ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
تو که نمی دانی
یک روز که آسمان این شهر دوباره آبی شود
دوباره مردمان را خواهی دید
که آفتاب ریخته اند در سبدهاشان
دوباره زندگی می نشیند روی پرچین احساس
نسیم دوباره می رود لابلای موهای شهر
سبز می شود خیال
برگی دیگر سرگردان جوی نخواهد شد
زندگی دیگر
خواب شیرینی نخواهد بود
بیدار خواهند شد
همه ی خوابهای زیر بالش خیال.
شاید پیرزنی که شال می بافت
چادرش را ببند بر کمر
و بیاید زیر فواره های میدان شهر
چرخی بزند و خنده هایش بریزد در رگ های شهر.

تو که نمی دانی
ولی پدرم می گفت
که این آسمان تا ابد خاکستری نمی ماند
آسمان این شهر آبی می شود ...
تو باور کن
یقینن آبی می شود.

#ای_لیا
بهمن ۹۵
@iliyaaf7
آدمی که نتواند و نخواهد دردل کند چه میکند؟
از پنجره به بیرون خیره میشود، به این فکر میکند که کسی هست که چای را میشود با او تلخ خورد؟!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
مرد دلتنگ بود
چشمها را بست
یادمش آمد دستهای زن را ...

#ای_لیا
@boiereihan
گاه شنیدن صدایش کافیست ...

#ای_لیا
@boiereihan
آخرین تیربارچی آخرین قطار فشنگ را هم خالی کرد. روی سقف بیمارستان نشسته بود مستاصل که چه کند. یکی از مدافعین گفت : سید گفته جمع کنید و برگردید. شهر سقوط کرده.
آخرین وانت به همراه آخرین بازمانده ها که خارج شدند، تیربارچی نگاهی به خط افق کرد جایی که دو تانک پیش میآمدند، فرصت گریه کردن نبود. سقف بیمارستان را بوسید. قرار گذاشت که برگردد و دوباره ببوسدش.
تیربار را روی دوش گذاشت و سقوط شهر را پشت سرش ندید ...

دو سال بعد برگشت، اول به نیابت از سید ممد بوسید. گونه هایش را چسباند روی سقف، هق هق گریه امانش نداد. ممد نبود ببیند مدافعین برگشته اند.

اینستاگرام من : iliya.7
#ای_لیا
@boiereihan
زنهای زیادی هستند که روی لبهایشان لبخند هست.
توی دلهاشان؟ نمیدانم ...

#ای_لیا
@boiereihan
آلزایمر یعنی
تو مرا دوست داشته باشی،
دل من هم جای دیگری گیر کرده باشد!

#ای_لیا
@boiereihan
درد مرا میگیرد
چرخی می خورد تا بیخ گلویم را می فشارد
فریاد نمی شود، درد می شود
زخم می شود
می خواهد هبوط کند در کویر
اما چشمی ندارد تا راهی را پیدا کند
پس می نشیند و

دردش می آید.

#ای_لیا
@boiereihan
فاصله را
تنهایی را
پر می کند ،
آبی ِ سرگردان
در نگاه تو ...

و لبریز می کند
خاطره را
همین را ، لحظه را ...

ای لیا

+ وبلاگ من : http://reihan-7.blogsky.com/
در خاطراتت
جانب احتیاط را رها کرده ای
افتاده ای در آغوش من!

#ای_لیا
@boiereian
آدم است دیگر
گاه یادش می افتد تو را ندارد
درد میگیرد جای خاطراتش!

#ای_لیا
@boiereihan
در تو
جا مانده است
چیزی ،
شبیه یک بوسه
رو به انقضاء.

#ای_لیا
@boiereihan
قهوه زندگی
تلخ است بانو!
شکر لبهایت را کم دارد ...

#ای_لیا
@boiereihan
"شما" واژه محترمی است، "تو" شدن لیاقت میخواهد ...

+ ایکاش می دانستم چه کسی این را گفته، می رفتم و دستانش را می بوسیدم.
@boiereihan
توی چشمهایم نگاه کرد و گفت : پس سگش کو؟!

#ای_لیا
@boiereihan
وقت تتگ است بانو
بوسه ای مهمان کن مرا.

#ای_لیا
@boiereihan
روی سر تنهایی
باران می بارد
دستی نیست
تا چتری باز کند روی سرم ...

#ای_لیا
@boiereihan
این کانال برای مدتی به روز نخواهد شد. از همراهی شما دوستان عزیز سپاسگزارم. چند روزی نیستم.

ارادتمند شما
#ای_لیا