ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
باد که می آید
گَرد خاطره ای از روی سنگ قبری
می ریزد در آغوش باد.

#ای_لیا
@boiereihan
آنکه بی یار کند یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود دل ببرد باز تویی

آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی

حضرت مولوی
@boiereihan
یک چیزی توی ذهنت جابجا میشود، کلمه نمیشود، میرود در میان هزار و یک کلمه ی پنهانی که توی ذهنت مخفی کرده ای برای روز مبادائی که هیچوقت هم نخواهد رسید، چنگ میزنی روی خاطراتت، دست می کنی توی سینه ات، زنی با شال قرمز از روی سایه احساس خیابان می پرد ... می خندد!
طعم خوش بودن همین یک لحظه، رها می کنی خاطره را، یک چیزی توی ذهنت آرام میشود.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
پسره پشت چراغ چهار راه دربند جلو شهرداری از تو سانتافه پیاده شد کاغذ رو دراز کرد طرف دختره تو دویست و شیش. دختره نگرفت شیشه رو داد بالا پسره سعی کرد جنتلمن باشه زد به شیشه ولی دختره محل نداد. من پشت سر دویست و شیش بودم سرمو کردم بیرون و گفتم داداش شمارتو بده من خودم بهت زنگ میزنم کلی حرف دارم باس به یکی بزنم آدمشو پیدا نمیکنم. یه نگاهی کرد و بعد شماره رو گذاشت زیر برف پاک کن دویست و شش, چراغ سبز شد دویست و شیش گازید پسره دوئید تو ماشینش من رفتم دنبال دویست و شیش شماره پسره رو بردارم!

+ عذ میانه حمینتوری حای روضانه
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به چاقو نیاز نمی افتد
پیراهن از تنت رها کنی
نفس بند خواهد آمد.

#ای_لیا
@boiereihan
دوست داشتن کانهو تریاق است که چون وارد شود و بنشیند توی جانت خارج نشود مگر به رنجی ابدی!

#ای_لیا
@boiereihan
توی کوچه شان جلوی دوتا از خانه ها پر شده از آگهی و بنرهای تسلیت. ماشین را نرسیده به خانه پارک میکنم. میروم سمت آن دو خانه. حجله ای گذاشته اند, عکس دختر و پسری جوان را هم زده اند روی حجله. بغض میکنم اینطور وقتها, جوان که میمیرد یا کودک ته دلم تنگ میشود ترش میکند. مینشینم همانجا زیر سایه درخت چنار کنار حجله. مراسم سومشان دیروز بوده است. کوچه خلوت است. یک طرف کوچه پارک است, باد میپیچد توی شاخه های چنار. پارک این موقع روز خلوت است. زمستان ته مانده زورش را دارد میزند. بلند میشوم و میروم.
نشسته ام کنار پنجره آشپزخانه و نگاه میکنم به پارک خالی آنطرف کوچه. مادر چای را میگذارد روی میز و بعد ادامه حرفش را میگوید : همسایه بودن همین سه ماه پیش هم رفتن خونه خودشون. مامان دختره خودشو کشت این دو سه روز. حیف شد. میگن لوله بخاری کج شده شب گاز گرفتشون.

گاهی آدمها خیلی ساده تبدیل میشوند به عکس. خواستم بگویم اگر بخاری دارید هر روز چک کنید جای دوری نمیرود. هرچند مانده است تا فصل سرما ولی به مرور بخاری ها روشن میشود. راحت نمیریم. زندگی کنیم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی فقط در شادی هایش نیست که زیباست ،
زندگی با غمهایش هم زیباست ،
با نبودن گاه به گاه دوست داشتن ها.
زندگی چون هست ، زیباست ...
زندگی به بودن عادتهایش است ،
به بودن همین دلخوری ها و گاه غصه خوردن هایش زیر لحاف شب .
زندگی به همین تکرار هر شب تنهایی
به همین خواندن چند خطی غم
نوشیدن دوخط چای بی وفایی ، زندگی به همین بودن است که زیباست.
نیاز نیست نفست از جای گرم بلند شود
در سرمای روزگار هم
امیدی هست که بگوید : اندکی صبر سحر نزدیک است.
زندگی به امید است که زیباست
به بودن نفس های عادت
پشت گردن احساس
زندگی در غمهایش هم زیباست
نه فقط در روی شادش.

#ای_لیا
@boiereihan
(تابستان 84 - با کمی تغییرات)
رفت نشست روی همان نیمکت توی همان پارک نگاه کرد به جای خالی مرد, دراز کشید روی نیمکت, نگاه کرد به نور تیز خورشید که یک خط در میان از میانِ شاخه های رقصان در باد روی صورتش خط می انداخت, چشمهایش را بست, حس کرد مرد نشسته است بالای سرش, دست میکند توی موهایش, لبخندی دوید روی صورتش ... چشمهایش را باز کرد, سرباز نگاهش میکرد, گفت : خانم اینجا دراز نکشید!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکم - اگر حداقل بیست کتاب در سال میخوانید باید به شما تبریک گفت شما شخصیت فرهیخته ای دارید البته الزامن اخلاقتان خوب نیست.

دوم - اگر برایتان مهم نیست همسایه تان دوستتان رفیقتان یا هرکس دیگری چه خاکی دارد توی خلوت خودش توی سرش میریزد باز باید به شما تبریک گفت, شما انسان باشعوری هستید هرچند باز ممکن است اخلاقتان خوب نباشد.

سوم - اگر از انتقاد ناراحت نمیشوید اگر از نقد درست منقلب نمیشوید اگر از اینکه بگویند ایرادتان کجاست خشمگین نمیشوید باز باید به شما تبریک گفت شما شخصیت آرامی دارید ولی الزامن باز خوش اخلاق نیستید.

چهارم - اگر در برابر بدترین حملات لفظی خرد نمیشوید و فرو نمیریزید باید به شما تبریک گفت شما انسان صبوری هستید ولی الزامن خوش اخلاق نیستید.

پنجم - اگر در بحرانها خودتان را جمع و جور میکنید و میتوانید اتفاقات اطرافتان را مدیریت کنید باید به شما تبریک گفت شما یک ژنرال هستید ولی الزامن خوش اخلاق نیستید.

خوش اخلاقی برآمده از یک سری پارامترهای رفتاری از قبیل طلبکار نبودن از خلق الله است, خوش اخلاقی به معنای کوتاه آمدن و حرف نزدن نیست خوش اخلاقی یعنی بدانی انسانها برده تو نیستند هرکجا هستی هر طبقه ای هستی بفهمی همه یکسانند و هیچ کس را بر شخص دیگری برتری نیست.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
رشت،
بوی خاک
که می پیچد در آغوش باران،
احساسی که میرفت در جوی آب،
و زنی که هرگز نیامد!

#ای_لیا
@boiereihan
بیشتر آدمها را که میبینی دارند درباره رئیس بی شعورشان حرف میزنند, اینکه نمیفهمد, اینکه قدرشان را نمیداند, اینکه آنطور که باید برایشان احترام قائل نیست. تجربه این سالهای کار کردن و دیدن این حجم نارضایتی از مدیر بالادستی یک نکته را برایم پررنگ کرده است و همیشه جلوی چشمم قرار دارد. اگر زیر دست از بالادستی نارضایتی دارد یکی از دلایلش ممکن است این باشد که آن بالادستی راه و رسم مدیریت را بلد نیست. وقتی کارمند رضایت ندارد, وقتی کارمند پشت سر توی مدیر حرف میزند یعنی یک جای کارت دارد لنگ میرند. اداره و شرکت پادگان نیست, آدمها هستند که ثبات یک سازمان را میسازند, شبیه بلوکهائی که اگر یکیشان درست سرجایش نباشد سازمان لنگ میرند. هرچند متاسفانه اینجا توی ایران اینطور جاافتاده که خب به جهنم که راضی نیست برود یک نفر دیگر را می آوریم یک نفر دیگر که مهم نیست تجربه ندارد همین که حقوق کمتری میگیرد کفایت میکند.
همیشه این توی ذهنم بوده که اگر زیردستت ناراضی ست باید بفهمی چرا, وقت بگذاری چون ممکن است واقعن ایراد از خودت باشد و متاسفانه عمده بالادستی ها, روسا و مدیر پروژه ها این را نمیفهمند و میخواهند شبیه یک فرمانده پادگان همه چیز را مدیریت کنند و من اینجا به آن زیردست حق میدهم که بالادستی اش را احمق و بی شعور بداند.

یک تبصره بزنم که در برخی موارد خود کارمند آدم بدرد بخوری نیست ولی وقتی تعداد این کارمندهای ناراضی زیاد شد باید یقه مدیر را گرفت.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این لحظه برای توست اگر رفت دیگه ممکنه هیچوقت دستت نیاد پس دودِل نباش, انجامش بده .... همین لحظه.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اگر میخواهید نظر یک مرد را جلب کنید برای یک رابطه عاطفی-احساسی درباره خودش بپرسید, راه ایجاد کنید تا بتواند حرف بزند, درباره خودش درباره زندگی آینده اش برنامه هایش هدفش ... وقت بگذارید, یکهو نمیشود زمان میبرد,آرام آرام.
اگر هم نمیخواهید عاطفی جلب کنید که بماند! کار سختی نیست.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
شبی
به دیدار خودمان رفتیم
همه خواب بودند!

#ای_لیا
@boiereihan
شب
روی شانه من
جای خاطره موهای تو ...

#ای_لیا
@boiereihan
از آن آدمهای دعوایی بودم, نترس بودم, معطل نمیکردم با کشیده شروع میکردم, کشیده چیز عجیبی ست,آدم را خرد میکند, غرور طرف مقابل را از هم میپاشاند, سر همین بود ترجیح میدادم پدرم با سگک کمربند مرا بزند ولی کشیده وپس گردنی نزند. گاهی هم کتک میخوردم, هرچند وقت یکبار یک جای تنم زخم و کوفته میشد, این حالت بود تا آخرین روزهای دبیرستان, قبل کنکور یک جایی با یکی که دوم دبیرستان بود دعوایم شد, چندتایی زدم توی صورتش, افتاد و شبیه این قهرمان فیلمها خون دهانش را با دست پاک کرد و دست کرد توی شلوار شش جیبش و یکی از آن چاقو ضامن دارهای کشویی را بیرون کشید, همانهایی که توی یک فیلم آلن دلون به طرف گفت دهانش را باز کند و چاقو را گذاشت توی دهانش و بعد تق دکمه را زد و از پس گردن طرف خون فواره زد, از همانها. پسرک دکمه را زد و با صدای جرینگی باریکه چاقو روی ریلها خودش را کشید و پرت شد بیرون, نور خورشید که افتاد روی تیغه چاقو و برقش توی چشمهایم جا گرفت ترس از توی دلم آمد پایین و رسید به پاهایم, اولین بار بود توی دعوا ترس افتاد توی جانم, میشد با همان آجری که توی دستم بود بزنم و چاقو را بگیرم, اینکاره نبود ولی همیشه ناشی ها زخم را عمیقتر میزنند, خودم هم ناشی بودم, دست به چاقو نبودم, مشت و لگد (لقت) بود و گاهی هم سنگ ولی چاقو نه, پسرک فهمید انگار ترسیده ام, چاقو را جلوتر آورد, آجر را نشانش دادم, فهمید, من هم فهمیدم, عقب رفتیم و از کادر خارج شدیم. دیگر دعوا نکردم, آمدم دانشگاه رویه ام عوض شد, شدم اهل عقل و منطق, به جایی رسیده ام بعد از بیست سال که توی خیابان بدوبیراه هم میگویند سعی میکنم لبخند احمقانه ای تحویل بدهم, رد میشوم, صبرم بیشتر شده, تحملم بیشتر شده هرچند هنوز یک تشت پر از شن دارم و گاهی مشتهایم را تویش می مالم, اعصاب را آرام میکند. آن تشت شن میگذارد فکر کنم هنوز همان کله خر دوران نوجوانی و جوانی هستم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یادت باشد
یادم بیاوری
که این پائیز
روی برگ ریزانِ خاطره ها
تو را باشم در یادم!

#ای_لیا
‏اگه میخواین قربون صدقه‌ی «ایز تایپینگ» کسی برین، قربون ایزتایپینگِ مامان باباتون برین که یک «حالت چطوره؟» نوشتن‌شون یه ربع طول می‌کشه.


@m_mohamadpour
میگم یکی از دلایلی که میخوام زنده بمونم دخترمه. میگه پس خودت چی؟ آدم نیستی؟ میگم منم وقتی بچه نداشتم همین فکر تورو میکردم و میگفتم ملت چقدر احمقن!

گاهی بچه جان به لبت میرساند، توی از بین بردن وسایل خودش و شما کوشاست و تبحر خاصی دارد، حرف گوش نمیکند، گیج میزند، ممکن است به خودش آسیب بزند، به بقیه آسیب بزند،بخش اعظم مغزت را درگیر و متوجه خودش میکند و گاهی هم پیش خودت میگوئی عجب غلطی کردم ولی وقتی صبح خواب آلود بلندش میکنی و لبه تختش می نشیند و با چشمهای خواب وبیدار نگاهت میکند و چشمهایش را میمالد و خودش را توی بغلت جا میکند میفهمی باید زنده بمانی برای اینکه خوشبختش کنی، همین!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan