This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی تو را چنین به انتظار است؟
@boiereihan
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
به وقت دلتنگی
آدمی در پی دستی
بوئی آشنا
صدائی آرام
شاید زمزمهای نامفهوم
لحظهها را چنگ میزند.
#ای_لیا
@boiereihan
آدمی در پی دستی
بوئی آشنا
صدائی آرام
شاید زمزمهای نامفهوم
لحظهها را چنگ میزند.
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
Forwarded from ایلیا
سرباز عراقی روی دیوار یکی از خانههای خرمشهر نوشته بود : آمدیم که بمانیم.
بعد از آزادسازی خرمشهر شهید بهروز مرادی زیرش نوشته بود: آمدیم نبودید!
@boiereihan
بعد از آزادسازی خرمشهر شهید بهروز مرادی زیرش نوشته بود: آمدیم نبودید!
@boiereihan
❤1
Forwarded from ایلیا
Forwarded from ایلیا
زن به مرد گفته بود دوست داشتن اجازه نمیخواهد، یکجا میزند توی صورتت به خودت میآئی میبینی چیزی فرق کرده است، هوا طعم گرفته است، نفس کشیدنت فرق کرده است، آن تهها توی افق غروب زیباتر شده است.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گاه کسی را دوست داری
شبیه آن برفهای روی اِورست
همانقدر دور
همانقدر بکر
همانقدر تازه
...
همانقدر بعید.
#ای_لیا
@boiereihan
شبیه آن برفهای روی اِورست
همانقدر دور
همانقدر بکر
همانقدر تازه
...
همانقدر بعید.
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
تصویر عریان یک زن زیباست
به پهلو چرخیده باشد، کمی از انحنای زیر کمرش تا پشت ساقهایش سر را به عقب بچرخاند کمی هم لبخند کمی هم انحنای گردی پستانهایش
تصویر عریان یک زن زیباست ...
#ای_لیا
@boiereihan
به پهلو چرخیده باشد، کمی از انحنای زیر کمرش تا پشت ساقهایش سر را به عقب بچرخاند کمی هم لبخند کمی هم انحنای گردی پستانهایش
تصویر عریان یک زن زیباست ...
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
قلب اینطور است: یادش نمیرود، تو را در گوشهای نگه میدارد حتی اگر ذهن فراموشت کرده باشد.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
حال رقیق
وقتی آدمی احساسش نازک میشود، در مرز باریک هستی و نیستی، یک حال غریب سبک، شبیه وزیدن نسیم روی پوست عرق کردهی صورت، چشمها را ببندی، خیال برود، تو بروی، جهانی برود.
#ای_لیا
@boiereihan
وقتی آدمی احساسش نازک میشود، در مرز باریک هستی و نیستی، یک حال غریب سبک، شبیه وزیدن نسیم روی پوست عرق کردهی صورت، چشمها را ببندی، خیال برود، تو بروی، جهانی برود.
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
گفت خدا لابد زن را که می آفریده حال خوبی داشته، آرام آرام اجزاء و ترکیبات را جمع کرده کنار هم. مثلن دست کشیده روی سر زن وبعد موها را آورده پایین دست گذاشته توی گودی کمر زن و کمی فرو داده و بعد گردی باسن را کشیده بیرون. دستهایش بوی گل رز میداده وقتی داشته چشمهای زن را خلق میکرده منحنی در منحنی زن را رسم کرده. برجستگی سینه ها را، کشیدگی رانها را، خودش هم عاشق شده لابد!
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
@boiereihan
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
@boiereihan