دوات – Telegram
دوات
17.6K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
فقط منم که تمیزکاری آخرشب‌ بعد از مهمونی رو دوست دارم؟
131
چه احساس جالبیه که بدونی داره چه اتفاقی درونت می‌افته.
80
پسیو‌ اگرسیو‌تر تر از کفتر دولینگو‌ ندیدم و نخواهم دید.
79
یادداشتی برای من و من‌ها:
عزیزی که ۱۰ سال تراپی رفتی و خیال می‌کنی ازت درمانگر درمیاد و سودای لیسانس و ارشد روانشناسی می‌افته توی کله‌ت... نکن. اشتباه نکن. کار هر بُز نیست خرمن کوفتن. اعصاب، صبر، آرامش، قدرت درونی و فروتنی که یه درمانگر باید داشته باشه خیلی فراتر از حد تصورته.
127
اگه بال‌هاتو از دست دادی، عیبی نداره عزیزم؛ تو هنوز پاهات رو داری. بال‌ها برای رویا خوبن و پاها برای واقعیت.
82
دلم سفر می‌خواد.
سفر در زمان!
76
مهم نیست تو نمی‌دونی من می‌دونم.
مهم اینه که من می‌دونم!
54
دوات pinned Deleted message
دقیقا وقتی که فکر می‌کنی تمام ایده‌های خفن دنیا تموم شده، پلوریبوس رو می‌بینی.
68
فانتزی کم بود. واقعیت پررنگ بود. دکتر گفت "توی مرز پریدنی و مردد ایستادی." و من Essential Kit دانجنز اند درگنز رو از گنجه‌ درآوردم.
44
تا حالا تجربه‌ی این بازی رو نداشتم. احتمالا کسی که تا حالا بازیکنش نبوده نمی‌تونه دانجن‌مستر خوبی باشه ولی چاره‌ای نبود. دیشب اولین تجربه رو گذروندیم. جایی بین جنگل بی‌ریشه و کوهستان سرنوشت، سیر زندگی یک الف نوجوان ۹۵ ساله رو می‌نوشتم که خبر رسید آزمون آیلتس دیگه توی ایران برگزار نمی‌شه. من برگشتم به گذشته. به ونیز. به تورین. به فریاد یک مرد درمانده در چارچوب در. به آرزوهای دفن شده. به مرزی که نپریدم. یکی انگار توی سرم صفحه‌ی قمیشی رو چرخوند:
که سفر تقدیر ماست، واسه همیشه.
ما همینیم، جنگلِ بدون ریشه...
59
معجزه‌ی سبزِ سی‌سالگی اما اجازه‌ی ناامیدی نمی‌ده. تا اینجای زندگی دیگه یاد می‌گیری که سنگ‌های جاده برای تغییر مسیرت اونجان نه‌ برای متوقف کردنت.
86
وقتی به این فکر می‌کنم که ریچارد باخ با همسر اولش ۱۳ سال، با همسر دومش ۱۸ سال و با همسر سومش ۱۲ سال زندگی کرده و با همسر چهارمش از سال ۲۰۲۰ تا الان it's just the matter of time دیگه... می‌بینم شاید زندگی اون‌قدرها هم که به نظر میاد کوتاه نیست!
مرغ دریاییت بزنه به کمرت مرد تو کی دست می‌کشی؟!
107
دیشب تئاتر "دریاچه‌ی قو" رو دیدم و برای چندمین بار در این یازده‌سال زندگی در مشهد ایمان آوردم که تیم‌های تئاتر این شهر حرفه‌ای، جسور و قدرتمندند. مشهد جایی نیست که بشه بدون ترس توی سالن اصلی تئاتر شهرش با چایکوفسکی رقصید و با این حال، درود و صد درود به تیم دریاچه‌ی قو.
162
بالاخره فهمیدم منبع انرژی من در چه فعالیتیه: یادگیری. بلعیدن آموزش همچو جاروبرقی.
89
Forwarded from Ending
به سختی قبول کردم، اما بالاخره قبول کردم. دوستی‌ای که تموم شده، هیچوقت نمی‌شه از سر گرفتش.
128
دیگه حتی نمیگیم با دلار فلان تومنی، بیسار!
ولمون کن خاورمیانه.
یه زندگی داشتیم همونم به گند کشیدی.
158
"تو باید یازده‌سال پیش این درد رو می‌ذاشتی دم در و می‌رفتی توی خونه."
91
ولی واقعاً چرا نون و رب می‌خوردیم ما؟
78
وقتشه بپری رفیق.
80
چه چیزی در دیدن روزمره‌ی دیگران هست که اینقدر برای ما جذابه؟
111