الان نشستم رو صندلی تو آشپزخونه رو به پنجره. پنجره بزرگ و قدی آشپزخونه رو هم باز کردم. بارون میخوره رو گیاهایی که جلو نرده آویزون کردم، صدای قشنگی داره. هوای سرد و خنکی میزنه تو. بوی بارون، بوی زندگی باهاش میپیچه تو خونه. چایی هم هست ... حس زندگی جاریست.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
بهش گفتم هنوزم دوسش داری؟
نگاه کرد به کف دستاش و گفت : میشه دوسشن نداشت؟ آره دوسش دارم ولی دیگه بهش فکر نمیکنم!
گفتم یعنی چی؟
" یعنی اینکه اون الان سهم یکی دیگه ست، تو زندگی یکی دیگه ست، مال یکی دیگه ست، میفهمی!"
سعی کردم بفهمم. خواستم فلافلمو گاز برنم هرچی گشتم پیداش نکردم، تو آش فروشی بودیم. گفت آشتو بخور!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
نگاه کرد به کف دستاش و گفت : میشه دوسشن نداشت؟ آره دوسش دارم ولی دیگه بهش فکر نمیکنم!
گفتم یعنی چی؟
" یعنی اینکه اون الان سهم یکی دیگه ست، تو زندگی یکی دیگه ست، مال یکی دیگه ست، میفهمی!"
سعی کردم بفهمم. خواستم فلافلمو گاز برنم هرچی گشتم پیداش نکردم، تو آش فروشی بودیم. گفت آشتو بخور!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
خوشبختی سیبی ست نشسته بر دورترین شاخه, با طعنه نگاهت میکند و سرآخر نوک منقار کلاغی چشمانش را کور میکند.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
+ این لعنتی داره چرت میگه.
- مگه کاتولیک نیستی؟
+ چرا ولی همونقدر که خدا با سگ من حرف زده با این کشیش هم حرف زده.
Hell or high waterفیلمِ
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
- مگه کاتولیک نیستی؟
+ چرا ولی همونقدر که خدا با سگ من حرف زده با این کشیش هم حرف زده.
Hell or high waterفیلمِ
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
زنی در میان شعری
در خیابانی
پر شده از مردانی
که چشمانشان بوی ران می داد!
زنی در آغوش کلمات
روی تخت ذهن بیمار یک شهر
درگیر یک عادت اجباری!
یک شعر
یک زن
و شاعری که نمی داند
بوی تند یک تنهایی
از میان آغوش های خیالی
خیال هیچ زنی را آشفته نمی کند.
#ای_لیا
@boiereihan
در خیابانی
پر شده از مردانی
که چشمانشان بوی ران می داد!
زنی در آغوش کلمات
روی تخت ذهن بیمار یک شهر
درگیر یک عادت اجباری!
یک شعر
یک زن
و شاعری که نمی داند
بوی تند یک تنهایی
از میان آغوش های خیالی
خیال هیچ زنی را آشفته نمی کند.
#ای_لیا
@boiereihan
عاشق که شدیم همه چیزهای خوب را برایش میسازیم. بعد که زندگیمان یکی شد؛ زیبائی های عشقمان یادمان میرود. همه دروغ هائی که برای خر کردن خودت ساخته ای؛ بعد چند سال، اصلن چند روز، وقتی طرف قاشقش را زد تو بشقای خورشت و آب دهنش چکید تو غذات عقت میگیرد از کسی که تا قبل از ازدواج بزاقش را دوست داشتی. از همین جا گند زده میشود به زندگی، از کاسه دستشوئی پر از ریشهای ریزریز، از صدای اخ و تف صبحگاهی از همین چیزهای که تا عاشقیم نمیبینیم.
گورچین - شهره احدیت
#برشی_از_یک_کتاب
بخشهائی از کتاب را در وبلاگ بنده بخوانید.
www.reihan-7.blogsky.com
@boiereihan
گورچین - شهره احدیت
#برشی_از_یک_کتاب
بخشهائی از کتاب را در وبلاگ بنده بخوانید.
www.reihan-7.blogsky.com
@boiereihan
به یک چیز معتقدم، اینکه برنده شدن دست خودت است اگر باورش کنی. اگر باور کنی که میشود. برنده شدن الزامن داشتن پنت هاوس در فلان برج نیست. برنده شدن الزامن بدست آوردن دل فلان دختر و پسر نیست. برنده شدن الزامن بدست آوردن یک شغل مهیج و پردرآمد نیست، برنده شدن الزامن مشهور شدن نیست، برنده شدن الزامن بردن در نود دقیقه نیست.
برنده شدن یعنی حس رضایت کنی، به اندازه سر سوزنی. حس رضایت از خودت، اینکه تلاشت را کرده ای و یقین داشته باشی که میبری. از خاکستر شکست دوباره برمیخیزی. این برنده شدن است. برنده کسی ست که باور دارد دنیا او را به فلانش هم حساب نخواهد کرد اگر از تلاش بایستد.
برنده شدن در باور تو رخ میدهد.
@boiereihan
برنده شدن یعنی حس رضایت کنی، به اندازه سر سوزنی. حس رضایت از خودت، اینکه تلاشت را کرده ای و یقین داشته باشی که میبری. از خاکستر شکست دوباره برمیخیزی. این برنده شدن است. برنده کسی ست که باور دارد دنیا او را به فلانش هم حساب نخواهد کرد اگر از تلاش بایستد.
برنده شدن در باور تو رخ میدهد.
@boiereihan
تن
یک تن
بی سر، بی تن
نگاهی
گاهی
خرده خاکی
در چشمی
صدای تَر ِ عشق بازی
زندگی
زَدِگی
خاک
خاکستر
باد، سنگ قبری شاید
آدمی ست دیگر
فراموشی دارد.
#ای_لیا
@boiereihan
یک تن
بی سر، بی تن
نگاهی
گاهی
خرده خاکی
در چشمی
صدای تَر ِ عشق بازی
زندگی
زَدِگی
خاک
خاکستر
باد، سنگ قبری شاید
آدمی ست دیگر
فراموشی دارد.
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
سی وچند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد...
سی وچندسالگی یک زن یعنی جمع دل فریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت..
زن سی وچند ساله را باید توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده دید... لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود..خرامیدنش و گام های شمرده، شمرده اش را...
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست....
سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان...شبیه نسیم خنکی که عصریک روز تابستانی روی پوست عرق کرده میوزد...
شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگ ها.. شبیه هرچه که تورو وارد یک خلسه ی شورانگیز می کند...زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سرحال می آورد...زن سی وچند ساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه ی هرآنچه میتوان در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
@boiereihan
سی وچندسالگی یک زن یعنی جمع دل فریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت..
زن سی وچند ساله را باید توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده دید... لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود..خرامیدنش و گام های شمرده، شمرده اش را...
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست....
سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان...شبیه نسیم خنکی که عصریک روز تابستانی روی پوست عرق کرده میوزد...
شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگ ها.. شبیه هرچه که تورو وارد یک خلسه ی شورانگیز می کند...زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سرحال می آورد...زن سی وچند ساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه ی هرآنچه میتوان در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
@boiereihan
بوسه ای روی لبهای تو
بوسه ای روی لبهای من
جا میماند تا ابد
و آغوشی که دیگر نیست
تا تنگ بفشارد بودنت را.
زندگی همین است
بی رحم است
و دست ها و پاهایش
پیچیده در بندهای عادت است.
تکرار و تکرار میشویم هربار
کسی اما دیگر تو نیست
همه شمایند
شبیه دیوار.
#ای_لیا
@boiereihan
بوسه ای روی لبهای من
جا میماند تا ابد
و آغوشی که دیگر نیست
تا تنگ بفشارد بودنت را.
زندگی همین است
بی رحم است
و دست ها و پاهایش
پیچیده در بندهای عادت است.
تکرار و تکرار میشویم هربار
کسی اما دیگر تو نیست
همه شمایند
شبیه دیوار.
#ای_لیا
@boiereihan
من به زندگی محتاجم
به نفس هایت
که گاه به گاه
موج می خورد در میان ثانیه ها.
من به بارش گیسوانت
لابلای زرد و نارنجی پائیز
من به بوی تنت محتاجم!
#ای_لیا
@boiereihan
به نفس هایت
که گاه به گاه
موج می خورد در میان ثانیه ها.
من به بارش گیسوانت
لابلای زرد و نارنجی پائیز
من به بوی تنت محتاجم!
#ای_لیا
@boiereihan
بوها اینطورند
یک جایی ناغافل
تو را در یک کوچه بن بست
گیر می آورند
زیر مشت و لگد خاطرات
خرد میکنند!
#ای_لیا
@boiereihan
یک جایی ناغافل
تو را در یک کوچه بن بست
گیر می آورند
زیر مشت و لگد خاطرات
خرد میکنند!
#ای_لیا
@boiereihan
دیدن زن و شوهرایی که هنوز بعد ده بیست سال با هم دیگه شوخی میکنن و به هم تیکه میندازن و گاهی همدیگرو اسکل میکنن حس خوبی داره. تداوم گاهی در همین چیزهای ساده ست، در همین موارد دم دستی که فراموشمون میشه. دوست داشتن خیلی بگیر و ببند نداره، میشه ساده دوست داشت. ساده ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یک چیز را میدانی اینکه آدم وقتی خسته میشود باید استراحت کند, بخوابد دراز بکشد, خستگی جسمی اینطور رفع میشود ولی وقتی احساست خسته است, روحت خسته است فقط کافی ست به او فکر کنی, یا اگر "اوئی که باید باشد نیست" حتی میشود به آدمی که دوستش داری فکر کنی اینکه بداند یا نداند مهم نیست همین که تو دوستش داری و فکر کردن به او دوباره خون گرم را توی رگهایت جریان میدهد و میرساند به گونه هایت و سرخش میکند کفایت میکند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan