دوات – Telegram
دوات
17.6K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
I am All I Got
The Dead Brothers
مناسب قدم زدن در صبح بارانی مشهد.
به وقت آمادگی برای پذیرش: تو تنها خودت را داری‌.
41
بارون، دوتا قشر رو از خونه بیرون می‌کشه: فریلنسرها و کرم‌های خاکی.
94
امروز با غریبه‌ای به نام امین هم‌کلام شدم. امین یک قُل از دو قُل بود و سی‌سالگیش رو دوست داشت.
76
از رنجی که می‌برم: زنم داشت یقه‌اسکی زردم رو به جرم زرد بودن مصادره میکرد که مچش رو گرفتم.
91
میدونستین خارجکیا به یقه‌اسکی می‌گن ترتل‌نک؟ یعنی گردن لاک‌پشتی! هه هه.
109
گاهی به جای حسرت خوردن صرفا باید انار بخوریم. ایف یو نو، یو نو.
77
یه کاپشن‌هایی هست فقط تن عمو جماعت می‌بینی. بارونی‌طور و کوتاه، بدون کلاه. اینا یا عموی کسی هستن یا منم.
87
اگه بفهمی دردهایی فراتر از دردی رو که ازش میترسی، گذروندی و زنده موندی چی؟
86
Forwarded from «خانم فِ»
29
فقط منم که تمیزکاری آخرشب‌ بعد از مهمونی رو دوست دارم؟
131
چه احساس جالبیه که بدونی داره چه اتفاقی درونت می‌افته.
80
پسیو‌ اگرسیو‌تر تر از کفتر دولینگو‌ ندیدم و نخواهم دید.
79
یادداشتی برای من و من‌ها:
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال می‌کنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی می‌افته توی کله‌ت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
127
اگه بال‌هاتو از دست دادی، عیبی نداره عزیزم؛ تو هنوز پاهات رو داری. بال‌ها برای رویا خوبن و پاها برای واقعیت.
82
دلم سفر می‌خواد.
سفر در زمان!
76
مهم نیست تو نمی‌دونی من می‌دونم.
مهم اینه که من می‌دونم!
54
دوات pinned Deleted message
دقیقا وقتی که فکر می‌کنی تمام ایده‌های خفن دنیا تموم شده، پلوریبوس رو می‌بینی.
68
فانتزی کم بود. واقعیت پررنگ بود. دکتر گفت "توی مرز پریدنی و مردد ایستادی." و من Essential Kit دانجنز اند درگنز رو از گنجه‌ درآوردم.
44
تا حالا تجربه‌ی این بازی رو نداشتم. احتمالا کسی که تا حالا بازیکنش نبوده نمی‌تونه دانجن‌مستر خوبی باشه ولی چاره‌ای نبود. دیشب اولین تجربه رو گذروندیم. جایی بین جنگل بی‌ریشه و کوهستان سرنوشت، سیر زندگی یک الف نوجوان ۹۵ ساله رو می‌نوشتم که خبر رسید آزمون آیلتس دیگه توی ایران برگزار نمی‌شه. من برگشتم به گذشته. به ونیز. به تورین. به فریاد یک مرد درمانده در چارچوب در. به آرزوهای دفن شده. به مرزی که نپریدم. یکی انگار توی سرم صفحه‌ی قمیشی رو چرخوند:
که سفر تقدیر ماست، واسه همیشه.
ما همینیم، جنگلِ بدون ریشه...
59
معجزه‌ی سبزِ سی‌سالگی اما اجازه‌ی ناامیدی نمی‌ده. تا اینجای زندگی دیگه یاد می‌گیری که سنگ‌های جاده برای تغییر مسیرت اونجان نه‌ برای متوقف کردنت.
86