
اگه روزمرهت باعث استرست میشه باید واقعا یه فکری کرد. یا برای روزمرهت یا برای نوع نگاه خودت.
✍115