نوشته هائی هستند که در گپ های دو نفره باقی می ماند، برای همان یک نفر ...
همان یک نفر میخواند و می فهمد، همان یک نفر همذات پنداری میکند با متن و تو نمیخواهی که کس دیگری با متن همراه شود و خودش را بگذارد جای آن یک نفر.
همان یک نفر شاید سالها بعد دوباره ببینید، دوباره بخواند، همان یک نفر!
#ای_لیا #ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
وبلاگ بوی ریحان در باغ پیچید
http://reihan-7.blogsky.com/
همان یک نفر میخواند و می فهمد، همان یک نفر همذات پنداری میکند با متن و تو نمیخواهی که کس دیگری با متن همراه شود و خودش را بگذارد جای آن یک نفر.
همان یک نفر شاید سالها بعد دوباره ببینید، دوباره بخواند، همان یک نفر!
#ای_لیا #ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
وبلاگ بوی ریحان در باغ پیچید
http://reihan-7.blogsky.com/
بلاگ اسکای - سرویس رایگان وبلاگ فارسی
بوی ریحان در باغ پیچید ...
دست نوشته های ای لــــــــــیا
Forwarded from کافی کتاب
غمگینم،
چنان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد،پسرش نیست....
مایاکوفسکی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
چنان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد،پسرش نیست....
مایاکوفسکی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
دوست داشتن است، خیانت است، درست است، غلط است ... هرچه هست بعضی هامان توی زندگی آدمهای دیگر هستیم. آدمهایی که دوستمان دارند، دوستشان داریم، گاه در رویای یک خیال صبحگاهی خوابیده ایم، گاه در خلسه بودن نفسهایشان دوباره زنده شده ایم.
هرچه هست آدم است دیگر، گاه نمیداند که چرا هست!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
هرچه هست آدم است دیگر، گاه نمیداند که چرا هست!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
جلوی دانشگاه آمریکائی های بیروت، بغل به بغل دختر و پسر خوابیده بودند، روی چمن ها کتاب میخواندند و گپ میزدند، یا در آغوش یکدیگر دل میدادند و قلوه باز میستاندند. برای ما کمی عجیب بود، ندیده بودیم زنده، هرچه بود در فیلم بود و غیره.
روی پله ها دختر و پسری تا سر حد مرگ مشغول خوردن همدیگر بودن(لب و دهان را عرض میکنم البته) دو قدم آنورتر یک دختر محجبه باهمان تیپ روسری بستن لبنانی نشسته بود و کتاب میخواند.
زندگی مسالمت آمیز فرهگ ها و مذاهب ... کسی سرش را در سوراخ دعای آن دیگری فرو نمیکند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
روی پله ها دختر و پسری تا سر حد مرگ مشغول خوردن همدیگر بودن(لب و دهان را عرض میکنم البته) دو قدم آنورتر یک دختر محجبه باهمان تیپ روسری بستن لبنانی نشسته بود و کتاب میخواند.
زندگی مسالمت آمیز فرهگ ها و مذاهب ... کسی سرش را در سوراخ دعای آن دیگری فرو نمیکند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
تو شعر بگو
من به لبهای تو خیره می شوم
و طعم بوسه های تابستان را
در دهان خاطره ها می جویم
تو شعر بگو
زمین شاید بایستد از حرکت
و یادش بیاید که ماه در آن دوردست
فقط شبح یک معشوقه بی احساس است
که هیچ بوسه ای را پاسخ نمی دهد.
تو شعر بگو
شعر یک عادت بی تکرار ، بی منت ...
بوسه را می گویم.
#ای_لیا
@boiereihan
من به لبهای تو خیره می شوم
و طعم بوسه های تابستان را
در دهان خاطره ها می جویم
تو شعر بگو
زمین شاید بایستد از حرکت
و یادش بیاید که ماه در آن دوردست
فقط شبح یک معشوقه بی احساس است
که هیچ بوسه ای را پاسخ نمی دهد.
تو شعر بگو
شعر یک عادت بی تکرار ، بی منت ...
بوسه را می گویم.
#ای_لیا
@boiereihan
⬅️⬅️مطلبی قدیمی درباره این تب فیلم گرفتن از حوادث.
انگار دوربین موبایل را فقط برای ما ایرانی ها ساخته اند.
اپیزود اول:
مردی در سعادت آباد در حال کاردی کردن یک نفر دیگر است، مردم جمع شده اند، مرد کاردی شده از جمعیت کمک می خواهد اما مرد کاردی کننده از جمعیت می خواهد جلو نیایند و مردم فهیم هم به احترام چاقویی که دست مرد کاردی کننده است جلو نمی آیند و موبایلها را از جیب بیرون می کشند و شروع به ثبت صحنه های بدیعی می کنند که برادر تارانتینو در خواب هم نمی تواند تصورش را داشته باشد.
چند روز بعد مرد کاردی کننده در حال تاب خوردن از طنابیست که به دکل جرثقیلی وصل شده و شرکت "تادانو " ژاپن به مدد همین فیلمهای موبایل در می یابد که جرثقیل هایش کاربردهای دیگری هم می توانسته داشته باشد.
اپیزود دوم:
مردی در خیابان پاسداران چاقویش را همینجوری بی دلیل در جلوی چشم هزاران فیلم بردار موبایلی در شکم همسرش جا گذاشته و در حالی که خودش را هم می زند در یک برداشت کلوزآپ به همه می گوید که زنش را خودش کشته تا یکوقت فراموش نشود.
لعنتی همش 1.3 مگا پیکسل...
اپیزود سوم:
اتوبوسی در مسیر کرمانشاه به همراه عده ای از هموطنان در حال تبدیل شدن به مواد آلی و کربن و غیره است، آفرین درست حدس زدید، تعداد زیادی فیلم موبایل از این صحنه کاملن طبیعی بدون هیچ افکتی تهیه شده است.
الان موبایل هایی با کیفیت فیلم برداری HD آمده، فراموش نشود. کیفیت فیلم برداری هامان را بالا ببریم!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
انگار دوربین موبایل را فقط برای ما ایرانی ها ساخته اند.
اپیزود اول:
مردی در سعادت آباد در حال کاردی کردن یک نفر دیگر است، مردم جمع شده اند، مرد کاردی شده از جمعیت کمک می خواهد اما مرد کاردی کننده از جمعیت می خواهد جلو نیایند و مردم فهیم هم به احترام چاقویی که دست مرد کاردی کننده است جلو نمی آیند و موبایلها را از جیب بیرون می کشند و شروع به ثبت صحنه های بدیعی می کنند که برادر تارانتینو در خواب هم نمی تواند تصورش را داشته باشد.
چند روز بعد مرد کاردی کننده در حال تاب خوردن از طنابیست که به دکل جرثقیلی وصل شده و شرکت "تادانو " ژاپن به مدد همین فیلمهای موبایل در می یابد که جرثقیل هایش کاربردهای دیگری هم می توانسته داشته باشد.
اپیزود دوم:
مردی در خیابان پاسداران چاقویش را همینجوری بی دلیل در جلوی چشم هزاران فیلم بردار موبایلی در شکم همسرش جا گذاشته و در حالی که خودش را هم می زند در یک برداشت کلوزآپ به همه می گوید که زنش را خودش کشته تا یکوقت فراموش نشود.
لعنتی همش 1.3 مگا پیکسل...
اپیزود سوم:
اتوبوسی در مسیر کرمانشاه به همراه عده ای از هموطنان در حال تبدیل شدن به مواد آلی و کربن و غیره است، آفرین درست حدس زدید، تعداد زیادی فیلم موبایل از این صحنه کاملن طبیعی بدون هیچ افکتی تهیه شده است.
الان موبایل هایی با کیفیت فیلم برداری HD آمده، فراموش نشود. کیفیت فیلم برداری هامان را بالا ببریم!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
...
نه ریرا جان نامهام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن!
سید علی صالحی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
...
نه ریرا جان نامهام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن!
سید علی صالحی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
Forwarded from محمدعلی محمدپور
روکسان: «میدونی چرا نمیشه تو یه رودخونه دو بار قدم بذاری؟»
ویلارد: «آره، بخاطر اینکه همیشه در حال حرکته».
🎬 اینک آخرالزمان | فرانسیس فورد کاپولا
#دیالوگ_فیلم
@m_mohamadpour
ویلارد: «آره، بخاطر اینکه همیشه در حال حرکته».
🎬 اینک آخرالزمان | فرانسیس فورد کاپولا
#دیالوگ_فیلم
@m_mohamadpour
Forwarded from گلونی | Golvani
سیاوش عقدایی-ققنوس
سیاوش عقدایی
ملودی سهند مهدیزاده و صدای سیاوش عقدایی تقدیم به آتشنشانان شهید.
@golvaninews
@golvaninews
با کشف ۲ کپسول مربوط به آتشنشانهای مفقودی، عملیات آواربرداری مکانیزه در جبهه جنوبی برای دقایقی متوقف شده است.
@boiereihan
@boiereihan
Forwarded from محمدعلی محمدپور
🔴 همچنان تنها خروج دو پیکر مطهر قطعی تأیید شده است. اخبار قبلی که خبر از خروج چهار پیکر میدادند و توسط خبرگزاریهای رسمی منتشر شدند هم، قابل وثوق نیستند.
🔴🔴 هیچ خبر قطعی مبنی بر وجود افراد زنده زیر آوار وجود ندارد. همچنان از انتشار هر شایعهای که امید واهی یا غم مضاعف بر افکار عمومی وارد میکند خودداری کنیم.
@m_mohamadpour
🔴🔴 هیچ خبر قطعی مبنی بر وجود افراد زنده زیر آوار وجود ندارد. همچنان از انتشار هر شایعهای که امید واهی یا غم مضاعف بر افکار عمومی وارد میکند خودداری کنیم.
@m_mohamadpour
زمین
سر در چنبره اطاعتی کورکورانه
خورشید را می ستاید
همیشه همینطور می ماند
کسی هست، چیزی هست
که توهم عشق را
در درونمان زنده نگاه می دارد.
#ای_لیا
@boiereihan
سر در چنبره اطاعتی کورکورانه
خورشید را می ستاید
همیشه همینطور می ماند
کسی هست، چیزی هست
که توهم عشق را
در درونمان زنده نگاه می دارد.
#ای_لیا
@boiereihan
اندوه، مُلکی است که چون جایی قرار گرفت رضا ندهد که هیچ چیز با او قرار گیرد.
حضرت عطار نیشابوری
تذکرة الاولیاء - باب دوازدهم
@boiereihan
حضرت عطار نیشابوری
تذکرة الاولیاء - باب دوازدهم
@boiereihan
خدا مگر کیست
به غیر از لبخند کودکی
که بستنی لیس میزند.
من خدا را لابلای کتابی ششصدو چند صفحه ای پیدا نکرده ام
من خدا را کنار سفره مادربزرگ دیده ام
نان و پنیر لقمه میکرد
میخندید
من خدا را روی خیسی برگ های باران خورده
جنگلی در شمال دیده ام
من خدا را توی شالیزار دیده ام
ایستاده بود و زیر سایه اش
زنی شالی میزد
من خدا را دیده ام که در کوچه ای تنها
دانه بر دهان موری می گذاشت
من خدا را چیزی یافته ام
که گاه برای یک شبان بیسواد
خواب هم میرود.
خدای من و تو
شاید فرقش این است
که من خدارا محصور نکرده ام در قاب کلماتی زیبا
که نشود با او بی خحالت سخن گفت
خدای من فقط به وقت مصیبت حاضر نیست
که به وقت خوشی فراموشش کنم.
خدای من
همانیست
که دست میگذارم روی شانه اش
تو بگو کفر است.
#ای_لیا
@boiereihan
به غیر از لبخند کودکی
که بستنی لیس میزند.
من خدا را لابلای کتابی ششصدو چند صفحه ای پیدا نکرده ام
من خدا را کنار سفره مادربزرگ دیده ام
نان و پنیر لقمه میکرد
میخندید
من خدا را روی خیسی برگ های باران خورده
جنگلی در شمال دیده ام
من خدا را توی شالیزار دیده ام
ایستاده بود و زیر سایه اش
زنی شالی میزد
من خدا را دیده ام که در کوچه ای تنها
دانه بر دهان موری می گذاشت
من خدا را چیزی یافته ام
که گاه برای یک شبان بیسواد
خواب هم میرود.
خدای من و تو
شاید فرقش این است
که من خدارا محصور نکرده ام در قاب کلماتی زیبا
که نشود با او بی خحالت سخن گفت
خدای من فقط به وقت مصیبت حاضر نیست
که به وقت خوشی فراموشش کنم.
خدای من
همانیست
که دست میگذارم روی شانه اش
تو بگو کفر است.
#ای_لیا
@boiereihan