ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
Forwarded from ای‌لیا
اردی بهشت همینش خوب است، همینش که شبیه زن جوان لج بازی ست که تو را به بازی میگیرد به راحتی کام دلت را نمیدهد، تو را از کوچه پس کوچه های هوای یک خط در میان ابری و بارانی اش پیش میکشد، تو را نیمه جان میکند ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
اردیبهشت
زنی‌ست ایستاده بر ساحل، موج دریا آرام‌ میزند روی ساحل، میرسد به پاهای زن، پاهایش در شن فرو میرود، خنکی میدود از پاهالایش بالا می‌آید، زن چشمها را میبندد. نسیم میزند توی موهایش.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
شاید شبی بیدار کند
خاطره ای،
سکوتی را ،
که در نهان چشمی
سرمه می کشید.

#ای_لیا
@boiereihan
‏آنگونه که تو زیبائی
ما پریشانیم

#ای_لیا
@boiereihan
اندوه چیست
کسی نباشد که تو را در تو، لمس کند

#ای_لیا
@boiereihan
من ۱۸ساله با یک زن دارم زندگی می‌کنم، برای جذاب بودن و توی دل یک زن موندن نیاز داریم صادق باشیم، مهربون باشیم، شنونده خوبی باشیم، ابراز کننده دوست داشتن باشیم(کلامی و عملی)، مشارکت کننده در امور منزل باشیم، نوازشگر خوبی باشیم، نصیحت کننده و عقل کل نباشیم، مستحکم باشیم یعنی در اتفاقات سریع از هم نپاشیم(نه اینکه اصلن مضطرب یا ناامید نشیم بلکه حداقل به خانواده منتقل نکنیم) وقتی کمک خواستیم حتمن بهش بگیم(دوست ندارن فقط حمایت بشن)، بهشون بگیم چه مرگمونه، بفهمیم چه مرگشونه و ولشون نکنیم توی خودشون بمونن، سکس بلد باشیم(متاسفانه بیشترمون بلد نیستیم از متخصص اینکار هم کمک نمیگیریم چون فکر می‌کنیم نیاز نیست و همینهایی که می‌دونیم کافیه) یک مشایعت کننده بدون غر زدن در خرید و بازارگردی باشیم، مسافرت رونده باشیم فراوان، به ظاهر برسیم(ممکنه فکر کنید همین شکلی خوب هستم که ولی خب ظاهر و بدن خوب تاثیر بیشتری داره)، بو ندیم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
روزها همه از پس شب تکراری
ساعت ها همه از پس ساعت دیواری
ثانیه های فراموشی
لَختی آرامش در پس جان

چرخ زنگار گرفته روزگار ، غلتان میرود آن پائین
پائین تر از پیچ جاودانگی بشر

کودکی آویخته به تاب انتظار
زنی وامانده در ایستگاه عاشقی
و مردی که همه اینها را دید
همان نرسیده به پیچ نشست
و راه نیامده را یک دل سیر خندید.

رشت - تابستان 79
#ای_لیا
@boiereihan
باد ،کمی هم خاک
خاطره ای پنهان ، کمی آشکار
شسته می شود از روی سنگ قبری

#ای_لیا
@boiereihan
سکوت را شنیده ام
کودکی شاد از بازی روزانه
کاسه به دست
ستاره میجوید ...
پیرمردی دستفروش
لنگ لنگان
گاری نور را تا انتهای نگاهت می کشد.
زنی پی در پی نگاه ها را می درد
چون تویی ، چون منی را هجی می کند
کوزه گری با گل ماه
گلدان خورشید می سازد.

شاید انتهای این کوچه
کودکی آغوش مادر را گم کرده
مردی سینه انتظار زنی را می بوید
شاید تو را اول بار
آنجا بوئیده باشم

انتهای این کوچه
باران من
از آسمان نگاهت
می بارد.
زیبا چهره ای
چادر
از سر تو می کشد.

انتهای این کوچه
لیلا
دفتر شعر مجنون را صحافی می کند.
انهای این کوچه نگاهها را نبوئیده ...می چشند .
انتهای این کوچه ... هنوز مردی زنده است.


#ای_لیا
@boiereihan

رشت- پائیز79
و تو
تمام دوست داشتنی.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
توی تمرینات ورزشی نقطه ای هست که من دوست دارم بهش بگم دروازه جهنم. مربی ای داشتم که این اسم رو گذاشته بود روش. یه سری هم میگن نقطه بی بازگشت.

تمرینات فوتبال رو پانزده سالگی شروع کردم. چند روز از تمرینات که گذشت هنوز نمیتونستم از قله تنفسی رد بشم. اونجایی که سینه هات شروع به سوختن میکنن، طعم خون میپیچه تو گلوت. پهلوهام درد میگرفت بعد شل میکردم و می ایستادم. مربیم پسرعموم بود. اومد گفت تا از دروازه جهنم رد نشی هیچ پخی نمیشی! 

"دروازه جهنم کجاست؟"

"دروازه جهنم جاییه که اوشکولا ازش رد نمیشن!"

دو هفته بعد ول کردم تمرینات رو. یه روز عصر پسرعمو با موتور گازیش اومد دنبالم رفتیم زمین خاکی. گفت بدو. جا خوردم. کمربندشو در آورد و کشید به پاهام. با همون شلوار و پیراهن دوییدم. دمپایی ها رو کندم و پابرهنه رو خاک رس میدوییدم. اونم با کمربند دنبالم! موتورو برداشته بود و افتاده بود دنبالم. مثل اسب میدوییدم. اصلن نفهمیدم چی شد. یک ربعی میدوییدم. سینه ام میسوخت خون جمع شده بود تو گلوم ولی میدوییدم. چند دقیقه بعد انگار همه چیز آروم شد. نه سوزش سینه ای نه خونی توی گلو. پهلوهام درد نمیکرد. پسرعمو دیگه دنبالم نمیکرد. از دروازه جهنم رد شده بودم. موتورو روشن کرد و رفت، داد زد : فردا مثل بچه آدم بیا سر تمرین.

توی زندگی واقعی هم از این نقاط بدون بازگشت هست. از این دروازه های جهنم. یه جاهایی هست کم میاریم. میخوایم ول کنیم ولی اگر ادامه بدیم، سوختن سینه رو ندیده بگیریم، خون توی گلو رو تف کنیم، چند دقیقه بعد همه چیز آروم میشه. سرازیری میشه ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏در پیچ و تاب تن زن
در میان منحنی‌ها
قصه‌ای خواب است

#ای_لیا
@boiereihan
آدمها یک جور از چشم میوفتن که انگار اصلن نبودن.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم

نیما یوشیج

+ متن کامل شعر
http://kafiketabp.blogfa.com/
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
آیدا نیست
سینا دادخواه
#داستان‌صوتی 🎙
24. سینا دادخواه - آیدا نیست
از مجموعه #داستان‌همشهری شماره 2
@boiereihan
1
دستگاه شور
استاد لطفی
دستگاه شور🎹🎙🎼
استاد لطفی
#موزیک
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
آدمی سیاره رنج است در منظومه‌ی تنهایی.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
در آغوشت
وطنی، و تنی‌ست
آرام می‌کند اندوه دلی خسته را

#ای_لیا
@boiereihan
#داستانهای_الکی
قسمت اول

‏شمارو دعوت می‌کنن یک جای غریب و ناشناخته، مردد هستید و میرید، وارد که میشید جو سنگینه، حس خوبی ندارید با اون آدم تنها باشید، هنوز وقت دارید برگردید ولی یک حس درونتون میگه باید بمونید، حس خجالت یا هرچیزی. می‌مونید، مسموم میشید، به قتل میرسید، قطعه قطعه می‌شید.

@boiereihan
‏آدمی تنها بود
تنهایی در میان تنهایان

#ای_لیا
@boiereihan