ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
مرا یک سفر باقیست
برای بوسیدن
بکرترین جغرافیای تنت!

#ای_لیا
@boiereihan
عاشق که شدیم همه چیزهای خوب را برایش میسازیم. بعد که زندگیمان یکی شد؛ زیبائی های عشقمان یادمان میرود. همه دروغ هائی که برای خر کردن خودت ساخته ای؛ بعد چند سال، اصلن چند روز، وقتی طرف قاشقش را زد تو بشقای خورشت و آب دهنش چکید تو غذات عقت میگیرد از کسی که تا قبل از ازدواج بزاقش را دوست داشتی. از همین جا گند زده میشود به زندگی، از کاسه دستشوئی پر از ریشهای ریزریز، از صدای اخ و تف صبحگاهی از همین چیزهای که تا عاشقیم نمیبینیم.

گورچین - شهره احدیت
#برشی_از_یک_کتاب

بخشهائی از کتاب را در وبلاگ بنده بخوانید.
www.reihan-7.blogsky.com
@boiereihan
به یک چیز معتقدم، اینکه برنده شدن دست خودت است اگر باورش کنی. اگر باور کنی که میشود. برنده شدن الزامن داشتن پنت هاوس در فلان برج نیست. برنده شدن الزامن بدست آوردن دل فلان دختر و پسر نیست. برنده شدن الزامن بدست آوردن یک شغل مهیج و پردرآمد نیست، برنده شدن الزامن مشهور شدن نیست، برنده شدن الزامن بردن در نود دقیقه نیست.
برنده شدن یعنی حس رضایت کنی، به اندازه سر سوزنی. حس رضایت از خودت، اینکه تلاشت را کرده ای و یقین داشته باشی که میبری. از خاکستر شکست دوباره برمیخیزی. این برنده شدن است. برنده کسی ست که باور دارد دنیا او را به فلانش هم حساب نخواهد کرد اگر از تلاش بایستد.

برنده شدن در باور تو رخ میدهد.

@boiereihan
تن
یک تن
بی سر، بی تن
نگاهی
گاهی
خرده خاکی
در چشمی
صدای تَر ِ عشق بازی
زندگی
زَدِگی

خاک
خاکستر
باد، سنگ قبری شاید

آدمی ست دیگر
فراموشی دارد.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
سی وچند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد...
سی وچندسالگی یک زن یعنی جمع دل فریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت..
زن سی وچند ساله را باید توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده دید... لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود..خرامیدنش و گام های شمرده، شمرده اش را...
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست....
سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان...شبیه نسیم خنکی که عصریک روز تابستانی روی پوست عرق کرده میوزد...
شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگ ها.. شبیه هرچه که تورو وارد یک خلسه ی شورانگیز می کند...زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سرحال می آورد...زن سی وچند ساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه ی هرآنچه میتوان در یک قاب جمع کرد.

#ای_لیا
@boiereihan
بازیگران این نمایش از کودکان کار هستند.
بوسه ای روی لبهای تو
بوسه ای روی لبهای من
جا میماند تا ابد
و آغوشی که دیگر نیست
تا تنگ بفشارد بودنت را.
زندگی همین است
بی رحم است
و دست ها و پاهایش
پیچیده در بندهای عادت است.
تکرار و تکرار میشویم هربار
کسی اما دیگر تو نیست
همه شمایند
شبیه دیوار.

#ای_لیا
@boiereihan
برای دوست داشتن تو
همیشه وقت کم است
همیشه چیزی هست که نیست!

#ای_لیا
@boiereihan
من به زندگی محتاجم
به نفس هایت
که گاه به گاه
موج می خورد در میان ثانیه ها.

من به بارش گیسوانت
لابلای زرد و نارنجی پائیز
من به بوی تنت محتاجم!

#ای_لیا
@boiereihan
بوها اینطورند
یک جایی ناغافل
تو را در یک کوچه بن بست
گیر می آورند
زیر مشت و لگد خاطرات
خرد میکنند!

#ای_لیا
@boiereihan
دیدن زن و شوهرایی که هنوز بعد ده بیست سال با هم دیگه شوخی میکنن و به هم تیکه میندازن و گاهی همدیگرو اسکل میکنن حس خوبی داره. تداوم گاهی در همین چیزهای ساده ست، در همین موارد دم دستی که فراموشمون میشه. دوست داشتن خیلی بگیر و ببند نداره، میشه ساده دوست داشت. ساده ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدمها میروند
جای بویشان می ماند،
و تو محکومی به حبس ابد،
در هزارتوی خاطرات!

#ای_لیا
@boiereihan
یک چیز را میدانی اینکه آدم وقتی خسته میشود باید استراحت کند, بخوابد دراز بکشد, خستگی جسمی اینطور رفع میشود ولی وقتی احساست خسته است, روحت خسته است فقط کافی ست به او فکر کنی, یا اگر "اوئی که باید باشد نیست" حتی میشود به آدمی که دوستش داری فکر کنی اینکه بداند یا نداند مهم نیست همین که تو دوستش داری و فکر کردن به او دوباره خون گرم را توی رگهایت جریان میدهد و میرساند به گونه هایت و سرخش میکند کفایت میکند.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
من آن آه توام
نشسته گوشه دلت
که گاه میرسم بین لبهایت ...

#ای_لیا
@boiereihan
تا نشستم یه صدای جررری اومد. گفتم لابد حاصل تماس پشت مبارک و صندلی لاستیکی پیکان بوده. میدون شهرداری(رشت) پیاده شدم. یه خریدی بود انجام دادم. خواستم سوار تاکسی بشم پیش خودم گفتم پیاده برم. پیاده راه افتادم اومدم تا رسیدم دانشکده پایه سر منظریه. حدود نیم ساعت پیاده روی توی یک عصر خنک بهاری. از اونجا رفتم خونه یکی از بچه ها. شلوارو که در آوردم چیز عجیبی دیدم. وقتی شما از بالا به شلوارتون نگاه میکنید دو نقطه از فرش و زمین رو میبینید به خاطر پاچه های شلوار، واس من سه تا بود. یعنی از سه نقطه فرش دیده میشد. نقطه سوم خشتک شلوار بود که دقیقن از زیر کمربند تا وسط پاره شده بود. اون لحظه که شلوار دستم بود فقط به این فکر کردم من تو مسیر پیاده ای که اومدم دستامو کرده بودم تو جیبام و می کشیدم جلو. یعنی قشنگ یه نمای واید از شرت ماماندوزم در معرض دید عموم قرار داده بودم. اونوسط یه شیر پاک خورده ای هم جلو نیومد بگه : هی یارو، پاره ست! شلوارتو میگم!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
(ماجرا هفده سال پیش رخ داده. دوران دانشجوئی)
تا نشستم یه صدای جررری اومد. گفتم لابد حاصل تماس پشت مبارک و صندلی لاستیکی پیکان بوده. میدون شهرداری(رشت) پیاده شدم. یه خریدی بود انجام دادم. خواستم سوار تاکسی بشم پیش خودم گفتم پیاده برم. پیاده راه افتادم اومدم تا رسیدم دانشکده پایه سر منظریه. حدود نیم ساعت پیاده روی توی یک عصر خنک بهاری. از اونجا رفتم خونه یکی از بچه ها. شلوارو که در آوردم چیز عجیبی دیدم. وقتی شما از بالا به شلوارتون نگاه میکنید دو نقطه از فرش و زمین رو میبینید به خاطر پاچه های شلوار، واس من سه تا بود. یعنی از سه نقطه فرش دیده میشد. نقطه سوم خشتک شلوار بود که دقیقن از زیر کمربند تا وسط پاره شده بود. اون لحظه که شلوار دستم بود فقط به این فکر کردم من تو مسیر پیاده ای که اومدم دستامو کرده بودم تو جیبام و می کشیدم جلو. یعنی قشنگ یه نمای واید از شرت ماماندوزم در معرض دید عموم قرار داده بودم. اونوسط یه شیر پاک خورده ای هم جلو نیومد بگه : هی یارو، پاره ست! شلوارتو میگم!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
(ماجرا هفده سال پیش رخ داده. دوران دانشجوئی)
اتوبان تهران اصفهان
تنهایی یک زن را
چیزی پر نمیکند جز خاطره تنهایی هایش!

#ای_لیا
@boiereihan
میگفت
تهران خسته است،
تهران نفسهایش به شماره افتاده،
چشمهایش دو دو میزند،
تهران بیچاره است، بی کس و کار است،
یکی روی دیوارش نوشت: "تو فاحشه ای!"

ولی من میدانم،
تهران خسته نیست
تهران فقط تو را ندارد
تا نفس هایت را بو بکشد!

#ای_لیا
@boiereihan
آن لیمو ها را
آن واسطه ی بین بودن و نبودن آدمی
آن همه ی احساس را
رها کن
رها کن تا شهر در رایحه خوش خیال
غرق شود.
تا بوی لیمو مست کند ذهن خمار بودن را!

#ای_لیا
@boiereihan