گاه زندگی زیباست، شبیه دیدن صورت دخترک خوابآلودی که صبح توی تختش نشسته و موهایش پریشان است.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یه سری اشتباهات رو میشه جبران کرد ولی یه سری اشتباهات رو نمیشه جبران کرد فقط میتونی ترک کنی و دیگه ادامه ندی، هر از گاهی هم یادآوری میشه برات و عذاب وجدانش تا ابد باهات هست.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
من به چشم زخم اعتقادی ندارم، یه نفر توی شرکت هست که میگن چشماش شوره، بچهها اگر چیزی خریده باشن یا کاری کرده باشن بهش نمیگن، انگار هربار گفتن اینم تعریف کرده اون وسیله از بین رفته یا طرف کارش به بیمارستان کشیده، امروز حرف ماشین اصلاح بود گفتم یه رمینگتون خریدم ۵ سال پیش حدود ۱۵۰ تومن الان نزدیک دو تومنه، خیلی خوبه، اینم تعریف کرد که آره ایول چیز خوبیه و خوب شارژ نگه میداره و قس علی هذا، سر نهار یکی از بچهها گفت با ماشین اصلاحت خداحافظی کن گفتم بیخیال بابا، اومدم خونه قبل از حموم گفتم ریشم رو بزنم، زدم به شارژ و یهو گفت جیززززز و سوخت.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن توی چت برای مرد نوشت: گاهی بیشتر سر بزن، گاهی بیشتر از خودت بگو، گاهی یک چای بیشتر بمان، گاهی فقط ... زن همه چیز را گفت ولی نگفت دلتنگ میشود.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
ترافیک بود، حالم خوب نبود، دلم گرفت، رقیق شدم، حس کردم میخوام گریه کنم، گفتم پیاده میشم، وسط اتوبان حکیم، پیاده شدم، نشستم کنار ایستگاه آتش نشانی، یه مقدار گذشت یکی از ایستگاه اومد بیرون گفت آقا حالتون خوبه؟ گفتم آب دارید؟ گفت چای میخوری؟ برام چای آورد با کلوچه.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
14 مهر روز تهران
تهران شبیه کودک خسته ایست که ظهر از مدرسه آمده است و بوی پلو را توی خانه میشنود و کیف و کتاب را گوشه ای پرت میکند و مینشیند پای تلوزیون تا مادرش آن پلو و خورشت خوشمزه را برایش بیاورد. بعدش چرتی بزند و عصر با کلافگی مشقهایش را بنویسد و به فکر فردا باشد.
@boiereihan
تهران شبیه کودک خسته ایست که ظهر از مدرسه آمده است و بوی پلو را توی خانه میشنود و کیف و کتاب را گوشه ای پرت میکند و مینشیند پای تلوزیون تا مادرش آن پلو و خورشت خوشمزه را برایش بیاورد. بعدش چرتی بزند و عصر با کلافگی مشقهایش را بنویسد و به فکر فردا باشد.
@boiereihan
توی سری mr.corman معلم درباره تاریخ حرف میزد یه جاش گفت راهنمای زن اونها ... یه دختربچه پرسید چرا گفتی راهنمای زن چرا فقط نگفتی راهنما؟
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
هوا سرد بود، نبود، ملس بود، زن کنار مرد راه میرفت، دست کرد توی جیب کاپشن مرد، مرد دست گذاشت توی جیبش روی دست زن، دست زن را جمع کرد و فشرد به پهلویش، زن سکندری خورد، پایش پیچ خورد ... پخش شد روی پیادهرو، قشنگ دهانش سرویس شد بنده خدا!
آخرش متاسفانه خوب جمع و جور نشد.
@boiereihan
آخرش متاسفانه خوب جمع و جور نشد.
@boiereihan
یکی از نشانههای جذابیت:
آدمی که آرام و شمرده شمرده حرف میزنه، بدون تپق زدن و حرف اضافه.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدمی که آرام و شمرده شمرده حرف میزنه، بدون تپق زدن و حرف اضافه.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan