تلخی عصر جمعه را فقط عطر چای و خنکی باران پشت پنجره میشوید ... و عطر تنت که میپیچد در خالی یک لیوان!
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
دوست داشتن همین نگاهست ،
همین یک لحظه بودن ها
همین در دهان گس پائیز ها کردن ها
همین خوردن تکه نانی در ایستگاه تنهایی ها
همین رد شدن از روی پل خاطره ها
همین یک بند دوستت دارم ها
همین رها شدن در حوض بی خیالی ها
همین نپرسیده بوسیده شدن ها
همین گذر از پشت شب تاریک کوچه ی قاصدک ها
همین ریختن ماهی به میان تنگ تردیدها
همین بوسیده شدن یکباره ی دوستی ها
زندگی همین است
جایی معطل همین یک آغوش بی منت
یک بوسیده شدن بی عادت
یک دوستت دارم بی علت
باور کن
زندگی همین دوست داشتن است.
#ای_لیا
رودسر - تابستان 1380(با کمی تغییر)
@boiereihan
همین یک لحظه بودن ها
همین در دهان گس پائیز ها کردن ها
همین خوردن تکه نانی در ایستگاه تنهایی ها
همین رد شدن از روی پل خاطره ها
همین یک بند دوستت دارم ها
همین رها شدن در حوض بی خیالی ها
همین نپرسیده بوسیده شدن ها
همین گذر از پشت شب تاریک کوچه ی قاصدک ها
همین ریختن ماهی به میان تنگ تردیدها
همین بوسیده شدن یکباره ی دوستی ها
زندگی همین است
جایی معطل همین یک آغوش بی منت
یک بوسیده شدن بی عادت
یک دوستت دارم بی علت
باور کن
زندگی همین دوست داشتن است.
#ای_لیا
رودسر - تابستان 1380(با کمی تغییر)
@boiereihan
ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ
ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ناظم حکمت
@boiereihan
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ
ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ناظم حکمت
@boiereihan
تو هرکدوم از ما یه آدم دیگه هست که هیچوقت فرصت دیده شدن پیدا نکرد، یا بقیه نذاشتن یا خودمون نخواستیم و متوجهش نشدیم، استعدادهایی که با خودمون به گور میبریم.
@boiereihan
@boiereihan
اولین بار سال ۶۸ ساندویچ خوردم، ساندویچ همبرگر توی این نونای بولکی، کلاس اول راهنمایی بودم. انگار قطعهای از بهشت رو داده بودن به من، لقمههای کوچیک کوچیک میگرفتم که تموم نشه، دوتا نوشابه باهاش خوردم، پول جمع کرده بودم برای این لحظه، اون لحظه توی ساندویچی من خوشبخترین آدم بودم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
راهنما میزنی آروم میای سمت چپ و راستت که دور بزنی پشت سری بوق میزنه، توی ترافیک ایستادی هیچ کاری هم نمیکنی پشت سری بوق میزنه، ماشین رو میخوای پارک کنی پشت سری بوق میزنه، کلن پشت سری معترضه به حالش فرقی نداره چه غلطی بکنی.
@boiereihan
@boiereihan
به نظرم کسی حق نداره وقتی شادی و زیبایی رو میبینه تصمیم به نابودیش بگیره.
فیلمِ Grace of monaco
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلمِ Grace of monaco
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
من آن خاکسترِ سردم که در من
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
احمد شاملو
#شعر
@boiereihan
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
احمد شاملو
#شعر
@boiereihan
پیکان رو روبان و گل میزدن میشد ماشین عروس، دوتا وانت آدم میافتادن دنبال ماشین عروس، خونه پدر دوماد میشد زنونه خونه همسایه بغلی هم مردونه، توی ضبط صوت ناسیونالی که از مکه اومده بود شهرام شب پره و اندی میخوندن چند نفر هم اون وسط با شلوار پیلی و پشت مو میرقصیدن. خوش میگذشت.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن حولهی حمام را باز کرد آمد از روی دستگیره در پیراهن چارخانهی مرد را برداشت پوشید و دکمهها را بست، پیراهن مرد تا بالای رانهای زن رسید، توی آینه نگاه کرد و موها را پشت سر جمع کرد، چشمها را بست، نفس عمیقی کشید بوی مرد پیچید توی دماغش.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
این متن رو من نوشتم. نه فالاچی نه بالزاک نه کس دیگه :)
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اسم نویسنده متن رو از زیر متن پاک نکنید.
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اسم نویسنده متن رو از زیر متن پاک نکنید.
وقتی زنی که حرفهای زیادی برای زدن داره چیزی نمیگه، سکوتش میتونه کرکننده باشه.
فیلمِ Anna and the king
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلمِ Anna and the king
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan