ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
عشق را سه حرف است، حرف اول توئی، حرف دوم توئی حرف سوم آن راز مگوی است!

#ای_لیا
@boiereihan
زنهای واقعی همین هائی هستند که هر روز در دنیای اطرافمان می بینیم. سرمان را از بین عکس های روتوش شده و تغییر ماهیت داده شده ی دنیای مجازی بیرون بیاوریم می بینیم که زن واقعی، مثلن همین همکار سرما خورده مان است، با آن چشم های پف کرده که سعی کرده است با آرایش ملیحی کمی از خستگی صورتش بکاهد. همین زنهائی که شکمشان از شدت سوء تغذیه به پشتشان نچسبیده است!
رانهای کشیده و صاف و بدون هیچ لکه ای، سینه های برآمده در حال انفجار، صورت های بی جان شده، شکم های تخت، پشت برآمده و ...
اینها را همین جا رها کنیم!
روده درازی چرا! زن واقعی همینی ست که نشسته است روبرویت و گاهی لبخندی هم میزند. آن ته چشمهایش زندگی جاریست.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عشق چیز پیچیده ای نیست حتی میشد اسمش را گذاشت سوسیس و تخم مرغ. مناقشه بر سر اسمش نیست از این حرفها گذشته است. عشق هرچه هست از آدمی به آدم دیگر فرق میکند یکجائی بوی تنش را دوست داری یک جائی نظرش را درباره فیلم فلان و جای دیگر هم نمیفهمی که یکهو چرا وقتی نیست دلت تنگ میشود. زمان تعریف عشق را عوض میکند, یک جائی میرسد که حس میکنی همه اش توی واژه ها و معانی خلاصه میشد و عشق آنچیزی نبود که فکرش را میکردی، آنگونه اساطیری، آنگونه خلسه‌وار، میفهمی عشق خوردن یک لیوان چای است، در یک عصر خنک تابستانی و نگاه کردن توی چشمهای کسی که دوستش داری.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه

@iliyaaf7
اینکه زن بوی قرمه سبزی بدهد یا بوی قهوه یا اینکه اهل کافه و دنیای هنر و مافیهایش باشد یا اهل خانه داری و ظرایفش فرع مساله است اصل مساله این است که وقتی تکیه داده است توی بغلت و دستهایت را جمع کرده است توی سینه اش ضربان قلب تو را پشت قفسه سینه اش بشنود ... حس کند این حصار امن پابرجا میماند.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدم یعنی خطا ،یعنی اشتباه.
یعنی اشتباه می کنم چون از ابتدا همه چیز را نمی دانم ، اشتباه می کنم چون باید تجربه کنم. اشتباه می کنم تا ....
باید فرصت داد.اولین اشتباه آخرین اشتباه نیست. زندگی مثل بندبازی روی طناب نیست که پایت اگر کج رفت دودمانت به باد فنا برود. زندگی یعنی کودکی که می خواهد گام بردارد و هر درنگی به زمین می افتد . به آدمها فرصت دهید. به زندگی فرصت دهید...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دوست داشتن اینطور است
توی خانه تنهائی, نشسته ای سرت را کرده ای توی گرفتاری های خودت, حواست نیست, یکهو میفهمی لبخندی چند دقیقه ای هست آمده است نشسته است روی لبهایت, زیر قفسه سینه ات خنک میشود, فشرده میشود, کسی جائی دارد به تو فکر میکند ... رها میکنی همه چیز را, دراز میکشی کف اتاق, دستهایت را میگذاری زیر سرت خیره میشوی به سقف. چشمهایت را مینپبندی, حس میکنی لبهایت تر میشود.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
باد که می آید
گَرد خاطره ای از روی سنگ قبری
می ریزد در آغوش باد.

#ای_لیا
@boiereihan
آنکه بی یار کند یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود دل ببرد باز تویی

آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی

حضرت مولوی
@boiereihan
یک چیزی توی ذهنت جابجا میشود، کلمه نمیشود، میرود در میان هزار و یک کلمه ی پنهانی که توی ذهنت مخفی کرده ای برای روز مبادائی که هیچوقت هم نخواهد رسید، چنگ میزنی روی خاطراتت، دست می کنی توی سینه ات، زنی با شال قرمز از روی سایه احساس خیابان می پرد ... می خندد!
طعم خوش بودن همین یک لحظه، رها می کنی خاطره را، یک چیزی توی ذهنت آرام میشود.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
پسره پشت چراغ چهار راه دربند جلو شهرداری از تو سانتافه پیاده شد کاغذ رو دراز کرد طرف دختره تو دویست و شیش. دختره نگرفت شیشه رو داد بالا پسره سعی کرد جنتلمن باشه زد به شیشه ولی دختره محل نداد. من پشت سر دویست و شیش بودم سرمو کردم بیرون و گفتم داداش شمارتو بده من خودم بهت زنگ میزنم کلی حرف دارم باس به یکی بزنم آدمشو پیدا نمیکنم. یه نگاهی کرد و بعد شماره رو گذاشت زیر برف پاک کن دویست و شش, چراغ سبز شد دویست و شیش گازید پسره دوئید تو ماشینش من رفتم دنبال دویست و شیش شماره پسره رو بردارم!

+ عذ میانه حمینتوری حای روضانه
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به چاقو نیاز نمی افتد
پیراهن از تنت رها کنی
نفس بند خواهد آمد.

#ای_لیا
@boiereihan
دوست داشتن کانهو تریاق است که چون وارد شود و بنشیند توی جانت خارج نشود مگر به رنجی ابدی!

#ای_لیا
@boiereihan
توی کوچه شان جلوی دوتا از خانه ها پر شده از آگهی و بنرهای تسلیت. ماشین را نرسیده به خانه پارک میکنم. میروم سمت آن دو خانه. حجله ای گذاشته اند, عکس دختر و پسری جوان را هم زده اند روی حجله. بغض میکنم اینطور وقتها, جوان که میمیرد یا کودک ته دلم تنگ میشود ترش میکند. مینشینم همانجا زیر سایه درخت چنار کنار حجله. مراسم سومشان دیروز بوده است. کوچه خلوت است. یک طرف کوچه پارک است, باد میپیچد توی شاخه های چنار. پارک این موقع روز خلوت است. زمستان ته مانده زورش را دارد میزند. بلند میشوم و میروم.
نشسته ام کنار پنجره آشپزخانه و نگاه میکنم به پارک خالی آنطرف کوچه. مادر چای را میگذارد روی میز و بعد ادامه حرفش را میگوید : همسایه بودن همین سه ماه پیش هم رفتن خونه خودشون. مامان دختره خودشو کشت این دو سه روز. حیف شد. میگن لوله بخاری کج شده شب گاز گرفتشون.

گاهی آدمها خیلی ساده تبدیل میشوند به عکس. خواستم بگویم اگر بخاری دارید هر روز چک کنید جای دوری نمیرود. هرچند مانده است تا فصل سرما ولی به مرور بخاری ها روشن میشود. راحت نمیریم. زندگی کنیم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی فقط در شادی هایش نیست که زیباست ،
زندگی با غمهایش هم زیباست ،
با نبودن گاه به گاه دوست داشتن ها.
زندگی چون هست ، زیباست ...
زندگی به بودن عادتهایش است ،
به بودن همین دلخوری ها و گاه غصه خوردن هایش زیر لحاف شب .
زندگی به همین تکرار هر شب تنهایی
به همین خواندن چند خطی غم
نوشیدن دوخط چای بی وفایی ، زندگی به همین بودن است که زیباست.
نیاز نیست نفست از جای گرم بلند شود
در سرمای روزگار هم
امیدی هست که بگوید : اندکی صبر سحر نزدیک است.
زندگی به امید است که زیباست
به بودن نفس های عادت
پشت گردن احساس
زندگی در غمهایش هم زیباست
نه فقط در روی شادش.

#ای_لیا
@boiereihan
(تابستان 84 - با کمی تغییرات)
رفت نشست روی همان نیمکت توی همان پارک نگاه کرد به جای خالی مرد, دراز کشید روی نیمکت, نگاه کرد به نور تیز خورشید که یک خط در میان از میانِ شاخه های رقصان در باد روی صورتش خط می انداخت, چشمهایش را بست, حس کرد مرد نشسته است بالای سرش, دست میکند توی موهایش, لبخندی دوید روی صورتش ... چشمهایش را باز کرد, سرباز نگاهش میکرد, گفت : خانم اینجا دراز نکشید!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکم - اگر حداقل بیست کتاب در سال میخوانید باید به شما تبریک گفت شما شخصیت فرهیخته ای دارید البته الزامن اخلاقتان خوب نیست.

دوم - اگر برایتان مهم نیست همسایه تان دوستتان رفیقتان یا هرکس دیگری چه خاکی دارد توی خلوت خودش توی سرش میریزد باز باید به شما تبریک گفت, شما انسان باشعوری هستید هرچند باز ممکن است اخلاقتان خوب نباشد.

سوم - اگر از انتقاد ناراحت نمیشوید اگر از نقد درست منقلب نمیشوید اگر از اینکه بگویند ایرادتان کجاست خشمگین نمیشوید باز باید به شما تبریک گفت شما شخصیت آرامی دارید ولی الزامن باز خوش اخلاق نیستید.

چهارم - اگر در برابر بدترین حملات لفظی خرد نمیشوید و فرو نمیریزید باید به شما تبریک گفت شما انسان صبوری هستید ولی الزامن خوش اخلاق نیستید.

پنجم - اگر در بحرانها خودتان را جمع و جور میکنید و میتوانید اتفاقات اطرافتان را مدیریت کنید باید به شما تبریک گفت شما یک ژنرال هستید ولی الزامن خوش اخلاق نیستید.

خوش اخلاقی برآمده از یک سری پارامترهای رفتاری از قبیل طلبکار نبودن از خلق الله است, خوش اخلاقی به معنای کوتاه آمدن و حرف نزدن نیست خوش اخلاقی یعنی بدانی انسانها برده تو نیستند هرکجا هستی هر طبقه ای هستی بفهمی همه یکسانند و هیچ کس را بر شخص دیگری برتری نیست.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
رشت،
بوی خاک
که می پیچد در آغوش باران،
احساسی که میرفت در جوی آب،
و زنی که هرگز نیامد!

#ای_لیا
@boiereihan
بیشتر آدمها را که میبینی دارند درباره رئیس بی شعورشان حرف میزنند, اینکه نمیفهمد, اینکه قدرشان را نمیداند, اینکه آنطور که باید برایشان احترام قائل نیست. تجربه این سالهای کار کردن و دیدن این حجم نارضایتی از مدیر بالادستی یک نکته را برایم پررنگ کرده است و همیشه جلوی چشمم قرار دارد. اگر زیر دست از بالادستی نارضایتی دارد یکی از دلایلش ممکن است این باشد که آن بالادستی راه و رسم مدیریت را بلد نیست. وقتی کارمند رضایت ندارد, وقتی کارمند پشت سر توی مدیر حرف میزند یعنی یک جای کارت دارد لنگ میرند. اداره و شرکت پادگان نیست, آدمها هستند که ثبات یک سازمان را میسازند, شبیه بلوکهائی که اگر یکیشان درست سرجایش نباشد سازمان لنگ میرند. هرچند متاسفانه اینجا توی ایران اینطور جاافتاده که خب به جهنم که راضی نیست برود یک نفر دیگر را می آوریم یک نفر دیگر که مهم نیست تجربه ندارد همین که حقوق کمتری میگیرد کفایت میکند.
همیشه این توی ذهنم بوده که اگر زیردستت ناراضی ست باید بفهمی چرا, وقت بگذاری چون ممکن است واقعن ایراد از خودت باشد و متاسفانه عمده بالادستی ها, روسا و مدیر پروژه ها این را نمیفهمند و میخواهند شبیه یک فرمانده پادگان همه چیز را مدیریت کنند و من اینجا به آن زیردست حق میدهم که بالادستی اش را احمق و بی شعور بداند.

یک تبصره بزنم که در برخی موارد خود کارمند آدم بدرد بخوری نیست ولی وقتی تعداد این کارمندهای ناراضی زیاد شد باید یقه مدیر را گرفت.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan