زندگیِ اشتباهی
زبان بدن، انگار همهچیز رو میگفت جز حنجرههامون. صداها خواب بودن، ولی دلها داشتن داد میزدن.
دست کرد توی کیفش، انگار دنبال چیزی گمشده، چیزی مهمتر از یک کاغذ. بالاخره یه برگ کوچیک درآورد، با خودکاری که زود از ته دلش فرمان میگرفت، چیزی نوشت. برگشت سمتم، چشمهاش یه چیزی بین امید و ترس رو فریاد میزد.
آروم گفت: این شمارمه... کاری داشتی، بدون رودربایستی بهم بگو. خوشحال میشم کمکت کنم.
کاغذ رو گرفتم، با احتیاط تا کردم، گذاشتمش تو جیبم، جایی نزدیک به دلم. لبخندی زدم، شاید یهجور پنهون کردن آشفتگی، شاید یهجور تشکر از همهی اون نگاهی که حرف میزد. رد شدم...
ولی ته دلم غوغا بود. اون حجم التماس بیصدا، که فقط میخواست چند دقیقه بیشتر بمونه، اون دلشورهی پنهان که دنبال بهونهای ساده میگشت برای نرفتن، برای گفتن: هنوز نرو...
چشمهاش، خدا خدا میکردن که زودتر برسم خونه و یه پیام، یه نشونه، یه جمله بفرستم، فقط برای باز موندن راه، برای دلقرصی...
بدنمون، انگار همهچیز رو میگفتن... جز حنجرههامون. صداها خواب بودن، ولی دلها داشتن داد میزدن.
آروم گفت: این شمارمه... کاری داشتی، بدون رودربایستی بهم بگو. خوشحال میشم کمکت کنم.
کاغذ رو گرفتم، با احتیاط تا کردم، گذاشتمش تو جیبم، جایی نزدیک به دلم. لبخندی زدم، شاید یهجور پنهون کردن آشفتگی، شاید یهجور تشکر از همهی اون نگاهی که حرف میزد. رد شدم...
ولی ته دلم غوغا بود. اون حجم التماس بیصدا، که فقط میخواست چند دقیقه بیشتر بمونه، اون دلشورهی پنهان که دنبال بهونهای ساده میگشت برای نرفتن، برای گفتن: هنوز نرو...
چشمهاش، خدا خدا میکردن که زودتر برسم خونه و یه پیام، یه نشونه، یه جمله بفرستم، فقط برای باز موندن راه، برای دلقرصی...
بدنمون، انگار همهچیز رو میگفتن... جز حنجرههامون. صداها خواب بودن، ولی دلها داشتن داد میزدن.
زندگی، نفسیست گرفته در میان پژواک وهمآلود آدمهای غریبه؛ درخششی لرزان در دل سکوت خویش.
نمیدانم کدام را باید به جان بشنوم؛
این سکوت کشدار صادق را،
یا همهمهی پر زرق و برق خوشبختیهای ظاهری را.
نمیدانم کدام را باید به جان بشنوم؛
این سکوت کشدار صادق را،
یا همهمهی پر زرق و برق خوشبختیهای ظاهری را.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
قهر نیستم، فقط هزارپله از نگاهم لیز خوردی.
امروز فهمیدم مسیر، چیزی جز قدمزدن نیست.
هر قدمی که برمیداری، جادهایه که روبهروت ساخته میشه.
راه رو با رفتن میسازی،مثل بولدوزری که بیتردید پیش میره.
هر قدمی که برمیداری، جادهایه که روبهروت ساخته میشه.
راه رو با رفتن میسازی،مثل بولدوزری که بیتردید پیش میره.
شبی که توی سکوت ذهن بگذره، مثل یه شب تابستونه وسط کلی درخت. یه نسیم خنک میخوره به صورتت، انگار آرومت میکنه و میگه: بخواب، من هستم، امشب میتونی راحت بخوابی.
برای من، خواستهها و رسیدنها هیچوقت کافی نیستند؛ اما تو… حتی گوشهچشمی از تو برایم کافیست.
Forwarded from 𝐍𝐀𝐍𝐀
ولی با اصالت بودن خیلی ساده است ؛
فقط کافیه رفتارت با حرفات یکی باشه .
فقط کافیه رفتارت با حرفات یکی باشه .
still .
Photo
کنار هر تابلویی که با میخ آهنی به دیوار کوبیده شده، یه مکث کوچیک میکنم. همیشه دلم میخواسته از دل این تابلوها چیزی بیشتر از همون برداشتهای تکراری و دمدستی پیدا کنم. دوست دارم اون مفهومی رو بگیرم که نقاش مثل یه راز توی اثرش قایم کرده، همون چیزی که شاید سالها منتظر بوده یکی پیداش کنه. انگار هر تابلو یه گفتوگوی بیصداست؛ نقاش یه جمله گفته و من باید ادامهش رو حدس بزنم. بعضی وقتها حس میکنم اون لحظه، من و نقاش داریم توی سکوت همدیگه رو میفهمیم.
Forwarded from سِنپای خسته
واقعا روانشناسی زرد دوهزار نمیارزه. حتی اون لایف استایل سالمی که تو گوشمون میکنن هرروز با کلیپای جینگول مینگول اینستایی از تغذیه سالم صبحگاهی گرفته تا دویدن و باشگاه رفتن و ماچا خوردن و... هم همشون لازمه شون پوله و دقت کنید همگی هم کلیپاشون سانتیمانتال و شیکه.
گواشا مواشا بکش زاویه فک بگیری و سرتو بکن تو آب یخ و فلان اینام همشون چرته. پوست و موی خوب پول میخواد چون در ادامش روتین پوستی خوب میخواد.
قند رو حذف کن تا پف صورتت بخوابه و بدنتم لاغر بشه هم چرته شما پول داشته باش استرس نداشته باشی تا به تبعش چاقی ناشی از استرس و نشخوار فکری و پرخوری عصبی درگیرت نکنه و ببین چجوری پف صورتت خودش میخوابه و هیکلتم نرمال میمونه.
پادکست گوش بده و سلف کر کن و فلان تا منتالیتیت تو آرامش باشه و فلان اینا هم چرته. شما پول داشته باش ماشین و خونه بتونی بخری و چندماه یکبار بتونی یه سفری بری و درطول هفته و آخرهفته بتونی با خیال راحت با دوستات بری بیرون چهارتا تفریح کنی غذاهای خوب بخوری بی اینکه نگران کم آوردن حقوق این ماهت و سرمایه گذاریت باشی و بعدش ببین چطوری منتالیتیت خودش درست میشه.
به طور کلی به هرچیزی نگاه کنی ردپای نیاز به پول فراوون توش آشکار میشه کاملا.
گواشا مواشا بکش زاویه فک بگیری و سرتو بکن تو آب یخ و فلان اینام همشون چرته. پوست و موی خوب پول میخواد چون در ادامش روتین پوستی خوب میخواد.
قند رو حذف کن تا پف صورتت بخوابه و بدنتم لاغر بشه هم چرته شما پول داشته باش استرس نداشته باشی تا به تبعش چاقی ناشی از استرس و نشخوار فکری و پرخوری عصبی درگیرت نکنه و ببین چجوری پف صورتت خودش میخوابه و هیکلتم نرمال میمونه.
پادکست گوش بده و سلف کر کن و فلان تا منتالیتیت تو آرامش باشه و فلان اینا هم چرته. شما پول داشته باش ماشین و خونه بتونی بخری و چندماه یکبار بتونی یه سفری بری و درطول هفته و آخرهفته بتونی با خیال راحت با دوستات بری بیرون چهارتا تفریح کنی غذاهای خوب بخوری بی اینکه نگران کم آوردن حقوق این ماهت و سرمایه گذاریت باشی و بعدش ببین چطوری منتالیتیت خودش درست میشه.
به طور کلی به هرچیزی نگاه کنی ردپای نیاز به پول فراوون توش آشکار میشه کاملا.