...
رفته بودیم سمت مازندران یه کارخونهای بازدید، طرفهای فیروزکوه راننده رفت بنزین بزنه، پیاده شدم یه خرده خودم و دستهام رو بکشم تا از اون حال مچاله توی ماشین بیرون بیام، این منظره جلوی چشمم بود، خیره شدم به اون ابرها و به این فکر کردم که این لحظه تکرار نمیشه، یک برشی از زمان که در یک صبح خنک خرداد سال ۱۴۰۳ رخ داد و همونجا هم موند، زندگی ما پر از این زمانهاست، لحظاتی که گذشتن و رفتن، تاریخ به سمت جلو حرکت میکنه ولی آیا تکرار نمیشه؟ آیا اگر لحظات خوب و قشنگی داریم اینها تکرار نمیشن؟ اینها توی زمان دفن میشن؟ قطعن نه! ما میتونیم اون لحظات خوب و قشنگ رو هی فراخوانی کنیم، هی بازیابی کنیم، هی تکرارش کنیم و نذاریم تبدیل به عادت بشه، در خلالِ عادتهای پرتکرار زندگی دچار ملال نشیم، مثل دوست داشتن، وقتی بهش میگی "دوسِت دارم" این تکرار زیبا رو میتونی بارها بگی و هربار زمان تازه بشه، هربار برگردی به همون پمپ بنزین و جلوی این منظره قرار بگیری و لبخند بزنی.
آره عزیز من، دوست داشتن یک شغل تمام وقت است در خلال عادتهای پرتکرار زندگی.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
رفته بودیم سمت مازندران یه کارخونهای بازدید، طرفهای فیروزکوه راننده رفت بنزین بزنه، پیاده شدم یه خرده خودم و دستهام رو بکشم تا از اون حال مچاله توی ماشین بیرون بیام، این منظره جلوی چشمم بود، خیره شدم به اون ابرها و به این فکر کردم که این لحظه تکرار نمیشه، یک برشی از زمان که در یک صبح خنک خرداد سال ۱۴۰۳ رخ داد و همونجا هم موند، زندگی ما پر از این زمانهاست، لحظاتی که گذشتن و رفتن، تاریخ به سمت جلو حرکت میکنه ولی آیا تکرار نمیشه؟ آیا اگر لحظات خوب و قشنگی داریم اینها تکرار نمیشن؟ اینها توی زمان دفن میشن؟ قطعن نه! ما میتونیم اون لحظات خوب و قشنگ رو هی فراخوانی کنیم، هی بازیابی کنیم، هی تکرارش کنیم و نذاریم تبدیل به عادت بشه، در خلالِ عادتهای پرتکرار زندگی دچار ملال نشیم، مثل دوست داشتن، وقتی بهش میگی "دوسِت دارم" این تکرار زیبا رو میتونی بارها بگی و هربار زمان تازه بشه، هربار برگردی به همون پمپ بنزین و جلوی این منظره قرار بگیری و لبخند بزنی.
آره عزیز من، دوست داشتن یک شغل تمام وقت است در خلال عادتهای پرتکرار زندگی.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
❤14
تو را دوست داشتهام
شبیه آن برفهای روی کیلیمانجارو
همانقدر دور، همانقدر بعید
همانقدر بکر
همانقدر تازه.
#ای_لیا
@yekbashar
شبیه آن برفهای روی کیلیمانجارو
همانقدر دور، همانقدر بعید
همانقدر بکر
همانقدر تازه.
#ای_لیا
@yekbashar
❤2🥰2
به زن گفته بود جنوب رفتی؟ زن گفته بود نه، دوباره نگاه کرده بود توی چشمهای زن و گفته بود نزدیکهای غروب، آفتاب یکی دو ساعتی مونده برسه توی خط افق دریا، لنجها کنار ساحل آروم روی آب موج میخورن، مرغهای دریایی سبک بالای دریا روی هوای گرم بالهاشون رو باز کردن و سُر میخورن توی هوا، آفتاب داره کجکی میزنه روی آب دریا، یه رنگ سبز آبی عجیبی درست شده روی آب، هیچ کجا این رنگ رو نمیبینی، کم کم خنکی داره زورش خودش رو میندازه روی سر گرما، یک حال غریبی هست، میتونی تصور کنی؟ زن چشمها را بسته بود و گفته بود: آره قلبم به تپش افتاد. مرد دست زن را گرفته بود و گفته بود: تو دقیقن به زیبایی همین تصویر هستی و حتی زیباتر.
#ای_لیا
@iliyaaf7
#ای_لیا
@iliyaaf7
❤10🥰1
+ شما مردا وقتی با همید درباره چی حرف میزنید؟
- درباره شما زنها، درباره زیبائیتون، اخلاق خوبتون، اینکه "لابد جهان بی زن چیزی کم داشت" درباره این چیزا دیگه!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
- درباره شما زنها، درباره زیبائیتون، اخلاق خوبتون، اینکه "لابد جهان بی زن چیزی کم داشت" درباره این چیزا دیگه!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
❤8
Forwarded from ایلیا
عشق چیز پیچیده ای نیست حتی میشد اسمش را گذاشت سوسیس و تخم مرغ. مناقشه بر سر اسمش نیست از این حرفها گذشته است. عشق هرچه هست از آدمی به آدم دیگر فرق میکند یکجائی بوی تنش را دوست داری یک جائی نظرش را درباره فیلم فلان و جای دیگر هم نمیفهمی که یکهو چرا وقتی نیست دلت تنگ میشود. زمان تعریف عشق را عوض میکند, یک جائی میرسد که حس میکنی همه اش توی واژه ها و معانی خلاصه میشد و عشق آنچیزی نبود که فکرش را میکردی، آنگونه اساطیری، آنگونه خلسهوار، میفهمی عشق خوردن یک لیوان چای است، در یک عصر خنک تابستانی و نگاه کردن توی چشمهای کسی که دوستش داری.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
ف
@iliyaaf7
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
ف
@iliyaaf7
👍3🥰1