Forwarded from Khabgard | خوابگرد
شهادت بچههای ۴ گردان فقط به خاطر سوءتفاهم در زبان!
یکی از پژوهشگران جنگ نوشته یک اختلاف زبانی در عملیات خیبر چهار گردان را به کام مرگ فرستاد. اینکه شبِ جمعه کدام است و جمعهشب کدام، در گفتوگوهای روزمره هم هنوز طرح میشود. در این میان، در برخی لهجههای اصفهانی، مثلاً برای جمعهشب اصطلاح «شومیجمعه» (شامِ جمعه) را به کار میبرند.
در سال ۱۳۶۲ در میانهی عملیات خیبر شبی بنا میشود چهار گردان از جزایر مجنون پیش بروند و همزمان نیروهای لشکر ۲۷ از خط طلاییه. فرماندهان قرارگاه تصمیم میگیرند یک شب این حمله عقب بیفتد. کسی را میفرستند تا به مهدی باکری و احمد کاظمی زمان حمله را اطلاع بدهد. او مثلاً میگوید عملیات شبِ سهشنبه است و منظورش شامِ سهشنبه بوده، اما آن فرماندهان گمان میکنند منظور او همان شام دوشنبه یعنی شب سهشنبه است، یعنی همان قرار اول.
چون این حمله در میانهی عملیات خیبر بوده، برای امنیت بیشتر، فرماندهان به جای استفاده از بیسیم خبر را با یک فرد منتقل میکنند.
در شب موعود چهار گردان خطشکن از جزایر مجنون در هورالعظیم حرکت میکنند در حالی که لشکر ۲۷ دهها کیلومتر دورتر در پادگان دوکوهه در حال استراحت بوده تا فرداشب به خط بزنند.
مهدی باکری با غلامعلی رشید از فرماندهان قرارگاه تماس میگیرد و رمزی میپرسد چرا نیروهای همت نرسیدهاند. رشید شگفتزده میشود و میگوید مگر شما کجا هستید. بحثشان میشود، تا جایی که ناخودآگاه صحبت رمزی را کنار میگذارند. عراقیها متوجه میشوند و تا فرماندهان ایرانی لشکر ۲۷ را از دوکوهه به خط برسانند هوا روشن شده است.
دشمن آتش را بر مسیر طلاییه که بناست نیروهای ۲۷ از آن پیش بروند متمرکز میکند و از سوی دیگر به سراغ چهار گردان خطشکن میرود و یکی از سختترین صحنههای جنگ در این دو محور رقم میخورد. نیروهای چهار گردان اغلب شهید میشوند و نیروهای لشکر ٢٧ نیز تلفات وحشتناکی میدهند.
تلخی این روایت وقتی بیشتر میشود که بدانید مقدمات عملیات خیبر حدود یک سال طول کشیده بوده. شناساییهای دقیق و طاقتفرسا در دل هورالهویزه و قلب خاک عراق باعث شده بود فرماندهان وجببهوجب منطقه را بشناسند. پس از چند عملیات ناموفق، تازه منطقهای یافته بودند که دشمن به دلیل وجود هور، احتمال حمله از آنجا را نمیداد. اما تمام تلاشها تحتتأثیر یک اشتباه کوچک زبانی قرار گرفت و...
@KhabGard
#داستان_بی_ویرایش
متن کامل و منبع:
http://mashreghnews.ir/news/730466
یکی از پژوهشگران جنگ نوشته یک اختلاف زبانی در عملیات خیبر چهار گردان را به کام مرگ فرستاد. اینکه شبِ جمعه کدام است و جمعهشب کدام، در گفتوگوهای روزمره هم هنوز طرح میشود. در این میان، در برخی لهجههای اصفهانی، مثلاً برای جمعهشب اصطلاح «شومیجمعه» (شامِ جمعه) را به کار میبرند.
در سال ۱۳۶۲ در میانهی عملیات خیبر شبی بنا میشود چهار گردان از جزایر مجنون پیش بروند و همزمان نیروهای لشکر ۲۷ از خط طلاییه. فرماندهان قرارگاه تصمیم میگیرند یک شب این حمله عقب بیفتد. کسی را میفرستند تا به مهدی باکری و احمد کاظمی زمان حمله را اطلاع بدهد. او مثلاً میگوید عملیات شبِ سهشنبه است و منظورش شامِ سهشنبه بوده، اما آن فرماندهان گمان میکنند منظور او همان شام دوشنبه یعنی شب سهشنبه است، یعنی همان قرار اول.
چون این حمله در میانهی عملیات خیبر بوده، برای امنیت بیشتر، فرماندهان به جای استفاده از بیسیم خبر را با یک فرد منتقل میکنند.
در شب موعود چهار گردان خطشکن از جزایر مجنون در هورالعظیم حرکت میکنند در حالی که لشکر ۲۷ دهها کیلومتر دورتر در پادگان دوکوهه در حال استراحت بوده تا فرداشب به خط بزنند.
مهدی باکری با غلامعلی رشید از فرماندهان قرارگاه تماس میگیرد و رمزی میپرسد چرا نیروهای همت نرسیدهاند. رشید شگفتزده میشود و میگوید مگر شما کجا هستید. بحثشان میشود، تا جایی که ناخودآگاه صحبت رمزی را کنار میگذارند. عراقیها متوجه میشوند و تا فرماندهان ایرانی لشکر ۲۷ را از دوکوهه به خط برسانند هوا روشن شده است.
دشمن آتش را بر مسیر طلاییه که بناست نیروهای ۲۷ از آن پیش بروند متمرکز میکند و از سوی دیگر به سراغ چهار گردان خطشکن میرود و یکی از سختترین صحنههای جنگ در این دو محور رقم میخورد. نیروهای چهار گردان اغلب شهید میشوند و نیروهای لشکر ٢٧ نیز تلفات وحشتناکی میدهند.
تلخی این روایت وقتی بیشتر میشود که بدانید مقدمات عملیات خیبر حدود یک سال طول کشیده بوده. شناساییهای دقیق و طاقتفرسا در دل هورالهویزه و قلب خاک عراق باعث شده بود فرماندهان وجببهوجب منطقه را بشناسند. پس از چند عملیات ناموفق، تازه منطقهای یافته بودند که دشمن به دلیل وجود هور، احتمال حمله از آنجا را نمیداد. اما تمام تلاشها تحتتأثیر یک اشتباه کوچک زبانی قرار گرفت و...
@KhabGard
#داستان_بی_ویرایش
متن کامل و منبع:
http://mashreghnews.ir/news/730466
تو فلافل فروشی بودیم سفارش دادیم حاضر که شد پیرزنی رسید و گفت کمک کنید، رفیق ما گفت پول نمیدم ولی غذا اگر میخوای برات بگیرم گفت نوهام اینجاست دو نفریم دوتا فلافل برامون بگیر. فلافلها را از روی پیشخوان برداشت دوتا نوشابه هم گرفت داد به پیرزن و بعد به پسرک پشت پیشخوان گفت دوتای دیگر برای ما بزن. پسرک مشغول کارش شد وسط کار برگشت گفت : من این پیرزن رو میشناسم خالی میبنده گرسنه نیست فقیر نیست خیلی هم پولداره نباید گول اینارو بخوری. رفیق ما گفت عه! چه خوب که فقیر نیست چه خوب که نوهاش گرسنه نیست. من و این رفیقم فرض میکنیم امروز نفری دوتا فلافل خوردیم. گفتم سه تا! گفت هان!؟ گفتم من یکی دیگه میخورم. میشه سه تا!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از رنج مینویسیم
از درد
و بوسه هائی که فراموش میشوند
در میان زخمهای عادت.
تکرار میشود
بوی خون
یک انسان جائی در زمان
منجمد میشود.
در همسایگی زنی تن فروش
کودکی سقط میشود
خیابانی خسته از تکرارهای بیهوده
دراز میکشد که به خواب برود
و دوباره خواب کودکی زخم خورده را ببیند.
از رنجمینویسیم
از قلبی که دیگر
در قاب پنجره ای به انتظار نمیتپد.
بوی خون
مشام ما را تازه میکند
لبهایت به رنگ قرمز
تازه لبهای رحم زخم خورده حادثه را بوسیدهای.
#ای_لیا
@boiereihan
از درد
و بوسه هائی که فراموش میشوند
در میان زخمهای عادت.
تکرار میشود
بوی خون
یک انسان جائی در زمان
منجمد میشود.
در همسایگی زنی تن فروش
کودکی سقط میشود
خیابانی خسته از تکرارهای بیهوده
دراز میکشد که به خواب برود
و دوباره خواب کودکی زخم خورده را ببیند.
از رنجمینویسیم
از قلبی که دیگر
در قاب پنجره ای به انتظار نمیتپد.
بوی خون
مشام ما را تازه میکند
لبهایت به رنگ قرمز
تازه لبهای رحم زخم خورده حادثه را بوسیدهای.
#ای_لیا
@boiereihan
مردها وقتی دلشان میگیرد ...
هیچ، نگاه میکنند به چیزی در گذشته، چیزی که همانجا جا گذاشته اند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
هیچ، نگاه میکنند به چیزی در گذشته، چیزی که همانجا جا گذاشته اند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
حس خوب خودش پا نمیشود بیاید بنشیند روی زانوهایت، لبهایش را بگذارد روی لبهایت و تنت را داغ کند!
نه عزیز من! حس خوب را باید خودت بوجود بیاوری.
خود خودت ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نه عزیز من! حس خوب را باید خودت بوجود بیاوری.
خود خودت ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
ای سرزمین!کدام فرزندها،در کدام نسل تو را آزاد آباد و سربلند،با چشمان باور خود خواهند دید؟ای مادر ای ایران!جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد.ای ما نثار عافیت تو.
نون نوشتن - محمود دولت آبادی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
نون نوشتن - محمود دولت آبادی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
Forwarded from محمدعلی محمدپور
«این اصولگرایانِ هوشیار»
محمدعلی محمدپور | بیقانون
بچه مدرسهای که بودم اگر احیانا بین همه بیستهام، ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم میگرفتم (فهمیدین که در نمره معدلم با انیشتین و استیون هاوکینگ رقابت تنگاتنگی داشتم یا باز هم شرح بدم؟!) کلا دیگه همه چیز به همه چیز ربط پیدا میکرد. مثلا بابام میگفت: «آهای تو که ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم گرفتی پاشو آشغالها رو بذار دم در» بعد با ذرهبین مسیر حرکت بردن آشغالها رو رصد میکرد و کافی بود یه مولکول پوست هندونه از نایلون زبالهها جدا بشه و بیفته تو راهرو، رو به من میکرد و میگفت: «از کسی با این نمره ریاضیات، هیچ انتظار بیشتری هم نمیره» بعد هم نچنچکنان دور میشد. من هم هر چی با خودم فکر میکردم که اشتباه کردن یک مثبت و منفی تو امتحان ریاضیات دقیقا چه ربطی به آشغال بردن داره در نهایت از پاسخ میموندم.
حال و هوای این روزهای اصولگرایان در مقابل دولت هم یه همچین چیزیه. در واقع طوریه که اصولگرایان ذره بین به دست و میکروسکوپ در بغل و عینک به چشم راه افتادن ببینن چه چیزی رو میشه به دولت ربط داد تا ازش علیه دولت استفاده کنن. یعنی کافیه یک گنجشک در عصر دولت تدبیر و امید نتونه خودش رو نگه داره و روی سقف اتومبیل یک اصولگرا خطای فاحش کنه، در این شرایط قطعا یک اصولگرای باهوش از این ضعف بزرگ دولت چشمپوشی نخواهد کرد. با این تفاسیر با توجه به اینکه قراره رئال مادرید در فینال لیگ قهرمانان بنفش بپوشه، دولت باید خودش رو آماده کنه که در صورت شکست رئال بتونه در مقابل موضع اصولگرایان حرفی برای گفتن داشته باشه!
#بیقانون
#لم_داده_با_کیبورد
@m_mohamadpour
محمدعلی محمدپور | بیقانون
بچه مدرسهای که بودم اگر احیانا بین همه بیستهام، ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم میگرفتم (فهمیدین که در نمره معدلم با انیشتین و استیون هاوکینگ رقابت تنگاتنگی داشتم یا باز هم شرح بدم؟!) کلا دیگه همه چیز به همه چیز ربط پیدا میکرد. مثلا بابام میگفت: «آهای تو که ریاضی رو هجده و هفتاد و پنج صدم گرفتی پاشو آشغالها رو بذار دم در» بعد با ذرهبین مسیر حرکت بردن آشغالها رو رصد میکرد و کافی بود یه مولکول پوست هندونه از نایلون زبالهها جدا بشه و بیفته تو راهرو، رو به من میکرد و میگفت: «از کسی با این نمره ریاضیات، هیچ انتظار بیشتری هم نمیره» بعد هم نچنچکنان دور میشد. من هم هر چی با خودم فکر میکردم که اشتباه کردن یک مثبت و منفی تو امتحان ریاضیات دقیقا چه ربطی به آشغال بردن داره در نهایت از پاسخ میموندم.
حال و هوای این روزهای اصولگرایان در مقابل دولت هم یه همچین چیزیه. در واقع طوریه که اصولگرایان ذره بین به دست و میکروسکوپ در بغل و عینک به چشم راه افتادن ببینن چه چیزی رو میشه به دولت ربط داد تا ازش علیه دولت استفاده کنن. یعنی کافیه یک گنجشک در عصر دولت تدبیر و امید نتونه خودش رو نگه داره و روی سقف اتومبیل یک اصولگرا خطای فاحش کنه، در این شرایط قطعا یک اصولگرای باهوش از این ضعف بزرگ دولت چشمپوشی نخواهد کرد. با این تفاسیر با توجه به اینکه قراره رئال مادرید در فینال لیگ قهرمانان بنفش بپوشه، دولت باید خودش رو آماده کنه که در صورت شکست رئال بتونه در مقابل موضع اصولگرایان حرفی برای گفتن داشته باشه!
#بیقانون
#لم_داده_با_کیبورد
@m_mohamadpour
مهم نیست بقیه فکر کنن تو باحالی یا نه، مهم اینه که خودت فکر کنی باحالی، شبیه خودت راه برو!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from شیداشید
من این بیماری را دوست دارم. هر قدر هم مثل این باشد که دستها و پاهایت را از دو طرف بکشند و هر لحظه منتظر باشی از جایی کنده شوی... هی کنده شوی و مجموع شوی و دوباره کشیده شوی و انتظار قطعشدن بعدی را بکشی... این بیماری مفیدی است؛ خاصه برای اطرافیانی که فکر میکنند خیلی حالشان خوب است. آنها را به حال خوبشان مطمئنتر میکند. به وسیلهٔ این بیماری به دیگران اعتمادبهنفس میدهی که خیلی عاقلاند، خیلی درستاند و آنقدر خوباند که اگر حتی قصد کشتنت را کنند، کار باارزشی کردهاند.
آدم اگر بیمار باشد هم اینطور.
#شیدا_حسین_زاده
#فیلم_نوشت
#برادرم_خسرو
#شهاب_حسینی
#اختلال_دو_قطبی
#شیدایی_افسردگی
@sheydashid
آدم اگر بیمار باشد هم اینطور.
#شیدا_حسین_زاده
#فیلم_نوشت
#برادرم_خسرو
#شهاب_حسینی
#اختلال_دو_قطبی
#شیدایی_افسردگی
@sheydashid
سرنوشت انسان تنهائی است و به کمال رسیدن سرنوشت آنجا است که تنهائی را باور میکنی.
دیالکتیک تنهائی - اکتاویو پاز
@boiereihan
دیالکتیک تنهائی - اکتاویو پاز
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
Peace cannot be kept by force; it can only be achieved by understanding.
- Albert Einstein
#کافی_کتاب
@kafiketab
- Albert Einstein
#کافی_کتاب
@kafiketab
🤔1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
به جان عزیزت فرقی نداره کدوم حکومت سرکاره کدوم دولت سرکاره موافقی باهاش مخالفی باهاش، حمله تروریستی نفرتانگیزه اونم وقتی تلفات انسانی داره.
@boiereihan
@boiereihan
راننده تاکسی به یکی پشت گوشی گفت: عزیزمی حاج خانم واس شام هرچی دوست داری بپز فقط یه کاسه واس حاجیت ماست خیار درست کن قربونت برم!
@boiereihan
@boiereihan