Forwarded from ایلیا
آدم باید یکی را داشته باشد که حرفهای مگویش را برایش بگوید، سر بگذارد روی پاهایش و او هم دست کند توی موهایش ... حرفهایم توی سینهام تلنبار میشود.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
توریست فرانسوی توی شیراز از میوهها عکس میگرفت باهاش احوالپرسی کردم و عکسهارو نشونم داد از یه میوهفروشی به نظر ساده چنان عکسهایی گرفته بود پر از رنگ و انرژی.
@boiereihan
@boiereihan
امروز خوب استراحت کنیم، شب زود بخوابیم انرژی ذخیره کنیم که فردا صبح با آمادگی کامل مادر طبیعت رو عروس کنیم!
#توئیتر
@boiereihan
#توئیتر
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
راه می افتادند، سبزه را هم میگذاشتند روی کاپوت ماشین و هرجایی که یک تکه سبزی، حالا علف هرز یا هرچیز دیگری پیدا میکردند می نشستند که مثلن سیزده نحسشان به در شود. باد می آمد، خاک میشد، پلو را قاطی خاشاک و خاکی که رویش مینشست سرد سرد میخوردند. خوشحال بودند. وقتی هم تنگشان میگرفت عین خیالشان نبود، یک جایی همان دوروبر پیدا میکردند و خلاص. همه چیز همینقدر ساده بود. راحت بود. نه اینکه سختی نداشتند، دلشان خوش بود. ساده میگرفتند. آخرین باری که سیزدهم بیرون رفته ام برمیگردد به خیلی سال پیش. الان که نشسته ام روی کاناپه و دارم چای گرمی می نوشم و توالت هم همین چند قدم آنورتر است دلم تنگ شده است برای آن سیزده به درها.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
میپرسه فلان برنامه رو تو زندگیت انجام دادی؟
میگم نه سراغش نرفتم!
میگه پس تو سراغ چی رفتی؟
میگم هیچی والا. زندگی هم خودش اومد سراغم. یهویی بیدار شدیم دیدیم وسطاشیم!
@boiereihan
میگم نه سراغش نرفتم!
میگه پس تو سراغ چی رفتی؟
میگم هیچی والا. زندگی هم خودش اومد سراغم. یهویی بیدار شدیم دیدیم وسطاشیم!
@boiereihan
زنها اتفاقات را فراموش نمیکنند، یک جایی توی ذهنشان نگه میدارند و هی لبخند میزنند و بعد از چند سال یک جایی که حالت خوب است و اصلن فکرش را نمیکنی از توی دماغت در میآورند.
@boiereihan
@boiereihan
دربارهی فردا،
بگذار فردا نگرانش باشیم
امروز، لحظه را دریاب
لبهایت را بیاور
آغوشی تنگ برای بیقراریهایت
چایت یخ نکند.
#ای_لیا
@boiereihan
بگذار فردا نگرانش باشیم
امروز، لحظه را دریاب
لبهایت را بیاور
آغوشی تنگ برای بیقراریهایت
چایت یخ نکند.
#ای_لیا
@boiereihan