ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
حرف بزنیم، درباره رنجها اضطرابها، مشکلات، درباره هر چیزی که ذهنمون رو درگیر کرده حرف بزنیم، بیشتر آدمهای اطرافمون بدون اینکه حرف بزنیم متوجه نمیشم چمونه، توی خودمون نریزیم.
اگر کسی حرف زد فقط شنونده باشیم، اگر کمکی نخواست حتی راهنماییش هم نکنیم، فقط شنونده باشیم. بذاریم خودش رو خالی کنه.

#ای_لیا
@boiereihan
تنهایی‌ت را بیاور
در آغوش تنهائی من
خاطره‌ای شاید هنوز بیدار است

#ای_لیا
@boiereihan
توی کار خودت اگر عاشقی پس برنده‌ای.

خوزه مورینیو
@boiereihan
تو را پنهان دوست داشته‌ام
هرگز نفهمیدی
و تکرار عادتهایت را زندگی کردی

#ای_لیا
@boiereihan
حسادت درد بزرگیه، آدم حسود رنج زیادی می‌کشه و خودش خبر نداره.

#توئیتر
@boiereihan
مادرم ساعت 5 بیدار میشد، نمازش رو میخوند، صبحانه آماده میکرد، صبحی ها رو بیدار میکرد که صبحونه بخورن و برن، ظهری ها هم خواب بودن، بعدش که صبحی ها رفتن باز نمیخوابید دنبال مهیا کردن نهار بود، بعدش باید صبحونه ظهری هارو میداد و بعد نهار و ... این پروسه بی نهایت ادامه داشت.
#توئیتر
@boiereihan
دوست داشتن آرام آرام توی دلت، در جانت، توی رگهایت جریان پیدا می‌کند، ارام آرام چونان ماری عظیم تو را در خود می‌پپچد و استخوانهایت را خرد می‌کند، تو را می‌بلعد، هضم میشوی در میان احساسی شیرین. تا به خودت بیائی افتاده‌ای در آغوش خاطره‌ها.

#ای_لیا
@boiereihan
مادرها بوی خوبی میدن، بوی زندگی.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
بیژن : شما چقدر شکسته شدید!

دریا : زن ها زود پیر می شن ! می دونین چرا ؟
چون عروسک بازیشون هم جدیه ! روی عمرشون حساب می شه !
از دو سالگی مادرن !
بعد مادر برادرشون میشن ! بعد مادر شوهرشون می شن !
باباشون که پا به سن می ذاره ازشون پرستاریِ یه مادر رو می خواد !
گاهی حتی مادر مادرشون هم میشن !
من شوهر نکردم !
ولی مادر مادرم بودم ! مادر پدرم بودم ! مادر برادرم هم بودم !
تازه به همه یِ اینا بچه هایِ به دنیا نیامده ام رو هم حساب کن !
مادر اونا هم بودم.

باغ های کندلوس - ایرج کریمی
#کافی_کتاب
#فیلم_دیالوگ
@kafiketab
👍1
گوهر باران
حامد حبیبی
#داستان‌صوتی 🎙
22. حامدحبیبی - گوهرباران
از مجموعه #داستان‌همشهری شماره 2
@boiereihan
در آغوشت
وطنی، و تنی‌ست
آرام می‌کند اندوه دلی خسته را

#ای_لیا
@boiereihan
عاشقت بودم
در تنهایی خویش
تو را چونان چای
آرام آرام‌ می‌نوشیدم.

#ای_لیا
@boiereihan
تو را پنهان دوست داشته‌ام
هرگز نفهمیدی
و تکرار عادتهایت را زندگی کردی

#ای_لیا
@boiereihan
از این قطار خون میچکه.pdf
684.8 KB
کتاب: عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک، یا، از این قطار خون می‌چکه قربان
نویسنده: حسین مرتضاییان آبکنار

@boiereihan
آدمی می رود، خاطره ها می مانند و گاه شبیه اندوهی ابدی تو را از درون می خورند.

#ای_لیا
@boiereihan
اندوه چیست
رفته ای، عطرت در میان خاطره ها جاریست.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
تو که خود را فراموش کنی، کسی تو را یاد خواهد کرد؟

عین القضات همدانی
@boiereihan
زندگی کوتاه است
لحظه را دریاب

#ای_لیا
@boiereihan
آغوشت
شبیه جنگلی ست
که آرام
باران میزند روی برگهایش

#ای_لیا
@yekbashar
آغوشت
قرارِ دل خسته‌ی ماست

#ای_لیا
@boiereihan
دوستت دارم
شبیه بوسه‌ای آرام
روی لبهایت
کوتاه و ابدی

#ای_لیا
@boiereihan