ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
Forwarded from ای‌لیا
سال که میخواهد نو شود، بچه ها عزا می گیرند. حال نه اینکه مدرسه ها تعطیلند و خوشحالی لاجرم میرود زیر پوستشان ولی خوب مقوله خانه تکانی از آن مواردی ست که جوانان را در همان عنفوان کودکی پیر میکند.
خانه بزرگ داشتن، هم نعمت است هم مصیبت. مصیبتش می ماند برای صاحب عزا یعنی همین ماهائی که دوران کودکی و نوجوانیمان در خانه بزرگ گذشته است و دم عید که می شد رخت سیاه بر تن می کردیم و در ماتم خانه تکانی غرق می شدیم.
مادر چند سطل را با مخلفات تمیزکاری آماده میکرد و هربار هم غر میزد که : اینجا هنور سفید نشده و ما هم هرچه زور داشتیم می زدیم ولی رنگ کرم دیوار سفیدتر نمی شد! پرده هارا باز کن، فرشها را لوله کن ... از دو هفته مانده به عید انگار وارد مناطق جنگ زده ای می شدیم که هر آن امکان شهید شدنمان میرفت. گذشت تا رسیدیم به این آپارتمان های قوطی کبریت. خانه تکانی هم عملن هیبت خود را از دست داده است.

همه ی اینها را گفتم تا برسم به اینکه :
سال که نو میشود، کاش دلهایمان هم نو شود ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
هجده روز بعد ممکنه یه سریمون نباشیم! پروفایلامونو گرد سکوت بگیره. آپدیت نشن.
تلخه؟!
ناراحت کننده ست تو روزهایی که باید از شادی حرف زد؟

خب پس پشت فرمون که میشینیم شبیه زامبی ها نشیم. مراقب باشیم. رانندگی تو روزهای پرازدحام عید و ... شرایط خاص خودشو طلب میکنه. مراعات کنیم. مخصوصن وقتی به غیر از خودمون چندنفر دیگه جونشونو سپردن به دستای مایی که نشستیم پشت فرمون.
رانندگی ایمن، مطمین،آرام، چیزی از شخصیت جذابمون کم نمیکنه!! ایشالا صحیح و سالم برگردیم و جذابیت هامونو همینجا به عرصه ظهور مجدد برسونیم!
:)

#ای_لیا
@boiereihan
موفقیت کمی جلوتر است اگر زود خسته نشویم، برایتان در سال جدید بهترینها را آرزو دارم.

@boiereihan
Ringtone BloGmusic.iR _ 133
[ blogmusic.ir ]
آهنگ برای زنگ موبایل
#موزیک
@boiereihan
‏توی دید و بازدید هرکی گفت چرا ازدواج نمیکنی یا کلاس چندمی یا چرا بیکاری یا کلن هر سوالی پرسید بهش بگو چهل سال پیش چرا انقلاب کردید؟ حتی اگر سنش به اون دوران هم‌ نخورد شما سوالت رو بپرس.
#توئیتر
@boiereihan
‏نشستم توی ماشین جلوی پَک بمب دست‌ساز، ۲۳ ثانیه مونده بین سیم قرمز و سبز سیم آبی رو قطع می‌کنم، فرداش میرم‌چشم‌پزشک بهم‌ میگه دوره‌ت تموم شده مربی کار رو بده دست بچه‌ها، میام بیرون از توی پاکت سیگار آخرین سیگار رو میارم بیرون، پاکت رو مچاله می‌کنم پرت میکنم یه بچه رد میشه و میگه ‏آقا آشغال نریز شعور داشته باش، پاکت مچاله رو برمی‌دارم، توی راه یه سوسیس بندری میگیرم با دوتا نوشابه نارنجی، نگاه میکنم روشون نوشته کوکاکولا، روی تختم میشینم کاغذ بندری رو باز می‌کنم لای نون هات داگه حال ندارم برگردم پایین، همون رو میخورم، میخوابم توی خواب زری رو میبینم.

داستانک
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
بهشت زهرا جای عجیبی ست، مخصوصن روزهای وسط هفته، خلوت، میتوانی بروی گوشه ای، بنشینی و به عالم خفتگان و یا به قولی بیداران چشم بدوزی و کمی هم در خودت مچاله شوی.
تلخ که میشوم، آشوب که میشوم، قبر شهید گمنامیست که آرامم میکند. حرف زدن با کسی که نه تو میدانی کیست و نه او! چه فرقی دارد معتقد باشی دنیای بعد از مرگ هست یا نیست! برای اوئی که زیر خاک است زندگی از هرچیز دیگری واقعی تر است.

پیرمرد کیسه ای را دراز میکند، چندتائی سیب داخل کیسه است، یکی را برمیدارم، می نشیند کنارم.چاقوی تاشوئی قدیمی را از جیب خارج میکند و سیب را پوست میکند!
"با پوست نخور، اینارو واکس میزنن!"

چاقو را دراز میکند سمت من، چاقو را میگیرم . دسته استخوانیست، چاقوی اصیل، چاقو قدیمیست، شاید به قدمت خود پیرمرد! پرت میشوم به خیابانی در سالهای دهه سی، مردی با کت و شلوار مشکی که پاشنه کفش را هم خوابانده است.

دستم به پوست کندن سیب نمیرود، چاقو را برمیگردانم، تکه ای ا سیب را چاقو میزند و به سمت من تعارف میکند، میزنم پشت دست پیرمرد و سیب را برمیدارم.
"ادا در نیار بابا! اینا واسه تو فیلماست!"

خنده ام میگیرد، سیب را گاز میزنم! هوا سرد و گرم است! تکلیفش با خودش روشن نیست، مثل بیشتر ما.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
چاقوی شکاری
هاروکی موراکامی
ترجمه مهدی غبرایی

شاید عشق مدتی در جوش و خروش باشد اما تا ابد که دوام نمی‌آورد اگر دست به کاری جدی نزنیم رابطه‌ی ما به بن بست میرسد و عشق را در خود خفه می‌کند.
#برشی_از_یک_کتاب
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت.

احمد شاملو
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
Forwarded from کافی کتاب
زمانی
با تكه ای نان سیر می شدم
و با لبخندی
به خانه می رفتم
اتوبوس های انبوه از مسافر را
دوست داشتم
انتظار نداشتم
كسی به من در آفتاب
صندلی تعارف كند،
در انتظار گل سرخی بودم .

احمد رضا احمدی
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
Forwarded from کافی کتاب
گل‌ها ضعیفند. بی شیله‌پیله‌اند. سعی می‌کنند یک جوری تهِ دل خودشان را قرص کنند. این است که خیال می‌کنند با خارها چیزِ ترسناکِ وحشت‌آوری می‌شوند.

شازده کوچولو - آنتوان دو سنت‌اگزوپری
#کافی_کتاب
#برشی_از_یک_کتاب
@kafiketab
Forwarded from ای‌لیا
اینستاگرام‌ من
⬇️⬇️⬇️⬇️
Forwarded from کافی کتاب
پفیوز کیست؟
پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه می گویند، او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعی اش را می کند که تو همیشه خیال کنی گند زده ای. مهم نیست تو از چه حرف میزنی، او بهتر از تو می داند.

کتاب گهواره گربه - کورت ونه گات
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
🔴 هشدار سیل در تمام رودخانه های خوزستان اعلام شد

🔹معاون حفاظت و بهره برداری از منابع آب سازمان آب و برق خوزستان، نسبت به افزایش دبی در همه رودخانه های استان در روزهای آینده به دلیل پیش بینی بارندگی شدید هشدار داد و گفت: در همه رودخانه های استان برای مقابله با سیلاب احتمالی، حالت آماده باش اعلام شده است.

❇️ @eslahaat_press
دسته‌ی برف‌پاک‌کن را میزنم، برف‌پاک‌کن‌ها یکبار میروند و دوباره برمیگردند سرجایشان، نم باران دوباره شیشه را خیس میکند، تایمر چراغ قرمز هنوز به ۱۰۰ نرسیده است، توی رادیو جوان اشکان صادقی سوالها را برای یکی از شرکت‌کنندگانِ تلفنی میخواند، سرم را تکیه میدهم به پشتی، چشمهایم را میبندم، توی سیاهی یکهو دریا ظاهر میشود میروم نزدیکتر باران‌میزند توی دریا، لبخند میزنم، یکی میزند به شیشه سمت شاگرد سر می‌چرخانم، از لابلای قطرات ماسیده روی شیشه زنی توی ۲۰۶ مشکی دست تکان‌ میدهد شیشه را پایین‌ میدهم میپرسد: دستمال کاغدی دارید؟ از توی داشبورد جعبه دستمال را دراز میکنم سمت زن چندتایی برمی‌دارد و تشکر میکند، شیشه را بالا میدهد شیشه را بالا نمی‌دهم یک لحظه نگاه میکنم به زن که توی آینه آفتابگیر آرایشش را تجدید می‌کند.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan