دلم میخواد یهو یه دست غولپیکر از آسمون پشت یقهم رو بگیره بلندم کنه ببرتم یه جای دیگه از زمین توی یه کلبه جنگی بذارتم رو صندلی راک توی ایوان و ندا بیاد که: حالا بشین هرچقدر که لازم داری فکر کن. بعد داد بزن بیام دنبالت.
✍61
I am All I Got
The Dead Brothers
مناسب قدم زدن در صبح بارانی مشهد.
به وقت آمادگی برای پذیرش: تو تنها خودت را داری.
به وقت آمادگی برای پذیرش: تو تنها خودت را داری.
✍41
امروز با غریبهای به نام امین همکلام شدم. امین یک قُل از دو قُل بود و سیسالگیش رو دوست داشت.
✍76
از رنجی که میبرم: زنم داشت یقهاسکی زردم رو به جرم زرد بودن مصادره میکرد که مچش رو گرفتم.
✍91
یه کاپشنهایی هست فقط تن عمو جماعت میبینی. بارونیطور و کوتاه، بدون کلاه. اینا یا عموی کسی هستن یا منم.
✍87
یادداشتی برای من و منها:
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال میکنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی میافته توی کلهت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال میکنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی میافته توی کلهت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
✍127
Forwarded from • ماتیلدای خسته
اگه بالهاتو از دست دادی، عیبی نداره عزیزم؛ تو هنوز پاهات رو داری. بالها برای رویا خوبن و پاها برای واقعیت.
✍82
فانتزی کم بود. واقعیت پررنگ بود. دکتر گفت "توی مرز پریدنی و مردد ایستادی." و من Essential Kit دانجنز اند درگنز رو از گنجه درآوردم.
✍44