در زندگی
جملاتی هست
که باید ویران کند ، ولی بنا می کند:
"دوستت دارم"
همین،
خواهی ویران شوی ، خواهی سرپا بمان
ولی دوستت دارم
در همه ی نفس های زمان،
در همه ی رگ های احساس
زندگی بودن همین دوست داشتن هاست
آن هم بی علت
بی منت
بی عادت ...
#ای_لیا
@boiereihan
جملاتی هست
که باید ویران کند ، ولی بنا می کند:
"دوستت دارم"
همین،
خواهی ویران شوی ، خواهی سرپا بمان
ولی دوستت دارم
در همه ی نفس های زمان،
در همه ی رگ های احساس
زندگی بودن همین دوست داشتن هاست
آن هم بی علت
بی منت
بی عادت ...
#ای_لیا
@boiereihan
👍1
ای آزادی
ای که چشمانت به خون نشسته
تو را در گور میخواهند!
خانه شان ویران باد ...
روزی دوباره
لبهایم می رسد به لبهایت
فریادت میزنم
کودکانه تو را در ظهر دم کرده خیابانی
آواز خواهم داد.
"هر که تو را دربند میخواهد
خانه اش ویران باد!"
#ای_لیا
@boiereihan
ای که چشمانت به خون نشسته
تو را در گور میخواهند!
خانه شان ویران باد ...
روزی دوباره
لبهایم می رسد به لبهایت
فریادت میزنم
کودکانه تو را در ظهر دم کرده خیابانی
آواز خواهم داد.
"هر که تو را دربند میخواهد
خانه اش ویران باد!"
#ای_لیا
@boiereihan
بابانوئل پرید روی سقف خانه دخترک، دنبال دودکش می گشت، دخترک خوابیده بود جلوی بخاری برقی!
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
انسان به ذات شاد متولد میشود، یک قابلمه بردارید رویش رینگ بگیرید، هر بچه ای آن دورو بر باشد به قِر دادن می اوفتد ... دست میزند و می خندد!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گاه آدمهایی را دیده ایم و پیش خودمان گفته ایم کاش او را زودتر دیده بودیم. کاش زودتر در هوایش نفس کشیده بودیم، کاش ...
همه اش در همان کاش باقی میماند!
#ای_لیا
@boiereihan
همه اش در همان کاش باقی میماند!
#ای_لیا
@boiereihan
پشت چراغ قرمز های این شهر
داستان های هزارو یک شب
و شاید فقط یک شب خوابیده است ،
بوق نزنید
سبز که شد
خودش بیدار می شود
و شبی دیگر شاید
بوسه هایش در آغوش بیگانه ای تازه تر گردد.
چراغ قرمز های این شهر
تمام نمی شوند
و همیشه آغازی بر یک پایان تازه اند.
#ای_لیا
@boiereihan
داستان های هزارو یک شب
و شاید فقط یک شب خوابیده است ،
بوق نزنید
سبز که شد
خودش بیدار می شود
و شبی دیگر شاید
بوسه هایش در آغوش بیگانه ای تازه تر گردد.
چراغ قرمز های این شهر
تمام نمی شوند
و همیشه آغازی بر یک پایان تازه اند.
#ای_لیا
@boiereihan
توی مهمانی هستیم، بچه ها آن یکی اتاق بازی میکنند، سارا می آید و میگوید : بابا پسرا منو اذیت میکنن نمیذارن منم بازی کنم.
موهاشو میبوسم و میگویم : عیب نداره بابا نوبت تو هم میشه، خیلی زود!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
موهاشو میبوسم و میگویم : عیب نداره بابا نوبت تو هم میشه، خیلی زود!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
گفت : من فقط اینو میدونم که دوسش دارم، دلم براش تنگ میشه، اینم میفهمم که مال من نیست! ولی نمیتونم دوسش نداشته باشم ...
منم جوابی ندادم، هرچند دنبال جواب نبود. اینطور مواقع تعبیر به خیانت میکنیم، آدمهایی که زندگی خودشونو دارن و آدمهای دیگه ای هم دوسشون دارن یا اینکه آدمهای دیگه رو دوست دارن. کلمات نمیتونن احساس آدمهارو توصیف کنن یا اونارو باز بدارن از احساسشون. آدمها ... امان از آدمها و احساسشون.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
منم جوابی ندادم، هرچند دنبال جواب نبود. اینطور مواقع تعبیر به خیانت میکنیم، آدمهایی که زندگی خودشونو دارن و آدمهای دیگه ای هم دوسشون دارن یا اینکه آدمهای دیگه رو دوست دارن. کلمات نمیتونن احساس آدمهارو توصیف کنن یا اونارو باز بدارن از احساسشون. آدمها ... امان از آدمها و احساسشون.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
سلام مخاطب خاص*
زندگی سخت است و خاطرات که می ریزد در حلقوم احساس و می بندد راه نفس های فراموشی را و من که نمی دانم در این خیابان، در یکی از سالهای زندگی تو چه می کنم.
خاطره دستان تو را گرفته است و برده است نشانده است وسط همه ی احساس زمین و خواب آسمان را شکسته است. شهر بیدار شده است و من نمی دانم که چرا عریانم و شبیه هیچ کس ترین عابر خیابانم که کسی هم از کنارش نمی گذرد.
و خنده هایت که می ریزد در آغوش باد و می رسد به گوش پنجره های بسته ای که هیچ گل شمعدانی هم لبه ی پنجره شان نیست . پوست نازک تنهایی ترک بر می دارد و یک تنهای دیگر متولد می شود و ...
من هنوز عریانم و تو که می خندی!
زندگی سخت است و خاطره می رود در رگ های احساس .
ای لیا - یک روز در یک زمستان .
* مخاطب خاص کسی ست که می خواند و همذات پنداری دارد با این متن.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی سخت است و خاطرات که می ریزد در حلقوم احساس و می بندد راه نفس های فراموشی را و من که نمی دانم در این خیابان، در یکی از سالهای زندگی تو چه می کنم.
خاطره دستان تو را گرفته است و برده است نشانده است وسط همه ی احساس زمین و خواب آسمان را شکسته است. شهر بیدار شده است و من نمی دانم که چرا عریانم و شبیه هیچ کس ترین عابر خیابانم که کسی هم از کنارش نمی گذرد.
و خنده هایت که می ریزد در آغوش باد و می رسد به گوش پنجره های بسته ای که هیچ گل شمعدانی هم لبه ی پنجره شان نیست . پوست نازک تنهایی ترک بر می دارد و یک تنهای دیگر متولد می شود و ...
من هنوز عریانم و تو که می خندی!
زندگی سخت است و خاطره می رود در رگ های احساس .
ای لیا - یک روز در یک زمستان .
* مخاطب خاص کسی ست که می خواند و همذات پنداری دارد با این متن.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عاشق شدن مگر دست خودمان است، دوست داشتن مگر دست خودمان است، نه عزیز من یکهو میبینی افتاده ای وسط یک عکس سلفی!
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
کسی چه می داند
که در تخت خواب ِ خیال ِ زن ایستاده در باران
خاطره هیچ مردی نخوابیده است.
#ای_لیا
@boiereihan
که در تخت خواب ِ خیال ِ زن ایستاده در باران
خاطره هیچ مردی نخوابیده است.
#ای_لیا
@boiereihan
زندگی های مشترک پس از مدتی خواهی نخواهی دچار تکرار و عادت میشوند. جاذبه جنسی در طرفین کم میشود و احتمال اینکه سرشان جای دیگر گرم بشود هم هست. یک سری هرطور هست ادامه میدهند و مخصوصن در بعد جنسی خودشان را فدا میکنند و در نهایت هم زندگی را حفظ میکنند. عده ای این وسط سراغ شریک های جنسی و روحی جدید میروند در عین نگه داشتن زندگی مشترک. بعضی هایشان هم در نهایت جدا میشوند. اما دوستی تعریف میکند که تصمیم گرفتم بعد از پانزده سال دوباره مثل همان اوایل با همسرم داغ و گرم باشیم. قرار گذاشتیم دوباره دوست شویم. حرفهای تازه بزنیم، بعد رسیدیم به حرفهای به قولی کثیف و سرآخر هم رفتیم مسافرت و الباقی داستان. این رویه را ادامه میدهد انگار.رابطه جنسی شان تغییر کرده. هیجان بیشتری دارد. گاهی برای هم نقش بازی میکنند. به عنوان غریبه میروند و در رستوران با یکدیگر قرار میگذارند و بعد هم مثلن میروند خانه و الخ.
هرچند کمی عجیب به نظر میرسد و حس میکنم دوام نخواهد داشت ولی خب سعی کرده است اینطور مساله را رفع و رجوع کند. حداقل به شکل موقت. ولی به نظر میرسد غیر از این هم راهی هست. راهی که نه سیخ بسوزد و نه کباب و نه اینکه مجبور شوند نقش بازی کنند. زندگی جنسی زن و مرد اگر رنگ عادت و تکرار و وظیفه به خودش بگیرد زندگی در سراشیبی قرار میگیرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
هرچند کمی عجیب به نظر میرسد و حس میکنم دوام نخواهد داشت ولی خب سعی کرده است اینطور مساله را رفع و رجوع کند. حداقل به شکل موقت. ولی به نظر میرسد غیر از این هم راهی هست. راهی که نه سیخ بسوزد و نه کباب و نه اینکه مجبور شوند نقش بازی کنند. زندگی جنسی زن و مرد اگر رنگ عادت و تکرار و وظیفه به خودش بگیرد زندگی در سراشیبی قرار میگیرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan