ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
حجرالاسود چشمانت
زمزم لب هایت
و دستی
که در پی کندن احرام از تن توست ...
درنگ مدار بانو
نماز تنت قضا میشود.

#ای_لیا
@boiereihan
مرد دلش میگیرد، مرد به وقتش چشمهایش طعم گریه دارد، مرد خسته میشود، مرد گاهی کم می آورد، مرد گاهی میخواهد زانو بزند، مشت بکوبد روی زمین ... مرد گاهی یادش میرود که برای خودش هم زندگی کند. مرد خسته است. خسته ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما را به ناز تو نیاز افتاده است، ناز باز مدار ...

#ای_لیا
@boiereihan
شعر یعنی
هم خوابگی با کلمه ای
عریان نمودن استعاره ای
بر باد دادن گیسوی خیال
در آغوش کشیدن انحنای تن جمله ای.
شعر یعنی
تن تو
دست به دست در میان کلمات.

#ای_لیا
@boiereihan
و من گاه هنوز دلم تنگ است ...

#ای_لیا
@boiereihan
عطر موهایت در باد
طعم چشمانت در یاد
برگ خاطره ای ورق میخورد.

#ای_لیا
@boiereihan
در زندگی
جملاتی هست
که باید ویران کند ، ولی بنا می کند:

"دوستت دارم"
همین،
خواهی ویران شوی ، خواهی سرپا بمان
ولی دوستت دارم
در همه ی نفس های زمان،
در همه ی رگ های احساس
زندگی بودن همین دوست داشتن هاست
آن هم بی علت
بی منت
بی عادت ...

#ای_لیا
@boiereihan
👍1
ای آزادی
ای که چشمانت به خون نشسته
تو را در گور میخواهند!
خانه شان ویران باد ...

روزی دوباره
لبهایم می رسد به لبهایت
فریادت میزنم
کودکانه تو را در ظهر دم کرده خیابانی
آواز خواهم داد.
"هر که تو را دربند میخواهد
خانه اش ویران باد!"

#ای_لیا
@boiereihan
بابانوئل پرید روی سقف خانه دخترک، دنبال دودکش می گشت، دخترک خوابیده بود جلوی بخاری برقی!

+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
انسان به ذات شاد متولد میشود، یک قابلمه بردارید رویش رینگ بگیرید، هر بچه ای آن دورو بر باشد به قِر دادن می اوفتد ... دست میزند و می خندد!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گاه آدمهایی را دیده ایم و پیش خودمان گفته ایم کاش او را زودتر دیده بودیم. کاش زودتر در هوایش نفس کشیده بودیم، کاش ...
همه اش در همان کاش باقی میماند!

#ای_لیا
@boiereihan
زندگی کوتاه است
به قدر پریدن یک بوسه
از میان خطوط لبهایت!

#ای_لیا
@boiereihan
پشت چراغ قرمز های این شهر
داستان های هزارو یک شب
و شاید فقط یک شب خوابیده است ،
بوق نزنید
سبز که شد
خودش بیدار می شود
و شبی دیگر شاید
بوسه هایش در آغوش بیگانه ای تازه تر گردد.

چراغ قرمز های این شهر
تمام نمی شوند
و همیشه آغازی بر یک پایان تازه اند.

#ای_لیا
@boiereihan
توی مهمانی هستیم، بچه ها آن یکی اتاق بازی میکنند، سارا می آید و میگوید : بابا پسرا منو اذیت میکنن نمیذارن منم بازی کنم.
موهاشو میبوسم و میگویم : عیب نداره بابا نوبت تو هم میشه، خیلی زود!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
گاه نمیدانی
ولی دوست داشته میشوی!

#ای_لیا
@boiereihan
گفت : من فقط اینو میدونم که دوسش دارم، دلم براش تنگ میشه، اینم میفهمم که مال من نیست! ولی نمیتونم دوسش نداشته باشم ...

منم جوابی ندادم، هرچند دنبال جواب نبود. اینطور مواقع تعبیر به خیانت میکنیم، آدمهایی که زندگی خودشونو دارن و آدمهای دیگه ای هم دوسشون دارن یا اینکه آدمهای دیگه رو دوست دارن. کلمات نمیتونن احساس آدمهارو توصیف کنن یا اونارو باز بدارن از احساسشون. آدمها ... امان از آدمها و احساسشون.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
سلام مخاطب خاص*

زندگی سخت است و خاطرات که می ریزد در حلقوم احساس و می بندد راه نفس های فراموشی را و من که نمی دانم در این خیابان، در یکی از سالهای زندگی تو چه می کنم.

خاطره دستان تو را گرفته است و برده است نشانده است وسط همه ی احساس زمین و خواب آسمان را شکسته است. شهر بیدار شده است و من نمی دانم که چرا عریانم و شبیه هیچ کس ترین عابر خیابانم که کسی هم از کنارش نمی گذرد.
و خنده هایت که می ریزد در آغوش باد و می رسد به گوش پنجره های بسته ای که هیچ گل شمعدانی هم لبه ی پنجره شان نیست . پوست نازک تنهایی ترک بر می دارد و یک تنهای دیگر متولد می شود و ...

من هنوز عریانم و تو که می خندی!
زندگی سخت است و خاطره می رود در رگ های احساس .

ای لیا - یک روز در یک زمستان .

* مخاطب خاص کسی ست که می خواند و همذات پنداری دارد با این متن.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عاشق شدن مگر دست خودمان است، دوست داشتن مگر دست خودمان است، نه عزیز من یکهو میبینی افتاده ای وسط یک عکس سلفی!

#ای_لیا
@boiereihan