راهنما میزنی آروم میای سمت چپ و راستت که دور بزنی پشت سری بوق میزنه، توی ترافیک ایستادی هیچ کاری هم نمیکنی پشت سری بوق میزنه، ماشین رو میخوای پارک کنی پشت سری بوق میزنه، کلن پشت سری معترضه به حالش فرقی نداره چه غلطی بکنی.
@boiereihan
@boiereihan
به نظرم کسی حق نداره وقتی شادی و زیبایی رو میبینه تصمیم به نابودیش بگیره.
فیلمِ Grace of monaco
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلمِ Grace of monaco
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
من آن خاکسترِ سردم که در من
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
احمد شاملو
#شعر
@boiereihan
شعلهی همه عصیانهاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفانهاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمانهاست.
احمد شاملو
#شعر
@boiereihan
پیکان رو روبان و گل میزدن میشد ماشین عروس، دوتا وانت آدم میافتادن دنبال ماشین عروس، خونه پدر دوماد میشد زنونه خونه همسایه بغلی هم مردونه، توی ضبط صوت ناسیونالی که از مکه اومده بود شهرام شب پره و اندی میخوندن چند نفر هم اون وسط با شلوار پیلی و پشت مو میرقصیدن. خوش میگذشت.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن حولهی حمام را باز کرد آمد از روی دستگیره در پیراهن چارخانهی مرد را برداشت پوشید و دکمهها را بست، پیراهن مرد تا بالای رانهای زن رسید، توی آینه نگاه کرد و موها را پشت سر جمع کرد، چشمها را بست، نفس عمیقی کشید بوی مرد پیچید توی دماغش.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
این متن رو من نوشتم. نه فالاچی نه بالزاک نه کس دیگه :)
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اسم نویسنده متن رو از زیر متن پاک نکنید.
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اسم نویسنده متن رو از زیر متن پاک نکنید.
وقتی زنی که حرفهای زیادی برای زدن داره چیزی نمیگه، سکوتش میتونه کرکننده باشه.
فیلمِ Anna and the king
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
فیلمِ Anna and the king
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
از دو سه روز قبلش هدیه میگرفتند. توی خانواده ما رسم بود برادرها برای خواهرهایشان چیزی بگیرند و شب یلدا هدیه بدهند. ما یک عمه داشتیم. چهار برادر برای خواهرشان هدیه میگرفتند, عمه توی کرج ساکن بود, شب یلدا میرفتیم خانه عمه جان. همه عموها بودند, انار بود, هندوانه بود, تنقلات بود, دور کرسی جا نمیشد, ما بچه ها توی سروکله هم میزدیم, زمان از دست همه در میرفت, گاهی ساعت دو سه شب میرسیدیم خانه و فردایش هم مدرسه بود و بزرگترها هم باید سرکار میرفتند ولی باز کسی خسته نبود, آن دور هم بودنها انگار انرژی بیشتری به آدم میداد, یادم هست یکی دوباری برف هم آمد آن سالها, شب یلدا رنگ داشت آنموقع ها, مثل حالا سرد و خاکستری نبود, مثل حالا توی هیاهوی زندگی گم نشده بود, از یک جایی به بعد انگار کوچه ای را اشتباه پیچیدیم و گم شدیم.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
به گمانم این موبایل را در شب یلدا خاموش کنیم فقط یک جمله زیباست و به درد همین شبکه های مجازی میخورد, لایک خورش هم تضمینی ست. موبایل را خاموش نکنیم ولی به اندازه استفاده کنیم, قطعن بر همه واضح و مبرهن است (دارم انشا مینویسم!!) وقتی توی یک جمع مهمانی سرمان را توی گوشی کرده ایم از چیزی رنج میبریم, یک تنهائی ابدی لابد و یا ... آقای عزیز خانم نازنین! راحت عرض کنم وقتی تو خونه دوست و فامیل سراغ پسوورد وایفای رو میگیریم یا سرمون تو گوشیمونه ایراد از خودمونه, چه شب یلدا چه مثلن یه سه شنبه عادی از سال.
توی یک جمعی توی یک کافه ای بودیم, دور یک میز, فقط من گوشی موبایلم توی جیبم بود آنهائیکه دور میز بودند هرچند وقت یکبار گوشی را چک میکردند, تبلت را چک میکردند, چیزی را تایپ میکردند. کانهو کارشناس وال استریت نمیخواستند یک ثانیه را هم از دست بدهند! دنبال چه میگشتند؟ من که نمیدانم! آنوسط من شبیه احمقی شده بودم که نمیدانست دقیقن دارد چه غلطی نمیکند!
نودمِ(navadom) پائیز
@boiereihan
توی یک جمعی توی یک کافه ای بودیم, دور یک میز, فقط من گوشی موبایلم توی جیبم بود آنهائیکه دور میز بودند هرچند وقت یکبار گوشی را چک میکردند, تبلت را چک میکردند, چیزی را تایپ میکردند. کانهو کارشناس وال استریت نمیخواستند یک ثانیه را هم از دست بدهند! دنبال چه میگشتند؟ من که نمیدانم! آنوسط من شبیه احمقی شده بودم که نمیدانست دقیقن دارد چه غلطی نمیکند!
نودمِ(navadom) پائیز
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
گفتم" غروب یک روز بهاری توی ساحل ایستاده باشی، باد میزند توی موهایت آن ته توی خط افق رنگ نیلی و نارنجی روی آب موج میخورد، موج کوچکی میرسد به پاهایت، خنکی میدود زیر پوستت میرسد به زیر قفسه سینهات چشمهایت را میبندی، پاهایت فرو میرود توی شن "
گفتم زیبائی تو اینگونه است.
#ای_لیا
@boiereihan
گفتم زیبائی تو اینگونه است.
#ای_لیا
@boiereihan
تو اساساً تنها چيزى هستى كه باعث ميشه من صبح ها بلند شم!
📽 Me before youفیلمِ
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
📽 Me before youفیلمِ
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan