I am All I Got
The Dead Brothers
مناسب قدم زدن در صبح بارانی مشهد.
به وقت آمادگی برای پذیرش: تو تنها خودت را داری.
به وقت آمادگی برای پذیرش: تو تنها خودت را داری.
✍41
امروز با غریبهای به نام امین همکلام شدم. امین یک قُل از دو قُل بود و سیسالگیش رو دوست داشت.
✍76
از رنجی که میبرم: زنم داشت یقهاسکی زردم رو به جرم زرد بودن مصادره میکرد که مچش رو گرفتم.
✍91
یه کاپشنهایی هست فقط تن عمو جماعت میبینی. بارونیطور و کوتاه، بدون کلاه. اینا یا عموی کسی هستن یا منم.
✍87
یادداشتی برای من و منها:
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال میکنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی میافته توی کلهت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال میکنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی میافته توی کلهت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
✍127
Forwarded from • ماتیلدای خسته
اگه بالهاتو از دست دادی، عیبی نداره عزیزم؛ تو هنوز پاهات رو داری. بالها برای رویا خوبن و پاها برای واقعیت.
✍82
فانتزی کم بود. واقعیت پررنگ بود. دکتر گفت "توی مرز پریدنی و مردد ایستادی." و من Essential Kit دانجنز اند درگنز رو از گنجه درآوردم.
✍44
تا حالا تجربهی این بازی رو نداشتم. احتمالا کسی که تا حالا بازیکنش نبوده نمیتونه دانجنمستر خوبی باشه ولی چارهای نبود. دیشب اولین تجربه رو گذروندیم. جایی بین جنگل بیریشه و کوهستان سرنوشت، سیر زندگی یک الف نوجوان ۹۵ ساله رو مینوشتم که خبر رسید آزمون آیلتس دیگه توی ایران برگزار نمیشه. من برگشتم به گذشته. به ونیز. به تورین. به فریاد یک مرد درمانده در چارچوب در. به آرزوهای دفن شده. به مرزی که نپریدم. یکی انگار توی سرم صفحهی قمیشی رو چرخوند:
که سفر تقدیر ماست، واسه همیشه.
ما همینیم، جنگلِ بدون ریشه...
که سفر تقدیر ماست، واسه همیشه.
ما همینیم، جنگلِ بدون ریشه...
✍59
معجزهی سبزِ سیسالگی اما اجازهی ناامیدی نمیده. تا اینجای زندگی دیگه یاد میگیری که سنگهای جاده برای تغییر مسیرت اونجان نه برای متوقف کردنت.
✍86