ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
شانزدهمین دوره جایزه ادبی «صادق هدایت» فراخوان داد.
شانزدهمین دوره این مسابقه توسط دفتر هدایت برگزار می‌شود و شرایط شرکت در آن به شرح زیر اعلام شده است:

_ هر نویسنده می‌تواند فقط یک داستان کوتاه منتشرنشده خود را برای شرکت در مسابقه ارسال کند.

_ داستان ارسالی نباید از هزار کلمه کمتر و از چهارهزار کلمه بیشتر باشد و داستان به ۲ روش قابل ارسال است:

الف ) ارسال به ایمیل دفتر هدایت jahangirhedayat@gmail.com

ب) ارسال به صندوق پستی ۳۶۵-۱۹۵۸۵ به نام دفتر هدایت. داستان‌هایی که به طریق پستی ارسال می‌شوند لازم است بر یک روی صفحه به ‌صورت تایپ‌شده و در چهار نسخه فرستاده شوند.

_ نویسندگانی که در این مسابقه شرکت می‌کنند لازم است توجه کنند تا تعیین برندگان و نیز انتخاب داستان‌ها برای چاپ در مجموعه آثار برگزیده از درج داستان ارسالی خود در کتاب‌ها، نشریات و سایت‌های اینترنتی و یا ارسال برای مسابقه داستان‌نویسی دیگر خودداری کنند. در غیر این صورت داستان فرستاده‌شده در مسابقه شرکت داده نمی‌شود.

_ نویسندگان داستان‌ها لازم است شماره تلفن تماس _ آدرس کامل پستی _ تلفن همراه وEmail خود را همراه داستان ارسالی به صندوق پستی یا ایمیل دفتر هدایت اعلام کنند و در صورت تغییر، مراتب را به دفتر هدایت اطلاع دهند. داستان‌هایی که فاقد اطلاعات یادشده باشند در مسابقه شرکت نخواهند داشت.

_ ارسال داستان برای این مسابقه به این معنی است که نویسنده در صورت انتخاب، رضایت خود را برای چاپ داستان ارسالی در مجموعه داستان‌های برگزیده اعلام کرده و دفتر هدایت مجاز به ویرایش داستان‌ها است. داستان‌های ارسالی مسترد نخواهد شد.

_ داستانک، داستان بدون عنوان یا نام نویسنده و یا با نام مستعار نویسنده مطلقا پذیرفته نمی‌شود.

_ مهلت ارسال آثار تا سی‌ام مهرماه ۱۳۹۶ است. معرفی داستان‌های برتر و برندگان و اهدای جوایز در مراسم بهمن‌ماه ۱۳۹۶ انجام می‌شود. جوایز برندگان خارج از کشور به نماینده آن‌ها اهدا خواهد شد.

_ کلیه علاقه‌مندان و فارسی‌زبانان از کشورهای همسایه و دیگر کشورها می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند.

گزینش آثار و جوایز

نام داوران در مراسم پایانی اعلام خواهد شد.

به داستان‌های برگزیده به انتخاب هیئت داوران تندیس صادق هدایت یا لوح تقدیر اهدا می‌شود.

چاپ و انتشار آثار برگزیده

دفتر صادق هدایت با همکاری مؤسسات ادبی خارج از کشور مجموعه بهترین داستان‌های مسابقه را در خارج از کشور منتشر می‌کند.

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر به یکی از روش‌های زیر تماس بگیرید:

دفتر هدایت: ۲۲۵۵۶۶۰۷ - ایمیل: jahangirhedayat@gmail.com - صندوق پستی: ۳
1
یک سری هم اینطورند :
مثل خنکی رخت خواب توی شب های دم کرده تابستان ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
+ برام سواله هیولاها درباره چی کابوس میبینن!
- درباره انسانها لابد.

فیلمِ seventh son
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
اول چشمهایت بود،
بعد خدا جهان پیرامونش را آفرید.

#ای_لیا
@boiereihan
شهادت بچه‌های ۴ گردان فقط به خاطر سوءتفاهم در زبان!

یکی از پژوهشگران جنگ نوشته یک اختلاف زبانی در عملیات خیبر چهار گردان را به کام مرگ فرستاد. این‌که شبِ جمعه کدام است و جمعه‌شب کدام، در گفت‌وگوهای روزمره هم هنوز طرح می‌شود. در این میان، در برخی لهجه‌های اصفهانی، مثلاً برای جمعه‌شب اصطلاح «شومی‌جمعه» (شامِ جمعه) را به کار می‌برند.

در سال ۱۳۶۲ در میانه‌ی عملیات خیبر شبی بنا می‌شود چهار گردان از جزایر مجنون پیش بروند و هم‌زمان نیروهای لشکر ۲۷ از خط طلاییه. فرماندهان قرارگاه تصمیم می‌گیرند یک شب این حمله عقب بیفتد. کسی را می‌فرستند تا به مهدی باکری و احمد کاظمی زمان حمله را اطلاع بدهد. او مثلاً می‌گوید عملیات شبِ سه‌شنبه است و منظورش شامِ سه‌شنبه بوده، اما آن فرماندهان گمان می‌کنند منظور او همان شام دوشنبه یعنی شب سه‌شنبه است، یعنی همان قرار اول.

چون این حمله در میانه‌ی عملیات خیبر بوده، برای امنیت بیشتر، فرماندهان به جای استفاده از بی‌سیم خبر را با یک فرد منتقل می‌کنند.

در شب موعود چهار گردان خط‌شکن از جزایر مجنون در هورالعظیم حرکت می‌کنند در حالی‌ که لشکر ۲۷ ده‌ها کیلومتر دورتر در پادگان دوکوهه در حال استراحت بوده تا فرداشب به خط بزنند.

مهدی باکری با غلامعلی رشید از فرماندهان قرارگاه تماس می‌گیرد و رمزی می‌پرسد چرا نیروهای همت نرسیده‌اند. رشید شگفت‌زده می‌شود و می‌گوید مگر شما کجا هستید. بحث‌شان می‌شود، تا جایی که ناخودآگاه صحبت رمزی را کنار می‌گذارند. عراقی‌ها متوجه می‌شوند و تا فرماندهان ایرانی لشکر ۲۷ را از دوکوهه به خط برسانند هوا روشن شده است.

دشمن آتش را بر مسیر طلاییه که بناست نیروهای ۲۷ از آن پیش بروند متمرکز می‌کند و از سوی دیگر به سراغ چهار گردان خط‌شکن می‌رود و یکی از سخت‌ترین صحنه‌های جنگ در این دو محور رقم می‌خورد. نیروهای چهار گردان اغلب شهید می‌شوند و نیروهای لشکر ٢٧ نیز تلفات وحشتناکی می‌دهند.

تلخی این روایت وقتی بیشتر می‌شود که بدانید مقدمات عملیات خیبر حدود یک سال طول کشیده بوده. شناسایی‌های دقیق و طاقت‌فرسا در دل هورالهویزه و قلب خاک عراق باعث شده بود فرماندهان وجب‌به‌وجب منطقه را بشناسند. پس از چند عملیات ناموفق، تازه منطقه‌ای یافته بودند که دشمن به دلیل وجود هور، احتمال حمله از آن‌جا را نمی‌داد. اما تمام تلاش‌ها تحت‌تأثیر یک اشتباه کوچک زبانی قرار گرفت و...

@KhabGard

#داستان_‌بی_‌ویرایش
متن کامل و منبع:
http://mashreghnews.ir/news/730466
اینستاگرام من iliya.7
توئیتر من @iliyakiani

وبلاگ من www.reihan-blogsky.com
زن در خود می‌پیچد
دستی نبود که بر انحنای تنش
دوباره شعری بسراید.

#ای_لیا
@boiereihan
تو فلافل فروشی بودیم سفارش دادیم حاضر که شد پیرزنی رسید و گفت کمک کنید، رفیق ما گفت پول نمیدم ولی غذا اگر میخوای برات بگیرم گفت نوه‌ام اینجاست دو نفریم دوتا فلافل برامون بگیر. فلافلها را از روی پیشخوان برداشت دوتا نوشابه هم گرفت داد به پیرزن و بعد به پسرک پشت پیشخوان گفت دوتای دیگر برای ما بزن. پسرک مشغول کارش شد وسط کار برگشت گفت : من این‌ پیرزن رو میشناسم خالی میبنده گرسنه نیست فقیر نیست خیلی هم ‌پولداره نباید گول اینارو بخوری. رفیق ما گفت عه! چه خوب که فقیر نیست چه خوب که نوه‌اش گرسنه نیست. من و این رفیقم فرض میکنیم امروز نفری دوتا فلافل خوردیم. گفتم سه تا! گفت هان!؟ گفتم من یکی دیگه میخورم. میشه سه تا!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از رنج مینویسیم
از درد
و بوسه هائی که فراموش میشوند
در میان زخمهای عادت.
تکرار میشود
بوی خون
یک انسان جائی در زمان
منجمد میشود.
در همسایگی زنی تن فروش
کودکی سقط میشود
خیابانی خسته از تکرارهای بیهوده
دراز میکشد که به خواب برود
و دوباره خواب کودکی زخم خورده را ببیند.
از رنج‌مینویسیم
از قلبی که دیگر
در قاب پنجره ای به انتظار نمی‌تپد.
بوی خون
مشام ما را تازه میکند
لبهایت به رنگ قرمز
تازه لبهای رحم زخم خورده حادثه را بوسیده‌ای.

#ای_لیا
@boiereihan
مردها وقتی دلشان میگیرد ...
هیچ، نگاه میکنند به چیزی در گذشته، چیزی که همانجا جا گذاشته اند.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
حس خوب خودش پا نمیشود بیاید بنشیند روی زانوهایت، لبهایش را بگذارد روی لبهایت و تنت را داغ کند!
نه عزیز من! حس خوب را باید خودت بوجود بیاوری.
خود خودت ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
ای سرزمین!کدام فرزندها،در کدام نسل تو را آزاد آباد و سربلند،با چشمان باور خود خواهند دید؟ای مادر ای ایران!جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد.ای ما نثار عافیت تو.

نون نوشتن - محمود دولت آبادی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
«این اصولگرایانِ هوشیار»

محمدعلی محمدپور | بی‌قانون

بچه مدرسه‌ای که بودم اگر احیانا بین همه بیست‌هام، ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم می‌گرفتم (فهمیدین که در نمره معدلم با انیشتین و استیون هاوکینگ رقابت تنگاتنگی داشتم یا باز هم شرح بدم؟!) کلا دیگه همه چیز به همه چیز ربط پیدا می‌کرد. مثلا بابام می‌گفت: «آهای تو که ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم گرفتی پاشو آشغال‌ها رو بذار دم در» بعد با ذره‌بین مسیر حرکت بردن آشغال‌ها رو رصد می‌کرد و کافی بود یه مولکول پوست هندونه از نایلون زباله‌ها جدا بشه و بیفته تو راهرو، رو به من می‌کرد و می‌گفت: «از کسی با این نمره ریاضیات، هیچ انتظار بیشتری هم نمیره» بعد هم نچ‌نچ‌کنان دور می‌شد. من هم هر چی با خودم فکر می‌کردم که اشتباه کردن یک مثبت و منفی تو امتحان ریاضیات دقیقا چه ربطی به آشغال بردن داره در نهایت از پاسخ می‌موندم.
حال و هوای این روزهای اصولگرایان در مقابل دولت هم یه همچین چیزیه. در واقع طوریه که اصولگرایان ذره بین به دست و میکروسکوپ در بغل و عینک به چشم راه افتادن ببینن چه چیزی رو میشه به دولت ربط داد تا ازش علیه دولت استفاده کنن. یعنی کافیه یک گنجشک در عصر دولت تدبیر و امید نتونه خودش رو نگه داره و روی سقف اتومبیل یک اصولگرا خطای فاحش کنه، در این شرایط قطعا یک اصولگرای باهوش از این ضعف بزرگ دولت چشم‌پوشی نخواهد کرد. با این تفاسیر با توجه به اینکه قراره رئال مادرید در فینال لیگ قهرمانان بنفش بپوشه، دولت باید خودش رو آماده کنه که در صورت شکست رئال بتونه در مقابل موضع اصولگرایان حرفی برای گفتن داشته باشه!
#بی‌قانون
#لم_داده_با_کیبورد

@m_mohamadpour
مهم نیست بقیه فکر کنن تو باحالی یا نه، مهم اینه که خودت فکر کنی باحالی، شبیه خودت راه برو!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ای لیا:
اینستاگرام من iliya.7
توئیتر من @iliyakiani

وبلاگ من www.reihan-7.blogsky.com
Forwarded from شیداشید
من این بیماری را دوست دارم. هر قدر هم مثل این باشد که دست‌ها و پاهایت را از دو طرف بکشند و هر لحظه منتظر باشی از جایی کنده شوی... هی کنده شوی و مجموع شوی و دوباره کشیده شوی و انتظار قطع‌شدن بعدی را بکشی... این بیماری مفیدی است؛ خاصه برای اطرافیانی که فکر می‌کنند خیلی حالشان خوب است. آن‌ها را به حال خوبشان مطمئن‌تر می‌کند. به وسیلهٔ این بیماری به دیگران اعتمادبه‌نفس می‌دهی که خیلی عاقل‌اند، خیلی درست‌اند و آن‌قدر خوب‌اند که اگر حتی قصد کشتنت را کنند، کار باارزشی کرده‌اند.
آدم اگر بیمار باشد هم این‌طور.
#شیدا_حسین_زاده
#فیلم_نوشت
#برادرم_خسرو
#شهاب_حسینی
#اختلال_دو_قطبی
#شیدایی_افسردگی
@sheydashid
‏سرنوشت انسان تنهائی است و به کمال رسیدن سرنوشت آن‌جا است که تنهائی را باور میکنی.

دیالکتیک تنهائی - اکتاویو پاز
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
Peace cannot be kept by force; it can only be achieved by understanding.

- Albert Einstein
#کافی_کتاب
@kafiketab
‏مرد خوب مثل جا پارکه، یا همیشه پره یا در خونه مردمه.

فیلمِ هفت ماهگی
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
🤔1
🔴بی اجازه بازنشر کنید

❇️ اصلاحات پرس
❇️ @eslahaat_press